#حکایت_قدیمی
مجنون و نماز گزاران
مجنون از راهی میگذشت. جمعی نماز گذاشته بودند. مجنون از لا به لای نمازگزاران رد شد. جماعت تند و تند نماز را تمام کردند. همگی ریختند بر سر مجنون. گفتند بی تربیت کافر شده ای. مجنون گفت مگر چه گفتم؟!
گفتند : مگر کوری که از لای صف نمازگزاران میگذری. مجنون گفت من چنان در فکر لیلی غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک نمازگزار ندیدم.
شما چطور عاشق خدایید و در حال صحبت با خدا همگی مرا دیدید؟!
👌چه خوب است قدری مجنون خدا باشیم...
تو هوای سرد زمستون از حموم عمومی در اومدیم و نم نم بارون میزد، خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و ... جلوش پهن بود، تختی رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بیشتره لیف و جوراباشو خرید! تعجب کردم و پرسیدم: داداش واسه کی میخری؟
ما که تازه از حموم در اومدی، اونم اینهمه! گفت تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی خرجشو در میاره، وگرنه میتونست الآن تو یه بغل نرم و یه جا گرم تن فروشی و فاحشگی کنه !!!
پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ شه ، برگشت تو حموم و صدا زد: نصرت اینارو بزار دم دست مردم و بگو صلواتیه ...
خاطرهای از شادروان عباس زندی
روزی عارف کبیری در خانه اش نشسته بود، پیرمردی از روستایی دور به دیدن او آمد و گفت:
"ای قدیس! چه گویم که به خدا برسم و محبوب او شوم؟!"
عارف نگاهی به او کرد و گفت:
خوش بگذران، با شادی ات خدا را نیایش کن
لحظاتی بعد مرد جوانی به حضور عارف رسید و گفت:
"چه کنم تا به خدا برسم؟"
عارف گفت: زیاد خوش گذرانی نکن!
جوان تشکر کرد و رفت
یکی از شاگردانش که آن جا نشسته بود گفت: "استاد بالاخره معلوم نشد که باید خوش بگذرانیم یا نه!"
عارف گفت: سیر و سلوک روحانی و رسیدن به حضور حق مانند بندبازی است که چوبی در دست دارد گاهی آن چوب را به طرف راست و گاهی به طرف چپ می برد تا تعادل خود را روی بند نگه دارد. آن چوب را چوب تعادل گویند!
به خاطر بسپار: تعادل و میانه روی یگانه راه حصول به خلوت حق می باشد
هدایت شده از نبض کویر
🎥 پخش زنده تجمع مردم ولایتمدار خور از رسانه نبض کویر
@NABZEKAVIR
@LABINEWS
@SABATBAYAZEH
@IRAJNEWS
@EBRAHIMABADZIBA
@SARZAMINAMCHAHMALEK
@VATANAMJAFARABAD
@KHABARNAEINKHOORBIYABANAK
@M_E_M_B_Farrokhi
@FARVI1396
@OfogheKavir
@ORDIBZIBA
@PITARUN
هدایت شده از نبض کویر
🎥 پخش زنده تجمع مردم ولایتمدار فرخی از رسانه نبض کویر
رجزخوانی کربلایی حسن رحمانی
@NABZEKAVIR
@LABINEWS
@SABATBAYAZEH
@IRAJNEWS
@EBRAHIMABADZIBA
@SARZAMINAMCHAHMALEK
@VATANAMJAFARABAD
@KHABARNAEINKHOORBIYABANAK
@M_E_M_B_Farrokhi
@FARVI1396
@OfogheKavir
@ORDIBZIBA
@PITARUN
هدایت شده از نبض کویر
🎥 پخش زنده تجمع مردم ولایتمدار خور از رسانه نبض کویر
🎙همراه با سخنرانی:
حجت السلام رنجبر
معاون تعلیم و تربیت بسیج سپاه صاحب الزمان (عج) اصفهان
@NABZEKAVIR
@LABINEWS
@SABATBAYAZEH
@IRAJNEWS
@EBRAHIMABADZIBA
@SARZAMINAMCHAHMALEK
@VATANAMJAFARABAD
@KHABARNAEINKHOORBIYABANAK
@M_E_M_B_Farrokhi
@FARVI1396
@OfogheKavir
@ORDIBZIBA
@PITARUN
#داستان_کوتاه
✨📝نتیجه ی خوبی کردن📝✨
🔹فلمینگ، یک کشاورز فقیر اسکاتلندی بود.
یک روز در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقی در آن نزدیکی صدای درخواست کمک را شنید،
وسایلش را بر روی زمین انداخت و به سمت باتلاق دوید. پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود، فریاد می زد و تلاش می کرد تا خودش را آزاد کند.
فلمینگ او را از مرگی تدریجی و وحشتناک نجات می دهد.
🔸روز بعد، کالسکه ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمینگ رسید. مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کرد که فارمر فلمینگ نجاتش داده بود. اشراف زاده گفت:
" می خواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی".
کشاورز اسکاتلندی جواب داد:
" من نمی توانم برای کاری که انجام داده ام پولی بگیرم".
🔹در همین لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد.
اشراف زاده پرسید:
" پسر شماست؟"
کشاورز با افتخار جواب داد: "بله"
با هم معامله می کنیم.
اجازه بدهید او را همراه خودم ببرم تا تحصیل کند. اگر شبیه پدرش باشد، به مردی تبدیل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد.
🔸پسر فارمر فلمینگ از دانشکده پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصیل شد و همین طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الکساندر فلمینگ کاشف پنسیلین مشهور شد.
سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الریه مبتلا شد و توسط پنیسیلین نجات یافت.
هدایت شده از نبض کویر
#فوری #مهم
🚨 احتمال برگزاری حضوری امتحانات داخلی نوبت دومِ متوسطه اول و متوسطه دوم در شهرستان خوروبیابانک بالا رفت!!!
جزئیات خبر تا لحظاتی دیگر در کانال نبض کویر
👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1325991362Cbecc444d86