14319320541789.mp3
212.2K
📚 #داستان کوتاه
با صدای خانم نصیری مادر مهدیس نصیری کلاس سوم
#دبستان_الغدیر1_ناحیه2
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
کارت بانكيم رو به فروشنده دادم و با خيال راحت منتظر شدم تا كارت بكشه، ولى در كمال تعجب، دستگاه پيام داد:
"موجودى كافى نميباشد! "
امكان نداشت، خودم میدونستم كه اقلا سه برابر مبلغى كه خريد كردم در كارتم پول دارم.!!
با بیحوصلگى از فروشنده خواستم كه دوباره كارت بكشه و اين بار پيام آمد:
"رمز نامعتبر است."
اين بار فروشنده با بیحوصلگى گفت:
آقا لطفا نقداً پرداخت كنيد، پول نقد همراهتون هست؟!
فكر كنم كارتتون رو پيش موبايلتون گذاشتين كلاً سوخته...
در راه برگشت به خانه مرتب اين جملهى فروشنده در سرم صدا ميكرد؛
"پول نقد همراهتون هست"؟
""خدايا...
ما در كارت اعمالمان كارهاى بسيارى داريم كه به اميد آنها هستيم مثلا عبادتهايى كه كرديم، دستگيرىها و انفاقهايى كه انجام داديم و...
نكند در روز حساب و كتاب بگويند موجودى كافى نيست و ما متعجبانه بگوييم:
مگر میشود؟ اين همه اعمالى كه فكر میكرديم نيك هستند و انجام داديم چه شد؟!
و جواب بدهند:
اعمالتان را در كنار چيزهايى قرار داديد كه كلاً سوخت و از بين رفت...!""
""كنار «بخل»
كنار «حسد»
كنار « ريا»
كنار «بىاعتمادى به خدا»، كنار «دنيا دوستى» و ...
نكند از ما بپرسند:
نقد با خودت چه آوردهاى؟ و ما كيسههایمان تهى باشد و دستانمان خالى...""
* خدايا!
از تمام چيزهايى كه باعث از بين رفتن اعمال نيكمان ميشود به تو پناه میبریم.🙏 *
هانیه صادقی کلاس سوم شقایق یک
#کمیته_هنری #شورا
#کاردستی رنگین کمان و ابرهای خندان
#دبستان_الغدیر1_ناحیه2
#خبر
سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی از ثبت سفارش و خرید اینترنتی «کتابهای درسی سال تحصیلی 1400 -1401» از روز یکشنبه 22 فروردینماه خبر داد.
🔰ادامه خبر را در لینک زیر بخوانید؛
https://b2n.ir/w50515
🔶 کانال اطلاع رسانی آموزش و پرورش استان قم در ایتا
@eduqom
#خبر
رییس انجمن اولیا و مربیان اداره کل آموزش و پرورش استان قم از برگزاری انتخابات الکترونیکی و مجازی « شورای انجمن اولیا و مربیان » ادارات نواحی و مناطق خبر داد.
🔰 ادامه خبر را در لینک زیر بخوانید؛
https://b2n.ir/e97418
🔶 کانال اطلاع رسانی آموزش و پرورش استان قم در ایتا
@eduqom
((قدردانی و سپاس))
بسم الله الرحمن الرحیم
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
كه هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست
سروران عزیز، همكاران ارجمند و گرانقدرم
سلام علیكم
خداوند متعال را سپاسگزارم كه در غمناكترین روزهای زندگیمان ،ما را از نعمت حضور دوستان و سرورانی مهربان بهرهمند ساخت كه خورشید محبتشان در سوگ گرانی كه بر ما وارد شد پرتو افكند و گرد غم از چهره غمگین ما زدود.
باور داریم هیچ بنده ای بر آنچه كه خداوند بزرگ مقدر می فرماید را توان تفسیر نیست و بر آن چه كه حكمت متعالیهاش تعلق میگیرد، هیچ كس را جرأت تعبیر و تعدیل نمیباشد، لذا بر آن چه كه میدهد شاكریم و برگرفته ها و ندادههایش به عنوان نعمت و حكمت صبر میكنیم.
با احترام و آرزوی توفیق بدینوسیله بر خود لازم می دانم از همه عزیزان، سروران، دوستان، آشنایان و همكاران گرانقدری كه در غم از دست دادن پدر عزیزم مرحوم مغفور شادروان حاج محمد تقی شیخ الاسلام به انحاء مختلف این حقیر و خانواده و بستگان را در تحمل این مصیبت یاری بخشیدند و با حضور آرامش بخش و دلسوزانه خود و یا ارسال پیام هاو نامه های محبت آمیزشان مورد تفقد قرار دادند صمیمانه تشكر نمایم.
ضمن آرزوی صحت و سلامت برای یكا یك شما خوبان و جبران زحمات ارزشمند شما در شادیهایتان ، از خداوند منان ثوب ثواب و حضور در مركب نورانی امام زمان (عج) را در عصر ظهور مسئلت مینمایم.
حمید رضا شیخ الاسلام
مدیر کل آموزش و پرورش استان قم
8.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معرفی کتاب آقا مهدی !سلام🌻🌻🌻
فاطمه گایینی فرد🌻🌻🌻
پایه دوم 🌻🌻🌻
طرح مصباح الهدی🌻🌻🌻
آموزشگاه هیات امنایی کرباسی🌻🌻🌻
ناحیه ۳قم🌻🌻🌻
14341345975076.mp3
251.9K
✨﷽✨
#پندانه🔰🔰 #داستان کوتاه
با صدای خانم نصیری مادر مهدیس نصیری کلاس سوم
#انجمن_کتابخوانی #شورا
📕📗📘📙📙
✍در روزگاری کهن پیرمرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت : روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند: عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرار کرد! روستا زاده پیر در جواب گفت: از کجا می دانید که این از خوش شانسی من بوده یا بد شانسی ام ؟ و همسایه ها با تعجب گفتند ؟ خب معلومه که این از بد شانسی است. هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیرمرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت. این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند : عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت همراه بیست اسب دیگر به خانه برگشت. پیرمرد بار دیگر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟فردای آنروز پسر پیرمرد حین سواری در میان اسبهای وحشی زمین خورد و پایش شکست.همسایه ها بار دیگر آمدند: عجب شانس بدی... کشاورز پیر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟ چند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند : خوب معلومه که از بد شانسی تو بوده پیرمرد بی خرد !!!چند روز بعد..... ادامه داستان را بشنوید😍 #استاد_قرائتی
#دبستان_الغدیر1_ناحیه2
#تربیت_سیاسی_اجتماعی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مݩ یڪ دُخټرم🧕🏻🖐🏻
با چاشݩـے حـجآب👌🏻
ۅ ݩمڪ ځيـا😊
فاطمه سادات سجادی شقایق دو
#انجمن _حجاب و عفاف #شورا
#دبستان_الغدیر1_ناحیه2
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•