هم خودشان #خاکی بودند
هم لباس هایشان
کافی بود #باران ببارد
تا عطرشان در سنگرها بپیچد
#شهدا
#مردان_بی_ادعا
دو روز مانده به حرکت کاروان بچه های بالا
#برای_دل_جاماندگان_دعا_کنید💔
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_شهید_97
https://eitaa.com/piyroo
#پیام_شهدا
💢 شهید حسین خرازی :
من اهمیتے نمیدهم
دربارهٔ ما چہ مےگویند؛
من مےخـواهم
دل #ولایت را راضے ڪنم ...
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_شهید_97
https://eitaa.com/piyroo
┄┅═══✼🍃 🌺 🍃 ✼═══┅┄
#شهادت فقط در خون
غلطیدن نیست!
شهادت هنگامۍ رخ مۍ دهد
ڪه #دلت از زخمِ
#ڪنایه و تڪه پراڪنۍ دیگران بگیرد.
و #خون همان
#اشڪی ســــت
ڪه از #آه دلت جارۍمۍشود...
و آن هنگام ڪه مردان به دنبال
راهۍ براۍ #شهادت هستند
تو اینجا هرروز شهید مۍشوۍ:)
#شَهیده_حِجاب 🌸🌱 #افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_شهید_97
https://eitaa.com/piyroo
🌼بسمــ رب الشهدا و الصدیقین 🌼
سلام و ادب محضر شما همسنگرلن
محترم 🌼🍃
روایتگری شهدایی قسمت 227
👇👇👇👇👇
9.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتگری شهدایی قسمت 227
انقلابی که خون پاش داده شده ...
انقلابی که چهل سال تمام قد همه وایسادن پاش فکر کردی میشه باش کاری بکنی...!!!
┄┅┄┅┄┄┅┄┅┄
#کلیپ
#روایتگری
#حاج حسین یکتا
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_شهید_97
https://eitaa.com/piyroo
📃 #کلام_شهید
💢جهـانی که امروز پر از فسق و فجور و خیانت ابرقدرتهـاست ،
تلاش و ایثار میخواهـد
👌در راہ حسین علیهالسلام رفتن ،
#حسینی_شدن میخواهـد . . .
#فرمانـده تیپ۹ بدر
#سردار_شهید_اسماعیل_دقایقی
#شهادت: ۲۸ دی ماه ۱۳۶۵
کربلای۵ ،شلمچه
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_شهید_97
https://eitaa.com/piyroo
✅بخشی از وصیت نامه
✨#شهید_اسماعیل_دقایقی✨
برای شما ارزوی صبر و استقامت و پیگیری اهداف اسلامی را دارم. ان شاءالله بتوانید با #کار_و_فعالیت,خود را پیش از پیش وقف راه خدا و اسلام کنید. پیش بردن اسلام در جهان؛جهانی که پر از فسق و فجور و خیانت ابر قدرت هاست,#تلاش_و_ایثار میخواهد. در راه #امام_حسین(ع) رفتن,حسینی شدن میخواهد ...ان شاءالله در پیروی از راه امام امت خمینی عزیز که همان راه خدا و اهل بیت عصمت و طهارت است,موفق باشید.
#امام_حسین
#کار_فعالیت
#شهید
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_شهید_97
https://eitaa.com/piyroo
💠همسر شهید دقایقی:
یک بار سر یک مسئله ای با هم به توافق نرسیدیم؛ هر کدام روی حرف خودمان ایستادیم؛ او عصبانی شد؛ اخم کرد و لحن مختصر تندی به خودش گرفت و از خانه بیرون رفت. شب که برگشت، همان طور با روحیه باز و لبخند آمد و به من گفت: «بابت امروز صبح معذرت می خواهم.» می گفت: «نباید گذاشت اختلاف خانوادگی بیشتر از یک روز ادامه پیدا کند...»
📚«نیمه پنهان ماه/ جلد چهارم/ صفحه 37»
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_شهید_97
https://eitaa.com/piyroo