https://abzarek.ir/service-p/msg/1752356
از آخرین باری که برام شعر فرستادید پنج ماه میگذره
#اشعار_شما
میرسد روزی که بی هم میشویم،یک به یک از جمع هم کم میشویم. میرسد روزی که ما در خاطرات،موجب خندیدن و غم میشویم
من برات شعر فرستادم ولی نذاشتی تو گروه فکر کردم دیگه شعرای ارسالی و نمیزاری😭
_
یه مدت نبودم
#اشعار_شما
ای که تو در روح و دلم زلزله انداختی ناز بکن. ناز بده. حال مرا ساختی ای که دو چشم و نِگَهَت جان مرا باختند گوی که تو قلب مرا منتظرش ساختی یاس خاتم
گفتی چه دلگشاست افق در طلوع صبح
گفتم که چهره ی تو از آن دلگشاتر است
#فریدون_مشیری
@pooems
ترسم که اشک در غمِ ما پردهدر شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر
آری شود، ولیک به خونِ جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود
از هر کرانه تیرِ دعا کردهام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ من
آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود
در تنگنایِ حیرتم از نخوتِ رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی
مقبولِ طبعِ مردمِ صاحبنظر شود
این سرکشی که کنگرهٔ کاخِ وصل راست
سرها بر آستانهٔ او خاکِ در شود
حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توست
دَم درکش ار نه بادِ صبا را خبر شود
#حافظ
@pooems