هدایت شده از کانال برادران شهید مهدی و مجید زین الدین❤️
سلام دوستان 🌷🤚🏻
امروز سالروز شهادت ، شهیدان والامقام مهدی و مجید زین الدین هست و به نیت سلامتی اقا امام زمان 🌷
به همین مناسبت ختم صلوات داریم ☺️
هر کس که مشتاق بود توی این ختم صلوات شرکت کنه لطفا تعداد صلوات ذکر شده رو توی لینک ثبت کنه 🌷🙏🏻
https://EitaaBot.ir/counter/7ydx
حاجحسینیکتا:
در و دیوار اتاقت، کامپیوترت،
موبایلت بوی امام زمان میده؟
آقا بگه دلاتونو بذارید روی میز!
نوتبوک و موبایلهاتونم بذارید
روی میز، میخوام همه رو باهم
چک کنم، ببینیم رومون میشه؟
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
〰🍃🌺✨〰 〰✨🌺🍃〰
﷽
📌صبحهای غزه
دهها شهید در شمال نوار غزه پس از بمباران سنگین دیشب
#فرهنگی_مجازی_هادی_دلها
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾
@rafiq_shahidam
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾
9.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
〰🍃🌺✨〰 〰✨🌺🍃〰
﷽
🎥یک سال در بهشت
🔹اولین سالگرد شهادت شهدای مدافع امنیت؛
شهید دانیال رضازاده و شهید حسین زینال زاده گرامیباد.
#فرهنگی_مجازی_هادی_دلها
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾
@rafiq_shahidam
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾
6.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا هرکی هرچی داره
نذر انسانیت کرده
کار رضا هلالی رو ببینید و نشر بدید
متونید یه تیکه های قشنگشو برای استوری استفاده کنید
🍃🥀یازهرا(س)🍃
💠کودک یتیمی که فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله شد #شهید_علی_شفیعی طبق #روایت مادر محترم شهید
💢سختی های زیادی کشیدم تا تنها فرزند پسرم را بزرگ کردم سه سال همسرم و دخترم در بستر بیماری بودند و من هم مرد خانه بودم و هم مادر خانواده و در این مدت سختی های زیادی را متحمل شدم.
بچه ام مدرسه می رفت و من هر صبح برای کار کردن سرکوره های آجر پزی می رفتم و غروبها در حالی که توان راه رفتن نداشتم به خانه بازمی گشتم و گاها در راه از شدت خستگی مرگم را از خدا می خواستم!
♨️حتی در برخی از مواقع در زیر برف و باران گدایی می کردم ولی نمی گذاشتم بچه ام بداند که من کجا می روم و چه کار می کنم چون می گفتم غصه می خورد.
⁉️علی آن روزها از من می پرسید مادر چرا پاهایت تاول زده؟
می گفتم: مادر چیزی نیست بر اثر سرما این جور شده است.
❗️به خاطر شرایط سخت زندگی ما یک نان را که می گرفتیم تا سه روز از آن می خوردیم.
▪️هنوز انقلاب نشده بود که پدرش و خواهرش فوت کردند هیچ پولی نداشتیم.
💢در یک خرابه زندگی می کردیم و پسرم تنها یک دست لباس داشت وقتی من آن لباس ها را می شستم او لباس دیگری برای پوشیدن نداشت و در سرما طاقت می آورد تا دوباره لباس هایش خشک شود و می پرسیدم مادر سردت هست ؟ می گفت: نه مادر کدام سرما!
♨️وقتی برای کار به بیرون می رفتم برای اینکه همسایه ها ندانند که ما چیزی برای خوردن نداریم آب درون قابلمه می ریخت و می گذاشت روی اجاق تا آب بجوشد و اگر همسایه چیزی می آورد می گفت: مادرم برایم غذا بار گذاشته نمی خواهیم. اما کدام غذا تنها آب بود که بخار می کرد
🔹بله فرزند من با این شرایط بزرگ شد.
🍃🌷یاعلی( ع)🍃
هدایت شده از کانال برادران شهید مهدی و مجید زین الدین❤️
🕌 شاهدان راه قدس
#پاسداشت یاد شهیدان
مهدی زینالدین و مجید زینالدین
#شهیدان_قدس