شبهه شماره 1059
📌 *متن شبهه*:👇
هیچ دین و مذهبی و هیچ دعایی گرسنه ایی را سیر، مریضی را درمان، در راه مانده ایی را مکان و اسیری را ازاد نمیکند، ولی انسانیت در کمال مهربانی این کارها را انجام میدهد. انسان بودن,خود به تنهایی یک دین خاص است که پیروان چندانی ندارد.
📌 *پاسخ شبهه*:👇😊
🔮در جواب به این شبهه ابتدا باید بدانیم که انسان، انسانیت خود را از کجا آورده. اگر بگویم عقل که این عقل ناقص است و فقط کلیات را درک میکند. اگر بگوییم تجربه که تجربه هم ناقص و خطا بردار است. پس نیاز به منبعی دارد که متصل به موجود کامل است و آن هم همان دین هستش که از طریق وحی آمده که نه نقصی دارد و نه خطا بردار است و این دین است که با توصیه به دعا خواندن و فضایل اخلاق. مثل : انفاق ، ایثار و... باعث دستگیری از فقراء و سیر کردن گرسنه گان و درمانده ای را مکان و اسیری را آزاد می کند.
1️⃣ انسانیت و اخلاق نیک از ضروریات زندگی بشر است. و بدون آن زندگی زجر آور و چه بسا بدون آن غیر ممکن بشود و بی اخلاقی ها شیرازه اجتماع را از بین ببرد. از این رو هیچ کس نمی تواند ضرورت آن را نفی کند و حتی کسانی که با دین سرستیز دارند، آن را لازم می شمارند. و شعار انسانیت سر می دهند.
2️⃣ باید توجه کنیم که دینداری، با اخلاق نیک تقابل ندارد. بلکه دین دار واقعی حتما دارای اخلاق نیک یا به تعبیری انسانیت است. و متون دینی به اندازه ای در این باره فراوان هستند، که همگان از آن باخبر هستند و از باب نمونه فقط چند مورد آن را ذکر می کنیم:
الف. پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: نخستین چیزی كه روز قیامت در ترازوی اعمال بنده گذاشته می شود، حُسن خلق اوست.
ب. امام صادق علیه السلام:خوش خویى گناه را ذوب میكند ، همچنان كه آفتاب یخ را.بنابراین هیچ اشکالی وجود ندارد که کسی دین دار و دارای حسن خلق باشد. یعنی انسانیت با دین داری، تقابلی ندارد که بخواهیم فقط یکی را انتخاب کنیم.
3️⃣ انسانیت و متخلق شدن به اخلاق نیک، درجاتی دارد که عالی ترین مراتب آن فقط در دین محقق می شود. از همین رو پیامبر (ص) تکمیل مکارم اخلاق را غرض بعثت خویش شمرده اند. بنابراین غیر ممکن است، بدون دین، اخلاق در حد عالی محقق شود.
4️⃣ در صورت عدم ایمان به جهان آخرت و نتایج اعمال، نیک خلقی و حسن اخلاق، ضامن اجرایی چندانی نخواهد داشت. و جایگزین هایی که سعی کرده اند برای معاد بسازند، کارآیی چندانی ندارد. شهید مطهری یکی از این جایگزین ها و اشکال آن را این گونه بیان می کند: « اخلاق معنایش این است كه من اینقدر بفهمم كه نفع من در نفع دیگران است. من باید اینقدر شعور داشته باشم كه در جامعه، نفع من در نفع همه انسانهاى دیگر است. مثال میزند كه اگر من گاو همسایه ام را بدزدم، همسایه هم می آید گاو مرا میدزدد. پس بهتر این است كه من گاو او را ندزدم تا او هم گاو مرا ندزدد. این منطق براى منى كه با همسایه، هم زور هستم یا كم زورتر از او هستم درست است. ولى اگر من در سطحى باشم كه از هزار احتمال، نهصد و نود و نه احتمال این است كه همسایه هیچ زورى ندارد درست نیست.» به هر حال جامعه غرب و تمدن جدید آن که کینه شدیدی از کلیسا داشت، به دلیل بی بدیل بودن آن، مجوز بقای حداقلی به کلیسا داده است. و غربیان فهمیده اند که هیچ چیز نمی تواند جای دین را پر کند.
5️⃣ به فرض که بدون دین بتوانیم بهترین اخلاق ها را محقق کنیم. اما رفع این نیاز به معنای رفع تمام نیازهای ضروری ما نیست. اخلاق حسنه ای که فقط برای سامان دادن نظامات اجتماع دنیایی باشد، برای زندگی پس از مرگ ما کارآیی ای ندارد. و معقول نیست بشری که برای زندگی ۷۰ ساله خود تفکر و برنامه ریزی می کند، برای زندگی ابدی خود اقدامی نکند. و به دین پشت کند.
6️⃣ کسی که واقعا دارای اخلاق نیک است و خود را در شعار دادن متوقف نکرده است، حتما دین دار است. چون از ضروریات اخلاق تشکر در مقابل احسان دیگران است. چگونه کسی می تواند مدعی اخلاق نیک باشد، اما بر روی تمام احسان های الهی چشم ببندد و به شکر نعمت بخش روی نیاورد؟ به هر حال نباید فراموش کنیم هیچ کس بدکاری خود را با شعار بدکاری انجام نمیدهند. بلکه سعی میکنند، توجیهاتی برای عمل خود بسازند و آن را معقول نشان دهند.
مثلا کسی که به جای تلاش و کوشش و بهره بردن از دسترنج خود به دزدی می پردازد، به نیاز خود و ظلم عده ای توسل می جوید تا دزدی خویش را عملی ناگزیر یا حق جلوه دهد. بنابراین روشن است که چرا عده ای بی دینی خود را با شعار انسانیت رنگ و لعاب می زنند.
منبع قرارگاه پاسخ به شبهات😍
سایت شبهات:👇 🆔
antishobhe.ir
کانال ایتا:👇
🆔http://eitaa.com/porseshgar
کانال سروش:👇
🆔 sapp.ir/poorseshgar
کانال تلگرام:👇
🆔https://t.me/poorseshgar
.
.
شبهه شماره968
📌متن شبهه👇 👇
معنی اسماء عربی
متن منتشر شده در فضای مجازی:
معنی چند نام عربى
ابوبکر = پدر شتر جوان
ابوتراب = پدر خاک
آسیه = زن اندوهگین – ناراحت
آمنه = توده هیزم شکسته – در امان
ابوجهل = پدر نادانى
ابولعباس = پدر بسیار عبوس و ترش رو
اصغر = کوچک تر – خردتر
افطح = آفتاب پرست – مرد پهن سر
ام کلثوم = دختر بچه چاق و خیکى
ام لیلا = مادر شب – نوعى شراب سیاه
اویس = گرگ – بچه گرگ
باقر = گاو نر چاق – هم معنى بقره
بتول = زنى که هوس هم خوابگى با مرد را دارد
جابر = زورگو – ستم گر – اجبار کننده
جبار = ستم گر – مسلط
جعفر = ماده شتر پر شیر – جوى پر آب
حاجر = فرار کننده
حانیه = بیوه زنى که به خاطر فرزندان ازدواج نکند – شراب
حفصه = زن سیاه و زشت – هسته ى خرما
حنانه = بسیار ناله کننده – نوحه و زارى کننده
خدیجه = شتر ماده اى که پیش از موعد زاییده شده – سقط جنین شتر
خزعل = کفتار – کسی که در راه رفتن می لنگد
ذبیح = چهار پاى ذبح شده – سر بریده
ذبیحه = مؤنث سر بریده
راحله = رحلت کننده – حیوان بار کش
راحیل = گوسفند ماده – رونده – کوچ کننده
راسم = شتر تند رو – آب روان
ربابه = ابر سفید
رجب = ترسیدن – بزرگ داشتن
رقیه = جادوگر – نیرنگ باز – افسونگر
رمضان = شدت گرما
سلمان = سنگ بزرگ
سلیل = کوهان شتر – مغز حرام – شراب خالص
سکینه = زن مسکین و بیچاره – آرامش
سمانه = زن چاق و فربه – بلدرچین
سمیه = سم و زهر
سمینه = زن فربه و چاق
سینا = سوراخ کننده – نام کوهى است
شعبان = شعبه شعبه شده – چهار راهى در بیابان مکه که دزدها از آنجا تقسیم می شدند
صدام = بسیار صدمه زننده
صغرى = زن کوچکتر
صفدر = درنده ی صف – شکننده ی صف دشمن
صفورا = گنجشک ماده
صفیه = درخت خرماى پر بار
ضریر = مرد کور – نابینا
ضریره = زن کور
عاصف = خمیده – مایل – باد سخت
عاصفه = زن خمیده – تند باد
عایشه = زن عیاش و خوش گذران – آسوده خاطر
عباس = عبوس و خشمگین – بسیار ترش رو – اخمو
عباسه = زن عبوس و اخمو
عثمان = بچه مار – جوجه
عذرا = سوراخ نشده – باکره
عشرت = خوشگذرانى – معاشرت – آمیزش
غانم = غنیمت گیرنده – به غنیمت رسیده
غدیر = آبگیر – تالاب – مانداب
غلام = پسر بچه ى اسیر که با او هم بستر می شوند – نوکر
فائضه = زن فیض دهنده – زن بهرمند کننده
فاطم = بچه شتر نر که از شیر گرفته شده
فاطمه = بچه شتر ماده که از شیر گرفته شده
فتانه = زن فتنه انگیز
فخار = بسیار فخر فروش – فخر کننده
قاسم = قسمت کننده ی غنایم (در جنگ ها)
قاسى = سخت دل – سنگدل – بیرحم
قربان = فدا شونده – صدقه
قلى = غلام – بنده
کاظم = کر و لال – خاموش – ساکت
کرباسه = مارمولک
کلب على = سگ على – سگ درگاه على
کلثوم = مرد صورت چاق – فربه روى
لیلا = شب – دختر مسروق – شراب
مائده = خوردنى – سفره خوراک
محرم = حرام گردانیده – حرام شده
مریم = یاغى گرى – گل خشکیده
معراج = نردبان – پلکان
موسى = تیغ سلمانى = از آب گرفته شده
میثم = سم شتر – کف پاى سخت شتر که زمین را بکوبد
میمونه = زن میمون – بوزینه ماده
هاجر = جدایى کننده
هادى = راهنما – چوبدستى – عصا
هاشم = نان فروش دوره گرد – دوشنده شیر – شکننده
هاشمه = مؤنث هاشم – شکستگى در استخوان بدون آنکه جدا شود
هانى = مرد خدمتکار – گاو وحشى
هانیه = زن خدمتکار – گاو وحشى
یاسر = قصاب شتر – کشنده ی شتر و تکه تکه کننده گوشت شتر
منابع :
فرهنگ لغت دهخدا – استاد دهخدا
کتاب نام ها و نشانه ها – محمد حاجى زاده
کتاب فرهنگ اسامى – محمد حماصیان
کتاب فرهنگ نام ها و شخصیت ها – سید شهاب خضرى”
📌 *پاسخ به شبهه*👇👇
ابتدا معانی واقعی کلمات مذکور در شبهه را با هم بررسی میکنیم:
ابوبکر
«اب» در عربی به معنی پدر است [لسان العرب] و بَکر در لغت به معنی شتر ماده؛ [لسان العرب] ولی در اصطلاح علمیت، بَکر به شخص مبهم گفته میشود [دهخدا] یعنی وقتی میخواهند اسم کسی را ذکر نکنند و در ابهام قرار دهند میگویند: بکر، به فارسی میشود فلانی. [دهخدا] پس ابوبکر یعنی: پدر فلانی. این اسم، کنیه میباشد و نام نیست. [تفاوت نام و کنیه در پایان همین مقاله توضیح داده میشود]
ابوتراب
«اب» در عربی به معنی پدر است [لسان العرب] و تراب به معنی خاک [لسان العرب] اما در اصطلاح، صفتی است از صفات علی بن ابی طالب علیه السلام که پیامبر به ایشان نسبت دادند. این اسم، کنیه است و نام نمیباشد.
وجه این تسمیه، مختلف ذکر شده است؛ از جمله منظور از تراب، انسانها میباشند (چرا که جنس انسان از خاک است) و یا مومنین میباشند (به قرینه آیات قرآن کریم) و یا کنایه از فروتنی است.
آسیه
دارای چند معنی است: زنی اندوهگین [دهخدا] محکم و مستحکم [دهخدا، المنجد]
آمنه
آمَنَه یا آمَنِه به معنی توده هیزم است [دهخدا] اما آمِنِه که اسمی است عربی [دهخدا] به معنی در أمن و امان مانده است. [المنجد، لسان العرب]
ابوجهل
«اب» در عربی به معنی پدر است، [لسان العرب] و جهل به معنی ن
ادانی است [لسان العرب] اما ابوجهل یک کنیه و یا لقب است. و این صفتی بود که اهالی مکه به یکی از کفار قریش دادند. سابقا او را با ابوالحکمه (یعنی پدر حکمت می شناختند) اما به جهت سخنان خلاف حکمت و دانش او، به ابوجهل معروف شد.
ابولعباس
«اب» به معنی پدر است؛ [لسان العرب] عبّاس از کلمه عبوس منشق شده است به معنی بسیار ترش رو، بسیار اخمو [دهخدا] عباس و عبوس هر دو از اسماء شیر میباشند به خاطر اینکه شیر بسیار ترشرو است. [المنجد] به شیر نر که همه شیرها از او میترسند عباس گفته میشود، به همین خاطر آن را بروی مردها میگذارند. [لسان العرب] از این رو، به مردانی که صفاتی چون شیر دارند، همچون شجاعت، جنگآوری، اقتدار و… عباس گفته میشود.
اصغر
به معنی کوچتر است [لسان العرب] و همچنین خردتر [دهخدا] که باید به اتصاف چیز دیگری معنی بدهد، مثلا: علی اصغر (علی کوچکتر) مقابل علی اکبر (علی بزرگتر).
افطح
فطح به معنی پهن و عرض کردن است [لسان العرب] و هر چه را که پهن باشد را نیز افطح مینامند مثل گاو که بینیاش پهن است، [دهخدا] و یا مردی که سر یا بینیاش پهن باشد [المنجد] این اسم، صفت و کنیه است و نام محسوب نمیشود. (مثلا به عبدالله بن جعفر افطح میگفتند چرا که پایش پهن بود). [دهخدا]
امکلثوم
«ام» به معنی مادر است [لسان العرب] و کلثوم به معنی پرگوشت، رخسار بیترشرویی. [معین] کلثوم در عربی نام مردان است و در فارسی به زنان نسبت داده میشود. [دهخدا] امکلثوم به معنی شیر ماده نیز میباشد. [دهخدا]
املیلا
«ام» به معنی مادر است [لسان العرب] و لیلا یا لیلی به معنی شبانه و شب است که لیل گرفته شده است. [دهخدا] ام لیلی به معنی شراب سیاه گون است. [دهخدا]
اویس
اویس در فارسی به معنی گرگ است. [دهخدا] در عربی به گرگ ذئب میگویند (دهخدا) برخی گفتهاند که اویس کلمه عربی نبوده است و از فرهنگ زرتشت وارد اسلام شده است و اویس شکل گرفته است و در اصل از «عویص» به معنی «مرتاض» گرفته شده است.
باقر
به معنی شکافنده است. [دهخدا] در معنیاش آوردهاند به شیر نیز باقر میگویند چرا که شکم شکار خود را میشکافد. [تاج العروس] همچنین به شیر درنده تعبیر شده است. [دهخدا] باقر اسم نبوده است و صفت و کنیه است که به افراد نسبت داده میشود.
در روایات آمده است که، به امام باقر علیه السلام، باقر گفته میشود، چرا که شکافنده علم بوده است.
بتول
بتول به معنی قطع کننده است. [غیاث اللغت] در فارسی به زن پاکدامن و پارسا گفته میشود. [معین] در عربی به زن دوشیزه که از مردان رغبت و حاجت خود بریده باشد، بتول گویند. [منتهی الارب، دهخدا] در معنایش آوردهاند: زنی که از دنیا بریده است. [دهخدا] در عرب این اسم، صفت بوده است و نام محسوب نمیشود.
جابر
به چند معنی بکار میرود. [المنجد] جابر به معنی ستمگر است. [دهخدا] جابر به معنی کسی که شکسته بندی میکند [المنجد] جابر به معنی چیزی که گرسنگی را برطرف میکند. [المنجد] جابر به معنی تسکین دهنده مصیبت. [المنجد]. این اختلاف معانی به جهت اختلاف ریشههاست.
جبار
به معنی مسلط و چیره است. [المنجد] و به معنی پادشاه نیز آمده است. [دهخدا] از اسماء خداوند است به معنی مسلط. [المنجد، دهخدا]
جعفر
دارای چهار معنی اصلی است که عبارتاند از ماده شتر پر شیر [معین] جوی کوچک و خرد شده [دهخدا] نوعی کیمیاگر [دهخدا] رودخانه [المنجد] جعفر، اسمی از اسماء عربی است که به معنی رودخانه پرفایده است.
حاجر
نام موضعی به نجد به یک منزلی قاروره [دهخدا] در کتاب دهخدا کسی به اسم حاجر بیان نشده است. و در اسماء عرب بسیار نادر استفاده شده است. اسمی که در بین اعراب مرسوم است هاجر است.
حانیه
در لغت نامهها به این اسم برخورد نکردیم، اگر آن را از ماده حنان بگیریم به معنی مهربان است و اگر ازماده حنا بگیریم به معنی سبز کننده میباشد. [المنجد]
حفصه
به معنی بچه شیر است. [المنجد] در دهخدا آن را اسم عربی معرفی میکند که به معنی شیر است.
حنانه
حنانَه در لغت عرب یا به معنی کسی است که دلش برای چیزی پر کشیده است. [المنجد] یا به معنای رحمت و عطوفت و مهربانی است. [المنجد، لسان العرب] حنانِه به معنی بسیار ناله کننده است. [عمید]
خدیجه
از اسمهای عرب است. [دهخدا] در عربی اگر از ماده خدج باشد به معنی سقط کننده است [المنجد]
خزعل
به معنی کسی است که در راه رفتن میلنگد [المنجد] اگر معنی حیوان از آن استفاده شود به معنی کفتار است. [لسان العرب، المنجد، دهخدا]
ذبیح
به معنی ذبح شده است یعنی گلو بریده [لسان العرب] کسی که قصد ذبح کردنش شده باشد. [المنجد] غالبا در عربی، به صورت اضافه استفاده میشود، مثل: ذبیح الله (یعنی کسی که قربانی شده خداست)
ذبیحه
مؤنث سر بریده [المنجد] کسی که در خور ذبح شدن باشد [المنجد]
راحله
راحِلِه به معنی کوچ کننده است. [لسان العرب] اگر راحِلَه بخوانیم به معنای شتر بارکش است. [المنجد]
راحیل
ه
م معنی با راحله است چرا که هر دو از رحل آمدهاند. [دهخدا]
راسم
به معنی آب روان [دهخدا] آوردهاند در معنی آن نقاش. [المنجد]
ربابه
رّباب از اسماء عربی است، [دهخدا] ولی رَباب یکی از آلات موسیقی است [دهخدا] و همچنین رَباب به معنی ابر سفید است. [المنجد]
رجب
معنی آن بزرگ داشتن است. [دهخدا] ماه رجب را از این جهت رجب نامیدن که مورد تعظیم و عظمت است. [متنهی الارب، دهخدا]
رقیه
رقیَه به معنی هر چیزی است که به جهت حفظ از آن استفاده میشود. [عمید] اما رُقِیِه به معنی تعویذ و افسون است. [معین] برخی به دعای کوچه نیز معنی کردهاند.
رمضان
رمضان نام نهمین ماه قمری است که یا از ماده رَمَضات است به معنی سنگهای داغ شده بیابان [دهخدا] یا از ماده رمض است به معنی سوختن [دهخدا] در روایات جهت تسمیه رمضان به رمضان، سوخته شدن گناهان در این ماه یاد شده است.
سلمان
سلمان میتواند از ماده سَلِمَ باشد به معنی سالم و بیعیب. [المنجد] در عربی اسمی است به معنی سنگ بزرگ. [مهذب الاسماء]
سلیل
اسمی عربی است به معنی فرزند و بچه، [دهخدا] معانی دیگری که برای آن ذکر شده است، اما در عربی اسم علم بکار نرفته است. [دهخدا]
سکینه
از ماده تسکین منشق شده است، [جرجانی] که به معنی آرامش [مهذب الاسماء، دهخدا] و آهستگی است. [منتهی الارب] اما آنچه اسم است سُکَینِه است که به معنی آرام و آرامش، وقار است. [معین]
سمانه
به معنی آسمان کوچک یا سقف است. [دهخدا] در عربی به پرنده کوچکی که در ترکی به آن بلدرچین میگویند اطلاق میشود. [دهخدا] اما آنچه به معنی زن چاق است سِمان است [المنجد] بر خلاف سَمانه.
سمیه
به ۲ معنی است: دختر کوچک والا مقام، [لسان العرب] و یا نام کوچک. [المنجد]
سمینه
پارچه باریک رقیق. [دهخدا]
سینا
سینا در لغت به معنی سوراخ کننده است. [دهخدا] ولی به شخص باهوش در اصطلاح گفته میشود. [لسان العرب]
شعبان
شعبان از ماده شعابین است. [المنجد] که هشتمین ماه قمری است [دهخدا] و به این جهت به آن شعبان میگویند چرا که سریع میگذرد. [منتهی الارب]
صدام
از ماده صدم است به معنی بسیار صدمه زننده. [المنجد]
صغرى
معنی مونث اصغر است. (که معنایش گذشت)
صفدر
برهم زننده صف لشکر در جنگ [دهخدا] به جهت شجاعت بر افراد نامگذاری میشود.
صفورا
پرنده صدا دار [المنجد] یا سوت زننده معنا میدهد. [المنجد]
صفیه
به معنی یکرنگی و صمیمی در دوستی است که به زنان اطلاق میشود. [المنجد]
ضریر
مرد نابینا [دهخدا] ضریره، مونث ضریر است به معنای زن نابینا. [دهخدا]
عاصف
عاصف به سه معنی است: به معنی سیر کننده سریع است همچون باد، [لسان العرب، المنجد] یا به معنی خم کننده یا خم شونده است، [المنجد] و یا به معنی کاسبی کننده است [المنجد] عاصفه مونث عاصف است.
عایشه
عایشه یا عائشه از ماده عیش است به معنی زندگی و حیات، پس یا به معنی زیسته شده با او است یا به معنی زندگی کننده است. [المنجد]
عباس
معنی این کلمه در ابوالعباس اشاره شد. عباسه نیز مونث عباس است که استعمال عربی ندارد.
عثمان
عثمان به معانی مختلفی است، از جمله: جوجه پرنده هوبره [دهخدا] مار [لسان العرب] بچه مار [المنجد] ولی عثمانی که بر اشخاص قرار میگیرد نام حیوانات نبوده بلکه اسم علم عربی است، شاید به معنای استخوان کج بسته شده باشد. [دهخدا]
عذرا
به معانی: زن باکره، زن دوشیزه، و زن پاکدامن آمده است. [المنجد] همچنین به معنی عشق نیز آمده است. [حاشیه ریگی بر المنجد]
عشرت
در لغت از عاشر گرفته شده است به معنی معاشرت کننده میباشد. [المنجد] خوش زندگی کردن با هم نیز معنا میدهد. [دهخدا]
غانم
کسی که مالی بدست میآورد. [المنجد] کسی که غنیمت به دست میآورد. [لسان العرب] صفت فاعلی است برای شخصی که غنیمت میگیرد. [دهخدا]
غدیر
غدیر به معنی آبگیر (برکه) است. [لسان العرب] وجه شهرتش به جهت تشکیل شدن بزرگترین جلسه اسلام در محلی نزدیک به آبگیر (برکه) خم بود، غدیر خم.
غلام
به معنی پسر بچه است [لسان العرب، دهخدا] به معنی اجیر، بنده و عبد نیز به کار گرفته شده است. [المنجد]
فائضه
از فیض منشق شده است به معنی بسیار سودمند [المنجد] و سود سرشار [المنجد]
فاطم
به معنای گرفته شده است. [لسان العرب] یا بریده شده [لسان العرب] چه از شیر و چه از چیزهای دیگر، چه انسان باشد چه موجودی دیگر. فاطمه مونت فاطم است. در برخی روایات اشاره شده است که حضرت فاطمه سلام الله علیها را فاطمه نامیدند به جهت اینکه از آتش جهنم بریده شده است. یا فاطمه نامیدند چرا که مردم از شناخت او بریده شدهاند.
فتانه
به معنی بسیار دلربا و مورد پسند است. [لسان العرب، المنجد]
فخار
فخار یا از معنی فاخر به معنی فخر فروش است، و یا از معنی فاخر به معنی ارزنده و ارزشمند گرفته شده است. [المنجد]
قاسم
قاسم از ماده قسم است به معنی قسمت کننده، [المنجد] چه قسمت کننده غنایم باشد چه پخش کننده هر چیز دیگر. میتوانم به معنای
کسی که قسم میخورد نیز باشد.
قاسى
به معنی سفت و سخت و محکم است. [المنجد] چه سخت در دل باشد چه سخت در اراده…
قربان
قربان از لفظ قربه منشق شده است به معنی نزدیک شدن [دهخدا]
قلى
در عربی کلمه قُلی که به صورت اسم استعمال شود وجود ندارد؛ این کلمه فارسی است که از کلمه غلام + ی نسبت ساخته شده است. در عربی قُلی به معنی صفت برای زنان کوتاه قد آمده است. [منتهی الارب]
کاظم
به معنی ساکت شدن و فروبردن خشم است. [المنجد] امام کاظم علیه السلام را به این جهت کاظم می نامیدند که، فروبرنده خشم بودند. (کاظم الغیظ)
کرباسه
کرباسه به معنی ماری است که پا خواهد داشت. [دهخدا] ولی کرباسه به معنی قطعهای از پارچه کرباس است. [دهخدا] و کرباس پارچه پنبهای سفید است. [دهخدا]
کلب على
کلب به معنی سگ است [لسان العرب] و علی نام علم میباشد. برخی برای نشان دادن تواضع، نام مستعار خود را کلب علی و یا… میگذارند.
کلثوم
به معنی کلثوم در ام کلثوم اشاره شد.
لیلا
به معنی لیلا در معنی ام لیلا اشاره شد.
مائده
سفره غذای بهشتی است. [معجم] به معنی سفره غذا نیز میباشد. [دهخدا]
محرم
نام ماه اول سال قمری است [لسان العرب] و به معنی کسی است که به او امان داده شده است و محترم میباشد. [المنجد] ماه محرم را به این جهت محرم نامیدند که در آن خونریزی به جهت حرمت و ارزش این ماه ممنوع است.
مریم
مریم اسمی است عبری و معنی آن در عربی غالبا پارسا معنی میشود.
معراج
از کلمه عرج است به معنی بالا رفتن [المنجد] به معنی چیزی است که از آن بالا میروند به سوی هر چه باشد چه خدا و چه غیر او [لسان العرب]
موسى
اسمی است عبری که در عربی معنایی ندارد.
میثم
میثم اسمی است فارسی و در عربی معنی دیگری غیر از معنی فارسی آن دارد، که همان سم شتر باشد. [منتهی الارب]
میمونه
در عربی به معنی مبارک است. [دهخدا] و دارای یمن و برکت خواهد بود. [برهان] در فارسی اسم حیوان میباشد.
هاجر
به چند معنی آمده است: کسی که هجرت کرده است و جای دیگری وطن نموده [المنجد] کسی که از جایی کوچ کرده [المنجد] و به معنی زن کامل [المنجد] و آنچه به معنی جدایی دهنده است هاجِر است. [المنجد]
هادى
در عربی به معنی راهنما و هدایت کننده است. [دهخدا] از ماده هدایت میباشد [لسان العرب]
هاشم
هاشم به معنی شکننده است [المنجد] و جد پیامبر را هاشم مینامیدند چرا که اولین کسی بود که نان را شکست و در غذا آبگوشت ریخت. [لسان العرب] هاشمه مونث هاشم است.
هانى
صفتی است از عرب به معنی خدمتکار و خادم. [منتهی الارب] هانیه مونث آن است.
یاسر
به معنی مطیع و فرمانبردار و سهل و آسان گیرنده است. [المنجد] به کسی که شغلش قصابی است نیز یاسر گفته میشود. [لسان العرب]
چند نکته:
1⃣کنیه، نامی است که به افراد داده میشود به جهت پرهیز از آوردن نام کوچک آن شخص، استفاده از کنیه به جای نام اصلی بیشتر برای احترام و بزرگداشت اشخاص بوده ولی گاه دلایل دیگر هم داشته است. در روایات نیز استفاده از کنیه امری پسندیده دانسته شده ولی از بعضی کنیهها نهی شدهاست.
2⃣ نامگذاری فرزندان به اسامی نیکو حقی است از حقوق اولاد بر والدین، چنان که حضرت رسول صل الله علیه و آله میفرماید: «وَ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ، وَ یُحَسِّنَ أَدَبَهُ» حق فرزند بر پدر آن است که نام خوبی بر او بنهد و به بهترین شکل تربیتش نماید.
3⃣. اسمائی که در عرب مرسوم بودهاند، تماما مورد تایید اسلام نبوده است، مثل اسمائی که در آن شرک بوده؛ مثل عبداللات و… و یا اسمائی که شان مومنین در آنان نبوده است، در چنین مواردی پیامبر اکرم صل الله علیه وآله نام شخص را تغییر میدادند. چنانچه در تاریخ به کرات تکرار شده است. برای نمونه : پیامبر اکرم نام قلیل بن صامت به «کثیر»، عاص بن الأسود به «مطیع» و مادر عاصم بن عمر عاصیه به «سهله» تغییر دادند.
شیخ علی شاهرودی - پایگاه تخصصی شبهه
📌زحمت تبلیغ گروه باشما✋
.........
🔽
سایت شبهات:👇 🆔
antishobhe.ir
کانال ایتا:👇
🆔http://eitaa.com/porseshgar
کانال سروش:👇
🆔 sapp.ir/poorseshgar
کانال تلگرام:👇
🆔https://t.me/poorseshgar
.
.
شبهه شماره969
📌 *متن شبهه*👇👇
اخیرا در شبکه های اجتماعی از جمله شبکه ضد انقلاب روزنه و... دائم می گویند منزل امام خمینی«ره» در جماران نبوده و فقط جماران محل اتاق ملاقات امام بوده و منزل اصلی پشت خانه است
این سخن را ظاهرا فاطمه هاشمی در فایل صوتی گفته است...
بعدشم میگن اینم امام ساده زیستتون!!!
امکان داره قضیه رو برام کامل بگید روشن بشم؟
📌 *پاسخ به شبهه* 👇👇
جهت اثبات به سنگ خوردن مجدد تیر ضد انقلاب و درخواست توضیحات کامل مطلب زیر برای شما ارسال میگردد
◀بازهم روسیاهی برای ضد انقلاب
👇
پاسخ به این ادعا –فارغ از هویت مدعی که در جای خود آن نیز جای پرداختن داشته و می پردازیم- نیازمند رجوع به تاریخ است.
◀* خانه ای با نمای طاغوتی!
🔹آیتالله امام جمارانی از یاران صدیق و نزدیک امام، روایت دست اول و بیواسطهای از نحوه ورود و اسکان حضرت امام به محله جماران نقل می کند که خلاصه آن به شرح زیر است؛
♦بعد از اینکه امام به آخرین مرحلۀ درمان رسید، پزشکان گفتند که ایشان باید در یک هوای ملایم و متعارفی باشد. هوای تهران برای امام خوب نیست و هوای قم هم برای امام بدتر است، اصلاً ایشان نباید برگردند و هرجایی که هوای بهتری هست به آنجا بروند. من یادم میآید در ایام پانزده خرداد سال42، حضرت عبدالعظیم بهترین هوای تهران را داشت. مردم ییلاق به حضرت عبدالعظیم میرفتند. اما حالا دیگر حضرت عبدالعظیم هم هوای مناسبی ندارد. امام به اعتبار هوای قدیم و نیز سکونت در مناطق جنوبی تهران پیشنهادشان این بود که آنجا بروند اما شهرری برای امام مساعد نبود چون هوای آنجا خراب شده بود. دنبال این بودند که یک جایی را برای امام پیدا بکنند که هوای مناسب دارد. آقای رسولی (محلاتی) یک جایی در خیابان دربند(منزلی متعلق به شخصی به نام حاج آقا مشرف) سراغ داشت، که به نظرشان رسید آنجا را برای امام اختصاص بدهند. به امام پیشنهاد شد که یک چنین جایی هست و آقا را به دربند میبرند. این ساختمان دربند از داخل چیزی نبود. در سه طبقه بود و هر طبقه فقط یک اتاق و سالنی داشت که حتی جایی برای قدم زدن امام هم نبود، امام توی همان سالن کوچک قدم میزدند. اما نمای بیرون آن، تقریباً طاغوتی بود. نمای سنگی داشت، بلند بود و یک پنجرهای بود که امام از همان طبقهای که ساکن بودند، جلوی پنجره میآمدند و جواب احساسات مردم را میدادند. جمعیت هم زیاد به ملاقات امام میآمدند. دیگر مرتب شبانه روز ملاقات میشد.
ادعای فاطمه هاشمی درباره سبک زندگی امام(ره)/ حالا که شبیه امام نشدیم؛ امام را شبیه خود میکنیم
منزلی که از نظر امام(ره) نمای طاغوتی داشت
💫امام از ابتدایی که وارد این منزل شدند از وضعیت داخل منزل ناراحت بودند. من خودم یکبار با احمدآقا رفتیم و میخواستم آقا را ببینم، دیدم ایشان روی یک تختی در یک نیمچه اتاقی نشسته و پاهایشان آویزان است. مشغول مطالعه بودند. رفتیم آنجا نشستیم و عرض ارادت کردیم و با احمدآقا هم برگشتیم. من دیدم آنجا یک نیمچه اتاق است، واقعاً نمیشود گفت یک اتاق. اگر ملاقاتی هم داشته باشند باید توی این سالن باشد. یعنی هیچ وسیله و امکاناتی برای استراحت امام نیست.
* اولتیماتوم 48 ساعته امام
✳احمدآقا ظاهراً رفته بودند قم. امام آقای رسولی را صدا میزند و میگوید آقای رسولی من ظرف 48 ساعت به شما مهلت میدهم، اگر یک منزل مناسبی برای من پیدا کردید که میروم به آن منزل، اگر نشد من به قم بر میگردم. آقای رسولی میفهمد وقتی امام یک چنین تهدیدی میکند حتماً عین آن را اجرا خواهد کرد. لذا تلفنی به احمدآقا خبر میدهد که سریع بیایید که آقا اخطار کرده که من به قم میروم.
❎ادعای فاطمه هاشمی درباره سبک زندگی امام(ره)/ حالا که شبیه امام نشدیم؛ امام را شبیه خود میکنیم
اولتیماتوم 48 ساعته امام(ره) برای تخلیه این منزل
🔆احمدآقا سراسیمه به منزل ما آمد و گفت فلانی امام تهدید کرده و به همین جهت باید سریعاً یک جایی پیدا کنیم. گفتم جایی که باید پیدا بشود چهجور جایی است؟ گفت این را آقای رسولی از امام پرسیده است که " آقا شما که میفرمائید یک جای مناسب پیدا بشود، چه جایی برای شما مناسب است؟ " امام فرمودند که مثل آن منزل حاج آقای شما (پدر آقای رسولی که از دوستان قدیمی حضرت امام بود) در امامزاده قاسم. پدر آقای رسولی آنجا ساکن بودند که خانه ای محقر و در ده امامزاده قاسم بود. در گذشته امام روزها از آن منزلی که برای ملاقاتهایشان اجاره کرده بودند میآمدند به منزل آقای رسولی و در آنجا مینشستند. فرمودند یک همچین جایی.
◀* چیزی شبیه همان خانه تنگ و تاریک نجف!
💠در نهایت منزل آیتالله امام جمارانی برای سکونت امام پیشنهاد می شود و ایشان در ادامه نقل می کند؛ «عصر آن روز حاج احمدآقا میرود خانم را میآورد، دو نفر از خانم ها هم همراه ایشان بودند. آمدند منزل و ما را دیدند و سلام و علیک و احوال پرسی کردیم
بعد به ایوان بالا که رفتند به احمدآقا گفتند این منزل همان منزل تنگ و تاریکی است که ما در نجف داشتیم. ما آنجا گرفتار اینجور منازل بودیم حالا هم باید گرفتار همین منازل باشیم؟ من به هیچ وجه موافق نیستم. مرحوم احمدآقا گفته بود اگر شما اینجا را نپسندید امام میروند قم و مشکل برای همه ما درست میشود. شما موقتاً اینجا را قبول کنید تا بعد سر فرصت ما یک جای مناسبی را پیدا میکنیم. ایشان بالاجبار قبول کرد.» و به این ترتیب حضرت امام در 28 مرداد ماه سال 1358 وارد محله جماران شده و تا پایان عمر شریف خود در همان خانه ساده زندگی می کنند.
❎ادعای فاطمه هاشمی درباره سبک زندگی امام(ره)/ حالا که شبیه امام نشدیم؛ امام را شبیه خود میکنیم
منزل امام در جماران
◀* می خواهید مرا جهنمی کنید؟!
اما مگر منزل و زندگی حضرت امام در نجف چگونه بود که همسر ایشان آنگونه از آن یاد می کنند؟ آیت الله مسلم ملکوتی از شاگردان قدیمی حضرت امام که در نجف نیز با ایشان بوده است در کتاب خاطرات خود (چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی) در این خصوص می گوید؛
☘«این منزل در شارع الرّسول قرار داشت و آقای شیخ نصر الله [خلخالی] آن را اجاره و تهیه کرده بود. این منزل دو طبقه داشت و در هر طبقه دو اتاق که مساحت هر کدام دوازده متر بود، وجود داشت. یکی از اتاق ها مخروبه بود و قابل استفاده نبود و چون آشپزخانه اش کوچک بود، ظروف و چراغ غذا را در حیاط می گذاشتند.
🌟هنگام ورود امام به نجف، یکی از اطاق ها برای امام اختصاص یافت. ... حضرت امام به مدت 15 سال در این خانه اجاره ای مانند سایر طلاب معمولی زندگی کرد. بارها نزدیکان خواستند یک کولر بر یکی از اتاق ها نصب کنند، اما امام با لحن شدید فرمود: "شما دست به یکی کردید تا مرا جهنمی کنید." و مانع از این کار شد. تا اینکه پس از چند سال، دیگر به اصرار زیاد برخی اعاظم قبول کردند یک پنکه در آن گذاشته شود.
اتاق بیرونی حضرت امام با زیلوهای فرسوده پوشیده شده بود. یک وقت برخی نزدیکان عرض میکنند: "این ها مناسب منزل شما نیست اجازه بدهید آنها را تعویض کنیم." امام در جواب می فرماید: "مگر منزل صدر اعظم است؟!" و اجازه تعویض نمی دهد.»
💠* از تحریف تا تهمت...
💥آنچه فاطمه هاشمی درباره باغ های چند هزار متری جماران و خانه امام(ره) می گوید را باید چیزی فراتر از تحریف سیره امام ارزیابی کرد.
🌐حضرت امام در فرازی مهم از پیام برائت از مشرکین حج سال 1366 (6 مردادماه) می نویسند؛ «متواضعانه و به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود میخواهم که در زمانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیا را به آنان محول فرموده است، از زیّ روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شأن روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است، پرهیز کنند و بر حذر باشند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست که بحمد اللَّه روحانیت متعهد اسلام امتحان زهدگرایی خود را داده است، ولی چه بسا دشمنان قسمخورده اسلام و روحانیت بعد از این برای خدشهدار کردن چهره این مشعلداران هدایت و نور، دست به کار شوند و با کمترین سوژهای به اعتبار آنان لطمه وارد آورند که ان شاء اللَّه موفق نمیشوند.»
☘و یا ایشان در جلد 21 صحیفه (صفحه 99) می فرمایند؛ «من اکثر موفقیتهای روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامی در ارزش عملی و زهد آنان میدانم. و امروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشی سپرده شود، که باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزی به زشتی دنیاگرایی روحانیت نیست. و هیچ وسیلهای هم نمیتواند بدتر از دنیاگرایی، روحانیت را آلوده کند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزیهای بیمورد مسیر زهدگرایی آنان را منحرف سازند؛ و گروهی نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به طرفداری از سرمایه داری و سرمایه داران متهم نمایند. در این شرایط حساس و سرنوشت سازی که روحانیت در مصدر امور کشور است و خطر سوء استفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید بشدت مواظب حرکات خود بود.»
💠مردی الهی و چنین ریزبین و تیزبین که به روشنی میداند کوچک ترین لغزش و مادیگرایی از سوی یک روحانی منسوب به انقلاب و جمهوری اسلامی چه تاثیر سوئی بر اعتماد مردم به عنوان ولی نعمتان و صاحبان اصلی این اقلاب و حرکت تاریخی میگذارد، چطور میتواند به خود اجازه دهد در برابر مردم نوع و سبکی از زندگی را نشان دهد و در خلوت سبکی دیگر را؟!
🌀* خاطره سازان نمی میرند!
انتساب مسائل جنجالی به حضرت امام شاید یکی از ارثیه های مرحوم آیت الله هاشمی برای فرزندانش باشد. آن مرحوم نیز با نقل برخی خاطرات قابل تامل، مسائلی را به امام نسبت داده بود؛ از جمله اینکه ایشان موافق حذف شعار «مرگ بر آمریکا» بوده اند!
❇مرحوم ه
اشمی در گفتوگو با ماهنامه مدیریت ارتباطات 25 اردیبهشت 1389 در پاسخ به این سوال که «درباره خاطرات شما نکتهای است که درباره حذف شعار «مرگ بر آمریکا» آوردید و گفتید امام با حذف این شعار موافق بودند. انتشار این مطلب در خاطرات شما واکنشهای تندی را به همراه داشت و جوسازیهای سیاسی زیادی علیه آن شد. میخواهیم آن خاطره را نه به شکل مکتوب، بلکه از زبان شما بشنویم که واقعیت آن چه بود؟» می گوید؛ تمام مطلب همان بود که نوشته بودم. الان هم دقیقا یادم نیست که چه نوشتم...»
🔆اما هاشمی چه در این باره چه نوشته است؟ تمام مواردی که هاشمی در کتب خاطرات خود در این زمینه نقل کرده 4 مورد زیر است؛
◀1- احمد آقا تلفن کرد و اطلاع داد، امام با پیشنهاد قطع شعار «مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی» از رسانههای دولتی موافقت کردهاند و پذیرفتهاند که بگویند به امر امام قطع شده است. 16 فروردین 1362
◀2- ظهر احمد آقا آمد. اعترافات تودهایها را به ایشان دادم که بخوانند و به اطلاع امام برسانند. قرار شد از طرف امام رسما به صداوسیما ابلاغ کنند که [شعار] مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی را که در شعارهای مردم میآید، حذف کنند و دوستان دیگر هم موافقاند. 20 فروردین 1362
◀3- جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی ] داشتیم. درباره دستور امام برای حذف شعارهای مرگ برآمریکا و «مرگ بر شوروی» بحث داشتیم که شیوه حذف آن ـبه صورتی که عکسالعمل بدی نداشته باشد ـ انتخاب شود. اول اردیبهشت 1363
◀4- ]آقای امام موسوی[ نماینده شوشتر هم آمد و پیشنهاد قطع شعار مرگ برآمریکا و شوروی را میداد. گفتم به طور اصولی تصمیم گرفتهایم، امام هم موافقت کردهاند ولی منتظر فرصت هستیم . 14 تیر 1363
◀این ادعا در ابتدای کار دولت یازدهم – و در آغاز مذاکرات دولت با آمریکا بر سر پرونده هسته ای- یک بار دیگر در کانون توجهات رسانه ای و سیاسی قرار گرفت و حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(س) در گفت و گویی درباره آن گفت؛ «انشاءالله موسسه زوایای مختلف این موضوع را به عنوان یک پروژه تاریخی بر اساس اسناد موجود در موسسه و وزارتخارجه و صدا و سیما و دیگر نهادها بررسی و نتایج آن را منتشر خواهد کرد.» که ظاهراً هنوز هم پس از گذشت چهار سال موسسه پاسخی برای آن نیافته است و یا صلاح ندیده ارائه کند! (گرچه حضرت امام در سخنرانی ها و پیام های پایان عمر شریف خود –بخصوص در پیام پذیرش قطعنامه و وصیت نامه- به صراحت پاسخ چنین ادعاهایی را داده اند.)
◀* چرا تحریف و تهمت؟!
آنچه فاطمه هاشمی درباره سبک زندگی امام ادعا می کند، مرزهای تحریف را درنوردیده و نوعی تهمت به حساب می آید که اصلی ترین دلیل آن را می توان اینگونه بیان کرد؛ حال که به هر دلیل نمی توانیم راه زندگی ساده امام را در پیش بگیریم، پس بیایید با تحریف و تهمت به امام، زندگی ایشان را مانند خود جلوه دهیم تا از انزجار و بدبینی مردم نسبت به تجملات و اشرافیگری خلاص شویم!
🌟در این میان به نظر می رسد وظیفه بیت امام راحل و موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(س) در پاسخ به این ادعای سخیف از سایرین سنگین تر است چرا که این بار دیگر سخن بر سر فلان موضع سیاسی نیست.
☘نسبتی سنگین و بس ناروا به پرچمدار دفاع از پابرهنگان و مستضعفان عصر جدید داده شده که سکوت در برابر آن به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست و در مرحله بعد نیز باید منتظر بود و دید مدعی العموم در برابر این توهین و تهمت آشکار چه واکنشی از خود نشان خواهد داد. به وظیفه قانونی و انقلابی خود عمل می کند یا گرفتار رودربایستی می شود؟!
📌زحمت تبلیغ گروه باشما✋
.........
🔽
سایت شبهات:👇 🆔
antishobhe.ir
کانال ایتا:👇
🆔http://eitaa.com/porseshgar
کانال سروش:👇
🆔 sapp.ir/poorseshgar
کانال تلگرام:👇
🆔https://t.me/poorseshgar
.