حس میکنم مدتهاست سقوط میکنم و به زمین نمیرسم؛
غرق میشم و خفه نمیشم؛
میسوزم و جان نمیدم ؛
در پایانی بیپایان به سر میبرم . .
هدایت شده از هشتادیای گنگ🕶
به فنا رفتن فقط اونجا که دیگه به دوست صمیمیت هم نمیگی.
به غیر از سال ها دلتنگی و تشویش و بی خوابی؛
مگر چیزی میان ماست؟ حاشا کن که حق داری…