eitaa logo
پی ترون
324 دنبال‌کننده
363 عکس
266 ویدیو
4 فایل
Pitaru~ (پی ترون به معنی پیشترها) سفردر زمان پیوند نسل ها با آداب و رسوم قدیم شهرستان خوروبیابانک
مشاهده در ایتا
دانلود
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عیب رندان مکن ای زاهد پاک سرشت
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 «خادم جمهور» به همت آستان قدس رضوی منتشر شد.... 💔 برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
امیدوارم در این روز زیبا کلبه دلتون گرم باشه چراغ امیدتون روشن وجودتون سبز و سلامت دعای خیر همراه زندگیتون... سلام صبحتون بخیر و نیکی روز خوبی در پیش داشته باشی🌹
"پنبه دزد، دست به ریشش می کشد." تاجری بود کارش خرید و فروش پنبه بود و کار و بارش سکه. بازرگانان دیگر به او حسودی میکردند؛ یک روز یکی از بازرگانها نقشه ای کشید و شبانه به انبار پنبه ی تاجر دستبرد زد. شب تا صبح پنبه ها را از انبار بیرون کشید و در زیرزمین خانه ی خودش انبار کرد. صبح که شد تاجر پنبه خبردار شد که ای دل غافل تمام پنبه هایش به غارت رفته است. به نزد قاضی شهر رفت و گفت: خانه خراب شدم. قاضی دستور داد که مامورانش به بازار بروند و پرس و جو کنند و دزد را پیدا کنند. اما نه دزد را پیدا کردند و نه پنبه ها را. قاضی گفت: به کسی مشکوک نشدید؟ ماموران گفتند: چرا بعضی ها درست جواب ما را نمی دادند ما به آنها مشکوک شدیم. قاضی گفت: بروید آنها را بیاورید. ماموران رفتند و تعدادی از افراد را آوردند. قاضی تاجر پنبه را صدا کرد و گفت به کدام یک از این ها شک داری؟ تاجر پنبه گفت: به هیچ کدام. قاضی فکری کرد و گفت: ولی من دزد را شناختم. دزد بیچاره آن قدر دست پاچه بوده و عجله داشته که وقت نکرده جلو آیینه برود و پنبه ها را از سر و ریش خودش پاک کند. ناگهان یکی از همان تاجرهای دستگیر شده دستش را به صورتش برد تا پنبه را پاک کند. قاضی گفت: دزد همین است و به تاجر گفت: همین حالا مامورانم را می فرستم تا خانه ات را بازرسی کنند. یکساعت بعد ماموران خبر دادند که پنبه ها در زیر زمین تاجر انبار شده است و او هم به جرم خود اعتراف کرد. از آن به بعد وقتی می خواهند بگویند که آدم خطا کار خودش را لو می دهد می گویند: "پنبه دزد، دست به ریشش می کشد."
876.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارتون شروع شد مامان من بعد کارتون مشقامو مینویسم🥲🥹
روستای چوپانان منظم‌ترین روستای خشتی جهان. در محدوده پناهگاه باغ وحش عباس آباد نایین اصفهان روستایی به نام چوپانان وجود دارد که به عنوان منظم ترین روستای خشتی دنیا معرفی شده است. روستایی که هیچ کوچه بن‌بستی ندارد! برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حکایت تنگه ابوالحیات به نبرد تاریخی و شجاعانه سردار ایرانی،آریوبرزن، و خواهرش یوتاب در تنگه‌ی (هم اکنون به نام تنگ ابوالحیات) در مسیر شیراز به کازرون در برابر سپاه اسکندر مقدونی اشاره دارد؛ جایی که آریوبرزن با تعداد کمی نیرو راه را بست، تلفات سنگینی به دشمن وارد کرد، و در نهایت به دلیل خیانت یک چوپان، به همراه خواهر قهرمانش در این تنگه به شهادت رسیدند. ‌برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
پیرمردی بود، که پس از پایان هر روزش از درد و از سختیهایش مینالید.. دوستی، از او پرسید: علت این همه درد چیست که از آن رنجوری.. پیرمرد گفت: دو بازشکاری دارم، که باید آنها را رام کنم،دوتا خرگوش هم دارم که باید مواظب باشم، به هر سویی نروند. دوتا عقاب هم دارم که باید آنها را هدایت و تربیت کنم، ماری هم دارم که آن را حبس کرده ام. شیری، نیز دارم که همیشه، باید آنرا در قفسی آهنین، زندانی کنم، بیماری نیز دارم که باید از او مراقبت کنم و در خدمتش باشم.. مرد گفت: چه میگویی، آیا با من شوخی میکنی؟ مگر میشود انسانی اینهمه حیوان را باهم دریکجا جمع کند و مراقبت کند.. پیرمرد گفت: شوخی نمیکنم، اما حقیقت تلخ و دردناکیست. آن دو باز شکاری🦉، چشمان منند، که باید با تلاش و کوشش از آنها مراقبت کنم. آن دو خرگوش🐇 پاهای منند، که باید مراقب باشم بسوی گناه کشیده نشوند آن دو عقاب🦅 نیز، دستان منند، که باید آنها را به کارکردن، آموزش دهم تا خرج خودم و خرج دیگر برادران نیازمندم را مهیا کنم. آن مار🐍، زبان من است، که مدام باید آنرا دربند کنم تا مبادا کلام ناشایستی از او، سر بزند.. شیر🦁، قلب من است که با وی همیشه درنبردم که مبادا کارهای شروری از وی سرزند و آن بیمار، جسم و جان من است، که محتاج هوشیاری، مراقبت و آگاهی من دارد. این کار روزانه من است که اینچنین مرا رنجور کرده، و امانم را بریده. برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷