کلبهٔ پیتار;
امروز انقدر انگشتامو با کاغذ بریدم که چسب زخم گذاشتم بغلم🧌
این قضیه همچنان ادامه داره:/
آقا زبونم نمیچرخه اسم این دوتارو حفظ کنمم
رابیندرانات تاگور
یوهان ولفگانگ گوته
-آذرباد آهی کشید. افسوس، آنها هنوز او را خوب درک نکرده بودند. با خود میاندیشید:«وقتی کسی هدفی غیر از آنچه همه دارند، دنبال کند، میگویند خداست یا شیطان.»-
کلبهٔ پیتار;
میگن امتحان فردا احتمالا سخت ترین امتحانمونه یاخدا خب
خدو اندر این زندگی🧌