eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.3هزار دنبال‌کننده
35.1هزار عکس
16.4هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⚠️ ازعالمی‌پرسیدند : بالاترین‌وزنه‌چندکیلواست‌ڪه‌یه‌نفربزنه‌ وبهش‌بگن‌پهلوان⁉️ گفت : بالاترین‌وزنه‌یک‌پتوی¹کیلویی‌است‌ ڪه‌هنگام‌نمازصبح‌بتواندازروۍ‌خودبلندڪند. هرکسی‌این‌وزنه‌روبلندکندپهلوان‌است.  ‍‌ https://eitaa.com/piyroo
🚨کجایید ای مسلمانان که به زنان غزه بی‌حرمتی شد... تسلیت مسلمانان❌❌❌ نویسنده مشهور اهل غزه: 🔹ای مسلمانان در ماه رمضان به زنان مسلمان تجاوز شد سپس آنان را کشتند، چرا هنوز بیکار نشستید!؟ بهتر از زندگی باذلت ‍‌ https://eitaa.com/piyroo
✨هنوز که هنوز است، گاهی بوی اُدکُلُنش را حس می‌کنم. همیشه رایحه عطرش در فضای خانه می‌پیچید؛ می‌گفت: «همون‌طور که مردها دوست دارند همسرشون به خودش برسه، متقابلاً زنها هم انتظار دارند شوهر به خودش برسه!» عاشقانه دوستش داشتم؛ اکثر اوقات روی آینه متن‌های عاشقانه می‌نوشت یا یک قلب می‌کشید و اسم من را توی آن می‌نوشت. وقتی هم سرِ کار بود، برایم پیامک عاشقانه می‌فرستاد. اگر توی خانه مشغول کاری بود و صدای پیامک بلند می‌شد، می‌گفت: «ببین این مزاحم کیه؟» می‌دانستم طبق عادت همیشگی خودش برایم پیامک فرستاده؛ می‌گفتم: «مراحمه؛ زندگیمه...» می‌گفت:«چشمم روشن! حالا چی گفته؟» پیامکش را بلند بلند می‌خواندم. به یاد ندارم اهل مجادله و بحث باشد. در اوج عصبانیّت می‌خندید و من هم از خنده‌اش خنده‌ام می‌گرفت. وقتی از چیزی ناراحت می‌شدم، سریع یادم می‌رفت که مسئله چه بوده است. راوے: همسر شهید 📗کتاب «طائر قدسی» مدافع حرم امین کریمی🌷 هدیه به روح مطهر شهید صلوات🌸🌿 اللهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَى‌مُحمَّـدٍوآل‌مُحَمَّد ‍‌ https://eitaa.com/piyroo
🦋 یکبار که دستمـ بند بود چـادرم را درآوردم مادربزرگ گفت:‌ چادری ، چادرش را از سرش نمیکـشد گفتم دستـم بـند اسـت گفـت پس با دنـدان بـگیر😊 سالها میـگذرد من چـادرم را با چنـگ و دنـدان سخت گـرفته ام ‍‌ https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
وقتی نزدیک ماه مبارک رمضان می‌شدیم، داداش‌حامد میومد مسجد و در تمیز کردن و نظافتِ مسجد با بچه‌ها سهیم می‌شد. پنجره‌های مسجد رو با روزنامه پاک می‌کرد، لوسترها رو تمیز می‌کرد، کُل مسجد رو با دوستانش جارو می‌کرد و استکان‌ها رو می‌شُست. آخرای ماه شعبان همیشه روزه می‌گرفت. قبل رسیدن ماه مبارک با حقوق ناچیزی که از سپاه می‌گرفت، برای خانواده‌هایی که وضع مالی خوبی نداشتند ولی داداش می‌شناخت که اهل روزه هستند، وسایل مورد نیاز از قبیل چای، برنج، مرغ، روغن و... تهیّه می‌کرد و یواشکی در اختیارشون قرار می‌داد. این‌ها رو به ما هم نگفته بود و بعد شهادتش متوجّه این‌کارهاش شدیم و یه‌عدّه از خود این خانواده‌ها برامون تعریف می‌کردند که آقا حامد همیشه هوای خانواده‌ی ما رو داشت.                   راوے: برادر شهید 🌷 ‍‌ https://eitaa.com/piyroo
حتی اگر خسته ای یا حوصله نداری؛ نمازت را عاشقانه بخوان! تکرار هیچ چیز جز نماز در این دنیا قشنگ نیست..! 🌷 ‍‌ https://eitaa.com/piyroo