eitaa logo
شعر☆
138 دنبال‌کننده
25 عکس
0 ویدیو
0 فایل
اگر شعری برای به اشتراک گذاشتن داشتید: https://abzarek.ir/service-p/msg/1752356
مشاهده در ایتا
دانلود
اﺯ ﭘﺪﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﻯ یک ﭘﺴﺮ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﯾﻨﻬﺎ ﻛﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﺍﻯ ﭘﺪﺭ؟ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻫﯿﭻ ﻛﺎﺭ ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺩﯾن ها ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﭼﻮﻧﻜﻪ پر بردیم به ﻫﺮ ﺩﯾﻦ ﺟﺪﯾﺪ اﺧﺘﻼفها ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﯾﺪ ﻛﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺷﻤﻨﻰ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺪ ﺟﻨﮕﻬﺎﻯ ﻣﺬﻫﺒﻰ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﺧﻮﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﯾﺨﺖ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺯﻣﯿﻦ ﺑارﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﺩﯾﻦ ﻧﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻢ ﻧﻪ ﺗﺮﺳﺎ ﻧﻪ ﺟﻬﻮﺩ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺣﻜﻢ ﻋﻘﻞ ﻣﻰ ﺁﺭﻡ ﻓﺮﻭﺩ ﻋﻘﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻛﻪ عیش بیکران ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﻰ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﯾﻦ ﻭﻟﻰ ﮔﻮﯾﺪ ﻛﻪ ﺧﻮﻥ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﮔﺮ ﺑﺮﯾﺰﻯ ﺍﺟﺮ ﺩﺍﺭﻯ ﺑﯿﻜﺮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﺁﺧﺮ ﺁﺩﻣﻨﺪ ﺩﯾﻦ ﭼﺮﺍ ﮔﻮﯾﺪ ﻛﻪ ﻣﻬﺪﻭﺭ ﺍﻟﺪﻡ ﺍﻧﺪ؟ ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ ﻋﻠﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻛﯿﺶ ﺗﺎ ﻧﺮﯾﺰﻡ ﺧﻮﻥ ﻫﻤﻨﻮﻋﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ "ﺧﺮﺩ" ﭘﯿﺮﻭﻯ ﻛﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﯿﻨﻮﯾ‍ﺖ ﺑﺮﺩ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﻯ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﻭﺳﺘﻰ ﻛﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺍین @pooems
تو پای به ره در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت @pooems
https://abzarek.ir/service-p/msg/1752356 از آخرین باری که برام شعر فرستادید پنج ماه میگذره
می‌رسد روزی که بی هم میشویم،یک به یک از جمع هم کم میشویم. می‌رسد روزی که ما در خاطرات،موجب خندیدن و غم میشویم
من برات شعر فرستادم ولی نذاشتی تو گروه فکر کردم دیگه شعرای ارسالی و نمیزاری😭 _ یه مدت نبودم
هدایت شده از ⭒tabby⭒
هر که با دشمنان صلح می‌کند، سر آزار دوستان دارد. که با دشمنانت بود هم نشست
ای که تو در روح و دلم زلزله انداختی ناز بکن. ناز بده. حال مرا ساختی ای که دو چشم و نِگَهَت جان مرا باختند گوی که تو قلب مرا منتظرش ساختی یاس خاتم
گفتی چه دلگشاست افق در طلوع صبح گفتم که چهره ی تو از آن دلگشاتر است @pooems
ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شود وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر آری شود، ولیک به خونِ جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود از هر کرانه تیرِ دعا کرده‌ام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگو لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ من آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود در تنگنایِ حیرتم از نخوتِ رقیب یا رب مباد آن که گدا معتبر شود بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی مقبولِ طبعِ مردمِ صاحب‌نظر شود این سرکشی که کنگرهٔ کاخِ وصل راست سرها بر آستانهٔ او خاکِ در شود حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توست دَم درکش ار نه بادِ صبا را خبر شود @pooems
پسورد لینک ناشناسمون یادم رفته و هیچ ایده ای راجب اینکه چی گذاشته بودمش ندارم
https://abzarek.ir/service-p/msg/2048887 از این به بعد این ناشناسمونه🙏
ای که تو از ظلمت شب ترسی در طلب آفتاب بگردی خود ز چه این سان به شب اسیری؟ چون ز دل خویش نور نجویی؟ @pooems