eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.3هزار دنبال‌کننده
35.1هزار عکس
16.4هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
امیر المومنین(ع)🌹 یا علی با نام تو دل عشق بازی میڪند شیعہ با حبّ تو مولا سرفرازی میڪند گر که با "ناد علی" بعد ازخدا جویے مدد گفتن ذڪر عـلی صد چاره سازے میڪند پیشاپیش فرخنده میلاد باسعادت حضرت علی علیه السلام مبارک باد 🎊 https://eitaa.com/piyroo
رهبر معظم انقلاب : همین الان کسانی در دنیا هستند که با شهدا اُنس بیشتری دارند، در مشکلات زندگی متوسّل به شهدا می شوند و شهدا جواب می دهند. 🌷 https://eitaa.com/piyroo
⚠️ میگُفتـــــ : •همیشـہ تویِ عبـادتـــــ •متوجـہ باش . . . ! ↓ •عاشـق مےخواد •نـہ مشترےِ بهـشتـــــ :) •|خدآعاشــــق‌میخواد|• 💞 https://eitaa.com/piyroo
گفـت: ‌دختر رو چہ‌ بہ‌ |؟!🤔 گفتـم‌: شاید | ‌توےِ‌ جنگ شهید نشنـ اما همین ‌بس‌ کہ از | بعضے مادرهآ چمران‌ و ‌آوینے‌ و قاسم‌ سُلیمانـے داریم..✌️🏻 https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
من و امیرعلی یک کارگاه کوچک بلوک‌زنی راه انداختیم. چندتا کارگر هم گذاشتیم بالا سر کار. امیرعلی همیشه به نیروهای کارگاه می‌گفت: «نکنه یه‌وقت بلوک‌های لب‌پریده یا سبک‌تر از حد استاندارد رو بار بزنید برای مشتری» خیلی حواسش به حلال و حرام بود. تحت هیچ شرایطی هم نمی‌گذاشت دستمزد کارگرها عقب بیفتد. همه دوستش داشتند؛ از بچه‌های بلوک‌زنی گرفته تا مشتری‌ها. 🔹 راوی: دوست شهید امیرعلی محمدیان https://eitaa.com/piyroo
می خواست بره و بچه ها منتظرش بودن... حس عجیبی داشت، انگار می دونست این دفعه برگشتنی نیست! اضطراب داشت که چجوری با مادر خداحافظی کنه... با خودش می گفت: «یعنی الان چی می خواد بگه، من که طاقت ندارم بشنوم...» فکر می کرد الان قراره بشنوه که پسرم زود برگرد! من رو تنها نذار و زود به زود بهم زنگ بزن و... بالاخره دلش رو زد به دریا و رفت جلو، دست مادر رو بوسید و از زیر قرآن ردش کرد... منتظر شنیدن شد که یه دفعه مادر گفت: «خداحافظ پسرم، سلام من رو به حضرت زهرا(س) برسون» https://eitaa.com/piyroo
داشت‌شهید‌میشد نفساۍ‌آخرش‌بود بہش‌گفتم‌حاجۍبیا‌یکم‌آب‌بخور . . گفت‌میخواۍمنو‌شرمنده‌آقا‌کنۍ؟💔 آب‌و‌بزار‌واسه‌مجروحین! - بچه‌ها‌شہدا‌اینطوری‌بودنا! یه‌گردان‌با‌یه‌قمقمه‌آب‌سر‌میکردن https://eitaa.com/piyroo