eitaa logo
پی ترون
323 دنبال‌کننده
370 عکس
273 ویدیو
4 فایل
Pitaru~ (پی ترون به معنی پیشترها) سفردر زمان پیوند نسل ها با آداب و رسوم قدیم شهرستان خوروبیابانک
مشاهده در ایتا
دانلود
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
زنده از مشهد خیابان امام رضا(ع) نیمه شعبان 💚اللهم عجل لولیک الفرج💚
هدایت شده از نبض کویر
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدایت شده از نبض کویر
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدایت شده از نبض کویر
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدایت شده از نبض کویر
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدایت شده از نبض کویر
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 پخش زنده مسابقات جام دهه فجر در شهرستان خوروبیابانک نیمه دوم 🟧 پایگاه شهید مدنی ⬛️ پایگاه امام رضا (ع) سالن تختی شهر خور همراه با گزارش اختصاصی رسانه نبض کویر @NABZEKAVIR @NEGINKAVIR @KHABARNAEINKHOORBIYABANAK @SABATBAYAZEH @SARZAMINAMCHAHMALEK @LABINEWS @KHABARGOZARI_KHOOR @VATANAMJAFARABAD @EBRAHIMABADZIBA @M_E_M_B_Farrokhi @FARVI1396 @IRAJNEWS @ORDIBZIBA @PITARUN
هدایت شده از نبض کویر
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 پخش زنده مسابقات جام دهه فجر در شهرستان خوروبیابانک 🟥 پایگاه حبیب بن مظاهر 🟦 پایگاه حضرت جواد الائمه (ع) سالن تختی شهر خور همراه با گزارش اختصاصی رسانه نبض کویر @NABZEKAVIR @NEGINKAVIR @KHABARNAEINKHOORBIYABANAK @SABATBAYAZEH @SARZAMINAMCHAHMALEK @LABINEWS @KHABARGOZARI_KHOOR @VATANAMJAFARABAD @EBRAHIMABADZIBA @M_E_M_B_Farrokhi @FARVI1396 @IRAJNEWS @ORDIBZIBA @PITARUN
هدایت شده از نبض کویر
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدایت شده از نبض کویر
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 پخش زنده مسابقات جام دهه فجر در شهرستان خوروبیابانک 🟨 پایگاه شهید بهشتی 🟦 پایگاه حضرت ابوالفضل (ع) سالن تختی شهر خور همراه با گزارش اختصاصی رسانه نبض کویر @NABZEKAVIR @NEGINKAVIR @KHABARNAEINKHOORBIYABANAK @SABATBAYAZEH @SARZAMINAMCHAHMALEK @LABINEWS @KHABARGOZARI_KHOOR @VATANAMJAFARABAD @EBRAHIMABADZIBA @M_E_M_B_Farrokhi @FARVI1396 @IRAJNEWS @ORDIBZIBA @PITARUN
هدایت شده از نبض کویر
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 پخش زنده جشن میلاد حضرت ولی عصر (عج) و جشن انقلاب در هیئت آقا قمر بنی هاشم (ع) شهر فرخی 🎤 کربلایی سیدعلی آلداوود @NABZEKAVIR @NEGINKAVIR @KHABARNAEINKHOORBIYABANAK @SABATBAYAZEH @SARZAMINAMCHAHMALEK @LABINEWS @KHABARGOZARI_KHOOR @VATANAMJAFARABAD @EBRAHIMABADZIBA @M_E_M_B_Farrokhi @FARVI1396 @IRAJNEWS @ORDIBZIBA @PITARUN
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از هر دست که بدی از همون دست می گیری 😊😉 برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷
🖇به جمالت نناز به تبی بند است به مالت نناز به شبی بند است🖇 در گذشته جوانی زندگی میکرد. روزی از روزها جوان از روی دل تنگی شروع به خواندن آوازی کرد. از قضا وزیر و درباریان همان روز به بیرون شهر آمده بودند که ناگهان متوجه صدای جوان شدند. وزیر که چنین شنید شیفته صدای لطیف او شد زیرا جوان بسیار زیبا آواز می‌خواند و غم دلش هر کسی را به گریه وا می‌داشت. وزیر به دنبال جوان گشت تا اینکه به خانه جوان رسید. جوان هنگامی که وزیر و درباریان با نشان سلطنتی را دید ناگهان ترسید و گمان برد خلافی از وی سرزده است. وزیر به جوان گفت: «ای جوان نترس؛ دلیل آمدن من به اینجا صدای دلنشین تو بوده است و میخواهم تو را همراه خودم به دربار ببرم تا اعلی حضرت هم صدای زیبای تو را بشنود». پس جوان همراه وزیر راهی دربار شد و در آن جا برای بزرگان و شاه شروع به خواندن کرد و هرگاه آواز میخواند همگی برای دست میزدند و به پایش زر و گوهر میریختند. خیلی زود جوان در شهر خود شهرتی بسیار پیدا کرد و به مجلس‌های بسیاری دعوت میشد و بزرگان شهر از وی میخواستند کمی در مجلسشان حضور یابد و اندکی برایشان آواز بخواند و اما هرکس که چنین درخواستی را از جوان داشت باید پول فراوانی به جوان میداد تا او برایشان اندکی آواز بخواند. و چنین بود که جوان به مرور صاحب مال فراوانی شد و به خود میبالید. روزی از روزها جوان برای استراحت قصد مسافرت به شهری دیگر را کرد، پس به اندازه کافی با خود پول برداشت و راهی جاده‌ها شد. شب هنگام جوان به بیابانی رسید و خواست شب را در آن جا بماند و استراحت کند تا صبح روز بعد باز هم به راه خود ادامه دهد. جوان دیگر حتی برای خودش هم آواز نمیخواند زیرا می‌ترسید صدایش خطشه‌ای بگیرد و یا اینکه کسی بدون آنکه به او پول بدهد در آن حوالی صدایش را بشنود. صح روز بعد که جوان از خواب بیدار شد با شگفتی دید که خبری از پول‌هایش نیست زیرا شب گذشته راهزنان بی سروصدا همه پول‌های جوان را دزدیده بودند. جوان به ناچار به شهری که در ان نزدیکی بود رفت و چون پولی نداشت برای اسبش علوفه بخرد در کوچه و پس کوچه‌های شهر با ناراحتی گام بر می‌داشت و با سوزی دلنشین آواز میخواند. او که تا دیروز جوانی ثروتمند بود و میتوانست خروارها علوفه بخرد اکنون حتی پول خرید مقدار اندکی کاه را نداشت و چنین بود که او پیوسته و با آوازی بلند این عبارت را زمزمه می‌کرد: 🖇به جمالت نناز به تبی بند است به مالت نناز به شبی بند است🖇 برای دنبال کردن مطالب و مشارکت: @reza_vahab @baharrrr313 🆔📌با ما همراه باشید 👇 🇮🇷🌴@pitarun🌴🇮🇷