جشن سَده از جشنهای ایرانی است که در آغاز شامگاه ۱۰ بهمن برگزار میشود. این جشن هزاران سال قدمت دارد و از کهنترین جشنهای ایرانی (حتی قدیمیتر از نوروز) بهشمار میرود. این جشن، جشن پیدایش آتش در نظر گرفته میشود. بر اساس شاهنامهٔ فردوسی، پیشینهٔ این جشن به دوران هوشنگشاه، دومین پادشاه پیشدادی، بازمیگردد.
این جشن در خور و بیابانک در روز پنجم بهمن ماه برگزار می شود.
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
سلام و احترام
با توجه به برخی محدودیت های ایجاد شده و جهت گسترش فعالیت ها و پویایی مطالب، کانال صادق نیوز قطعا تا چند روز آینده حذف خواهد شد و از این پس این تیم رسانه ای فعال و صادق در کانال نبض کویر فعالیت خواهد کرد
🆔 @nabzekavir
🆔 @nabzekavir
لطفا اکنون با عضویت در کانال نبض کویر از تلاش های صادقانه تیم رسانه شهرستان حمایت کنید و دلگرمی ما باشید
🆔 @nabzekavir
🆔 @nabzekavir
باسلام و احترام و تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه
فعالین محترم فرهنگی شهرستان خوروبیابانک و مردم شریف شهرستان که در این ایام که ایام شادی اهلبیت (ع) و محبان ایشان است، اقدام به برگزاری جشن های شادی، در مساجد و هیئات شهرستان میکنند میتوانند، گزارش تصویری یا ویدویی مراسمات خود را، در گروه آلبوم خوروبیابانک به آدرس https://eitaa.com/joinchat/3306685858C8484acfb40 منتشر کنند
یا جهت انتشار در رسانه مردمی نبض کویر به آیدی @nabze_kavir ارسال فرمایند
تا ان شاء الله بتوانیم در حد توان، در نشر خوبی ها سهیم باشیم ❤️
#حکایت
🐕روباه وشتر🐪
روباهي از شتري پرسيد:
عمق اين رودخانه چقدر است؟شتر جواب داد:تا زانو.
ولي وقتي روباه توي رودخانه پريد ، آب از سرش هم گذشت!
روباه همانطور که در آب دست و پا مي زد و غرق ميشد به شتر گفت:
تو که گفتي تا زانووووو!
و شتر جواب داد: بله ، تا زانوي من ، نه زانوي تو!
🔸هنگامي که از کسي مشورت ميگيريم بايد شرايط طرف مقابل و خودمان را هم در نظر بگيريم.🔸
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
#حکایت_قدیمی
عقـرب و مـرد گناهکار🦂
آورده انـد که بزرگـی مـیفرمـود: وقتـی در ساحل نـیل داشتـم لباس هایـم را مـیشستم، ناگاه عقـرب بزرگـی را دیـدم که مـی آیـد، پناه بر خـدا بـُردم تا از شـر او محفوظ باشـم.
عقـرب رفت و من از پی وی مـیرفتـم تا به کنار آب رسیـد. لاک پشتـی از آب برآمـد، سـوار شـد و از نیل بگـذشت..
مـن گفتـم: ایـن امـری عـجیب است. پـس پـیراهـن کنـار زدم و شـنا کنـان خــود را به آن طـرف رود رسانـدم. دیـدم لاک پشت عقـرب را بنهاد و به جای خـود بازگشت و عقرب حرکت کرد و مـیرفت تا به درختی عظیـم رسیـد.
من جوانـی را مست و خـراب حال دیـدم که افتاده و خـواب برده است. گفتم: انا لله، همین ساعـت است که این جـوان را هلاک کنـد، در این انـدیشه بـودم که ماری بزرگ از گـوشه ی جنگل برآمد و قصد جان آن جـوان را نمود تا آنرا هلاک کند، ناگهان عقـرب را دیدم که بر پشت آن مار پـرید و او را نیش زد و کشت و از آنجا به کنار آب آمد، دوباره لاک پشت آمد و او بر پشت او نشت و رفت.
من به سـوی آن جـوان بازگشتم دیدم هنـوز در خواب غفلت است. مـدتی نشستم تا بیدار شد. قصه را به وی بگفتـم، جـوان چون شنید از درون دل آه و ناله برآورد و روی به آسمان کرد و گفت: «خـدایا من با تو چه کردم و تو با من چـه کردی». سپس توبه نـمود و از نیکان روزگار گردید.
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
🔸معنی ضربالمثل:کنایه از نان و نمک خوردن کسی و شکستن نمکدان اوست🔸
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
از بی ادبی کسی به جایی نرسید
دری است ادب ؛به هر گدایی نرسید !
سر رشته ی ملک پادشاهی،ادب است
تاجی است که جز به پادشاهی نرسید
از خدا جوئیم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش در همه آفاق زد
👤مولانا
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
احوال پرسی گران قیمت
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
ستارخان سردار غیور ایرانی در خاطراتش می گوید:
من هیچوقت گریه نکردم،
چون اگر گریه می کردم آذربایجان شکست می خورد
و اگر آذربایجان شکست می خورد ایران شکست می خورد.
اما در زمان مشروطه یک بار گریستم.
و آن زمانی بود که 9 ماه در محاصره بودیم بدون آب و بدون غذا.
از قرارگاه آمدم بیرون، مادری را دیدم با کودکی در بغل، کودک از فرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت و بدلیل ضعف شدید بوته را با خاک ریشه می خورد، با خودم گفتم الان مادر کودک مرا فحش می دهد و می گوید لعنت به ستارخان.
اما مادر، فرزند را در آغوش گرفت و گفت: "اشکالی ندارد فرزندم، خاک می خوریم، اما خاک نمی دهیم." آنجا بود که اشک از چشمانم سرازیر شد.
زنده و پاینده باد نام کسانی که بخاطر عزت این مملکت و آب و خاک، جانانه ایستادند ...
برای دنبال کردن مطالب و مشارکت:
@reza_vahab
@baharrrr313
#خاطره_های_خوروبیابانک
#آیین_های_فراموش_شده
#گذرگاه_خاطرات
🆔📌با ما همراه باشید 👇
🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷