دلم میخواد انقدر لاغر شم که هرکسی میبینتم با تعجب بگه الهیییی بمیرم تو چرا انقدر لاغر شدیییی؟؟ مریض شدی؟ اتفاقی افتاده؟؟
" مهشاد "
ای کاش ازدواج کرده بودم و الان خواب بودم و دغدغهام این بود که برای مهمونی عصر شام چی درست کنم که خودمو بیشتر تو دل مادر شوهرم جا کنم🫠
" حوا "
از یه جایی به بعد دیگه چیزی به اسم حالِ خوب وجود نداره،
کلا یه حالِ بد داریم
و یه حالی که بد نیست
" Sepi "
تو مدرسه درس نخوندن رو میفهمم. درس ها عمومیه، رفتنش زورکیه، سن آدم کمه. اما تا ابد کسایی که تو دانشگاه هم فکر میکنن از طریق درس نخوندن و پیچوندن و کار نکردن «کول» محسوب میشن رو نمیفهمم. یه جا دیگه بالغ شو و بفهم که از زیر کار در رفتن هنر نیست.
" ریواس "
از ساقه طلایی خشک تر کلاس اون معلمی بود که میگفت من باهاتون شوخی میکنم تا کلاستون خشک نباشه
" اشکان مدیری "
این که ایستاده و آروم جارو برقی میکشن فقط مال تبلیغاس. من یه جوری خم و راس میشم و زور میزنم انگار دارم بیل میزنم
" مفرّح ذات "
بابا مامانم یجوری میگن از بچه های مردم یاد بگیر انگار خودشون از والدینِ بچه های مردم یاد میگیرن.
" همون مهندس عینکی "
بابام زنگ زد گفت شوهر عمت حالش بد شده ما میریم شیراز
گفتم در چه حده
گفت در حدی که باید بریم خاکسپاری
شما خبر فوت نده مرد حسابی
" انبه "
جدی جدی با دوستای صمیمیم به مرحلهای رسیدیم که مجبوریم باهم رفیق بمونیم چون اگه دشمن شیم خیلی آتو داریم از هم و اصلا کار عاقلانهای نیست قطع ارتباط ::
" آسمان "