eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
6.1هزار ویدیو
477 فایل
آموزش چند بعدی/برای يادگیری و یاددهی نوین 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی؛ #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن #بسیج_علمی_پژوهشی_میبد ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
البته همانطور که عرض شد، حق با شماهست و عذرخواهیم برای تاخیر. ولی حتما انجام می شود. ان شاء الله
سلام دوستای عزیزم حادثه ی تروریستی 😔😔که اتفاق افتاده همه ی ما میدونیم که نشانه ی ترس دشمن از نسل حاج قاسم هست... برای محکومیت این اقدام استان یزد یک چالش مجازی برگذار میکنه و میخواد نشون بده که نسل حاج قاسم همیشه پای کارهستن و خسته نمیشن💪💪💪 این چالش باشعار در روز شنبه ۱۶دی از ساعت ۱۶شروع میشه وتا ۲٠شب ادامه داره.. فقط کافیه در این زمان وارد کانالی که لینکش رو میذارم بشید و مابقی دوستان و آشناهاتون رو دعوت کنین تا عضو کانال بشن🖇🖇 یادتون باشه قرارما ۱۶دی ساعت ۱۶الی۲٠ https://shad.ir/parvareshi5 منتظرتون هستیم🌷🌷🌷🌷
⭕️ سرهنگ زارع: حماس «حفر تونل» در غزه را از یزدی‌ها الگوبرداری کرد 🎙مدیرکل حفظ آثار دفاع مقدس یزد: 🔹در عملیات فتح المبین برای دور زدن دشمن حفر کانال توسط شهید «غلامحسین رعیت رکن‌آبادی حجتی» رزمنده ومقنی یزدی پیشنهاد شد که مورد توجه فرماندهان نظامی قرار گرفت و اجرایی شد. 🔹شهید رعیت رکن‌آبادی که استادکار مقنی‌های رکن‌آباد و مهرآباد میبد بود به همراه یک تیم ۳۰ نفره حدود ۴۶۰ متر کانال حفر کردند. 🔹این کار چند ماه طول کشید و در آن فاصله شهید حاج غلامحسین چند دفعه به یزد آمد و نیروهای تازه‌نفسی همراه خود آورد 🔹در طول مسیر چندین سنگر بزرگ برای اورژانس، تجمع نیرو و فرماندهی ساخته شد و در مجموع یک دژ استوار و محکم زیر زمینی حفر شد که تا پشت جبهه دشمن ادامه داشت. 🔹ابتکار جبهه مقاومت و حماس در حفر تونل‌های مخفی برای دور زدن مواضع دشمنان در جنگ غزه نیز  الگوگیری از دفاع هشت سال رزمندگان اسلام در برابر دشمنان بعثی و آمریکایی است
🦋👌🦋👌🇮🇷🇮🇷🇮🇷
سلام و عرض ادب ✋🦋 بنده متاسفانه وقت خیلی محدودی برای مشاوره دارم اگر بازهم عجله ندارید و تمایل دارید بنده در خدمت باشم، به شناسه ایتای@fsf313 پیام بدهید تا زمان مشاوره استعدادیابی به شما اعلام شود. 🦋🌹🦋
📚 | «آقای ایرانشهر»: وقتی راه چاره‌ای برای ساواک باقی نمی‌ماند! 🔸«در شرایطی که بحران به حدی رسیده که لاینحل جلوه می‌کند و رژیم طاغوت که همه‌ مکانات، موقعیت‌ها و... در اختیارش است هیچکاری نمی‌تواند بکند و فقط تماشاچی است، یک تبعیدی که غریب هم هست با دست خالی این گره کور را خیلی زیبا و خیلی آسان باز می‌کند و این آقایی به اوج خودش می‌رسد به‌گونه ای که احساس خطر می‌کند از وجود چنین شخصیتی در ایرانشهر. چرا؟ چون مردم یک اقبال و اشتیاق عجیبی به این شخصیت نشان می‌دهند و این اقبال نزدیک است که تبدیل به یک انقلابی در ایرانشهر شود. ساواک در این موقعیت دو ترفند به کار می‌برد...» 🔹کتاب «آقای ایرانشهر» روایتی از تبعید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به توسط رژیم پهلوی است که در قالب ادبیِ سفرنامه‌ای و براساس اطلاعات و مستندات تاریخی نگارش یافته است. در آستانه‌ی مراسم رونمایی از این کتاب، در گفتگو با «رحیم مخدومی» نویسنده‌ی آن، به بررسیِ محتوا و چگونگی شکل‌گیری کتابِ «آقای ایرانشهر» کتاب تازه‌ی انتشارات دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداخته است. ➕اینجا بخوانید. @rahbari_plus
کاپشن‌صورتی، گوشواره‌قلبی! با تک‌مادهْ رهبری را نیمچه‌قبولکی دارد! همچین بگویم که از مجموعه نظام جمهوری اسلامی فقط رهبری را دوست دارد، آن هم انگار بر می‌گردد به دیدار دانشجوییِ چند سال قبل؛ توی مراسمی نیمه‌خصوصی با رهبری بلند می‌شود و اعتراض می‌کند؛ اعتراض‌ش البته به رهبری نبوده! به فرغون‌های تولید ایران خودرو و سایپا بوده و شأن ایرانی جماعت، که باید مثلاً گاری بهتری سوار شویم! آنجا مورد تایید رهبری هم قرار می‌گیرد! این دوستِ من یک چفیه از دست رهبری می‌گیرد که به قول خودش شش_هفت سال است نگذاشته رنگ آب ببیند و آن را همین‌طوری نگه داشته... از همه‌ی نظام فقط آقایش را آن هم با تک‌ماده قبول دارد! اعتقاد دارد جایگزینی برای جمهوری‌اسلامی نیست! و باید آقا و جمهوری اسلامی خودشان را درست کنند! من با جواد البته بحث زیادی نمی‌کنم. پسرِ خوش‌مشربی که می‌شود با او در مورد مسائل مختلف دیگری، اعم از تخصصی که دارد بحث و گفتگو کرد و چیزْ یاد گرفت... دیروز صحبت می‌کردیم در مورد چه چیزی را، نمی‌دانم؛ اما عکسی نشان‌ش دادم که تازگی با هوش مصنوعی ساخته بودم؛ «دختری با لباس صورتی، گوشواره قلبی، خوابیده بر پرچم سه‌رنگِ مقدس.» همین که دید، سرش چرخید و نگاهش را دزدید! گفت که از این عکس‌ها نشان‌ش ندهم! به یک دقیقه هم نکشید که بلند شد و رفت. وسط گف‌وگفت! و در حال رفتن گفت که «حالم بد شد...!» همیشه طی ساعات کاری چند باری به ما سر می‌زند، دیروز اما دیگر پیدایش نشد. نگفت اما می‌دانم! عکسی که نشانش دادم او را یاد دخترش انداخت. دختری دارد چهار پنج ساله که همه‌ی زندگی اوست؛ همه زندگی که می‌گویم، واقعاً همه‌ی زندگی هست، عشق عجیب‌غریب پدر دختری! و از دیروز تا حالا این صحنه جلوی چشمم کنار نمی‌رود. سرخ شدن صورتش، بلند شدنش، در رفتنش، دیگر پیدا نشدنش...! پی‌نوشت: 1) بعضی اما خوشحالند از کشته شدنِ بیش از نود نفر انسان بی‌گناه، که فقط یکی‌شان دختری با کاپشن صورتی و گوشواره قلبی‌ست...! 2) عکسی که با هوش مصنوعی ساختم را می‌گذارم ببینید... https://eitaa.com/pashofteh_jostar https://karimimeybody.blog.ir
دخترِ کاپشن‌صورتی، گوشواره‌قلبی... https://eitaa.com/pashofteh_jostar