eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
6.1هزار ویدیو
477 فایل
آموزش چند بعدی/برای يادگیری و یاددهی نوین 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی؛ #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن #بسیج_علمی_پژوهشی_میبد ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
آسید ابراهیم روحت شاد همین 🦋🖤🦋
من دکتر س.ص متخصص اطفال هستم... سال ها قبل چکی از بانک نقد کردم و بیرون آمدم، کنار بانک دستفروشی بساط باطری، ساعت، فیلم و اجناس دیگری پهن کرده بود.دیدم مقداری هم سکه دو ریالی در بساطش ریخته است... آن زمان تلفن های عمومی با سکه های دو ریالی کار می کردند؛ جلو رفتم یک تومان به او دادم و گفتم دو ریالی بده... او با خوشرویی پولم را با دو سکه بهم پس داد و گفت : این ها صلواتی است!!! گفتم : یعنی چه؟ گفت : برای سلامتی خودت صلوات بفرست و سپس به نوشته روی میزش اشاره کرد. (دو ریالی صلواتی موجود است). باورم نشد، ولی چند نفر دیگر هم مراجعه کردند و به آنها هم… گفتم : مگر چقدر درآمد داری که این همه دو ریالی مجانی می دهی؟ با کمال سادگی گفت : ۲۰۰تومان که ۵۰ تومان آن را در راه خدا و برای این که کار مردم راه بیفتد دو ریالی می گیرم و صلواتی می دهم... مثل اینکه سیم برق به بدنم وصل کردند، بعد از یک عمر که برای پول دویدم و حرص زدم، دیدم این دست فروش از من خوشبخت تر است؛ که یک چهارم از مالش را برای خدا می دهد، در صورتی که من تاکنون به جرأت می توانم بگویم یک قدم به راه خدا نرفتم و یک مریض مجانی نیز نپذیرفتم!!! احساساتی شدم و دست کردم ده تومان به طرف او گرفتم. آن جوان با لبخندی مملو از صفا گفت : برای خدا دادم که شما را خوشحال کنم. این بار یک اسکناس صد تومانی به طرفش گرفتم و او باز همان حرفش را تکرار کرد..! مثل یخی در گرمای تابستان آب شدم… به او گفتم : چه کاری می توانم بکنم؟ گفت : خیلی کارها آقا! شغل شما چیست؟ گفتم: پزشکم گفت : آقای دکتر شب های جمعه در مطب را باز کن و مریض صلواتی بپذیر... نمی دانید چقدر ثواب دارد! صورتش را بوسیدم و در حالی که گریان شده بودم، خودم را درون اتومبیلم انداختم و به منزل رفتم. دگرگون شده بودم، ما کجا این ها کجا؟! از آن روز دادم تابلویی در اطاق انتظار مطبم نوشتند با این مضمون؛ "شب های جمعه مریض صلواتی می پذیریم"... دوستان و آشنایان طعنه ام زدند، اما گفته های آن دست فروش در گوشم همیشه طنین انداز بود : با خدا معامله کن خدا پولت را چند برابر می کند و خودت نمی فهمی! راستى یک سوال : شغل شما چیست؟ 💯خواندنی ترین حکایتهای قدیمی را اینجا بخوانید/کلیک کن
هدایت شده از آرشیو مستند
31.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مستند " مخترع آهنی " این مستند داستان سه مخترع ایرانی است که سعی دارند تولیدات خود را در کشور صنعتی کنند ... این مخترعان صاحب دانش علوم نوین بوده و در خارج از کشور استقبال بسیار زیادی را از تولیدات خود شاهد هستند ، اما ...
هدایت شده از 💠Dr. Hemmat💠
50.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️فیلم دوره سوم آموزش رایگان هوش مصنوعی- قسمت سوم(۱۴ دقیقه) 📚✨ نکات کلیدی در مهندسی پرامپت ✨🤖 💢در دنیای ، یادگیری نحوه استفاده مؤثر از پرامپت‌ها می‌تواند به شما کمک کند تا بهترین نتایج را از این تکنولوژی بگیرید! ✅ در ادامه، نکات مهم و کاربردی در مهندسی پرامپت را بررسی می‌کنیم: 🔹 مشخص کردن نقش هوش مصنوعی: قبل از هر چیز، درک عمیق از نحوه کارکرد هوش مصنوعی و انتظارات خود را مشخص کنید. 🎯🤔 🔹 تقسیم پرامپت به سوالات کوچک‌تر: سوالات خود را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. 🧩🔍 🔹 تعیین هدف و ارائه اطلاعات زمینه‌ای: هدف خود را به‌روشنی مشخص کنید. 📚🗣️ 🔹 توضیحات مرحله به مرحله: از هوش مصنوعی بخواهید که توضیحات را به‌صورت مرحله‌ای و گام به گام ارائه دهد.۸ 🛠️📈 🔹 مشخص کردن خروجی مطلوب: دقیقاً مشخص کنید که چه نوع خروجی‌ای می‌خواهید. 🎯🔑 🔹 طرح سوالات تکمیلی: سوالات تکمیلی نقش مهمی در کیفیت خروجی هوش مصنوعی دارند. 🗨️🔄 🔹 استفاده از زبان طبیعی: از زبان محاوره‌ای و غیررسمی استفاده کنید. 🗣️✨ 🔹 درخواست طراحی پرامپت مناسب: برای موضوعات پیچیده، از هوش مصنوعی بخواهید به عنوان یک متخصص در طراحی پرامپت عمل کند. 🧠💡 💐💐این آموزش می تواند برای بسیاری افراد مفید باشد و به آنها کمک کند. سخاوتمندانه برایشان ارسال کنید. ○┈••••✾•🍀💐☘️•✾•••┈○ کانال دکتر همت در ایتا و تلگرام 🆔 @dr_hemmatt
میهمان داشتم شبی که گذشت نمک سفره مان محبت بود تا سحر بحث و گفتگو کردیم بحث درباره ی ولایت بود وارد خطبه ی غدیر شدیم بحث بالا گرفت روی "ولی" من به معنای پیشوا دیدم او به معنای دوستی علی گفتم: اصلاً بیا مرور کنیم! همه را جمع کرد پیغمبر بعد هم آن همه جهاز شتر روی هم ریختند و شد منبر با علی رفت روی منبر و گفت: "این علی است و من پیمبر دین پس اگر دوستدار من هستید با علی دوستی کنید!" همین؟! ■ خسته بودیم هر دو، از طرفی آن همه بحث هم نتیجه نداد میهمانم که راه دوری داشت صبح، بعد از نماز، راه افتاد صبر کردم، دوساعتی که گذشت خواستم از میانه ی جاده بازگردد به سمت من، گفتم: اتفاق مهمی افتاده هرچه اصرار کرد من گفتم با تو یک صحبت مهم دارم تا که برگشت گفت: جریان چیست؟ گفتم این است: "دوستت دارم"! گفت با خشم: " از میانه ی راه بازگرداندی ام برای همین؟! نکند واقعا زده به سرت؟!" گفتم: آرام! لحظه ای بنشین خواستم این قرار بیهوده به تو ثابت کند رسول الله حاجیان را برای گفتن این برنگرداند از میانه ی راه! تازه گیرم که گفته پیغمبر با علی دوستی کنید، ولی برو تاریخ را بخوان و ببین چه گذشته ست بعد او به علی! این که بعدش چه شد نپرس از من ماجرا جانگداز خواهد شد سفره ی دل اگر که باز کنم سفره ی روضه باز خواهد شد حال دیگر برو برادرجان راه دور است و جاده ناهموار باز اگر آمدی علی آباد قدمی هم به چشم ما بگذار برو دست خدا به همراهت راستی! قبر حضرت زهرا بعد عمری هنوز هم مخفی ست از بزرگان تان بپرس چرا ؟! محمدحسین ملکیان @faraz_malekian
https://www.skyroom.online/ch/nasra1401/idea-114640 ساعت 21 امشب وبینار رفع اشکال هوش مصنوعی بفرمایید امامی