eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.5هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
5.6هزار ویدیو
459 فایل
آموزش چند بعدی/برای يادگیری و یاددهی نوین 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی؛ #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن #بسیج_علمی_پژوهشی_میبد ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
••✊️🇮🇷 شما دعوتید به موکب نوجوان مبارز😍🇮🇷 📣برنامه‌های امشب موکب: 📆 جمعه ، ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ━━💠🍃🍃🌺🍃🍃💠━━ 🔸سخنران آقای مهدی جعفری موضوع: "حفظ آرامش" جلسه ۲ ساعت: ۲۱:۰۰ 🔸استعدادیابی ویژه نوجوانان ━━💠🍃🍃🌺🍃🍃💠━━ 🐣غرفه کودک ☕️به همراه پذیرایی و فضای گفت‌وگو ✨️ 📍بلوار بسیج _ روبه روی پایانه‌ی خط واحد 🕗 از ساعت ۲۰:۰۰ 🕥 تا ۲۲:۳۰ پذیرای شما خوبان هستیم❤️🇮🇷 🆔 @anjoman_islami_meybod
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 مراسم چهلمین روز شهادت پاسدار شهید دریابان علیرضا تنگسیری 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🔹 سخنران 🔹 حجت‌الاسلام شیخ مرتضی دهقانی 🔹 با نوای گرم 🔹 سید مرتضی سجادی و 🔹اجرای گروه سرود🔹 ۵۰۰ شهید شهرستان میبد ✅همراه با: 💠قرائت حدیث کساء 🗓 جمعه ۱۸ اردیبهشت ⏰ ۲۱ تا ۲۲/۳۰ خیابان امام - بانک کشاورزی موکب مردمی فتاح
حسین ستودهki-midone-sotoode.mp3
زمان: حجم: 12.6M
🎵   ◾️ نماهنگ | کی میدونه... 🎤 بانوای: _______________________ وب سایت رسمی کربلایی حسین ستوده https://hoseinsotoodeh.ir/ @hoseinsutoodeh
نازنینِ زهرا با خانم رویِ نیمکتِ سیمانیِ موکب انصارالمهدی نشسته بودیم. همان نیمکت، سیمانی‌های ایستگاه‌های اتوبوس. موکبِ انصارالمهدی کنار ایستگاه‌‌های اتوبوس‌ همگانی میبد ایجاد شده و به نوعی جزئی از آنجاست. بچه‌ها مشغول بازی با دوستانِ تازه‌یافته‌شان بودند که صحنه‌ای توجه من را جلب کرد. حاج‌آقا سلیمانی که از سادات هم هست مشغول فیلم‌برداری از یک صحنه بود صحنه‌ی مرتب کردن چادرِ یک دخترِ نوجوان توسط خانم‌اش. یک دخترِ نوجوانِ چادریِ دیگر هم با عشق نظاره‌گر این صحنه بود. به خانم گفتم صحنه‌ی مشکوکیه. خانم اظهار تعجب کرد و توجه‌اش جلب شد. بعد از مرتب‌کردن چادر توسط خانم حاج‌آقا سلیمانی، دخترِ نوجوانِ نظاره‌گر، دختر تازه چادر سر کرده را محکم در آغوش گرفت و کلی برای هم ذوق کردند. انگار دوتایی توی یک قرعه کشی بزرگ برنده شده بودند. به خانم گفتم به نظرم آن دختر نوجوان چادری نبوده و همین الان ما شاهد ورودش به دنیایِ دختران محجبه هستیم. خانم نه تایید کرد و نه رد. دوستم علیرضا رسید. علیرضا به نوعی مسئول آن‌جاست. حدسم درست بود. گفت که دو خواهر، به نام‌های نازنین و زهرا در همین موکب چادری شده‌اند و این‌ دختری که الان شاهد چادری شدن‌اش بودیم خواهرِ بزرگ‌تر یعنی نازنین‌خانم بود. از من پرسید می‌خواهی با آن‌ها صحبتی داشته باشی؟ مشخص بود یک نابینا از خدا چه می‌خواهد. فرشی در محوطه انداخت و نازنین و زهرا و دوستشان و دو تا از خانم‌های فعال موکب را برایم احضار کرد. الکی الکی انگار شخصیتِ مهمی شده بودم. خدا من را ببخشد کمی هم از تعریف‌های قُلُمبه سُلُمبه‌ی علیرضا کِیف کردم. اول خانمِ دهقانی که ایشان هم از سادات بودند ماجرا را تعریف کرد. این سلاله‌ی زهرا، هم خیلی خوش‌صحبت بود هم خیلی خوش‌بیان. از این گفت که ابتدا دو تا دخترها کم حجاب بوده‌اند و این‌که روزی، همان اوایل برپایی موکب، اظهار علاقه کرده بودند برای فعالیت در موکب. گفت که تحویلشان گرفتم و با روی خوش درخواست‌شان را پذیرفتم. معلوم است این بانویِ خوش‌بیان عاقبت این دو خواهرِ معصوم را به کجا ختم می‌کند. با دو خواهر گفتگو کردم لُرِ یاسوجی بودند و به خاطر کار پدر در یکی از کارخانه‌های کاشی میبد به غربت آمده بودند. از دلتنگی برای روستای خودشان گفتند و از زحمت‌های غربت. برای خودم نقش اپوزیسیون گرفتم و پرسیدم: آیا زورکی چادری شدید؟ خیلی محکم رد کردند. پرسیدم قبل از چادری شدن، اذیتی از جانب مردم متوجه شما می‌شد. شرمنده شدم وقتی گفتند بعضی‌ها به چشم دخترِ خیابانی به آن‌ها نگاه می‌کردند و گه‌گاهی متلکی به آن‌ها می‌انداختند. از این گفتند که جزئی از یک خانواده‌ی شهید هستند. و از خوشحالی پدر و مادر و اقوام‌شان به خاطر تصمیم به حجاب داشتن. بعد از کلی صحبت‌های این‌شکلی، متوجه شدم چون چادر و روسریِ مناسب نداشته‌اند دوستان موکب از چادرهای خانه خودشان به آن‌ها بخشیده بودند و زهرا که کوچکتر بود به جای روسری یک چفیه‌ی سفید به سر کرده بود. همین شد دلیلی برای خانم‌ام که از قضا کارگاه خیاطی دارد هدیه‌ی محجبه شدن‌ این خواهرهای معصوم را دو تا چادر خوشکل قرار دهد. من با خودم فکر کردم چقدر از دخترهای معصومِ غیرچادری‌، چه بومی و چه غیربومی در شهرم هستند که منتظرند دست تقدیر آن‌ها را به این موکب برساند تا به دنیای پاکِ حجاب وارد شوند... خواجه شَدیدُالبینْ ๏๏🏴 @khajeshadidolbin
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 پیروزی‌های ترامپ این شکلیه 😂 بهش نگید آفساید بوده✋😅 ‌‌‌🌏 👇 🆔 @takhribchi110
سید مجید، ببین چه‌قدر صادقانه گفته! دلت میاد به حرفش گوش ندی؟! 🔺محمدرضا رضایی🔺 طنزیم| @tanzym_ir
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر مجتبی زارعی؛ عضو کمیسیون امنیت ملّی در خصوص گزارش سخنگوی آتش نشانی تهران از جستجوی پیکر رهبری نوشت: 🟥 چرا گزارش سخنگوی آتش نشانی تهران از پیکر امام در تاریخ خواهد ماند؛ گزارشی از پیکر رهبر ایران و دختری گمشده در خرابه‌های کشور دوست/ چرا رسانه ملی غافل است!؟ 🔻در بین روایت‌ها از شهادت امام سیدعلی خامنه‌ای من این روایت را ماندگارترین می‌دانم؛ ▪️برادرمان جناب ملکی با اینکه متعهد و انقلابی و وطن خواه است اما در اینجا به عنوان سخنگوی آتش نشانی پایتخت در حال گزارش است در حالیکه بلافاصله خودش پس از ترور امامِ شهید به صحنه‌ی حادثه رفت و آنجا حاضر شد؛ ▪️گزارش از تخریب؛ گزارش از آتش؛ گزارش از جراحت؛ گزارش از جستجوی پیکر رهبر ایران؛ گزارش از رهبرِ بی پناهگاه؛ گزارش از پیکر گمشده‌ی دختری در خرابه‌ها کنار پیکر امام در کشور دوست و... 📌و این روایت را بگذارید کنار جنگ‌های شناختی دشمنان که می‌گفتند امام در پناهگاهی با عمق منفی ۴۳ است! تعجب می‌کنم رسانه ملی چرا از این روایت غفلت کرده و آن را مکررا منتشر نمی‌کند؛ شاید تلویزیون آنقدر که به محل رفت و آمد دو حزب سه_چهار نفره‌ی خاص در مجلس و جامعه تبدیل شده قدرت محاسباتی خودش را از دست داده است! آیا نمی‌داند ساختن روایت و انتشار آن به زبان‌های زنده‌ی دنیا از همین گزارش برادرمان جناب ملکی بسیار حیاتی است؟! 🔺️مجتبی زارعی؛ عضو کمیسیون امنیت ملّی @bachehay_bala
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻داستان آب و برق مجانی که گفتند وعده داده بودند... 👌ماشالله به این معلم... همه جا، صدبار. هزار بار. یک میلیون بار. انقدر باید پخش بشه که دیگه این شبهه خسته‌کنندهٔ همیشگی، پرونده‌اش بسته بشه. این واقعیت هارو بیان کنیم دشمن همه چی رووارونه نشان میدهد مرگ بردشمن داخلی وطن فروش
دخترها ایستاده‌اند شب‌های عجیبی است. صحنه هایی رقم می‌خورند که شاید هیچ وقت در تاریخ نظیرش را نداشتیم. شب‌هایی که در آن همه آمده‌اند، فرقی هم ندارد چه کسی باشد. در دل همین شلوغی‌ها، او را می‌بینم؛ دختری نوجوان با روحیه‌ای لطیف. از ابتدای روزهای جنگ بارها دیده بودمش. در موکب ایستاده بود و به کودکان فن بیان یاد می‌داد. با زبانی شیرین تشویق‌شان می‌کرد که خجالت را کنار بگذارند، بلند حرف بزنند، خودشان باشند. اما امشب… امشب انگار نقش دیگری برای خودش انتخاب کرده بود. چفیه‌ای دور سر بسته، لباس نظامی بر تن کرده و اسلحه‌ای در دست گرفته، اما هنوز همان دختر بود باهمان لطافت دخترانه، فقط با ظاهری جدی‌تر. گل صورتی‌ای که در لوله‌ی تفنگ گذاشته بود، همه چیز را درباره‌اش می‌گفت. مفهومی که آن تفنگ با گل صورتی داشت این بود که می‌شود لطیف بود و محکم ایستاد. پیامش این است که ما جنگ طلب نیستیم، اما اگر پای وطن در میان باشد، همان دختر با تمام ظرافت‌هایش در مقابل دشمن محکم می‌ایستد. ✍سرکار خانم ف.زارعشاهی
🙏🙏🙏👆👆👆✅✅✅ روی هشتگ بزنید و ده ها روایت ناب از کف خیابان های میبد در این شبها بخوانید👆👆👆
یه شعار قشنگ داغ داغ: