eitaa logo
پی ترون
324 دنبال‌کننده
361 عکس
263 ویدیو
4 فایل
Pitaru~ (پی ترون به معنی پیشترها) سفردر زمان پیوند نسل ها با آداب و رسوم قدیم شهرستان خوروبیابانک
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ غیر حضوری شدن تمامی مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش،مراکز آموزش عالی ودانشگاهها و نیز دورکاری کارکنان دستگاههای اجرائی تمام شهرستانهای استان بمنظور قطع زنجیره بیماری آنفلوانزا و شرایط آلودگی هوا طی روزچهارشنبه هفته جاری 🔹شیشه فروش مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان اعلام داشت بر اساس گزارش مرکز بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی اصفهان و کاشان و بمنظور قطع زنجیره انتقال بیماری آنفلوانزا و تداوم شرایط سکون وپایداری جو و آلودگی هوا مقرر گردید روز چهار شنبه ۱۲آذر ماه تمامی ادارات دولتی موسسات عمومی بانکها و بیمه ها بجز مراکز امدادی .درمانی و خدمات رسان و شعب بانکهای کشیک بصورت دورکاری فعالیت نمایند. 🔸همچنین تمامی مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش ،دانشگاهها و مراکز علمی.آموزشی و فرهنگی در سطح استان نیز تا پایان هفته به صورت غیرحضوری فعالیت نمایند 🔸وی ادامه داد: مهدهای کودک و پیش دبستانی ها و مراکز آموزش استثنایی نیز تا پایان هفته در سطح استان تعطیل خواهند بود . 🔸شیشه فروش از عموم جامعه درخواست نمود با رعایت اصول ایمنی و بهداشت فردی،کاهش حضور در مراکز تجمع وحلقه های ترافیکی شست و شوی دست.استفاده از ماسک توسط بیماران و رعایت اصول خود حفاظتی مطابق با شیوه نامه های بهداشت فردی ابلاغی توسط مرکز بهداشت در شرایط آلودگی هوا و پیشگیری از بیماری آنفلوانزا همکاری نمایند. 🔰 استانداری اصفهان 🔰 | شبکه‌های اجتماعی رسمی استانداری اصفهان|
روزی بود و روزگاری بود... یک روز ملانصرالدین تصمیم گرفت "گاوش" را به بازار ببرد و بفروشد. پیش از رفتن به بازار "آب و علف" خوبی به گاوش داد و آن را به بازار برد. یکی از آدم های "بدکار" وقتی دید ملانصرالدین گاوش را به بازار آورده تا بفروشد "فکر شیطانی" به ذهنش رسید و نقشه ای کشید که سر بیچاره "کلاه بگذارد." او با عجله به سراغ دوستانش رفت و نقشه اش را با آن ها در میان گذاشت و "طبق نقشه" یکی یکی به طرف ملا نصرالدین رفتند. اوّلی گفت: عمو جان این "بز" را چند می فروشی؟! ملانصرالدین گفت: "این حیوان گاو است و بز نیست." مرد گفت: گاو است؟ به حق چیزهای نشنیده! مردم بز را به بازار می آورند تا به "اسم گاو" بفروشند. ملاّ داشت "عصبانی" می شد که مرد حیله گر راهش را گرفت و رفت. دوّمی آمد و گفت: ملاّ جان بزت را چند می فروشی؟! ملّا از کوره در رفت و گفت: "مگر کوری و نمی بینی که این گاو است نه بز؟" مرد "حیله گر" گفت: چرا عصبانی می شوی؟ بزت را برای خودت نگه دار و نفروش! چند لحظه بعد سومّی آمد و گفت: «ببینم آقا این حیوان "قیمتش" چند است» ملا گفت: «ده سکه» خریدار گفت: ده سکه؟!! "مگر می خواهی گاو بفروشی که ده سکه قیمت گذاشتی این بز دو سکه هم نمی ارزد..." ملا باز هم عصبانی شد و گفت: گاو؟ پس چی که گاو می فروشم... خریدار گفت: دروغ به این بزرگی! مگر مردم "نادان" هستند که پول گاو بدهند و بز بخرند. ملاّ نگاهی به گاوش انداخت کمی چشم هایش را مالید و با خود گفت: «نکند من دارم اشتباه می کنم و این حیوان واقعاً بز است نه گاو!!» خریدار چهارمی سر رسید و با لبخند آرامش گفت: ببخشید آقا! آیا این "بز شما" شیر هم می دهد؟ مّلا که "شک" در دلش بود گفت: «نه آقا، بز است، به درد این می خورد که زمین را شخم بزند» خریدار گفت: «خوب حالا این بزت را چند می فروشی تا با آن زمینم را "شخم بزنم"» ملا با خود گفت: «حتماً من اشتباه می کنم مردی به این "محترمی" هم حرف سه نفر قبلی را تکرار می کند» "معامله انجام شد." ملا گاوش را که دیگر "مطمئن" بود، بز است به "دو سکه" فروخت و به خانه اش برگشت. " دزدها هم با خیال راحت گاو را به آن طرف بازار بردند و با خیال راحت فروختند." از آن به بعد وقتی خریداری بخواهد هر جنسی را به قیمت کمتری بخرد می‌گویند؛ " بز خری می کنی " برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
افراد موفق در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی‌کنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری، از دست نمی‌دهند. برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
بی بی خدابیامرز میگفت : هرکسی نون دلش و میخوره هر وقت نون دلت رو خوردی برکت سرازیر میشه تو زندگیت بی بی میگفت : فکر نکنی برکت فقط پوله ها همین که دلت خوش باشه یعنی برکت همین که شب که از سر کار میای خونه و چراغ خونت روشن باشه و بوی غذا از آشپزخونت بیاد بیرون یعنی برکت هرجا که زانوهات تاب سنگینی بار مشکلات رو نداشت و عزیزی زیر بازوانت رو گرفت که بلند شی یعنی برکت اگر اولاد اهل داشتی و زنی داشتی که با کم و زیادت ساخت یعنی برکت بی بی میگفت : برکت زندگی به شمار دستهاییه که تو سفرت باز میشه برکت به تعداد قلبهاییه که توشون جا داری و برات می تپه همین که کسی تو زندگیت اومد و کلی از بار زندگیت و ناخواسته به عهده گرفت یعنی برکت این که آنقدر عمر با عزت داشته باشی که نوه و نتیجه هات و دور و برخودت خوش ببینی یعنی برکت بی بی خدابیامرز میگفت : اره عزیز دلم برکت فقط به پول نیست . برکت به دل خوش و آدمهای سبز توی زندگیته ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌ برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضرت ام البنین اسوه ایثار برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
«نامی از آسمان؛ ام‌البنین» روزی‌روزی، در سرزمین مدینه، دختر پاک و مهربانی زندگی می‌کرد. نامش فاطمه بود. یک روز، وقتی فاطمه با دل پاک خود کنار نخل‌ها نشسته بود، خبر رسید که امیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام می‌خواهد با او ازدواج کند. فاطمه خیلی خوشحال شد، اما چیزی در دلش گفت، باید دقت کند... او آرام با خودش اندیشید: « اسم من هم فاطمه است، شاید وقتی فرزندان حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها، یعنی امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، مرا صدا بزنند، به یاد مادرشان بیفتند و غمگین شوند.» پس با مهربانی رو به حضرت علی علیه‌السلام کرد و گفت: «ای مولای من، اگر اجازه دهید، از این به بعد من را با نام *فاطمه* صدا نزنند؛ می‌خواهم نامی جدید داشته باشم که دل فرزندان زهرا را ناراحت نکند.» امام علی علیه السلام لبخند زدند، چقدر زیبا بود فکر این خانم مهربان و از همان روز، مردم او را با نامی پر برکت صدا زدند: ✨ «ام‌البنین» یعنی مادر پسرها. سال‌ها گذشت، و ام‌البنین با عشق و ایمان، مادر چهار پسر دلاور شد؛ که یکی از آنان، حضرت عباس علیه‌السلام بود — علمدار کربلا، یار وفادار امام حسین علیه‌السلام. و همه‌ی کودکان یاد گرفتند که محبت و احترام، گاهی حتی در یک *نام* پنهان است... 🌸
🍃🍃🍃🍃 🍃🌸🌸 🍃🌸 🍃 ⚜هدف⚜ می‌گویند تیمور لنگ مادر زادی لنگ بود و یک پایش کوتاه تر از دیگری بود. یک روز همۀ سرداران لشکرش را گرد تپۀ پوشیده از برف که بر فراز تپه، یک درخت بلوط وجود داشت، جهت مشخص نمودن جانشینش جمع کرد. سردارانش گرد تپه حلقه زده بودند. تیمور گفت: همه تک تک به سمت درخت حرکت کنند و هرکس رد پایش یک خط راست باشه، جانشین من میشه. همه این کارو کردند و به درخت رسیدند، اما وقتی به رد پای بجا مانده روی برف پشت سرشون نگاه می کردند، همه دیدند درسته که به درخت رسیدند ولی همه زیگزاگی و کج و معوج. تا اینکه آخرین نفر خود تیمور لنگ به سمت درخت راه افتاد و در کمال تعجب با اینکه لنگ بود در یک خط راست به درخت رسید. به نظر شما چرا تیمور نتونست جانشین خود را در اون روز برفی انتخاب کند؟ ایراد سردارانش چه بود که نتونستند مثل تیمور در یک خط راست حرکت کنند و جانشینش شوند؟ در قصۀ تیمور لنگ وقتی راوی علت را از خود تیمور جویا می شود، تیمور در پاسخ میگوید: هدف رسیدن به درخت بود، من هدف را نگاه می کردم و قدم برمیداشتم اما سپاهیانم پاهایشان را نگاه می کردند نه هدف را. تمرکز داشتن و هدف داشتن لازمه موفقیت است. برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
به خدا که وصل شوی، آرامش وجودت را فرا می‌گيرد. نه به ‌راحتی می‌رنجی، و نه به ‌آسانی می‌رنجانی. آرامش، سهم دل‌هايی‌ست که به سمت خداست. صبح‌ به‌خیر🍁 برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
یک مثل قدیمی در کره می‌گوید "رودخانهٔ تمیز ازچشمهٔ پاک جاری می‌شود" و به واقع این موضوع صحت دارد، آب در ارتفاعات باید تمیز باشد که آب رودخانه نیز تمیز و پاک باشد. جامعه نیز به همین شکل است. رهبران باید سالم باشند تا جوامع نیز سالم بمانند. 📚 سنگفرش هر خیابان از طلاست 👤 کیم وو چونگ
739.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برنامه مورد علاقه دهه شصتی ها برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 درخواست هنرمندانه و جذاب و شنیدنیِ پدر عروس از داماد در کشور مصر 🌹🌹🌹👏👏👏