eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
6.1هزار ویدیو
477 فایل
آموزش چند بعدی/برای يادگیری و یاددهی نوین 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی؛ #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن #بسیج_علمی_پژوهشی_میبد ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 برگزاری چهارمین محفل مجمع الحفاظ شهرستان میبد 🌷🌷 همراه با گرامیداشت روز تجلیل از مقام مادران وهمسران شهداء با تجلیل از مادر بزرگوار شهید شاخص قرآنی حاج حسن دانش 🔶 با مشارکت و همکاری موسسات قرآنی 🔶 و با حضور و اجرای حافظان نوجوان و جوان شهرستان 🌸🌸 خواهران و برادران 🌸🌸 ⏰زمان:جمعه 23 آذر ۱۴۰۳ ساعت 14:30 تا 17 عصر 🏥مکان: موسسه قرآنی کوثر مبین شهیدیه (شهیدیه - کوچه شاهد 10) با خانواده مهمان قرآن شوید. (لطفا در نشر پوستر و دعوت تمام آشنایان به این مراسم نورانی سهیم باشید.)
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازهم هنرمندی در بازسازی چهره مشاهیر ایرانی👌 ✅رساهوش( استاد ناظری) @hosh110
۲۳ آذرماه ۱۳۳۹ بود که متولد شد... سلام ما را در به سیدالشهداء برسان
⚫️رونمایی از جدیدترین دستاورد دفاعی‌/سیمرغ به پرواز درآمد 🔻همزمان با برگزاری دوازدهمین نمایشگاه بین‌المللی هوا و فضای ایران به میزبانی کیش، هواپیمای سبک سیمرغ ساخت وزارت دفاع رونمایی و به پرواز درآمد. 🔻وزیر دفاع: این هواپیما مطابق با استانداردها و مقررات بین المللی در وزارت دفاع و شرکت‌های دانش‌بنیان، طراحی، تولید و ساخته شده و در این نمایشگاه رونمایی و به پرواز درآمده است. 🏢 مرکز تحقیقات پیشرفته ضد تروریسم 📡 @CTU_ir
سلام علیکم دو داستانک که بنده برای شهادت سید ابراهیم رئیسی عزیز نوشته بودم: : پریدم پشت تریبون و ‌ژست سخنرانی بی نقصی گرفتم. چند تکه حماسی شعر و شعار بلغور کردم. غول برره، گوشی به گوش، از پشت صحنه دوید بیرون. ضایع بود جا بزنم. والسلام علیکمی پراندم و جستم پایین. پاپی نشد و دنده عقب تریلی واری گرفت و رفت. چند لحظه ای گذشت و آقای رئیس جمهور آمد.ته سوله موقت، مستقر بودم که مثلا کسی از در پشتی نپرد داخل و بد و بیراهی نگوید. غافل از این که خودم با اتفاقات دیشب تا حالا، بمب بدو بیراه بودم. تا صبح سگ لرز زده بودم توی کانکس و سر پست. آن آخر، کل زمان سخنرانی آقای رئیسی را یک لنگ پا ایستاده بودم. وسط سخنرانی یک سلفی گرفتم که سید روی شانه راستم جا خوش کرده. از فاصله بیست متری. ** یک هفته از آن شب داغ می گذرد و من دارم هاردهایم را شخم می زنم؛برای پیدا کردن تک عکسم با او؛ از فاصله ی منفی بینهایت!
داستانک دوم. نام داستانک: تمامی نداشت. آقای دادستان، گوشی را گذاشت و نفسش را با صدا بیرون داد. نمی دانست چندمین تماس ناشناس است، از صبح. عرقش را پاک کرد. وزوز زنبور قرمزی که پشت شیشه تقلا می کرد، توجهش را جلب کرد. _راست می گن آخه. کرج لونه زنبور طاغوتیاس. این سید هم سنی نداره. پرونده ها را ورق می زد و نیم نگاهی به حکم ها می انداخت. تکه کاغذی برداشت و نوشت: باسمه تعالی جناب حجه الاسلام سید ابراهیم رئیس الساداتی دادستان محترم کرج با سلام نظر به سوابق حضرتعالی در دادستانی کرج؛ با حفظ سِمت، به دادستانی استان همدان منصوب می شوید. قدوسی دادستان انقلاب اسلامی
اولی، خاطره واقعی خودم هست با ایشان.
🔰به مناسب هفته پژوهش برگزار می‌گردد: 🔹نشست علمی با موضوع: و کاربردهای آن در 🔹با ارائه استاد 🔸شنبه ۲۴ آذر ساعت ۱۰ صبح 🔻مدرسه علمیه امام رضا علیه السلام اردکان