چه ربطی به من مرغداری و کارم داره این مطالب در این کانال؟!
احمدی نژاد طی روزهای آینده خبر ساز خواهد بود.
امروز ۲۲ اسفند، اسکرین بگیرید یا به یاد داشته باشید.
هر آنچیزی که میبینید یا میشنوید، باور نکنید ( بخصوص از اونور آبی ها ).
پشت پرده ها را دنبال کنید.
بخشی از مصاحبه «الکساندر دوگین» تئوریسین برجسته روس و مشاور نزدیک «ولادیمیر پوتین» در مصاحبه ای با برنامه «Escalation Show» از رادیو اسپوتنیک
با دقت مطالعه بفرمایید، دارای نکات مهمی است.
دوگین: ایران ازطرف همه جهان درحال جنگ است!
🔸«الکساندر دوگین» تئوریسین برجسته روس و مشاور نزدیک «ولادیمیر پوتین» در مصاحبه ای با برنامه «Escalation Show» از رادیو اسپوتنیک اظهار داشت که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران نه تنها عزم ایران را جزمتر کرده، بلکه و شتاب فروپاشی نظام جهانی پس از جنگ جهانی دوم را افزایش داده است.
مجری: درگیریهای خونین در خاورمیانه همچنان ادامه دارد. ابتدا گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه استیو ویتکاف و جرد کوشنر برای سفر به اسرائیل آماده میشوند، اما سپس خبر غیرمنتظره لغو این سفر اعلام شد. دلایل این تصمیم بهطور رسمی اعلام نشده، اما نفسِ این واقعه بسیار گویاست. در این راستا، پرسش درباره چشمانداز پایان درگیری بیش از پیش جلب توجه میکند. دونالد ترامپ در اظهارات اخیرش تأکید کرد که تصمیم به آتشبس تنها با موافقت بنیامین نتانیاهو اتخاذ خواهد شد. این پرسش منطقی را مطرح میکند: پایان چه زمانی فرا میرسد؟ به نظر میرسد اسرائیل و شخص نتانیاهو مصمم به نابودی دشمن بدون هیچ گونه مصالحهای هستند، بنابراین پایان سریع درگیری بعید به نظر میرسد.
الکساندر دوگین: فکر میکنم لازم است نظر طرف دیگری را نیز جویا شویم، نظری که کاملاً حائز اهمیت است. این طرف، مردم قهرمان ایران هستند که رهبری خود را از دست داده و خسارات عظیمی متحمل شدهاند. آنها غم از دست دادن و مرگ تلخ انسانهای بسیاری را تجربه کردهاند. دختران، کودکان خردسال، دختران فرماندهان سپاه پاسداران کشته شدهاند و حملات عمدتاً متوجه آنها بوده است.
حمله آمریکا و اسرائیل با هدف سربریدن ایران، ایجاد عملیات تغییر رژیم و برانگیختن قیام بود. و برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم. با این حال، این اقدام آن اثر مورد انتظار این هیولاهای آمریکایی-اسرائیلی را در پی نداشت.
مردم ایران حول رهبری خود متحد شدند: یک رهبر جدید، رئیس جدید ساختار سیاسی-مذهبی ولایت فقیه، انتخاب شد؛ پسر خامنهای که در این حمله نه تنها پدر، بلکه نزدیکترین بستگان خود را نیز از دست داد. مردم و رهبری ایران اکنون مصمم هستند که این جنگ را تنها پس از نابودی اسرائیل از روی زمین به پایان برسانند.
ترامپ و نتانیاهو ممکن است برنامههای خود را برای پایان دادن به این جنگ داشته باشند. هیچکس کوشنر و ویتکاف را جدی نمیگیرد؛ آنها صرفاً افرادی عجیب و غریب هستند. آنها دقیقاً در همان لحظهای با ایران مذاکره میکردند که آمریکاییها و اسرائیلیها به رهبری نظامی ایران ضربه میزدند. هیچکس در اسرائیل یا هر جای دیگری از جهان دیگر با این افراد سخن نخواهد گفت. آنها کاملاً بیاعتبار و به خطر افتادهاند.
اکنون بسیاری از چیزها به ایران بستگی دارد. ایران قصد ندارد این جنگ را تمام کند؛ بلکه قصد دارد به اهداف خود دست یابد – نابودی اسرائیل به عنوان یک موجودیت – و پس از آنچه اسرائیل با رهبری نظامی، مذهبی و سیاسی ایران کرده، دلایل کاملی برای این کار دارد. اکنون دیگر نمیتوان هیچ استدلالی آورد که ایران تحت فشار کسی جنگ را تمام کند. ایران در حال تبدیل شدن به یک قدرت بیرحم و خام است. ما میگوییم تا زمانی که یک طرف شکست نخورد – تا زمانی که کاملاً تسلیم شود یا نابود گردد – هیچ مذاکره صلحی در کار نخواهد بود.
مجری: ما نمیدانیم وضعیت چگونه پیش خواهد رفت، اما میخواهم تأکید کنم که ترامپ قطعاً در این جنگ نفوذی دارد، اما نه همه چیز. او خود ادعا میکند که نتیجه در دستان بنیامین نتانیاهو است، اما این تنها بخشی از حقیقت است. در واقعیت، همه چیز به این خلاصه میشود که چه کسی پیروز میشود و چه کسی اولین کسی است که شکست را میپذیرد. اگر بهطور فرضی، اسرائیل، ایران یا ایالات متحده اکنون تسلیم شوند و خروج ...
ادامه 👇
خود از درگیری را اعلام کنند، این روند وقایع را بهطور اساسی تغییر میدهد. در آن صورت، آیا باید منتظر تکرار سناریوی «جنگ ۱۲ روزه» باشیم، جایی که برنده مشخصی وجود نداشت، یا چیز دیگری در انتظار ماست؟
الکساندر دوگین: قطعاً نه. در واقع، ما انتظار تکرار آن سناریو را نداریم. اولاً، ایران در آن زمان واقعاً نتوانست از «گنبد آهنین» عبور کند. هیچ حمله گستردهای در کار نبود و تمام رهبری سیاسی ایران کشته نشده بودند.
چنین فرصتی وجود داشت و رهبر نسبتاً میانهرو و صلحجوی خامنهای در قدرت بود. اکنون پسرش در قدرت است، اکنون سپاه پاسداران در قدرت است، اکنون تمام ایرانیها – حتی آنهایی که پیشتر علیه رژیم موضعی داشتند – برای نابودی کامل اسرائیلیها بسیج شدهاند.
این دیگر مسئله حق با چه کسی و اشتباه با چه کسی نیست: ایرانیان بر این باورند که اسرائیل باید نابود شود. کشوری نزدیک به ۱۰۰ ملیون جمعیت. اگر شیعیان، نیروهای مقاومت و مسلمانانی که به تدریج بیدار میشوند را به این اضافه کنیم، فکر میکنم این عامل بسیار جدی است.
بهسختی میتوان گفت آمریکا تا چه اندازه مصمم به دفاع از نتانیاهو تا پایان کار است، بهویژه که ترامپ خود را کاملاً درگیر این ماجراجویی کرده است. او در این جنگ در داخل کشورش محبوبیت از دست میدهد. اقتصاد جهانی در معرض تهدید جدی قرار دارد و نه فقط در خاورمیانه. هر کسی که میتوانست دبی را ترک کند، قبلاً این کار را کرده است و آنهایی که نمیتوانند، در حال جمعآوری وسایل خود هستند. آنچه در هفته گذشته رخ داد، پایان یک دوران است.
تاکنون ترامپ به شدت از نتانیاهو حمایت کرده و حتی تهدید حمله زمینی به ایران را بیان کرده است، اما این کار حداقل شش ماه زمان برای آمادهسازی و بسیج بین ۵۰۰ هزار تا ۲ میلیون سرباز برای موفقیت نیاز دارد. بهسختی میتوان گفت این تهدید چقدر جدی است، اما محبوبیت ترامپ در آمریکا به سرعت در حال کاهش است. و در مقطعی، دقیقاً به دلیل فروپاشی ناشی از این اقدامات تهاجمی آمریکا و اسرائیل که کاملاً بدون تحریک از سوی خود ایران انجام شد، همه چیز به سرعت فروپاشی این نظام جهانی – قدرت مالی و سیاسی ترامپ – بستگی خواهد داشت.
در مقطعی، او ممکن است اعلام کند «من برنده شدهام». اما این فقط در شبکههای اجتماعی او نمایان خواهد شد، زیرا واضح است که در شرایط کنونی، به سادگی نمیتوان بیرون آمد و پیروزی را اعلام کرد.
مجری: آیا میتوانیم بگوییم چه کسی اکنون در حال پیروز شدن است؟
الکساندر دوگین: ایران اکنون در حال پیروز شدن است. ایران پیروز میشود زیرا در حال شکست خوردن نیست، زیرا ایستادگی می کند و از «گنبد آهنین» بر فراز اسرائیل عبور کرده است. بنگویر، وزیر دولت نتانیاهو که قول داده بود مسجدالاقصی، زیارتگاه بزرگ مسلمانان را منفجر کند، خانهاش ویران شده است. معلوم نیست زنده است یا نه: ایرانیها میگویند نه، اما من ویدئویی دیدم که در آن مردی میگوید: «خانه من ویران شده است.»
ایرانیها اهدافی را در اسرائیل مورد اصابت قرار میدهند، و اهداف بسیار مهمی را. نه تنها این، آنها عملاً بیشتر مراکز آمریکایی در خاورمیانه را از کار انداختهاند، از جمله مراکز پیشرفته فناوری؛ آنها به تمام پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه حمله کردهاند – گاهی موفق، گاهی نه.
ایران نشکست؛ رهبر جدیدی انتخاب کرد، علیرغم این واقعیت که آمریکاییها و اسرائیلیها قول داده بودند فوراً او را بکشند. ترامپ اعلام کرد که رهبر جدید ایران تنها با رضایت او انتخاب خواهد شد و تمام نفت ایران اکنون متعلق به آمریکاست، اما این چیزی نیست جز نابودی نهایی کل نظم بینالمللی: اکنون آن که قدرتمند است، حق با اوست. و اکنون ایران در حال نشان دادن قدرت خود است. به اسرائیل رسیده است، ضربه قاطع و جسورانهای به زیرساختهای آمریکا وارد کرده، اهداف را با دقت بسیار در کشورهای خلیج فارس انتخاب کرده و عملاً نبض اقتصاد جهانی را، از جمله با بستن تنگه هرمز، مختل کرده است.
این بار، در مقایسه با جنگی که کمتر از یک سال پیش رخ داد، ایران رفتاری کاملاً متفاوت دارد: قاطعانه، مطمئن، در حال حمله است، اهداف جدی تعیین کرده و هیچ قصدی برای مذاکره با متجاوز ندارد. و حق هم دارد. به طور کلی، ایران اکنون درحال پیروز شدن است.
نظریههای پوچی درباره تأثیر شبکههای اسرائیلی بر ما مطرح کردند. این اظهارات بسیار تندی از سوی دوستان ما بود. اما در عین حال، از حسابهای کاربری ایرانی، چه از سوی شرکتکنندگان رسمی و چه غیررسمی در این فرآیند، یک کلمه نارضایتی شنیده نشد. برعکس، آنها از روسیه ابراز حمایت میکنند. چرا؟ آنها نمیگویند، و شاید ما نیازی به دانستن نداریم. من صرفاً یک مشاهده را مطرح میکنم: مخالفان هژمونی آمریکا بر لبه تیغ هستند، همه منتظرند روسیه وارد جنگ شود.
ادامه 👇
ما فعلاً بسیار محتاطانه عمل میکنیم، وضعیت را جبران مینماییم و بیقید و شرط از متحد خود ایران حمایت میکنیم. ***میزان حمایت ما پنهان است؛ هر دو طرف ترجیح میدهند آن را فاش نکنند. با قضاوت بر اساس تحلیلهای منابع خود ایران که یک دستور کار سیاسی هماهنگ با روسیه را ترویج میکنند، مثبتترین نظرات در آنجا شنیده میشود.
آمریکا از ما میخواهد که تأمین اطلاعات برای ایران را متوقف کنیم. یعنی ما داریم تأمین میکنیم. در عین حال، آنها چهار سال است که به دشمن ما در اوکراین اطلاعات میدهند و اکنون نیز ادامه میدهند – این جنگها به هم تنیده شدهاند. علاوه بر این، اینها دو جبهه از یک نبرد با یک دشمن مشترک و ارزشهای مشترک هستند. ما و ایران برای جهانی چندقطبی میجنگیم، در حالی که غرب و اسرائیل برای حفظ جهانی تکقطبی در حال احتضار و فروپاشی میجنگند. به طور عینی، ما در سمت ایران هستیم. در مورد اینکه چین و روسیه چگونه به ایران کمک میکنند، ترجیح میدهم منابع باز (OSINT) را دنبال کنم. من در هفته گذشته زیاد نخوابیدهام و دائماً آنچه را که اتفاق میافتد زیر نظر داشتهام – اینها فرآیندهای بسیار مهمی هستند که همه چیز را تغییر میدهند. احتمالاً ما در اولین مرحله مقدماتی جنگ جهانی سوم هستیم. بارها اعلام شده که آغاز شده و سپس تمام شده است، بنابراین ممکن است اکنون دوباره اتفاق بیفتد. هیچکس نمیتواند مطمئن باشد، اما وضعیت بسیار جدی است – جدیتر از یک سال پیش. شدت آنچه در خاورمیانه میبینیم، فراتر از اندازهگیری است.
مجری: بگذارید موضع خود را روشن کنم. در بحبوحه تشدید تنشها، روسیه پیشنویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را تهیه کرده که خواستار آتشبس فوری در منطقه است. اما اگر ما روابط دیپلماتیک نزدیکی با ایران داریم، چرا باید درخواست آتشبس کنیم در حالی که تهران آشکارا اهداف دیگری دارد و مصمم به ادامه مبارزه است؟
الکساندر دوگین: اولاً، دو نکته در اینجا وجود دارد. نکته اول تمایل به سازش است. این برگه، از آنجا که هر عضو شورای امنیت حق ارائه آن را دارد، به سادگی به سطل زباله
ادامه 👇
انداخته خواهد شد. ما این کار را برای حفظ ظاهر انجام میدهیم. هیچ اثری نخواهد داشت. ثانیاً، ما میخواهیم نشان دهیم که مخالف جنگ هستیم، میخواهیم بگوییم: «خوشا به حال صلحآوران، زیرا آنان پسران خدا نامیده خواهند شد.» این، به طور کلی، در رعایت احکام انجیل است.
اما، در عین حال، معتقدم این موضع یک طرف ضعیف دارد. روسیه بهطور مذبوحانهای به نظم جهانی که پس از پایان جنگ جهانی دوم پدید آمد به سیستم سازمان ملل – چنگ زده است، نظمی که دیگر وجود ندارد. آن نظم وجود ندارد. ما باید یک جهان چندقطبی جدید، عملاً از صفر، بسازیم و نتایج خود را در آن به دست آوریم. ایده مراجعه به نظم جهانی که دیگر وجود ندارد – که اتفاقاً پِسکوف اخیراً در مورد آن صحبت کرد – اگر بخواهید، کمی دیرهنگام است. ما پیشنهاد میکنیم: بگذارید سازمان ملل کار کند، اما کار نمیکند. بگذارید شورای امنیت چیزی را تصمیم بگیرد، اما چیزی را تصمیم نخواهد گرفت، زیرا آمریکاییها در آن موقعیت قطبی را اشغال کردهاند. ما میگوییم: بیایید به حاکمیت احترام بگذاریم، اما هیچکس به آن احترام نمیگذارد؛ در جهان معاصر، فقط به زور احترام گذاشته میشود.
من یک پیشنهاد دارم: بیایید صرفاً واقعیت وضعیت را بپذیریم – که این نظم بینالمللی وجود ندارد و ارجاع به آن بیفایده است. هر اقدامی در این زمینه یا بیمعنا خواهد بود یا بیاثر. بیایید مدلی برای نظم جهانی آینده ارائه دهیم. بیایید به منافع خود دست یابیم، که شرایط لازم برای ما هستند تا به مشارکتکنندگان فعال در ساختن این نظم تبدیل شویم، نه اینکه فقط منفعلانه تماشا کنیم دیگران نظم خود را بر ما تحمیل کنند. بیایید به این اهداف برسیم، از متحدان خود حمایت کنیم، به جهان تکقطبی در حال احتضار پایان دهیم، و سپس، با تقسیم حوزههای نفوذ و به رسمیت شناختن دولتهای مختلف به عنوان تمدنها، یک نظم بینالمللی کاملاً جدید با قوانین جدید خواهیم ساخت. اما دقیقاً با قوانین.
در حال حاضر، این زمان بدون قانون است. و در این زمان بدون قانون، ما یا میتوانیم رویاپردازی درباره آینده کنیم، که بیفایده است، یا حال را بپذیریم و صرفاً تا حد امکان مؤثر در همه جبهههایی که به ما حمله میشود، بجنگیم، گاهی اوقات عملیات پیشگیرانه انجام دهیم. ما باید جهان خود را بسازیم، جهانی که در آن جایگاه شایستهای به روسیه داده شود، جایی که ما مستقل باشیم، جایی که ما بازیگر باشیم، جایی که ما فاعل باشیم، نه مفعول. این باید اکنون انجام شود. به نظر من، میتوانیم مودبانه با جهان قدیم خداحافظی کنیم. دیگر وجود ندارد. جهان دوقطبی وجود ندارد. سازمان ملل وجود ندارد. سیستم وستفالیا از بین رفته است. جهان یالتا از بین رفته است. ما وارد دوران دیگری شدهایم؛ همه آنها در گذشتهاند، پشت افق. بیایید به سوی آینده حرکت کنیم، بیایید در حال زندگی کنیم، از جمله با توجه به وضعیت بینالمللی. و برای انجام آن، باید پیروز شویم. و به متحدان، دوستان و شرکای راهبردی خود کمک کنیم تا پیروز شوند.
مجری: ما چندین بار به مجتبی خامنهای اشاره کردهایم که به عنوان رهبر عالی جدید ایران انتخاب شده است. میخواهم این موضوع را با جزئیات بیشتری بررسی کنم. به نظر شما سیاست ایران در آینده تا چه اندازه تغییر خواهد کرد و انتخاب رهبر جدید در این لحظه بحرانی چه اهمیتی برای جامعه ایران دارد؟
الکساندر دوگین: اولاً، او رئیس کل سیستم است، نه تنها سیستم سیاسی و دولت، بلکه رهبر مذهبی. سیستم ولایت فقیه حاکم در ایران قدرت برتر را به رهبر (ولی فقیه) منتقل میکند، یعنی به شخصی که اکنون به این مقام انتخاب شده است. او سومین رهبر پس از آیتالله خمینی است. آیتالله خمینی خالق این سیستم بود، جانشین او آیتالله خامنهای بود که تا آخرین لحظه حکومت کرد، و اکنون پسر اوست. این نادر است، زیرا چنین موقعیت ویژهای معمولاً به ارث برده نمیشود، اما مجلس خبرگان، شورای عالی ایران، احتمالاً یک تصمیم استثنایی گرفته است.
این به چه معناست؟ اولاً، این یک تغییر نسلی است. این تغییری است از نسلی از مردم که به استثنای جنگ ایران و عراق، چندین دهه تحت تحریم، اما همچنان در وضعیت صلح زندگی کردند. آیتالله خامنهای، برخلاف سلف خود، بنیانگذار جمهوری ایران و سیستم ولایت فقیه، میانهروتر، متمایلتر به مصالحه و صلحدوستتر بود. پسرش چنین نیست، بهویژه پس از خسارات شخصی که ایران به عنوان یک کل متحمل شد، پس از حملات به تأسیسات ذخیره نفت – «باران سیاه». این روزگار پایان است.
***رهبر کنونی بسیار به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نزدیکتر است، و او قطعاً – به نظر من، حداقل تحت شرایطی که ممکن است از بیرون دیکته شود – هرگونه مذاکره صلح با متجاوز را رد میکند.
او تا پایان خواهد جنگید، مردم تا پایان خواهند جنگید.
ادامه 👇
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اساساً برای «جنگ آخرالزمان» ، برای confrontation با دشمن، برای نبرد با دجال، طراحی شده است. و وقتی سال به سال، دهه به دهه، این جنگجویان که در واقع برای نبرد نهایی آموزش دیده و آماده شده بودند، به زندگی صلحآمیز مشغول بودند، طبیعتاً یک جنگجو در چنین شرایطی تحلیل میرود. آن شروع به پرداختن به اقتصاد، تجارت، فساد میکند. وقتی یک جنگجو نمیجنگد، این یک چیز خطرناک است؛ آن به یک منبع سمی تبدیل میشود. یک جنگجو باید بجنگد. و اکنون این پرده از زندگی به اصطلاح صلحآمیز، جایی که همه چیز برای بسیاری از ایرانیها معنای خود را از دست داده بود، جایی که همه چیز کسلکننده شده بود، جایی که هیچکس نمیفهمید چرا این تحریمها اعمال میشود، چرا باید از غرب متنفر بود – همه اینها از بین رفته است. اکنون آنها میبینند چرا باید این کار را کرد. اگر غرب را نابود نکنند، اگر به سرنوشت خود عمل نکنند، آنگاه رژیمشان، سیستمشان، فرهنگشان و کشور بزرگشان – که مدتها بسیار بیشتر از ایالات متحده یا اسرائیل مدرن وجود داشته – مورد حمله قرار خواهد گرفت. به هر حال، همه این عناصر هویت – امپراتوری بزرگ ایران، جهان اسلامی که نیمی از بشریت را در برگرفته – زنده هستند و اکنون در جامعه ایران بیدار شدهاند.
رهبر جدید ایران تجسم این است: انرژی جدید، ایمان جدید. ایرانیها معتقدند که انقلاب ۱۹۷۹ در آستانه آن رویداد تاریخی رخ داد که دوران حکومت شر در جهان به پایان خواهد رسید و دوازدهمین امام – امام مهدی – از مکان پنهان خود، بر اساس الهیات شیعه، ظهور خواهد کرد. در واقع، همه چیز برای این منظور خلق شده بود.
من با آیتالله عبدالله جوادی آملی صحبت کردم، کسی که فتوایی در مورد لزوم جهاد برای نابودی کامل ایالات متحده، رهبرانش، و اسرائیل و رهبرانش صادر کرد. او در قم، پایتخت مقدس، به من گفت: «ما در فرهنگ انتظار زندگی میکنیم.» و به راستی، جامعه ایران در یک «فرهنگ انتظار» زندگی کرده است. ما پس از ملاقات با او – ملاقاتی عمیق، فلسفی، شاعرانه، الهیاتی – ما بیرون آمدیم و پسری که همراه ما بود، یک ایرانی، گفت: «چقدر از این پیرمردها خسته شدهام که همیشه از فرهنگ انتظار حرف میزنند، در حالی که ما تحریمها، مشکلات، ممنوعیتهای اجتماعی داریم.» این یک شکاف نسلی بود: نسل بزرگتر معتقد بود باید منتظر آخرالزمان بود، در حالی که نسل جوان شروع به سرخوردگی کرده بود و همه اینها را افسانه میدانست. و اکنون تمام این افسانهها – فرهنگ انتظار، نبرد نهایی، clash با دشمن مطلق – سرانجام تأیید تاریخی یافتهاند. آنها برای لحظه خود منتظر ماندهاند.
آنها تجاوز را میبینند، و ◀️نسل جدیدی که دیگر نمیفهمید چرا باید از اسرائیل و آمریکا متنفر بود، چرا باید فریاد «مرگ بر آمریکا!» سر داد، ◀️اکنون دلیل را دیده است. نابودی رهبری، دخترکان مظلوم ایرانی که در حمله هدفمند کشته شدند – آمریکاییها مسئولیت آن را بر عهده گرفتند. همه اینها به آنها یادآوری کرده است که این نفرت بر چه اساسی استوار است.
ما باید به آنچه در ایران اتفاق میافتد دقیقتر نگاه کنیم، زیرا ما با همان دشمن میجنگیم. با یادآوری جنایات مرتکب شده توسط ماهوارههای اوکراینیشان علیه مردم ما، ما نیز باید خیلی سریع به خود آییم، اما ما در این مورد ملایمتر هستیم. ایرانیها کاملاً حق دارند که چیزها را به نام خود صدا کنند، اهداف درست را تعیین کنند و قاطعانه و بدون مصالحه به آنها برسند. داستان درباره آیتالله آملی در قم اکنون معنای دیگری پیدا میکند: فکر میکنم آن پسری که نسبت به سخنان پیرمرد در مورد لزوم انتظار شک داشت، اکنون در خط مقدم با متجاوز میجنگد و از کشورش دفاع میکند. با قضاوت بر اساس اطلاعاتی که از ایران دریافت میکنم، واقعاً چنین است.
اگر ترامپ میخواست جامعه ایران را تقسیم کند، به نتیجهای کاملاً ***معکوس دست یافت: چهرههای سیاسی و مذهبی رادیکالتری به قدرت رسیدهاند که به خاطر خسارات شخصیشان، برای پدرانشان و برای عزیزانشان انتقام خواهند گرفت. تمام ملت در همان موقعیت هستند. ایرانیها بیش از هر زمان دیگری متحد هستند و آمادهاند تا اسرائیل را از روی زمین محو کنند. فکر نمیکنم به آمریکا برسند، اما ممکن است به خوبی باعث فروپاشی ترامپ و نظم جهانی آمریکا با انجام مأموریت خود برای ساختن یک سیستم چندقطبی شوند، سیستمی که ما نیز در اوکراین برای آن میجنگیم.
مجری: اتفاقاً، منابع آمریکایی بارها گزارش دادهاند که ایران مدتها پیش از تشدید تنشهای کنونی، یک طرح عملیاتی در صورت حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل آماده کرده بود. استراتژی ظاهراً شامل حملات نه تنها به پایگاههای نظامی و خاک اسرائیل، بلکه نابودی زیرساختهای غیرنظامی نیز میشود که
ادامه 👇
میتواند نه تنها در کشورهای عربی، بلکه در مقیاس جهانی هرج و مرج ایجاد کند. در این زمینه، بسته شدن تنگه هرمز، که همین حالا فشار عظیمی بر بازارهای جهانی وارد میکند، اهمیت ویژهای پیدا میکند. میخواهم بدانم چنین سناریویی چقدر واقعی است، آیا ایران آماده ایجاد یک فروپاشی اقتصادی جهانی است و این چه پیامدهایی میتواند داشته باشد.
الکساندر دوگین: اول از همه، این دیگر یک طرح نیست، بلکه در حال حاضر یک واقعیت است: هر سه نکتهای که لیست کردید، در حال حاضر در حال اجرا هستند. ایران، البته، چنین طرحی داشت؛ آنها میفهمیدند که همه اینها چگونه پایان خواهد یافت، که هرگز نمیتوان به غرب اعتماد کرد، نمیتوان مذاکره کرد، و حتی بیشتر از آن، نمیتوان به این مذاکرات با ترامپ اعتماد کرد.
و با این حال آنها اشتباه کردند: اگر آنها واقعاً برای این مذاکرات آماده بودند که به جایی نرسد، اولاً، وارد آنها نمیشدند، و ثانیاً، توجه بسیار بیشتری به حفاظت از رهبری سیاسی، نظامی و مذهبی خود میکردند. من این را یک اشتباه میدانم. و این چهرههای شوم – کوشنر و ویتکاف، که فکر میکنم ما نیز سادهلوحانه به آنها ابراز ارادت میکنیم و لبخندهای خوشامدگویی آنها را به ظاهر میپذیریم – فقط ایرانیها را گمراه کردند و توانایی خود در گفتگو را بیش از حد نشان دادند. این یک درس بزرگ برای همه ماست.
فکر میکنم باید درک کنیم که ما در اوکراین تنها با یک پیروزی واقعی و قاطع به نتایج واقعی دست خواهیم یافت، و نه از طریق هیچ نوع مذاکرهای. اما حتی ایرانیها نیز با وجود داشتن این طرح و اجرای سریع آن، در عرض فقط یک هفته، تسلیم هیپنوتیزم غرب شدند. شما نمیتوانید به غرب اعتماد کنید – به هیچکس، نه به ترامپ، نه به لیبرالها، نه به اروپا. مطلقاً هیچکس. زیرا این فریب محض است: اگر آنها بخواهند با ما به آتشبس برسند، به این معنی است که برای آنها مفید است، اما برای ما فاجعه خواهد بود. تا زمانی که پیروز نشویم، تا زمانی که این جهان چندقطبی برگشتناپذیر را ایجاد نکنیم، چیزی برای صحبت با آنها وجود ندارد؛ باید تنها از موضع قدرت با آنها صحبت کنیم و از منافع خود دفاع کنیم. ایران این طرح را توسعه داد، اجرا کرد، اما همچنان در مقطعی تسلیم هیپنوتیزم شد. هرچه تماس با غرب کمتر باشد، آرامش و اطمینان بیشتری خواهیم داشت.
این چگونه پایان خواهد یافت؟ سؤال اغلب به این خلاصه میشود که فروپاشی نهایی نظام جهانی چه زمانی رخ خواهد داد و آیا عامل هستهای در جریان این فرآیندهای فاجعهبار ظاهر خواهد شد یا خیر. آیا آمریکا با درک شکست کل عملیات و بنبست موقعیت خود هنگام حرکت بر اساس سناریوی اینرسی، یک حمله هستهای به ایران انجام خواهد داد؟ این میتواند وضعیت را تغییر دهد، اما حتی استفاده از سلاحهای هستهای راهبردی، یا بهتر بگوییم تاکتیکی، برای شکست ایران کافی نخواهد بود. بنابراین، ما در مورد چیزی کاملاً متفاوت صحبت میکنیم. آیا آمریکا از تمام زرادخانه تسلیحات خود برای نابودی صرف ایران استفاده خواهد کرد و آن را به چیزی شبیه غزه تبدیل خواهد کرد؟ این یک سؤال باز است. اما واقعیت این است که ما یا بر لبه پرتگاه جنگ جهانی سوم هستیم – یا در مرحله اول آن – یا بر لبه پرتگاه فروپاشی جهانی کل سیستم مالی و اقتصادی.
اگر کسی در جهان هنوز باور دارد که «همه چیز خوب است، همه چیز درست میشود، همه چیز میگذرد»، این فقط یک دفاع روانی ذهن در برابر اطلاعاتی است که قادر به کنار آمدن با آن نیست. یک سنت در اسلام وجود دارد که میگوید: هنگامی که فرشتگان در شیپورهای خود دمیده و فرا رسیدن روز قیامت را اعلام میکنند، تنها چارپایی که در آن لحظه مشغول تنظیم زین خود است، آن را خواهد شنید و گوشهای خود را به سوی آسمان بلند خواهد کرد. او خواهد دوید و به همه فریاد خواهد زد: «گوش کنید، فرشتگان در شیپورهای خود دمیدهاند، آخرالزمان فرا میرسد!» و آنها به او پاسخ خواهند داد: «ما چیزی نمیشنویم.» این تصویر کاملی از جهان امروز است. همه میگویند: «بیخیال، نفت برمیگردد، دبی بازسازی میشود، قیمت ملک دوباره بالا میرود.» *اما هرگز مثل قبل نخواهد شد. متفاوت خواهد بود.
چه کسی پیروز خواهد شد، چه کسی چه کسی را نابود خواهد کرد – هیچ چیز از پیش تعیین نشده است. برخی چیزها به ما، به روسیه، ***برخی به چین، و بسیاری، اگر نگوییم همه، به ایران بستگی دارد – اینکه آیا میتواند به اهداف خود دست یابد و دولت متجاوز اسرائیل را که به دست افراطگرایان مذهبی افتاده است، از روی زمین محو کند و از خود در برابر آمریکا دفاع کند. سایر کشورهای اسلامی چگونه رفتار خواهند کرد؟
رویای خوش دبی و امارات به عنوان یک مرکز امن بینالمللی مدتها است که از بین رفته است: دیگر مرکزی نیست که بتوان در آن پول هنگفت به دست آورد، بلکه حاشیهای است که به زودی زیر شنها مدفون خواهد شد و همه چیز به
ادامه 👇
جامعه سنتی باز خواهد گشت و چهره مردم عرب نجات خواهد یافت.
همه اکنون باید امتحان خود را پس بدهند. میتوانید از آن صرفنظر کنید، میتوانید انتخاب کنید که شرکت نکنید، اما آنگاه از زمره کسانی که تصمیم میگیرند، کسانی که به عنوان فاعل در سیاست جهانی شرکت میکنند، نه مفعول، حذف خواهید شد. بنابراین، من متقاعد شدهام که همه باید درگیر آنچه اتفاق میافتد شوند، مواضع و استراتژیهای خود را تعریف کنند.
هند، برای مثال، بسیار متأسفم، *اخیراً به خود بالیده که مختصات یک کشتی ایرانی را در اختیار اسرائیلیها قرار داده است، که به آنها اجازه داد آن را غرق کنند. در این مورد، هند از موضع جهان چندقطبی فاصله میگیرد. این روشی نیست که دولتهای مستقلِ متمدن، بهویژه آنهایی که به بریکس تعلق دارند، باید عمل کنند. بیش از حد به سمت متجاوز متمایل شدن، حرکتی بیفکرانه است. اما هند یک تمدن بزرگ است، کشور بزرگ بهارات، و ما تحولات جدید زیادی را در آنجا مشاهده خواهیم کرد. تمام بازیگران جهانی اکنون در حال آزمایش هستند، و این در مورد همه ما نیز صدق میکند، زیرا ما خود را در موقعیت کاملاً متفاوتی مییابیم.
مجری: بگذارید یک سؤال نهایی از شما بپرسم. وضعیت اقتصادی جهانی کنونی چگونه بر روسیه تأثیر خواهد گذاشت؟ به عنوان مثال، کریل دمیتریف اشاره میکند که قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه قطعاً به نفع ما عمل میکند. در این وضعیت، آیا ما ذینفع هستیم، یا بحران جهانی همچنان ما را در صورت وقوع حتمی درخواهد نوردید؟
الکساندر دوگین: اول از همه، میدانید، در چنین وضعیت بحرانی، که عوامل مذهبی، اخلاقی، معنوی و ژئوپلیتیکی درگیر هستند، به نظر من کمی نامناسب است که فقط در مورد اینکه چه کسی ذینفع است و چه کسی از این سود خواهد برد صحبت کنیم. این تحریمها تأثیر کمتری بر ما خواهند داشت.
این فروپاشی احتمالاً تأثیر کمتری بر روسیه خواهد داشت زیرا ما از قبل تحت تحریم هستیم، ما از اقتصاد غربمحور جدا شدهایم، بنابراین برای ما تفاوتی ندارد. هرچه همه چیز سریعتر فرو بپاشد، به نظر من بهتر است. ما قبلاً خود را تطبیق داده و به سوی حاکمیت گرایش پیدا کردهایم. ما هنوز شرکای خود، ایران را داریم، و بقیه بشریت با ما میمانند. در مورد غرب، اگر این فروپاشی آن را بکشد، نابودش کند، فکر نمیکنم متأسف شویم، زیرا با توجه به نحوه رفتارش اخیراً، لایق آن است.
بنابراین، من موضع «زدن به کسی که روی زمین افتاده» را نمیگیرم. نباید از رنج و مرگ مردم سود برد؛ ما باید از خودیهای خود حمایت کنیم، و «خودیهای» ما قبلاً تعریف شدهاند. در این وضعیت، ما باید با هر وسیلهای، از جمله اقتصادی، از حاکمیت خود دفاع کنیم و از هر پنجره فرصتی که ما را تقویت میکند، استفاده کنیم.
همین حالا، دشمنان ما به وضوح در حال تضعیف هستند. آنها تقسیم و سردرگم هستند: برخی از ترامپ و اسرائیل حمایت میکنند، برخی دیگر نه. در میان کشورهای اروپایی ***اختلاف وجود دارد؛ آنها از این سو به آن سو میدوند، و این بسیار خوب است. در اردوگاه دشمنان ما وحشت حاکم است. این برای ما فوقالعاده مفید است، و اگر منجر به فروپاشی و نابودی اقتصاد جهانی موجود شود، صادقانه بگویم، ما فقط از آن سود خواهیم برد – ما یک سیستم مالی و اقتصادی جهانی عادلانهتر، درستتر و اگر بخواهید انسانیتر و دموکراتیکتر خواهیم ساخت.
پایان
متن کامل مصاحبه:
www.tahririeh.com/news/34678/
هر چند طولانی ست و از حوصله کاربران شبکه های اجتماعی خارج اسا. ولی پیشنهاد میشود، با دقت مطالعه بفرمایید، دارای نکات مهمی است.