من زنده ام
اول خودم معرفی کردم وسط معرفی من هی مزه پروندن منم با مهر و خنده جمع کردم اون فرد را مورد مهر قرار دادم که یک نفر گفت بهش گل محمدی بدید اصلا
متوجه نشدم که از کجا میداند
که من گل محمدی خشک هدیه میدادم و به دوستان نزدیکم
میگم گل محمدی 🌸
روز شهادت امام کاظم علیه السلام بود
زیر صدا مون آهنگ ملایمی گذاشتیم
بعد از من
دوست خوبم برنامه را دست گرفت
ایشان خادم امام رضا علیه السلام هستن و خاطرات زیادی دارن
شروع کردن کمی از حال و
هوای خادمی خودشان گفتن و خاطره ای که چند لات و لوت آمده بودن زیارت گفتن خلاصه بچه ها دلشون نرم و لطیف شد اشک ریختن
به دو گروه تقسیم شدن گروهی آمدن پوستر نمایشگاه دیدن مسابقه شرکت کردن
گروهی دیگر حلقه شدن پیش دوست گل مون در مورد ادامه خاطرات خادمی در حرم اما رضا علیه السلام
گفتن و خادم حرم امام حسین علیه السلام هم بودن گفتن دخترا دلشون رفت پیش زیارت
گفتن ما رو ببرید زیارت
گفتیم شماره بدید
همه از دم شماره دادن 😅
چند کتاب خوب
معرفی کردیم
و باز هم جای خودشون
با گروه بعدی عوض کردن
و در مسابقه شرکت کردن
قرعه کشی کردیم
و جایزه دادیم
مطهره بانو
حسابی شاد و خندان بود
دختران هی نازش میکردن و باهاش بازی میکردن
👣 آدرسِ غلط
▪️اصولاً آدرس غلط همیشه به ما میدهند، میگویند نشانهای تجاری #صهیونیستی را تحریم کنید و نخرید و برای مثال به نوتلا و نستله و کوکاکولا اشاره میکنند؛ ولی از شبکه های اجتماعی صهیونیستی نظیر #تلگرام، #اینستاگرام و #توییتر هیچ اسمی به میان نیست! یا للعجب❗️
👆اینها هم برای صهیونیسم #پولساز هستند و باید تحریم شوند.
🌐در دنیای مجاز، ارزش مادی یک سکوی اینترنتی به تعداد #کاربرانِ_فعال آن و هر #کلیکی است که در آن بستر انجام میشود.
👌هر چقدر ما بیشتر فعالیت کنیم، درصد ارزش آن و در نتیجه تبدیل شدن آن ارزش به بمب و موشک علیه #غزه افزایش مییابد.
بعد میریم در توییتر ایلان ماسک در حمایت از #غزه طوفان راه میاندازیم مضحک است، نه❓
روز سه شنبه قرار بود دو مدرسه برم
یکی برای نمایشگاه انقلاب غیرت
و دومی گذاشتن میز خدمت برای دهه فجر 🌹
و اما ساعت یک از برنامه نمایشگاه هنرستان آمدیم بیرون با کلی وسیله و ساک دستم و دختری بازیگوش اما خسته 🧐
راهی محل زندگی مان شدیم که مدرسه دوم قرار بود برم فاصله پنج دقیقه ای دارد با بیت مان
و اما هواااااا سرد باد میآمد و گاهی نمی باران میزد
میخواستم برم وسایل زیر پله بیت مان بگذارم بعد برم مدرسه
اما نشد
القصه رفتم مدرسه ابتدایی که قرار بود به عنوان مشاور پشت میز خدمت بشینم 🧐
و اما در هوااااای بسیار سرد پر باد و نم بارون داشت میز گذاشتن مدام کاغذ و پارچه عکس امام خمینی میرفت رو هوا میافتاد 😐
میگم خب چراااا اینجا هوا سرده
ما یخ کردیم مردم هم همینطور
و از اون بدتر بچه من که
همیشه مریضی ش
متصل به مریضی بعدی تازه دو روز خوب شده به خدا
نمیشه بریم تو سالن مدرسه یا نمازخانه 😒
دیگه من ناراحت بودم خودم رفتم تو سالن
گفتن نمازخانه زیارت عاشورا هست 😐 تو سالن سر و صدا میکنن مادران
حالا چقدر مادر بودن 🧐
از ۳۶۰ مادر
فقط
ده نفر آمده بودن
اونا هم عین آلاسکا شده بودن 😒
برنامه های بدون تدبیر و
تبلیغ درست
مدرسه و بسیج
متاسفانه
خلاصه که یکی از عزیزان
مطهره بانو را در سالن نگه داشت
و من رفتم تو حیاط پشت نیز خدمت
نشستم
واقعا ناراحت بودم چرا مقتضیات زمان و مکان را درست تعبییه نمیکنن
دلم پیش مطهره بود آوردن ش تو حیاط
باز آب بینی اش آمد 😞😪
باز گفتم ببرنش تو سالن 😒
القصه من پشت میز خدمت بودم و همان ده مادر تک تک آمدن پیش ما
مادری نشست و گفت خانم من استرس زیاد دارم
نگران بچه ام هستم
فرزند ش کلاس چهارم پنجم
بود فکر کنم گفت
دقیق یادم نیست
گفت اینقدر نگران و استرس بچه ام دارم از آینده اش که هر ماه میبرمش انواع مختلف چکاب بدن
از فیزیوتراپ و قند فشار دندان پزشکی چشم پزشکی و هر دکتری شما فکر کنی من بردمش 🧐😳
ماهی یک بار تمام بدنش چکاب میکنم بازم نگران هستم
#راویات|
🔴روایت زنان در انتخابات
🎙گفتگو زنده با موضوع الگو نمایی زنان در انتخابات با محوریت کتاب مادران میدان جمهوری
⏰زمان:۲۱ بهمن ماه راس ساعت ۱۰صبح
برای مشاهده لایو اینجا کلیک کنید
🦋به #بانوی_آب بپیوندید:
https://eitaa.com/banooyeab
سلام🤗
دیگه دیروز وقتی نداشتم پای گوشی بشینم
از صبح امروز هم ایتا مشکل داشت
الحمدلله
وقت داشتم و کارهای بیت را انجام دادم
😁
و اما ادامه داستان بگم براتون
چند پرسش کردم از مادری که برام گفت استرس زیاد داره و هی بچه ش میبره دکتر فلان فلان
متوجه شدم یه دونه فرزند دارد
و به خاطر همین مسأله هست و خودش گفت همه میگن چون یه دونه داری و بچه ام طفلی عین موش آزمایشگاهی شده ولی من چه کنم
گفتم دکتر رفتی گفت بله روانپزشک رفتم قرص داده بخورم یا نه نخوردم
هنوز گفتم خب بخورید اما اثرش فقط مقطعی هست بخورید خوب هستید نخورید خب بهم ریخته هستید
گفت بله درسته پس چه کنم پیشنهاد دادم برود پیش طبیب طب سنتی
تا کمی دمنوش آرامش بخش بخورد
هم طبع ش اصلاح بشود ✅
ولی نسخه اصلی من بچه دار شدن مجدد بود گفت نه از من گذشت دیگه چهل سالم هست
گفتم نه میتونید فرزند دار بشید در سنین بالا از مزایا فرزند داشتن زیادتر گفتم از معایب تک فرزندی گفتم نیاز بچه شما خواهر برادر داشتن هست
✍🏻
نوبت مادر بعدی شد
پر از آرایش نشست جلوی من و گفت خانم من استرس دارم ترس دارم
از مکانی که درش بسته هست
اتوبوس مترو اتاق و ....
کمی حرف زد سوالاتی پرسیدم
جواب داد
سوالی داشتم از ایشان مصرف شما از اینترنت چقدر هست ؟ عضو شبکه مجازی هستید کدام ش ؟؟؟
چه نوع اخبار هایی دنبال میکنید
گفت تمام مدت تو اینستا گرام هستم
اخبار حوادث دنبال میکنم
گفتم خب همون دیگه
اینستا گرام حالت حسی دارد و ترس اضطراب استرس را زیاد میکند
گفت آره متوجه ام همه اش سر اینستا هستم
گفتم از اخبار بد ترسناک حوادث دور باشید اخبار خوب و سالم نگاه کنید
از اینستا گرام فاصله بگیرید
که سم بزرگی
برای
روح و روان جسم شما هست 🧐