eitaa logo
پاسخ به شبهات و شایعات مجازی ۲۰۲۶
92.6هزار دنبال‌کننده
14.3هزار عکس
5.2هزار ویدیو
51 فایل
﷽ 🔻آیدی مدیر مجموعه پاسخ به شبهات: @Mohaanna ⚠️هرگونه کپی برداری و بهره برداری از مطالب کانال ، فقط با درج و تبلیغ کامل لینک کانال مورد رضایت ماست تبادل و تبلیغات https://eitaa.com/taabblighat 🌐بقیه پیام رسان ها : 🔸http://zil.ink/pshobahat
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر شعور، پشتوانه شور و احساس و عاطفه نباشد، این گونه مجالس و شعائر و سنّتها از محتوا تهی می شوند و به تشریفاتی کم اثر، یا بی اثر تبدیل شده، عاشوراو اربعین بی خاصیت می گردند. به یاد کربلا دلها غمین استدلا! خون گریه کن چون اربعین است مرام شیعه در خون ریشه داردنگهبانی زخط خون چنین است امامان شیعه، از اهرم گریه و سوگواری و برپایی مجالس عزا استفاده می کردند، تا مظلومیّت حق و راه عاشورا فراموش نشود. باز هم سخنی از امام راحل ـ قدّس سرّه ـ : «گریه کردن بر عزای امام حسین، زنده نگهداشتن نهضت و زنده نگهداشتن همین معناست که یک جمعیّت کمی در مقابل یک امپراطور بزرگ ایستاد. امام حسین با عدّه کم همه چیزش را فدای اسلام کرد، مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد و «نه» گفت. هر روز باید در هر جا این «نه» محفوظ بماند و این مجالس که هست، مجالسی است که دنبال همین است که این «نه» را محفوظ بدارد. آنها از همین گریه ها می ترسند، برای اینکه گریه ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است». هر تجمّعی بهانه و محور می خواهد. هر چه محور گردهمایی مقدس تر و ژرف تر و فراگیرتر باشد، آن تجمّعات هم دیر پاتر و پر بارتر خواهد بود. پیروان اهل بیت، با عشق و محبّتی که به آنان داشتند و باسوز و گدازی که در شهادشتان داشتند، بهترین زمینه را برای جمع شدن، دیدار و گفتگو کردن، متشکّل و منسجم شدن پیرامون خطر فکری و سیاسی عاشورا و عترت داشتند. این برنامه ها به توصیه خود امامان بود و آثار خود را نیز در طول تاریخ نشان داد. کربلا محور انقلابیون ضد ستم گشت. ستمگران حاکم، برای زیارت کربلا و زائران حسینی و تجمّع بر سر تربت آن شهید بزرگ، محدودیّتهایی اِعمال می کردند. این برخورد، بویژه در عصر متوکّل عباسی به اوج خود رسید. پس از او هم خلفای دیگری مثل «مسترشد» و «راشد» این سختگیری ها را روا می داشتند. در زمان هارون الرشید، زیارت حسین ـ علیه السلام ـ و تجمع بر محور مرقد او چنان مورد استقبال مردم، از شیعه و سنّی، زن و مرد، دور و نزدیک قرار گرفت و ازدحام عجیبی شد که هارون وحشت کرد و به والی کوفه نامه نوشت که قبر حسین ـ علیه السلام ـ را خراب کند. او اطراف آن را عمارت ساخت و زمین های آن را زیر کشت و زراعت برد و قبر را هم تخریب کرد. ولی علاقه مردم هرگز گسسته نشد و نام و یاد مرقد حسینی از محوریّت و مرکزیّت نیفتاد. امروز اگر راه و فرهنگ و تعالیم اهل بیت، زنده و باقی است، در سایه همین برنامه های احیاگر و زنده ساز است. توصیه های ائمّه، زمینه و بستر مناسبی برای تشکیل مجالس و محافلی شد که عدّه ای با عنوانِ «خطیب»، «واعظ» و جمعی با عنوانِ «مدّاح»، «مرثیه خوان» و «ذاکر»، به خطابه، وعظ، ذکر مصیبت، نقل سخنان، بیان فضایل ائمه و شهدا بپردازند، برکات اینگونه مجالس همواره شامل حال امّت شده است و در ایام و مناسبتهای ویژه، دلها و اندیشه ها و تجمّع ها و تن ها را به هم پیوند داده است. کدام تشکّل سیاسی با این گستردگی و عمق و پایداری می توان یافت؟ به قول شهید پاک نژاد: «با نیم متر چوب و نیم متر پارچه سیاه، می توان موجی از احساسات بی دریغ درباره بزرگ سالار شهیدان مشاهده کرد که در هیچ جا نمونه ای از آن دیده نمی شود. در حالی که برای تشکیل اجتماع حتّی کوچکی باید متحمل زحمات زیادی گردید. صرف نظر از املاک موقوفه حسینی، ساختمان حسینیّه ها، اطعام و اکرامها، نذرها و زیارت رفتن ها و اجتماعات مذهبی و کلیّه خارجی که طیّ ده ماه سال به عناوین مختلف در راه این سرباز فداکار به مصرف می رسد.» منابر حسینی و جلسات وعظ دینی، در همه شهرها و بخشها و روستاها و خانه ها، همه به ذکر مصیبت و یادی از عاشورا ختم می شود و با گریستن چشمها و سوختن دلها، تعالیم مکتب در دلها بیشتر نفوذ و رسوخ می یابد و این سبب ریشه دواندن حماسه کربلا در عمق جانها و ژرفای تاریخ است. یارب چه چشمه ای است محبّت که من از آنیک قطره آب خوردم و دریا گریستم همچنان که عزاداری، نشان پیوند است، پیوندها را نیز استوار و ریشه دار می سازد. تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیده هاآتشی باید که خوناب کباب آید برون رشته الفت بود در بین ما، کز قعر چاهکی بدون رشته آب بی حساب آید برون؟ شهید مطهری در تبیین این بعد سیاسی و حماسی در عزاداری چنین می نویسد: «در شرایط خشن یزیدی، در حزب حسینی ها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا، نوعی اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه باطل و در حقیقت، نوعی از خودگذشتگی است. اینجاست که عزاداری حسین بن علی ـ علیه السلام ـ یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزه اجتماعی است.» روضه های خانگی و دسته های عزاداری و هیئتهای زنجیرزنی، پوشیدن لباس مشکی و پرچم به دست گرفتن و شربت و آب دادن و تلاش در برپایی مجالس و نوحه خوانی و سینه زنی و مراسم دیگر به هر شکلی که بود، هر یک به نوعی سربازگیری جبهه حسینی است و این حرکت و موج، در ط
ول زمان ادامه داشته و دارد. 4. عزاداری سنّتی گاهی برخی اصرار بر عوض کردن شیوه عزاداری و به هم زدن قالبها و در افکندن طرحی نو در احیای حادثه عاشورا دارند. امّا اگر نتوانیم شیوه ای جدید را رواج دهیم و آن روش سنّتی را هم از دست بدهیم، سرمایه عظیمی را از کف داده ایم. اقشار عظیمی از مردم، ارتباطشان با تشکیلات ابا عبداللّه الحسین ـ علیه السلام ـ همین دسته ها، مجالس و هیئت هاست. این است که ائمّه دین و بزرگان اسلام و بویژه حضرت امام خمینی ـ قدّس سرّه ـ بر حفظ شیوه ها و قالبها (البته با تحوّل بخشیدن به محتوا و غنی ساختن شعارها و شعرها و پیامها) اصرار ورزیده اند و از مسأله ای به نام «عزاداری سنّتی» یاد کرده اند. این شیوه ها در میان مردم نفوذ دارد و تأثیر گذاری عاطفی آن هم بیشتر است. مجلس عزاگرفتن، روضه و مرثیه خواندن، اشک ریختن، بر سینه زدن، عَلَم و پرجم سیاه برافراشتن، تشکیل هیئت های سوگواری و مجالس خانگی و سخنرانیهای مذهبی و نوحه خوانیهای مرسوم، همه از نمودهای «عزاداری سنّتی» است. ابو هارون مکفوف گوید: روزی خدمت امام صادق ـ علیه السلام ـ رسیدم. حضرت فرمود: برایم شعر (در سوگ سید الشهدا) بخوان. من نیز خواندم. حضرت فرمود: نه، اینطور نه، بلکه همان گونه ای که برای خودتان شعر خوانی می کنید و همان گونه که نزد قبر سید الشهدا مرثیه می خوانی: «لا، کما تُنشِدونَ وکما تَرثیه عندَ قبرِهِ». امام خمینی ـ قدّس سرّه ـ نیز در زمینه حفظ سنن و شیوه های مردمی در عزاداری چنین فرموده است: «ما باید حافظ این سنّتهای اسلامی، حافظ این دستجات مبارک اسلامی که در عاشورا، در محرّم و صفر در مواقع مقتضی به راه می افتد، تأکید کنیم که بیشتر دنبالش باشند، زنده نگهداشتن عاشورا با همان وضع سنّتی خودش، از طرف روحانیون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق و از طرف توده های مردم با همان ترتیب سابق که دستجات مُعظم و منظّم، دستجات عزاداری به عنوان عزاداری راه می افتاد. باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنّتها را حفظ کنید.» راه انداختن هیئت ها و دسته ها، نمودی از همان شیوه سنّتی در عزاداری است و اقشار عظیمتری را به این کاروان وصل می کند و شیفتگان اهل بیت، از این رهگذر خود را به نوعی وابسته به «تشکیلات حسینی» می دانند و از این عشق، الهام می گیرند. آنچه در محلّه های مختلف و شهرهای کوچک و بزرگ و مساجد و تکایا و حسینیه ها، تجمع هایی بصورت «هیئت» پدید آمده و هنوز هم ادامه دارد، به نوعی همبستگی فکری و روحی و جناحی مردم وفادار را به شبکه عاشورایی امام حسین ـ علیه السلام ـ نشان می دهد و همین دسته ها و موکب ها، چه آثار و برکات فراوانی داشته است. مرحوم کاشف الغطاء، در تأثیر این گونه شیوه ها در بقای فرهنگ عاشورا و حفظ اهداف قیام حسینی، چنین می نویسد: «... آغاز بیرون آمدن دسته های عزاداری برای سیدالشهدا بیش از هزار سال، در زمان معزّالدوله و رکن الدوله بود، که دسته های عزاداران، در حالی که برای حسین ـ علیه السلام ـ ندبه می کردند و شب، مشعلهایی به دست داشتند بغداد و راه هایش یکباره پر از شیون می شد. این به نقل ابن اثیر در تاریخ خودش، اواخر قرن چهارم بود... و اگر بیرون آمدن این موکبها در راه ها نبود، هدف و غرض از یادآوری حسین بن علی ـ علیهما السلام ـ از بین می رفت و ثمره فاسد می شد و راز شهادت حسین بن علی ـ علیهما السلام ـ منتفی می گشت.» شکوه دسته های عزاداری و جاذبه معنوی آنها، بسیار تأثیر گذار است و موجی از احساسات دامنه دار را در دل توده های علاقه مندان به اهل بیت برمی انگیزد و نتیجه اش رسوخ بیشتر این معتقدات و عواطف دینی در ذهنها و دلهاست. باز هم به نقلی از شهید قاضی طباطبایی اشاره می شود که ترسیم جالبی از تأثیر گذاری این شیوه سنّتی در عزاداری است: «... در ایّام اربعین در عراق، بیشتر از یک میلیون نفوس (البته در حال حاضر به میلیون ها نفر می رسد)، با مواکب حسینی برای زیارت قبر مطهّر وارد کربلا می شوند و اجتماع عظیم محبّت آمیز، مشتمل بر تعارفات مهرانگیز و اتّحادآور و مودّت خیز فراهم می آید و آن شهر مقدّس یکپارچه عزا و ناله و ضجّه و نوحه و ندبه بر سیّد مظلومان می گردد و مواکب، از حرم حضرت سیدالشهدا خارج شده، به حرم حضرت ابو الفضل قمر بنی هاشم هجوم آور می شوند. در آن روز اثرات نهضت حسینی در جلوی چشم انسان مجسّم می شود.» این شیوه، همان گونه که یاد شد، در جذب توده های وسیعتری به گرامی داشت حادثه کربلا و درس آموختن از آن موثر است و نقش هماهنگ کننده شیعیان را در سراسر جهان دارد. حضرت امام خمینی ـ قدّس سرّه ـ در بیانات خویش، مکرّر به تأثیر آن هم در حفظ و بقای نهضت عاشورا، هم در تأثیر مثبت در انقلاب اسلامی اشاره کرده است. از جمله به این دو نقل توجه کنید: «اگر می خواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنّتها را حفظ کنید.» «شما گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود،
و اگر این دستجات سینه زنی و نوحه سرایی نبود، 15 خرداد پیش می آمد! هیچ قدرتی نمی توانست 15 خرداد را آن طور کند، مگر قدرت خون سید الشهدا....» نمودهای دیگری هم از شاخصه های «عزاداری سنّتی» است، همچون: «تکیه و حسینیّه»، «نذر و وقف»، «تعزیه و شبیه خوانی»، «مقتل نویسی و واقعه نگاری» و... که هر یک به نوعی با بافتهای اعتقادی شیعیان عجین شده و مایه و رمز دوام این حرکت است. جمع بسیاری از نویسندگان و گویندگان (و در دوره های اخیر، هنرمندان و فیلمسازان) با رویکردی که به احیای شعایر عاشورایی و تبیین فلسفه نهضت حسینی داشته اند، از این شیوه های سنّتی، هم الهام گرفته اند و هم آنها را در قالبهای هنری جدید عرضه کرده اند. در همین جا نیز، باید از کسانی که هوشیارانه به «تحریف زدایی» از فرهنگ عاشورا پرداخته اند، چه در تبیین موارد نادرست از آنچه به نام عاشورا مطرح می شود، و چه زدودن خطوط انحرافی و خرافی از چهره این حماسه مقدس، یاد کرد و تلاششان را ارج نهاد، که کوشیده اند عزاداری برای امام حسین ـ علیه السلام ـ و پیشوایان معصوم را از آنچه مایه وهن و بدنامی و دستمایه اعتراض و جوّ سازی دشمنان است، پیراسته سازند. در یکی دو دهه اخیر، محققان ارجمندی هم با نگارش کتابهای سومندی در این موضوع، اقدامهای شیاسته ای داشته اند که کارشان ستودنی است. حتی کسانی همچون «محدّث نوری» با نگاشتن کتاب «لؤلؤ و مرجان»، در فصلی به لزوم پرهیز از دروغ و رعایت صدق در سخن، به واعظان و اهل منبر توصیه های سودمندی کرده اند. 5. نقش عزاداری در عصر حاضر قیام کربلا درسی برای همیشه تاریخ و همه تاریخ و همه انسانها بود. بزرگداشت آن حماسه و همدلی و همراهی با آن نیز تضمین کننده سعادتِ شیعه و مسلمانان متعهّد در همه زمانهاست. امروز در عصر حاکمیت اسلام و ولایت در کشور امام زمان ـ علیه السلام ـ با آنکه تلاش حکومت و نظام اسلامی برای پیاده کردن احکام دین در سطح جامعه است، ولی تکلیف گرامیداشت عاشورا و برگزاری پرشور مراسم سوگواری و تعظیم شعائر دینی و حفظ هرچه شکوهمندتر آیین های سنّتی درباره سید الشهدا ـ علیه السلام ـ همچنان پابرجاست. این مراسم و شعائر، تربیت کننده نسل با ایمان و شستشو دهنده روح و جان و بارور کننده ذهن و اندیشه ها نسبت به تعالیم مکتبی است. پیوند زدن دل و جان و عواطف و احساسات نسل امروز و کودکان و نوجوانان با اهل بیت پیامبر ـ صلّی اللّه علیه وآله ـ و شهدای کربلا نقش بازدارنده آنان را نسبت به مفاسد دارد و «چراغ یاد» و «مشعل عزا»، آنان را در کوره راه های زندگی، به حسین ـ علیه السلام ـ و کربلا می رساند. پیام عاشورا در مقوله «یاد» و در بسترِ «عزاداری» برای عصر حاضر نیز همین است که حماسه های خونین و امیدبخش و انگیزه آفرین شهدا را زنده نگاه داریم و به هر شکلی با برنامه ریزی های حساب شده، موضوع شهادت، رزمندگان، جبهه های نبرد، تظاهرات و راهپیمایی ها، مبارزات پش از انقلاب، شهدای عزیز، شرح حال و زندگی نامه آنان، فیلمهای دفاع مقدّس و آثار هنری، نقاشی و طراحی و پوستر و امثال این گونه مظاهر مربوط به جهاد و شهادت و ایثار را که همه الهام از «عاشورا» گرفته اند، به «یاد» آوریم و جزو فرهنگ عمومی مردم سازیم و درسهای نهضت کربلا را به مثابه یک درس عمیق، فراگیر سازیم. عزاداری، یکی از گامها و اقدامهای جاودانه ساختن درسهای «قیام عاشورا» است. باز هم کلامی از امام راحل ـ قدّس سرّه ـ بیاوریم، که بیش از همه به احیای شعائر عاشورایی و ترویج عزاداری سنّتی اهتمام ورزید و از این اهرم مهم، در بسیج عمومی برای قیام و انقلاب در برابر طاغوت و حماسه آفرینی در جبهه ها بر ضدّ متجاوزان، بهره گرفت. وی می فرماید: «مسأله، مسأله گریه نیست، مسأله، مسأله تباکی نیست. مسأله، مسأله سیاسی است که ائمّه با همان دید الهی که داشتند، می خواستند که این ملّتها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند، از راههای مختلف اینها را یکپارچه کنند، تا آسیب پذیر نباشد.» حسینیّه دل پایان بخش این نوشته را قطعه «حسینیّه دل» قرار می دهم، که چند سال پیش به عنوان یک قطعه ادبی عاشورایی نگاشته و عرضه شد: عاشورا، سقّای تشنه کامان عزّت بود، با مشکی پر از اشک، بر دوش آزادگی. و کربلا، «تکیه» گاه سینه زنان حق و «حسینیّه» ذاکران عدل بود. روز عاشورا، امام حسین ـ علیه السلام ـ پشت خیمه های شهادت. خندقی کند، تا امویان نتوانند به حریم امامت نزدیک شوند. آن روز، تیری که از کمان «حرمله» رها شد، نازک ترین حنجره «اصغرِ» تاریخ را درید و تیغی که از پشت دیوار کمین فرود آمد، عَلَمِ دستهای عبّاس را قلم کرد و اشک مشک را جاری ساخت. آن روز، «حبیب»، محبوب دلها شد، «زهیر»، چون زهره ای درخشید و جانِ «جَون» فدای امام گشت و سهمی از شهد شهادت نیز قسمت «قاسم» شد و کام تشنه «شبه پیغمبر» از دست جدّش سیراب شد. آن روز در کوفه بی وفایی، کمی آن سوتر از «فرات بیداری»، کسانی نمک گیر
آل امیّه شدند و بر صاحبان اصلی «ولایت»، تهمت خروج زدند و صاحبخانه را «خارجی» گفتند و نعش حریّت را زیر سُم اسبهای قدرت و ریاست، لگدکوب کردند. و امّا... ما که شیفته و دلباخته و سوخته و گداخته «اهل بیت» بودیم، از روزی که در نهرِ جانمان فراتِ سوز و علقمه عطش جاری شد، از شبی که در پیاله دلمان شربت گوارای ولایت ریختند، از وقتی که حسین بن علی، در «دسته» دینداران، شور انداخت و شریعت را با «شریعه» جاری ساخت، آری... از آن روز، دل ما یک حسینیّه پر شور است. در حسینیّه دلمان، مرغهای محبّت سینه می زنند و اشکهای یتیم در خرابه چشم، بیقراری می کنند. سینه ما تکیه ای قدیمی است، سیاهپوش با کتیبه های درد و داغ، که در آن با کلید «یاحسین» باز می شود و زمین آن با اشک و مژگان، آب و جارو می شود. ما دلهای شکسته خود را وقف ابا عبداللّه ـ علیه السلام ـ کرده ایم و اشک خود را نذر کربلا. و این «وقفنامه» به امضای حسین ـ علیه السلام ـ رسیده است. صبح ها، وقتی که سفره دعا و عزا گشوده می شود، دل روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق می شود. ابتدا چند مشت «آب بیداری» به صورت جان می زنیم، تا «خواب غفلت» را بشکنیم. زیارتنامه را که می بینیم، چشممان آب می افتد... و «السلام علیک» را که می شنویم، بوی خوش کربلا به مشاممان می رسد. توده های بُغض، در گلویمان متراکم می گردد و هوای دلمان ابری می شود و آسمان دیدگانمان بارانی! ما، سر سفره ذکر مصیبت، قندان دلمان را پر از حبّه قندهای «یاحسین» می کنیم و نمکدان چشممان، دانه دانه اشک بر صورتِ ما می پاشد. و ما نمک گیر سفره حسین ـ علیه السلام ـ می شویم. آنگاه، جرعه جرعه زیارت عاشورا می نوشیم و سر سفره توسّل، «ولایت» را لقمه لقمه در دهان کودکانمان می گذاریم. غذای ما از عطای حسین ـ علیه السلام ـ است. الحمد للّه . در این خشکسالی دل و قحطی عشق، نم نمِ بارانِ اشک، غنیمتی است که رواق آینه کاری شده چشمان مارا شستشو می دهد. امروز، بر سرْ درِ دلهای ما پرچمی نصب شده است که بر آن نوشته است: «السلام علیک یا ابا عبداللّه !» 🌱 ..... 📌 *زحمت تبلیغ گروه با شما*✋ -------------------------- ☑️کانال جامع پاسخ به شبهات وشایعات در 👇🏻 https://chat.whatsapp.com/K8YITsVm60d74ptYTqrcN7 📱پیام رسان ایتا👇🏻 🆔https://eitaa.com/joinchat/5701648C9536f328f0 📱ادرس سایت👇🏻 🆔 www.pshobahat.ir 📱پیام رسان اینستاگرام 🆔http://Instagram.com/pshobahat 📱پیام رسان روبیکا👇🏻 🆔https://rubika.ir/porseshgar 📱 پیام رسان بله👇🏻 🆔https://ble.ir/porseshgar 📱پیام رسان تلگرام👇🏻 🆔https://t.me/poorseshgar 📱پیام رسان سروش👇🏻 🆔sapp.ir/poorseshgar اَللّهُــــمَّ_عَجـِّــل_لِوَلیِّــــکَ_الفَـــــرَج🎋
متن شماره61 🔻توضیح برخی کانالهای خبری با انتشار تصویر پیکر برزمین افتاده یک روحانی به تمسخر گفته بودند که او از ترس قایم شده است! 👈 در حالیکه ایشان حجه الاسلام بودند که در همان دقایق اول به شهادت رسیده بود . ..... 📌 *زحمت تبلیغ گروه با شما*✋ -------------------------- ☑️کانال جامع پاسخ به شبهات وشایعات در 👇🏻 https://chat.whatsapp.com/K8YITsVm60d74ptYTqrcN7 📱پیام رسان ایتا👇🏻 🆔https://eitaa.com/joinchat/5701648C9536f328f0 📱ادرس سایت👇🏻 🆔 www.pshobahat.ir 📱پیام رسان اینستاگرام 🆔http://Instagram.com/pshobahat 📱پیام رسان روبیکا👇🏻 🆔https://rubika.ir/porseshgar 📱 پیام رسان بله👇🏻 🆔https://ble.ir/porseshgar 📱پیام رسان تلگرام👇🏻 🆔https://t.me/poorseshgar 📱پیام رسان سروش👇🏻 🆔sapp.ir/poorseshgar اَللّهُــــمَّ_عَجـِّــل_لِوَلیِّــــکَ_الفَـــــرَج🎋
❄️💥❄️💥❄️
. شبهه شماره62 🔆متن شبهه ماجرای عجیب،متاثرکننده و حتی جانسوز به نظر من،دقیقا ماجراهای قبل از# عاشورا است. حال آن کسی است که توی سپاه رو به رو ایستاده بودند.آدم دلش باید برای آنها بسوزد.بیشتر از آنها برای خودش که معلوم نیست که اگر زمانی اختراع میشد و پرت میشد سال 61هجری در کدام سپاه بود. شما خودتان می دانید که اگر آن روز بودید کجا ایستاده بودید؟لطفا شعار ندهید.چند لحظه خودتان را جای مردم آن زمان بگذارید و فکر کنید وبعدجواب بدهید و حسابش را بکنید اگر شما و من در# سال 61 هجری زندگی می کردیم و در عصری زندگی میکردیم که هیچ خبری از روزنامه و تلوزیون و اینترنت نبود،کانال های خبری محدود بوده به شایعات و اعلان های رسمی که جارچی های حکومت توی محله ها جار میزدند........................بعد عمر پسر سعد ابی وقاص،همسایه و همبازی خود امام حسین در کودکی و پسر یکی از پرفضیلترین اصحاب پیامبر مامور مذاکره با امام حسین می شود بعد همین مامور مذاکره به این نتیجه میرسد که مذاکره فایده ندارد و باید جنگید. راستش را بگویید شما بودید شک نمی کردید!!پاهایتان سست نمیشد؟!با خودمان رودربایستی نداریم. شما اگر توی آن شرایط بودید چه می کردید!؟آن قدر عقیده ی محکمی داشتید که نظرتان عوض نشود؟! (متن شبهه توسط قرارگاه پاسخ به شبهات و شایعات خلاصه شد) 🔆پاسخ شبهه 1⃣نویسنده ی متن؛ سپاه عمربن سعد را مظلوم جلوه داده و برایش دلسوزانده!! و طوری وانمود کرده که آنها بعلت نبود رسانه(اینترنت،تلوزیون،خبرگزاریها...)بی اطلاع از حقانیت اباعبدالله بوده اند!! 2⃣باید گفت: بر فرض محال هم بی اطلاع بوده اند، آیا بعد از شنیدن خطبه های امام حسین قبل از جنگ هم، باز بی خبر بوده اند!؟ 3⃣امام حسین قبل از جنگ بارها و بارها روشنگری کردند و از آنان خواستند که دست از حمایت یزید بردارند و از عاقبت کارشان آگاهشان کرد. آیا باز نفهمیدند!؟ اگر نفهمیدند؛پس چطور کوفیان برای امام حسین نامه نوشتند و دعوت کردند که حضرت به کوفه بیایند؟! 4⃣در منابع آمده است که تعدادی از سپاهیان دشمن بعد از شتیدن سخنان حضرت به یاران امام حسین پیوستند. پس این ادعای نویسنده بسیار مضحک است. 5⃣از طرفی مصداق قابل لمس این جریان انقلاب اسلامی امام خمینی ست. نه تنها حکومت شاه بطور کامل علیه ایشان بود،حتی اجازه ی پخش سخنان و اعلامیه های امام خمینی نیز وجود نداشت در حالیکه خود امام نیز در تبعید بوده اند و تمامی رسانه ها علیه ایشان و انقلاب فعالیت میکردند. پس چه شد که مردم قیام کرده اند؟! آیا علت،غیر از بصیرت و آگاهی مردم بود؟! 6⃣در متن گفته شده که چون اکثریت با حکومت یزید موافقند چرا امام حسین مخالف است؟ولو بزور بیعت کردند... 7⃣باید گفت:امام حسین به درخواست و طبق نامه ی 18هزار نفر از کوفیان و بتقاضای آنان بسمت کوفه حرکت کردند. و این نامه ها را به حر نشان دادند،و فرمودند مگر این نامه ی کوفیان نیست؟! حال که نمیپذیرید من به کوفه نمی آیم. پس امام حسین بنا به درخواست کوفیان عازم کوفه شدند. 8⃣در متن گفته شده؛جارچیان شعر خلیفه را جار میزدند که: "مردم قریش!! به حسین بگویید....چرا می خواهی جنگ کنی"؟؟ 9⃣مگر امام حسین برای جنگ کردن از مدینه خارج شده اند؟! حتی یکی از سپاهیان امام حسین پیشنهاد دادند که قبل رسیدن سپاه عمرسعد با سپاه حر، که تعداد اندکتری نسبت به سپاه عمرسعد است بجنگیم و کار را در همین جا تمام کنیم. که امام حسین در پاسخ فرموده اند:مگر ما برای جنگ کردن آمده ایم.و من هرگز شروع کننده ی جنگ نخواهم بود. 🔟در مورد شریح قاضی که معروفترین قاضی زمان بوده و اعلام کرده که امام حسین از دین جدش خارج شده!! 1⃣1⃣نمونه ی قابل لمسش در انقلاب اسلامی خودمان، شریعتمداری ست. که قبل انقلاب، بعد از آیت الله بروجردی جزء چهار مرجع تراز اول کشور بوده اند. عافبت وی بعلت بی بصیرتی چه شد؟! علیه امام و انقلاب سخنرانیها کردند و موضع گرفتند.!! پس کم نیست نمونه ی این اشخاص. خود شمر از جانبازان جنگ صفین و از اصحاب امیرالمومنین بوده،چه شد که بعد دانسته،قاتل اباعبدالله میشود؟! 2⃣1⃣بنابراین؛ بصیرت داشتند به زمان نیست که بگوییم اگر در آن زمان بودیم چه میکردیم!؟ اگر در آن زمان بودیم و بصیرت داشتیم قطعا در سپاه امام حسین بودیم. و اگر در این زمان بصیرت نداشته باشیم،قطعا در سپاه دشمن خواهیم بود. چه بسیارند کوههای علم و تقوا که بدلیل نداشتن بصیرت وزنه ای شده اند در ترازوی دشمن. منبع: فرقان سایبری نشر این پیام صدقه جاریه است. 📚 📖 📚 📖 نشر مطلب با ذکر منبع بلامانع و نشانه پایبندی به اخلاق اسلامی است ..... 📌 *زحمت تبلیغ گروه با شما*✋ -------------------------- ☑️کانال جامع پاسخ به شبهات وشایعات در 👇🏻 https://chat.whatsapp.com/K8YITsVm60d74ptYTqrcN7 📱پیام رسان ایتا👇🏻 🆔https://eitaa.com/joinchat/5701648C9536f328f0
✨🍁✨🍁✨🍁✨
. متن شماره 63 تشویق به استخاره برخی از افراد استخاره را در حکم وحی منزل دانسته و سرنوشت خود را با یک استخاره تعیین می کنند! مثلا از همین طیف کسانی زمان ازدواج، شخص مورد نظر خود را با استخاره تعیین می کنند و آینده زندگی خود را بی تفکر و تأمل به دست استخاره می سپارند! آیت الله امینی می فرمایند: "دختر و پسر و خانواده آن ها برای شناخت همسر باید به تحقیق و کنجکاوی بپردازند و اگر باز هم تردید داشتند با یک یا چند نفر افراد مطلع و مورد اعتماد مشورت نمایند، اگر به نتیجه رسیدند، اقدام نمایند. تحقیق و مشورت طبعا بر استخاره تقدم دارد، اگر نتیجه تحقیقات شما خوب بود وارد عمل شوید و لازم نیست استخاره کنید، ما در اسلام تشویق به استخاره نشده ایم. 1. جوان و ازدواج ص107 🌱 ..... 📌 *زحمت تبلیغ گروه با شما*✋ -------------------------- ☑️کانال جامع پاسخ به شبهات وشایعات در 👇🏻 https://chat.whatsapp.com/K8YITsVm60d74ptYTqrcN7 📱پیام رسان ایتا👇🏻 🆔https://eitaa.com/joinchat/5701648C9536f328f0 📱ادرس سایت👇🏻 🆔 www.pshobahat.ir 📱پیام رسان اینستاگرام 🆔http://Instagram.com/pshobahat 📱پیام رسان روبیکا👇🏻 🆔https://rubika.ir/porseshgar 📱 پیام رسان بله👇🏻 🆔https://ble.ir/porseshgar 📱پیام رسان تلگرام👇🏻 🆔https://t.me/poorseshgar 📱پیام رسان سروش👇🏻 🆔sapp.ir/poorseshgar اَللّهُــــمَّ_عَجـِّــل_لِوَلیِّــــکَ_الفَـــــرَج🎋
🌿🔆🌿🔆🌿🔆🌿🔆🌿
شبهه شماره64 شبهه ایا حضرت ام کلثوم«س» زن جناب عمر شده است؟ پاسخ يكى از روايات مشهور در بين اهل سنت، روايتى است كه براساس آن ادّعا گرديده كه امير مؤمنان على عليه‌السلام دخترش امّ‌كلثوم را به ازدواج عمر بن خطّاب درآورده است؛ آنان اين روايت را در كتاب‌هايشان نقل كرده‌اند و ما اصل آن را از مشهورترين كتاب هايشان نقل مى نماييم: - روايات ابن سعد در «الطبقات الكبرى»؛ قديمى‌ترين راوى و ناقل اين روايت ـ تا جايى كه ما مى دانيم ـ محمّد بن سعد بن مَنيع زُهْرى ـ درگذشته 230 ـ نويسنده كتاب «الطبقات الكبرى» است. او در اين كتاب، چند روايت را در اين موضوع نقل مى نمايد كه بدين قرار است: امّ كلثوم، دختر على بن ابى طالب (علیه السلام) و مادرش فاطمه، دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بود. او هنوز دختر نابالغى بود كه عمر بن خطّاب او را به همسرى گرفت. ثمره اين ازدواج يك پسر به نام زيد و يك دختر به نام رقيّه است. امّ كلثوم همسر عمر بود تا اين كه او كشته شد. پس از عمر، عون بن جعفر بن ابى طالب بن عبدالمطَّلِب او را به همسرى خود برگزيد ولى عون نيز درگذشت. سپس برادر عون، محمّد بن جعفر بن ابى طالب همسر او شد، او نيز درگذشت. آن گاه برادرش عبداللّه بن جعفر بن ابى طالب، پس از وفات خواهرِ امّ كلثوم، زينب دختر على بن ابى طالب، او را به همسرى خود درآورد. با اين حال، امّ كلثوم در خانه عبداللّه بن جعفر درگذشت و از هيچ يك از آن ها فرزندى به دنيا نياورد. انس بن عياض از جعفر بن محمّد (امام صادق عليه السلام) از پدر بزرگوارش نقل مى‌كند كه حضرتش فرمود: عمر بن خطّاب، از امّ كلثوم دختر على بن ابى طالب خواستگارى كرد و على(علیه السلام) اظهار داشت که من دخترانم را براى پسران جعفر نگه داشته‌ام. عمر گفت: اى على! او را به ازدواج من درآور، به خدا سوگند! در روى زمين مردى را سراغ ندارم كه همنشينى و حُسن صحبت با او را همانند من رعايت كند. على در پاسخ فرمود: اين كار را انجام مى دهم؛ آن گاه عمر به جايگاه مهاجرين كه بين قبر و منبر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله بود و على، عثمان، زبير، طلحه، عبدالرحمان بن عوف آن جا مى نشستند و هر گاه خبرى از گوشه و كنار به عمر مى رسيد، به نزد آن ها مى آمد و ايشان را آگاه مى كرد و درباره آن با ايشان مشورت مى كرد ـ رفت و گفت: به من تهنيت بگوييد. آن ها به او تهنيت گفته و پرسيدند: اى امير مؤمنان، براى چه كسى به تو تهنيت بگوييم؟ گفت: براى دختر على بن ابى طالب. سپس آن ها را از قضيّه آگاه ساخت و گفت: پيامبر صلّى اللّه عليه وآله فرمود که "كلّ سبب و نسب منقطع يوم القيامة إلاّ سببي ونسبي" «هر پيوند خويشاوندى ـ نسبى باشد يا سببى ـ در روز رستاخيز گسسته خواهد شد، جز نسب و خويشاوندى من» * نکته: اینکه کسی برود و به عده‌ای بگوید به من به خاطر فلان موضوع تهنیت بگویید، از آداب جاهلی بود و رسول خدا می‌فرمودند که به جای اینگونه تهنیت گویی، بگویید که خدا مبارک گرداند. --روايت سوّم: وكيع بن جَرّاح از هُشام بن سعد از عطاء خراسانى نقل مى كند كه عمر براى امّ كلثوم دختر على، چهل هزار درهم مهريّه قرار داد. -- روايت چهارم: محمّد بن عمر واقدى و ديگران گفته اند: هنگامى كه عمر بن خطّاب، از دختر على خواستگارى كرد، على فرمود: اى امير مؤمنان! او دختربچّه است؛ عمر گفت: به خدا سوگند! هدف تو اين نيست؛ ولى من مى دانم كه هدف تو چيست! پس از آن على، امّ كلثوم را خواست. پس او را آماده كردند و آراستند(!!) آن گاه حضرتش پارچه اى خواست و آن را تا كرد و به امّ كلثوم فرمود با اين پارچه به نزد اميرالمؤمنين برو و بگو پدرم مرا فرستاد و سلام رساند و گفت که اگر پارچه را پسنديدى، آن را بگير وگرنه آن را باز گردان(!!). وقتى امّ كلثوم نزد عمر آمد، عمر گفت: خدا به تو و به پدرت بركت دهد، من پسنديدم. امّ كلثوم به نزد پدرش بازگشت و گفت: او پارچه را باز نكرد و جز من، به چيز ديگرى نگاه ننمود(!!). ** روایت اهل سنت از فرزند حضرت ام‌کلثوم و عمر اهل سنت با نقل روایاتی می‌گویند، پس از آن، على(ع)، امّ كلثوم را به ازدواج عمر درآورد و او پسرى به نام زيد برايش به دنيا آورد. ** پاسخ به این شبهات و روایات اهل سنت نخستین پاسخ به این شبهات این است که داستان ازدواج عمر بن خطاب به ام‌کلثوم(س) در هیچ‌کدام از کتب مرج اهل سنت یعنی صحاح سته نیامده است. محور يكم در روايت هايى كه بيان شد، چنين آمده است که امام عليه السلام علّت مخالفت خود با عمر را، كم سنّ و سال بودن ام‌كلثوم بيان كرده و اين كه دخترش را براى پسر برادرش جعفر بن ابى طالب، نگه داشته است. در روايت ابن سعد مى خوانيم: على عليه السلام فرمود: من دخترانم را براى پسران جعفر نگه داشته‌ام. پس در اين روايات مطلب ديگرى از امام عليه السلام نيامده است، مگر اين كه عمر دوباره بازگشت و گفت: او را به ازدواج من درآور، به خدا سوگند! در روى زمين كسى نيست كه . .