eitaa logo
شعر☆
138 دنبال‌کننده
25 عکس
0 ویدیو
0 فایل
اگر شعری برای به اشتراک گذاشتن داشتید: https://abzarek.ir/service-p/msg/1752356
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دَرَندَشـ‌❄️ـت
"‏گفتند: داروى دل چيست؟ ‏گفت: از مردمان دور بودن"
امروز تکیه‌گاه تو آغوش گرم من فردا عصای خستگی‌ام شانه‌های تو @pooems
شیشه عطری سر بسته افتاد و شکست همگان بو بردند که چه چیزی را دادند از دست @pooems
اشکی در گذرگاه تاریخ از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون هابیل از همان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید آدمیت مرد گرچه آدم زنده بود از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود بعد دنیا هی پر از آدم شد و این اسباب گشت و گشت قرنها از مرگ آدم هم گذشت ای دریغ آدمیت برنگشت قرن ما روزگار مرگ انسانیت است سینه دنیا ز خوبی ها تهی است صحبت از آزادگی پاکی مروت ابلهی است صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست قرن موسی چمبه هاست روزگار مرگ انسانیت است من که از پژمردن یک شاخه گل از نگاه ساکت یک کودک بیمار از فغان یک قناری در قفس از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار اشک در چشمان و بغضم در گلوست وندرین ایام زخهرم در پیاله زهر مارم در سبوست مرگ او را از کجا باور کنم صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان میکنند دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردان با جان انسان میکنند صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیسم فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست در کویری سوت و کور در میان مردمی ب ا این مصیبت ها صبور صحبت از مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است @pooems
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم هر لحظه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر @pooems
در باران زیر باران سخت حیرانت کنم،از لبانت گل بچینم بوسه بارانت کنم
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم، که دگر ازین گونه خطاها نکنم بوسه دادی و چو برخاست لبت از لبِ من، توبه کردم که دگر توبه ی بی جا نکنم
این سخن را من از امروز نگفتم ننوشتم بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم. گر به این نقطه رسیدی، به تو سر بسته و در پرده بگویم،  تا کسی نشنود این راز گهربار جهان را،  آنچه گفتند و سرودند تو آنی، خود تو جان جهانی،  گر نهانی و عیانی، تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی، تو ندانی که خود آن نقطه عشقی تو خود آن اسرار نهانی، تو خود باغ بهشتی... @pooems
ای برادر تو همان اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای گر گل است اندیشه تو گلشنی ور بود خاری تو هیمه گلخنی گر گلابی بر سر و جَیبت زنند ور تو چون بولی برونت افکنند @pooems
دیده دریا کُنَم و صبر به صحرا فِکَنَم وَاندر این کار دلِ خویش به دریا فِکَنَم از دلِ تنگِ گنهکار برآرم آهی کآتش اندر گُنَهِ آدم و حوا فکنم مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست می‌کنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم @pooems
ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است ببین که در طلبت حالِ مَردُمان چون است به یادِ لعلِ تو و چشمِ مستِ میگونت ز جامِ غم، می لعلی که می‌خورم خون است ز مشرقِ سرِ کو آفتابِ طلعتِ تو اگر طلوع کند، طالعم همایون است چگونه شاد شود اندرونِ غمگینم؟ به اختیار، که از اختیار بیرون است @pooems
خانهٔ اسرار تو چون دل شود آن مرادت زودتر حاصل شود @pooems