.
شبهه شماره965
📌 *متن شبهه*👇👇
سوال: اخیرا یک فیلمی و دارن منتشر می کنند
در یک فیلم روحانی میگفت در تاریخ آمده که حضرت علی سه روزه بوده که به ابوسفیان سیلی میزنه و گردن ابوسفیان تا آخر عمر کج میشود می خواستم بدونم قضیه اش از چه قراره ؟
📌 *پاسخ به شبهه*👇👇
پاسخ: چنین مطلبی را در منابع معتبر روایی و تاریخی نیافتیم.
منبع : سوال سایت هدانا از دفتر آیت الله مکارم شیرازی
http://yon.ir/ZXRim
.
📌زحمت تبلیغ گروه باشما✋
--------------------------
☑️کانال جامع پاسخ به شبهات وشایعات در #فضای_مجازی 👇🏻
https://chat.whatsapp.com/EkHg3LwMEttI7wl0IdGjAR
📱پیام رسان ایتا👇🏻
🆔https://eitaa.com/joinchat/5701648C9536f328f0
📱ادرس سایت👇🏻
🆔 www.pshobahat.ir
📱پیام رسان اینستاگرام
🆔http://Instagram.com/pshobahat
📱پیام رسان روبیکا👇🏻
🆔https://rubika.ir/porseshgar
📱 پیام رسان بله👇🏻
🆔https://ble.ir/porseshgar
📱پیام رسان تلگرام👇🏻
🆔https://t.me/poorseshgar
📱پیام رسان سروش👇🏻
🆔sapp.ir/poorseshgar
اَللّهُــــمَّ_عَجـِّــل_لِوَلیِّــــکَ_الفَـــــرَج🎋
.
شبهه شماره966
📌 *متن شبهه* 👇👇
" خیانت سلمان به ایران:
پس از درگذشت پیامبر اسلام , در زمان \"عمر بن خطاب\" او به یاری لشگر اعراب تدارک و استراتژی یک جنگ و حمله به ایران را طرح ریزی کرده و نقاط ضعف و حساس سپاه ایران را به اطلاع خلیفه عمررسانید و از آنجا که از صحابه ی نزدیک پیامبر بود جایگاه ویژه ای نزد عمر داشت. در جنگ تیسفون اعراب به راحتی بر دژ و خندقهای شهر تیسفون فائق آمدند. پس از جنگ و بازگشودن کتابخانه ها سلمان عمر را از محتوای تمام کتابها آگاه ساخت و ......
متن شبهه خلاصه شده
📌 *پاسخ شبهه*👇👇
1⃣ اصل لشکرکشی های خلفا به دلیل غصب خلافت مورد قبول نیست و حضرت علی (ع) و فرزندانشان در هیچکدام شرکت نداشتند؛ اما حضور برخی یارانشان چون جناب سلمان در این جنگها، بدلیل پیشگیری از رفتارهای افراطی و خارج از قواعد اسلامی از سوی سپاه خلفا با مردم سرزمینهایی همچون ایران بوده است.
yon.ir/slmn1
2⃣ جناب سلمان سالها در ایران نبوده و اسرار سپاه ایران را هم نمیدانست! ایشان بدلیل حمایت از ولایت مغضوب خلفا بود و انتسابشان به حکومت مدائن از سر ناچاری خلیفه دوم و با اذن حضرت علی (ع) برای رفع مشکل مردمش بوده است.
yon.ir/slmn2
3⃣ دلایل اصلی استقبال مردم ایران از مسلمانان و شكست ساسانیان :
🔸 ظلم، ستم و فساد شدید دستگاه حكومتی
🔸 سختگیری شدید به قاطبه مردم در حكم نوكران حكومت
🔸 اختصاص همه امتیازات مادی و معنوی به طبقه حاكم و ثروتمند
yon.ir/slmn3
4⃣ سلمان فارسی با خیرخواهی و تدبیر خود از خونریزی و جنگ جلوگیری نمود و دو شهر مدائن و تیسفون كه سالها پایتخت ساسانیان بود، بدون درگیری تسلیم لشكر اسلام شدند .
yon.ir/slmn4
5⃣ قوانین اسلام و سیره پیامبر رحمت (ص) مسلمانان را مجاز به کشتار و تعدی و ستم در جنگها نمی داند و رفتار آنها بر همین مبنای دینی بوده که این مورد در آیات و روایات مشهود است و در تاریخ نیز ذکر شده است.
yon.ir/slmn5
6⃣ فتح کتابخانه ها و آتش زدن کتاب ها در این جنگ واقعیت ندارد!
🔸 تاریخ اصل وجود کتابخانهای را در آن زمان ایران ضبط نکرده چه رسد به آتش زدن.
🔸 تا قرن هفتم (حدود ۶۰۰ سال پس از فتح ایران)، در هیچ مدرکی سخن از کتابسوزی مسلمین نیست و اولین بار درقرن هفتم بدون سند طرح شد و اعتبار تاریخی ندارد.
🔸 حرکت شعوبیگری که به حرکتی ضد عرب بدل شد کتابها در معایب عرب نوشتند. اگر چنین نقطه ضعف بزرگی وجود داشت، محال بود شعوبیه که در قرن دوم هجری اوج گرفته بودند دربارهاش سکوت کنند.
🔸 در ایران ساسانی آثار علمی و ادبی هم بوده که از بین رفتن برخی از آثار بدلیل تحول اندیشه مردم با ورود تفکر و آثار غنی دوره اسلامی بوده است .
yon.ir/slmn6
7⃣ فرمانده سپاه اعراب در جنگ با حکومت ساسانی و فتح ایران ، سعد بی ابی وقاص بود نه جناب سلمان!
yon.ir/slmn7
8⃣ از چهار مورخی که ماجرای فرش بهارستان را ذکر کرده اند سه نفر یعنی : ابن اثیر، ابن کثیر و ابن خلدون ماجرا را از نفر چهارم یعنی ابن جریر (طبری) نقل نموده اند و طبری در دو روایت از سیف بن عمر آن را نقل نموده ؛ در حالیکه علمای رجال اهل سنت به شدت سیف را تضعیف کرده و برخی او را متهم به حدیث سازی و حتی زندقه نموده اند ! پس ماجرا فاقد اصالت است .
yon.ir/slmn8
9⃣ در رد ادعاهای شبهه همین بس که استقبال چشمگیر و با احترام ایرانیان در زمان بازگشت مجدد وی و استانداری مدائن ، رفتار با یک خائن به نوامیس و عزتشان نبوده ؛ بلکه در جایگاه تکریم ایشان حتی در برابرش به خاک می افتادند که وی ایشان را نهی می نمود و در میانشان بدون محافظ تردد داشت .
yon.ir/slmn9
🔟 بیزانس پایخت روم شرقی بوده ، نه یونان ! و گزارش ضعف ساسانیان توسط عمال حکومت به خلفا می رسید ، نه توسط سلمان که با دستگاه خلافت ارتباطی نداشت .
yon.ir/slmn10
1⃣1⃣ وصیت ادعا شده از جناب سلمان وجود ندارد و ایشان در کمال احترام و توسط علی (ع) کفن و دفن شدند.
yon.ir/slmn11
2⃣1⃣ از سلمان فارسی كرامات بسیاری نقل شده كه بیانگر مقام معنوی بالای وی می باشد ؛ پیشگویی حوادث آینده ؛ استجابت دعا ، بروز كارهای اعجازگونه و ...
yon.ir/slmn12
3⃣1⃣ رهایی اجداد ما از منجلاب ادیان تحریف شده آن دوران و ایجاد زمینه رشد و هدایت ما ، مرهون تلاشهای جناب سلمان است .
در عظمت و شرافت این اسطوره انسانهای آزاده همین بس که پیامبر (ص) فرمودند : سلمان از اهل بیت ماست .
yon.ir/slmn13
منبع قرارگاه پاسخ به شایعات
📌زحمت تبلیغ گروه باشما✋
--------------------------
☑️کانال جامع پاسخ به شبهات وشایعات در #فضای_مجازی 👇🏻
https://chat.whatsapp.com/EkHg3LwMEttI7wl0IdGjAR
📱پیام رسان ایتا👇🏻
🆔https://eitaa.com/joinchat/5701648C9536f328f0
📱ادرس سایت👇🏻
🆔 www.pshobahat.ir
📱پیام رسان اینستاگرام
🆔http://Instagram.com/pshobahat
.
شبهه شماره967
📌 *متن شبهه* 👇👇
متن شبهه چهل سال پیش نه جمکرانی بود
📌 *پاسخ به شبهه* 👇👇
*مرتبط*
✳️در متن این شبهه رایج شده ، ۲۰ خط شعار و اعداد و ارقام داده ، اما در نهایت توصیه بسیار خوبی کرده است ؛
نه تنها خوب ، بلکه لازم و واجب است که "همه بیدار باشیم و ببینیم که چه بر سرمان میآید" !
ائمه اطهار (ع) بسیار توصیه کردند که "حکمت را باید فرا گرفت" اگر چه در سینه کافر باشد .
🔅 از جمله بلاهایی که نه تنها هر روز ، بلکه هر ساعت و هر دقیقه به سرمان میآید ،
بمباران ضدتبلیغی در فضای مجازی ، علیه فرهنگ ، دین ، ارزشها ، مملکت ، انقلاب و نظام است .
👈محتوا و ترکیبات این بمبهای اتمی و شیمیایی ، چیزی نیستند ، به جز چند کلمه ، که در قالب چند جمله به هم بافته شده و بر سر عقل ، ذهن ، فرهنگ ، دین و ایمان ، ارزش و اخلاق ، هویت دینی و ملی و خلاصه استقلال و عظمت یک کشور و یک ملت ریخته میشوند و قربانیهای فراوانی میگیرند .
. متن فوق نیز از همین بمب هاست که بسیار قدیمی است .
تردید ننمایید که اصلاً چنین گفتگویی بین پدر و فرزندی برقرار نشده است ، بلکه یک انشاء است.
1⃣بله ، در همان زمان حیات رسول الله (ص) ، عده ای به ظاهر مسلمان و منافق صفت نیز مسجدی جهت فتنه و انحراف درست کردند
👈 که نامش "مسجد ضرار" شد
و دستور به تخریب و حتی به آتش کشیدن خرابه اش آمد .
خوارجِ امام کُش نیز نماز میخوانند و روزه میگرفتند .
معاویه و یزید هم بنام "اسلام" بر مردم حکومت میکردند
و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را ترور کردند
و آن چه به سر مسلمانان آوردند که میدانیم . سایر خلفای اموی و عباسی نیز همینطور .
پس ، سؤالِ مگر نماز نمیخواندی ، مگر روزه نمیگرفتی و به مسجد نمیرفتی و ... ، سخنی سبک و حاکی از اسلام ناشناسی گویندگان است.
2⃣بدون هیچ انقلابی نیز میشود نماز خواند و روزه گرفت و به مسجد رفت ؛ اما مشکل عمده ی مسلمانان از همان ابتدا ، ظاهرنگری و سطحی بینی و بی بصیرتی بوده و هست .
همان موقع امام حسین (ع) فرمودند که "دین لقلقه زبان شده است و به هنگام امتحان معلوم میشود که دینداران کم هستند" .
انقلاب کردیم که از آنان نباشیم و از دینداران باشیم.
3⃣ما برای اینکه مرتب نماز بخوانیم ، انقلاب نکردیم ، اینکار را که سعودی ها بیشتر از ما انجام میدهند ، آنهم در مکه و مدینه و با تلفظی بسیار صحیحتر ؛ بلکه انقلاب کردیم تا اسلام ما نیز "اسلام آمریکایی و انگلیسی" نباشد .
بلکه اسلامی باشد که دشمنان قسم خورده اسلام برایش کف و سوت نزنند .
اسلامی باشد که کفار مستکبر و ظالم را به غیض آورد ، چنانکه آورده است.
4⃣آن آمریکایی مستکبر و خونخوار ؛ آن انگلیسی فریبکار و استعمارگر و آن اسرائیلی غاصب و بچه کُش ، از همان ابتدا فهمیدند که چرا "الله اکبر" گویان بخیابان ریختیم و "مرگ بر شاه" گفتیم و به انقلاب خود رنگ و صبغه ی "اسلامی" دادیم . لذا از همان ابتدا موضع خصمانه گرفتند و این ملّت را به خاک و خون کشیدند . اما این نویسنده ی بی بصیرت و خودفروش نفهمیده و هنوز میپرسد :برای چه انقلاب کردید ، مگر نماز نمیخواندید ؟ البته او هم میداند ، منتهی خوشش نمیآید . همان ذلت را بیشتر میپسندد . پس خودش را به نافهمی میزند.
5⃣پیش از انقلاب نیز نماز میخواندیم ، اما چون کمی دقت کردیم و دیدیم که قبله ی ما "واشنگتن ، لندن و تل آویو" شده است ، گفتیم : این را قبول نداریم ، ما میخواهیم خداوند را بندگی کنیم . خداوندگارهای کاذب و فراعنه نیز گفتند : به هیچ وجه نمیشود ؛ حق ندارید که بدون اجازه ی ما ایمان بیاورید و قبله عوض کنید ، به خاک و خونتان میکشیم . پس مجبور شدیم تا برای تغییر قبله و نمازی که نماز باشد ، انقلاب کنیم.(الأعراف،۱۲۲و124)
5⃣این همان کاری بود که فرعون زمان با ما کرد . اما وقتی به خاطر تغییر قبله ، ما را به خاک و خون کشیدند و سالها کشتار کردند ، تازه فهمیدیم که "نماز" چیست و چه آثار و برکاتی دارد ؛ قبله کدام است و .. چرا نماز از سنخ "اقامه = قیام" است و نه از سنخ "خواندن" ؛ و فهمیدیم که چرا انقلاب کردیم و چکار بزرگی انجام دادیم.
6⃣پیش از انقلاب نیز قرآن میخواندیم ، زیاد هم میخواندیم ، مرتب ختم انعام داشتیم ، غافل از اینکه ما را مبدل به "انعام = چهار پایان" کردند .
🔅گرگها به ما علفی میدهند که بخوریم و چاق شویم ، تا ما را بکُشند و بخورند . برای نجات از این وضعیت اسف بار ، منتظر بودیم که از آسمان فرجی برسد ، اما آنگاه که کمی به همین قرآنی که میخواندیم توجهمان دادند ،
فهمیدیم که خداوند متعال میفرماید :
بله ، نصرت الهی و غیبی هست ، جنود الله از ملائکه هم هستند ، اما «إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ ؛ در حقيقت ، خدا حال قومى را تغيير نمیدهد تا آنان حال خود را تغییر دهند/(الرّعد،۱۱)
📌زحمت تبلیغ گروه باشم
--------------------------
☑️کانال جامع پاسخ به شبهات وشایعات در #فضای_مجازی 👇🏻
https://chat.whatsapp.com/EkHg3LwMEttI7wl0IdGjAR
📱پیام رسان ایتا👇🏻
🆔https://eitaa.com/joinchat/5701648C9536f328f0
📱ادرس سایت👇🏻
🆔 www.pshobahat.ir
📱پیام رسان اینستاگرام
🆔http://Instagram.com/pshobahat
📱پیام رسان روبیکا👇🏻
🆔https://rubika.ir/porseshgar
📱 پیام رسان بله👇🏻
🆔https://ble.ir/porseshgar
📱پیام رسان تلگرام👇🏻
🆔https://t.me/poorseshgar
📱پیام رسان سروش👇🏻
🆔sapp.ir/poorseshgar
اَللّهُــــمَّ_عَجـِّــل_لِوَلیِّــــکَ_الفَـــــرَج🎋
شبهه شماره 1059
📌 *متن شبهه*:👇
هیچ دین و مذهبی و هیچ دعایی گرسنه ایی را سیر، مریضی را درمان، در راه مانده ایی را مکان و اسیری را ازاد نمیکند، ولی انسانیت در کمال مهربانی این کارها را انجام میدهد. انسان بودن,خود به تنهایی یک دین خاص است که پیروان چندانی ندارد.
📌 *پاسخ شبهه*:👇😊
🔮در جواب به این شبهه ابتدا باید بدانیم که انسان، انسانیت خود را از کجا آورده. اگر بگویم عقل که این عقل ناقص است و فقط کلیات را درک میکند. اگر بگوییم تجربه که تجربه هم ناقص و خطا بردار است. پس نیاز به منبعی دارد که متصل به موجود کامل است و آن هم همان دین هستش که از طریق وحی آمده که نه نقصی دارد و نه خطا بردار است و این دین است که با توصیه به دعا خواندن و فضایل اخلاق. مثل : انفاق ، ایثار و... باعث دستگیری از فقراء و سیر کردن گرسنه گان و درمانده ای را مکان و اسیری را آزاد می کند.
1️⃣ انسانیت و اخلاق نیک از ضروریات زندگی بشر است. و بدون آن زندگی زجر آور و چه بسا بدون آن غیر ممکن بشود و بی اخلاقی ها شیرازه اجتماع را از بین ببرد. از این رو هیچ کس نمی تواند ضرورت آن را نفی کند و حتی کسانی که با دین سرستیز دارند، آن را لازم می شمارند. و شعار انسانیت سر می دهند.
2️⃣ باید توجه کنیم که دینداری، با اخلاق نیک تقابل ندارد. بلکه دین دار واقعی حتما دارای اخلاق نیک یا به تعبیری انسانیت است. و متون دینی به اندازه ای در این باره فراوان هستند، که همگان از آن باخبر هستند و از باب نمونه فقط چند مورد آن را ذکر می کنیم:
الف. پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: نخستین چیزی كه روز قیامت در ترازوی اعمال بنده گذاشته می شود، حُسن خلق اوست.
ب. امام صادق علیه السلام:خوش خویى گناه را ذوب میكند ، همچنان كه آفتاب یخ را.بنابراین هیچ اشکالی وجود ندارد که کسی دین دار و دارای حسن خلق باشد. یعنی انسانیت با دین داری، تقابلی ندارد که بخواهیم فقط یکی را انتخاب کنیم.
3️⃣ انسانیت و متخلق شدن به اخلاق نیک، درجاتی دارد که عالی ترین مراتب آن فقط در دین محقق می شود. از همین رو پیامبر (ص) تکمیل مکارم اخلاق را غرض بعثت خویش شمرده اند. بنابراین غیر ممکن است، بدون دین، اخلاق در حد عالی محقق شود.
4️⃣ در صورت عدم ایمان به جهان آخرت و نتایج اعمال، نیک خلقی و حسن اخلاق، ضامن اجرایی چندانی نخواهد داشت. و جایگزین هایی که سعی کرده اند برای معاد بسازند، کارآیی چندانی ندارد. شهید مطهری یکی از این جایگزین ها و اشکال آن را این گونه بیان می کند: « اخلاق معنایش این است كه من اینقدر بفهمم كه نفع من در نفع دیگران است. من باید اینقدر شعور داشته باشم كه در جامعه، نفع من در نفع همه انسانهاى دیگر است. مثال میزند كه اگر من گاو همسایه ام را بدزدم، همسایه هم می آید گاو مرا میدزدد. پس بهتر این است كه من گاو او را ندزدم تا او هم گاو مرا ندزدد. این منطق براى منى كه با همسایه، هم زور هستم یا كم زورتر از او هستم درست است. ولى اگر من در سطحى باشم كه از هزار احتمال، نهصد و نود و نه احتمال این است كه همسایه هیچ زورى ندارد درست نیست.» به هر حال جامعه غرب و تمدن جدید آن که کینه شدیدی از کلیسا داشت، به دلیل بی بدیل بودن آن، مجوز بقای حداقلی به کلیسا داده است. و غربیان فهمیده اند که هیچ چیز نمی تواند جای دین را پر کند.
5️⃣ به فرض که بدون دین بتوانیم بهترین اخلاق ها را محقق کنیم. اما رفع این نیاز به معنای رفع تمام نیازهای ضروری ما نیست. اخلاق حسنه ای که فقط برای سامان دادن نظامات اجتماع دنیایی باشد، برای زندگی پس از مرگ ما کارآیی ای ندارد. و معقول نیست بشری که برای زندگی ۷۰ ساله خود تفکر و برنامه ریزی می کند، برای زندگی ابدی خود اقدامی نکند. و به دین پشت کند.
6️⃣ کسی که واقعا دارای اخلاق نیک است و خود را در شعار دادن متوقف نکرده است، حتما دین دار است. چون از ضروریات اخلاق تشکر در مقابل احسان دیگران است. چگونه کسی می تواند مدعی اخلاق نیک باشد، اما بر روی تمام احسان های الهی چشم ببندد و به شکر نعمت بخش روی نیاورد؟ به هر حال نباید فراموش کنیم هیچ کس بدکاری خود را با شعار بدکاری انجام نمیدهند. بلکه سعی میکنند، توجیهاتی برای عمل خود بسازند و آن را معقول نشان دهند.
مثلا کسی که به جای تلاش و کوشش و بهره بردن از دسترنج خود به دزدی می پردازد، به نیاز خود و ظلم عده ای توسل می جوید تا دزدی خویش را عملی ناگزیر یا حق جلوه دهد. بنابراین روشن است که چرا عده ای بی دینی خود را با شعار انسانیت رنگ و لعاب می زنند.
منبع قرارگاه پاسخ به شبهات😍
سایت شبهات:👇 🆔
antishobhe.ir
کانال ایتا:👇
🆔http://eitaa.com/porseshgar
کانال سروش:👇
🆔 sapp.ir/poorseshgar
کانال تلگرام:👇
🆔https://t.me/poorseshgar
.
.
شبهه شماره968
📌متن شبهه👇 👇
معنی اسماء عربی
متن منتشر شده در فضای مجازی:
معنی چند نام عربى
ابوبکر = پدر شتر جوان
ابوتراب = پدر خاک
آسیه = زن اندوهگین – ناراحت
آمنه = توده هیزم شکسته – در امان
ابوجهل = پدر نادانى
ابولعباس = پدر بسیار عبوس و ترش رو
اصغر = کوچک تر – خردتر
افطح = آفتاب پرست – مرد پهن سر
ام کلثوم = دختر بچه چاق و خیکى
ام لیلا = مادر شب – نوعى شراب سیاه
اویس = گرگ – بچه گرگ
باقر = گاو نر چاق – هم معنى بقره
بتول = زنى که هوس هم خوابگى با مرد را دارد
جابر = زورگو – ستم گر – اجبار کننده
جبار = ستم گر – مسلط
جعفر = ماده شتر پر شیر – جوى پر آب
حاجر = فرار کننده
حانیه = بیوه زنى که به خاطر فرزندان ازدواج نکند – شراب
حفصه = زن سیاه و زشت – هسته ى خرما
حنانه = بسیار ناله کننده – نوحه و زارى کننده
خدیجه = شتر ماده اى که پیش از موعد زاییده شده – سقط جنین شتر
خزعل = کفتار – کسی که در راه رفتن می لنگد
ذبیح = چهار پاى ذبح شده – سر بریده
ذبیحه = مؤنث سر بریده
راحله = رحلت کننده – حیوان بار کش
راحیل = گوسفند ماده – رونده – کوچ کننده
راسم = شتر تند رو – آب روان
ربابه = ابر سفید
رجب = ترسیدن – بزرگ داشتن
رقیه = جادوگر – نیرنگ باز – افسونگر
رمضان = شدت گرما
سلمان = سنگ بزرگ
سلیل = کوهان شتر – مغز حرام – شراب خالص
سکینه = زن مسکین و بیچاره – آرامش
سمانه = زن چاق و فربه – بلدرچین
سمیه = سم و زهر
سمینه = زن فربه و چاق
سینا = سوراخ کننده – نام کوهى است
شعبان = شعبه شعبه شده – چهار راهى در بیابان مکه که دزدها از آنجا تقسیم می شدند
صدام = بسیار صدمه زننده
صغرى = زن کوچکتر
صفدر = درنده ی صف – شکننده ی صف دشمن
صفورا = گنجشک ماده
صفیه = درخت خرماى پر بار
ضریر = مرد کور – نابینا
ضریره = زن کور
عاصف = خمیده – مایل – باد سخت
عاصفه = زن خمیده – تند باد
عایشه = زن عیاش و خوش گذران – آسوده خاطر
عباس = عبوس و خشمگین – بسیار ترش رو – اخمو
عباسه = زن عبوس و اخمو
عثمان = بچه مار – جوجه
عذرا = سوراخ نشده – باکره
عشرت = خوشگذرانى – معاشرت – آمیزش
غانم = غنیمت گیرنده – به غنیمت رسیده
غدیر = آبگیر – تالاب – مانداب
غلام = پسر بچه ى اسیر که با او هم بستر می شوند – نوکر
فائضه = زن فیض دهنده – زن بهرمند کننده
فاطم = بچه شتر نر که از شیر گرفته شده
فاطمه = بچه شتر ماده که از شیر گرفته شده
فتانه = زن فتنه انگیز
فخار = بسیار فخر فروش – فخر کننده
قاسم = قسمت کننده ی غنایم (در جنگ ها)
قاسى = سخت دل – سنگدل – بیرحم
قربان = فدا شونده – صدقه
قلى = غلام – بنده
کاظم = کر و لال – خاموش – ساکت
کرباسه = مارمولک
کلب على = سگ على – سگ درگاه على
کلثوم = مرد صورت چاق – فربه روى
لیلا = شب – دختر مسروق – شراب
مائده = خوردنى – سفره خوراک
محرم = حرام گردانیده – حرام شده
مریم = یاغى گرى – گل خشکیده
معراج = نردبان – پلکان
موسى = تیغ سلمانى = از آب گرفته شده
میثم = سم شتر – کف پاى سخت شتر که زمین را بکوبد
میمونه = زن میمون – بوزینه ماده
هاجر = جدایى کننده
هادى = راهنما – چوبدستى – عصا
هاشم = نان فروش دوره گرد – دوشنده شیر – شکننده
هاشمه = مؤنث هاشم – شکستگى در استخوان بدون آنکه جدا شود
هانى = مرد خدمتکار – گاو وحشى
هانیه = زن خدمتکار – گاو وحشى
یاسر = قصاب شتر – کشنده ی شتر و تکه تکه کننده گوشت شتر
منابع :
فرهنگ لغت دهخدا – استاد دهخدا
کتاب نام ها و نشانه ها – محمد حاجى زاده
کتاب فرهنگ اسامى – محمد حماصیان
کتاب فرهنگ نام ها و شخصیت ها – سید شهاب خضرى”
📌 *پاسخ به شبهه*👇👇
ابتدا معانی واقعی کلمات مذکور در شبهه را با هم بررسی میکنیم:
ابوبکر
«اب» در عربی به معنی پدر است [لسان العرب] و بَکر در لغت به معنی شتر ماده؛ [لسان العرب] ولی در اصطلاح علمیت، بَکر به شخص مبهم گفته میشود [دهخدا] یعنی وقتی میخواهند اسم کسی را ذکر نکنند و در ابهام قرار دهند میگویند: بکر، به فارسی میشود فلانی. [دهخدا] پس ابوبکر یعنی: پدر فلانی. این اسم، کنیه میباشد و نام نیست. [تفاوت نام و کنیه در پایان همین مقاله توضیح داده میشود]
ابوتراب
«اب» در عربی به معنی پدر است [لسان العرب] و تراب به معنی خاک [لسان العرب] اما در اصطلاح، صفتی است از صفات علی بن ابی طالب علیه السلام که پیامبر به ایشان نسبت دادند. این اسم، کنیه است و نام نمیباشد.
وجه این تسمیه، مختلف ذکر شده است؛ از جمله منظور از تراب، انسانها میباشند (چرا که جنس انسان از خاک است) و یا مومنین میباشند (به قرینه آیات قرآن کریم) و یا کنایه از فروتنی است.
آسیه
دارای چند معنی است: زنی اندوهگین [دهخدا] محکم و مستحکم [دهخدا، المنجد]
آمنه
آمَنَه یا آمَنِه به معنی توده هیزم است [دهخدا] اما آمِنِه که اسمی است عربی [دهخدا] به معنی در أمن و امان مانده است. [المنجد، لسان العرب]
ابوجهل
«اب» در عربی به معنی پدر است، [لسان العرب] و جهل به معنی ن
ادانی است [لسان العرب] اما ابوجهل یک کنیه و یا لقب است. و این صفتی بود که اهالی مکه به یکی از کفار قریش دادند. سابقا او را با ابوالحکمه (یعنی پدر حکمت می شناختند) اما به جهت سخنان خلاف حکمت و دانش او، به ابوجهل معروف شد.
ابولعباس
«اب» به معنی پدر است؛ [لسان العرب] عبّاس از کلمه عبوس منشق شده است به معنی بسیار ترش رو، بسیار اخمو [دهخدا] عباس و عبوس هر دو از اسماء شیر میباشند به خاطر اینکه شیر بسیار ترشرو است. [المنجد] به شیر نر که همه شیرها از او میترسند عباس گفته میشود، به همین خاطر آن را بروی مردها میگذارند. [لسان العرب] از این رو، به مردانی که صفاتی چون شیر دارند، همچون شجاعت، جنگآوری، اقتدار و… عباس گفته میشود.
اصغر
به معنی کوچتر است [لسان العرب] و همچنین خردتر [دهخدا] که باید به اتصاف چیز دیگری معنی بدهد، مثلا: علی اصغر (علی کوچکتر) مقابل علی اکبر (علی بزرگتر).
افطح
فطح به معنی پهن و عرض کردن است [لسان العرب] و هر چه را که پهن باشد را نیز افطح مینامند مثل گاو که بینیاش پهن است، [دهخدا] و یا مردی که سر یا بینیاش پهن باشد [المنجد] این اسم، صفت و کنیه است و نام محسوب نمیشود. (مثلا به عبدالله بن جعفر افطح میگفتند چرا که پایش پهن بود). [دهخدا]
امکلثوم
«ام» به معنی مادر است [لسان العرب] و کلثوم به معنی پرگوشت، رخسار بیترشرویی. [معین] کلثوم در عربی نام مردان است و در فارسی به زنان نسبت داده میشود. [دهخدا] امکلثوم به معنی شیر ماده نیز میباشد. [دهخدا]
املیلا
«ام» به معنی مادر است [لسان العرب] و لیلا یا لیلی به معنی شبانه و شب است که لیل گرفته شده است. [دهخدا] ام لیلی به معنی شراب سیاه گون است. [دهخدا]
اویس
اویس در فارسی به معنی گرگ است. [دهخدا] در عربی به گرگ ذئب میگویند (دهخدا) برخی گفتهاند که اویس کلمه عربی نبوده است و از فرهنگ زرتشت وارد اسلام شده است و اویس شکل گرفته است و در اصل از «عویص» به معنی «مرتاض» گرفته شده است.
باقر
به معنی شکافنده است. [دهخدا] در معنیاش آوردهاند به شیر نیز باقر میگویند چرا که شکم شکار خود را میشکافد. [تاج العروس] همچنین به شیر درنده تعبیر شده است. [دهخدا] باقر اسم نبوده است و صفت و کنیه است که به افراد نسبت داده میشود.
در روایات آمده است که، به امام باقر علیه السلام، باقر گفته میشود، چرا که شکافنده علم بوده است.
بتول
بتول به معنی قطع کننده است. [غیاث اللغت] در فارسی به زن پاکدامن و پارسا گفته میشود. [معین] در عربی به زن دوشیزه که از مردان رغبت و حاجت خود بریده باشد، بتول گویند. [منتهی الارب، دهخدا] در معنایش آوردهاند: زنی که از دنیا بریده است. [دهخدا] در عرب این اسم، صفت بوده است و نام محسوب نمیشود.
جابر
به چند معنی بکار میرود. [المنجد] جابر به معنی ستمگر است. [دهخدا] جابر به معنی کسی که شکسته بندی میکند [المنجد] جابر به معنی چیزی که گرسنگی را برطرف میکند. [المنجد] جابر به معنی تسکین دهنده مصیبت. [المنجد]. این اختلاف معانی به جهت اختلاف ریشههاست.
جبار
به معنی مسلط و چیره است. [المنجد] و به معنی پادشاه نیز آمده است. [دهخدا] از اسماء خداوند است به معنی مسلط. [المنجد، دهخدا]
جعفر
دارای چهار معنی اصلی است که عبارتاند از ماده شتر پر شیر [معین] جوی کوچک و خرد شده [دهخدا] نوعی کیمیاگر [دهخدا] رودخانه [المنجد] جعفر، اسمی از اسماء عربی است که به معنی رودخانه پرفایده است.
حاجر
نام موضعی به نجد به یک منزلی قاروره [دهخدا] در کتاب دهخدا کسی به اسم حاجر بیان نشده است. و در اسماء عرب بسیار نادر استفاده شده است. اسمی که در بین اعراب مرسوم است هاجر است.
حانیه
در لغت نامهها به این اسم برخورد نکردیم، اگر آن را از ماده حنان بگیریم به معنی مهربان است و اگر ازماده حنا بگیریم به معنی سبز کننده میباشد. [المنجد]
حفصه
به معنی بچه شیر است. [المنجد] در دهخدا آن را اسم عربی معرفی میکند که به معنی شیر است.
حنانه
حنانَه در لغت عرب یا به معنی کسی است که دلش برای چیزی پر کشیده است. [المنجد] یا به معنای رحمت و عطوفت و مهربانی است. [المنجد، لسان العرب] حنانِه به معنی بسیار ناله کننده است. [عمید]
خدیجه
از اسمهای عرب است. [دهخدا] در عربی اگر از ماده خدج باشد به معنی سقط کننده است [المنجد]
خزعل
به معنی کسی است که در راه رفتن میلنگد [المنجد] اگر معنی حیوان از آن استفاده شود به معنی کفتار است. [لسان العرب، المنجد، دهخدا]
ذبیح
به معنی ذبح شده است یعنی گلو بریده [لسان العرب] کسی که قصد ذبح کردنش شده باشد. [المنجد] غالبا در عربی، به صورت اضافه استفاده میشود، مثل: ذبیح الله (یعنی کسی که قربانی شده خداست)
ذبیحه
مؤنث سر بریده [المنجد] کسی که در خور ذبح شدن باشد [المنجد]
راحله
راحِلِه به معنی کوچ کننده است. [لسان العرب] اگر راحِلَه بخوانیم به معنای شتر بارکش است. [المنجد]
راحیل
ه
م معنی با راحله است چرا که هر دو از رحل آمدهاند. [دهخدا]
راسم
به معنی آب روان [دهخدا] آوردهاند در معنی آن نقاش. [المنجد]
ربابه
رّباب از اسماء عربی است، [دهخدا] ولی رَباب یکی از آلات موسیقی است [دهخدا] و همچنین رَباب به معنی ابر سفید است. [المنجد]
رجب
معنی آن بزرگ داشتن است. [دهخدا] ماه رجب را از این جهت رجب نامیدن که مورد تعظیم و عظمت است. [متنهی الارب، دهخدا]
رقیه
رقیَه به معنی هر چیزی است که به جهت حفظ از آن استفاده میشود. [عمید] اما رُقِیِه به معنی تعویذ و افسون است. [معین] برخی به دعای کوچه نیز معنی کردهاند.
رمضان
رمضان نام نهمین ماه قمری است که یا از ماده رَمَضات است به معنی سنگهای داغ شده بیابان [دهخدا] یا از ماده رمض است به معنی سوختن [دهخدا] در روایات جهت تسمیه رمضان به رمضان، سوخته شدن گناهان در این ماه یاد شده است.
سلمان
سلمان میتواند از ماده سَلِمَ باشد به معنی سالم و بیعیب. [المنجد] در عربی اسمی است به معنی سنگ بزرگ. [مهذب الاسماء]
سلیل
اسمی عربی است به معنی فرزند و بچه، [دهخدا] معانی دیگری که برای آن ذکر شده است، اما در عربی اسم علم بکار نرفته است. [دهخدا]
سکینه
از ماده تسکین منشق شده است، [جرجانی] که به معنی آرامش [مهذب الاسماء، دهخدا] و آهستگی است. [منتهی الارب] اما آنچه اسم است سُکَینِه است که به معنی آرام و آرامش، وقار است. [معین]
سمانه
به معنی آسمان کوچک یا سقف است. [دهخدا] در عربی به پرنده کوچکی که در ترکی به آن بلدرچین میگویند اطلاق میشود. [دهخدا] اما آنچه به معنی زن چاق است سِمان است [المنجد] بر خلاف سَمانه.
سمیه
به ۲ معنی است: دختر کوچک والا مقام، [لسان العرب] و یا نام کوچک. [المنجد]
سمینه
پارچه باریک رقیق. [دهخدا]
سینا
سینا در لغت به معنی سوراخ کننده است. [دهخدا] ولی به شخص باهوش در اصطلاح گفته میشود. [لسان العرب]
شعبان
شعبان از ماده شعابین است. [المنجد] که هشتمین ماه قمری است [دهخدا] و به این جهت به آن شعبان میگویند چرا که سریع میگذرد. [منتهی الارب]
صدام
از ماده صدم است به معنی بسیار صدمه زننده. [المنجد]
صغرى
معنی مونث اصغر است. (که معنایش گذشت)
صفدر
برهم زننده صف لشکر در جنگ [دهخدا] به جهت شجاعت بر افراد نامگذاری میشود.
صفورا
پرنده صدا دار [المنجد] یا سوت زننده معنا میدهد. [المنجد]
صفیه
به معنی یکرنگی و صمیمی در دوستی است که به زنان اطلاق میشود. [المنجد]
ضریر
مرد نابینا [دهخدا] ضریره، مونث ضریر است به معنای زن نابینا. [دهخدا]
عاصف
عاصف به سه معنی است: به معنی سیر کننده سریع است همچون باد، [لسان العرب، المنجد] یا به معنی خم کننده یا خم شونده است، [المنجد] و یا به معنی کاسبی کننده است [المنجد] عاصفه مونث عاصف است.
عایشه
عایشه یا عائشه از ماده عیش است به معنی زندگی و حیات، پس یا به معنی زیسته شده با او است یا به معنی زندگی کننده است. [المنجد]
عباس
معنی این کلمه در ابوالعباس اشاره شد. عباسه نیز مونث عباس است که استعمال عربی ندارد.
عثمان
عثمان به معانی مختلفی است، از جمله: جوجه پرنده هوبره [دهخدا] مار [لسان العرب] بچه مار [المنجد] ولی عثمانی که بر اشخاص قرار میگیرد نام حیوانات نبوده بلکه اسم علم عربی است، شاید به معنای استخوان کج بسته شده باشد. [دهخدا]
عذرا
به معانی: زن باکره، زن دوشیزه، و زن پاکدامن آمده است. [المنجد] همچنین به معنی عشق نیز آمده است. [حاشیه ریگی بر المنجد]
عشرت
در لغت از عاشر گرفته شده است به معنی معاشرت کننده میباشد. [المنجد] خوش زندگی کردن با هم نیز معنا میدهد. [دهخدا]
غانم
کسی که مالی بدست میآورد. [المنجد] کسی که غنیمت به دست میآورد. [لسان العرب] صفت فاعلی است برای شخصی که غنیمت میگیرد. [دهخدا]
غدیر
غدیر به معنی آبگیر (برکه) است. [لسان العرب] وجه شهرتش به جهت تشکیل شدن بزرگترین جلسه اسلام در محلی نزدیک به آبگیر (برکه) خم بود، غدیر خم.
غلام
به معنی پسر بچه است [لسان العرب، دهخدا] به معنی اجیر، بنده و عبد نیز به کار گرفته شده است. [المنجد]
فائضه
از فیض منشق شده است به معنی بسیار سودمند [المنجد] و سود سرشار [المنجد]
فاطم
به معنای گرفته شده است. [لسان العرب] یا بریده شده [لسان العرب] چه از شیر و چه از چیزهای دیگر، چه انسان باشد چه موجودی دیگر. فاطمه مونت فاطم است. در برخی روایات اشاره شده است که حضرت فاطمه سلام الله علیها را فاطمه نامیدند به جهت اینکه از آتش جهنم بریده شده است. یا فاطمه نامیدند چرا که مردم از شناخت او بریده شدهاند.
فتانه
به معنی بسیار دلربا و مورد پسند است. [لسان العرب، المنجد]
فخار
فخار یا از معنی فاخر به معنی فخر فروش است، و یا از معنی فاخر به معنی ارزنده و ارزشمند گرفته شده است. [المنجد]
قاسم
قاسم از ماده قسم است به معنی قسمت کننده، [المنجد] چه قسمت کننده غنایم باشد چه پخش کننده هر چیز دیگر. میتوانم به معنای