چون برای غیرِ خودت نعمت خواستی؛
برای تو هم خواهد آمد...
#متن_جذاب #حرفهای_قشنگ
#حال_خوب
🌸🍃❤️
@postchiy
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍊🙃
هیچ کس
بی غم و غصه و
گرفتاری نیست
اما قشنگیش به
اینه که
تو اون غم
لبخند بزنی و بگی:
خدا خیلی بزرگه...
#انرژی_مثبت #انگیزشی #حرفهای_قشنگ
🌸🍃❤️
@postchiy
.
📜 #حکایت
روزی مردی به خانهی بهلول رفت و از او
خواست که طنابش را برای مدتی به او قرض دهد.
بهلول کمی فکر کرد و گفت : "حیف که روی آن ارزن پهن کرده ام و گرنه حتما آن را به تو می دادم!"
مرد با تعجب گفت : "مگر می شود روی طناب ارزن پهن کرد؟!"
بهلول گفت: "برای آن که طناب را ندهم
این بهانه کافی است!"
#بهلول
🌸🍃❤️
@postchiy
.
• به جاى آنكه بگردى و ببينى
چه چيز افسرده ات مى كند،
بدنبال موهبتهاى زندگىات،
جهت شكرگزارى باش...
خدايا شكرت كه يك روز ديگر
فرصت زندگى و لبخند دارم✨
#حرفهای_قشنگ #متن_جذاب
🌸🍃❤️
@postchiy
بیهمگان به سر شود بیتو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
دیدهی عقل مست تو چرخهی چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود
گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بیتو به سر نمیشود
خواب مرا ببستهای نقش مرا بشستهای
وز همهام گسستهای بیتو به سر نمیشود
گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بیتو به سر نمیشود
بیتو نه زندگی خوشم بیتو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بیتو به سر نمیشود
👤#مولانا_جان
🌸🍃❤️
@postchiy
🌼🌱👇
همه چیز برای کسی
که می داند چگونه صبر کند
به موقع اتفاق می افتد🌼
#حس_خوب #گل_بابونه #انگیزشی_مثبت #دخترانه_ها #نوشته_عکس
🌸🍃❤️
@postchiy
🔻چهار شمع در یک اتاق کوچک به آهستگي داشتند ميسوختند، در آن محيط آرام و کوچک صداي پچ پچ آنها به گوش ميرسيد.
شمع اول میگفت: "من «صلح و آرامش» هستم، اما هيچ كسي نميتواند شعله مرا روشن نگه دارد. من باور دارم كه به زودي ميميرم." سپس شعله «صلح و آرامش» ضعيف شد و به كلي خاموش شد.
شمع دوم ادامه داد: "من «ايمان» هستم. براي بيشتر آدم ها، ديگر در زندگي ضروري نيستم. پس دليلي وجود ندارد كه روشن بمانم." سپس با وزش نسيم ملايمي، «ايمان» نيز خاموش شد.
شمع سوم که ناظر خاموش شدن دو شمع دیگر بود با ناراحتي گفت: "من «عشق» هستم ولي توانايي آن را ندارم كه ديگر روشن بمانم. آدمها من را در حاشيه زندگي خود قرار داده اند، اهميت مرا درك نميكنند. آنها حتي فراموش كردهاند كه به نزديكترين كسان خود عشق بورزند. طولي نكشيد كه «عشق» نيز خاموش شد.
ناگهان كودكي وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را ديد. تعجب کرد پس گفت: چرا شما خاموش شدهايد؟ شما قاعدتا بايد تا آخر روشن بمانيد. سپس شروع به گريه كردن. آنگاه شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زماني كه من وجود دارم ما ميتوانيم بقيه شمعها را دوباره روشن كنيم. کودک گفت اسم تو چیه؟ شمع پاسخ داد من اميد هستم!
کودک با چشماني كه از اشك شوق مي درخشيد، شمع «اميد» را برداشت و بقيه شمع ها را روشن كرد.
حتما شنیدید که میگویند: ما به امید زنده ایم
#داستانهای_آموزنده #داستان_شب
🌸🍃❤️
@postchiy
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا