6.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کسب_معرفت
مرحوم کافی (ره)
Shab2Fatemieh1-1399[04](1)(1).mp3
4.45M
🏴مادر خوبم، دردت به جونم
شبیه باغ پاییزه، این خونه بی لبخند مادر
فقط سکوت سرد غم، میباره از دیوار و از در
بابا بگو که مادرم، خوب میشه آخر
این قلب کوچیک، از هم میپاشه، اگه یه روزی، مادر نباشه
خورشید خونه، ای مهربونم، مادر خوبم، دردت به جونم
امشب برا نماز شب، هر جور شده منو صدا کن
شبیه هر شب تو قنوت، همسایه هامونو دعا کن
بعدش تو رو خدا، دعا، برا شفا کن
عجل وفاتی، نگو دوباره، بابا که جز تو، یاور نداره
خورشید خونه، ای مهربونم، دورت بگردم، دردت به جونم
حس میکنم بابا چقد، تنگه دلش برای گریه
گریه نمیکنه ولی، داره نگاش هوای گریه
تا پشت پلکاش اومدن، موجای گریه
چیزی نمیگه، تا که مبادا، بشکنه بغضش، جاری شه اشکا
خورشید خونه، ای مهربونم، دورت بگردم، دردت به جونم
بانوای: حاج میثم مطیعی
صدای بیسیم شهید صابری وابوعلی.عملیات تل قرین.1(1).m4a
6.62M
عملیات تل قرین
h_roghayeh_tdel.ir_.mp3
2.75M
نواهنگ فوقالعاده جانسوز
روضه حضرت رقیه سلام الله علیها
من را ببخش اگر که لکنت زبان گرفتم
حاج محمود کریمی
#پیشنهاد_ویژه_دانلود
حضرت فاطمه زهرا (س) فرمود:
مَنْ اصْعَدَ إ لیَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحارالانوار:ج67، ص249، ح25)
هر کس عبادات و کارهای خود را خالصانه برای خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را برای او تقدیر می نماید.
#شهادت_حضرت_فاطمه_الزهرا(س)
#عفت_و_پاکدامنی
#حماسه_۹_دی
#ما_می_آییم
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
✿❀ ﴾﷽﴿ ❀✿
✿❀رمان #واقعی
✿❀ #زندگینامہ_شہیدایوب_بلندے
✿❀نیمہ ݐــنہان ماه ۱۵
✿❀قسمت #سی_ودوم
ایوب فقط گفت:
_ "چشمم روشن...."
و هدی را صدا زد:
_"برایت #می_خرم بابا ولی #دوتاشرط دارد.
#اول اینکه #نمازت قضا نشود و #دوم اینکه هیچ #نامحرمی دستت را نبیند"
از خانه رفت بیرون و با دو تا #نوار_کاست و شعر و آهنگ ترکی برگشت.
آنها را گرفت جلوی چشمان هدی و گفت
_"بفرما، حالا ببینم چقدر می خواهی برقصی"
دوتا #لاک و یک شیشه آستون هم گرفته بود.
دو سه روز صدای آهنگ های ترکی و بالا پریدن های هدی، توی خانه بلند بود.
چند روز بعد هم #خودش نوار ها را #جمع کرد و توی کمدش #قایم کرد.
برای هر نماز با #پنبه و #استون می افتاد به جان ناخن هایش، بعد از #وضو دوباره #لاک می زد و صبر می کرد تا نماز بعدی.
وقتی هم که توی کوچه می رفت، ایوب منتظرش می ماند تا خوب لاک هایش را #پاک کند.
بالاخره خودش خسته شد و لاک را گذاشت کنار بقیه #یادگاری ها...
توی خیابان، ایوب خانم ها را به هدی نشان می داد:
_"از کدام بیشتر خوشت می آید؟"
هدی به دختر های #چادری اشاره می کرد و ایوب محکم هدی را می بوسید
به روایت همسر شهید بلندی شهلا غیاثوند
✿❀ ﴾﷽﴿ ❀✿
✿❀رمان #واقعی
✿❀ #زندگینامہ_شہیدایوب_بلندے
✿❀نیمہ ݐــنہان ماه ۱۵
✿❀قسمت #سی_وسوم
برای هدی #جشن_عبادت مفصلی گرفتیم، با شصت هفتاد تا #مهمان.
#مولودی_خوان هم دعوت کردیم،...
ایوب به #بهانه جشن تکلیف هدی #تلویزیون_نو خرید.
میخواست این جشن همیشه در #ذهن هدی بماند.
کم تر پیش می آمد ایوب سر مسائل #دینی عصبی شود، مگر وقتی که کسی از روی #عمد اعتقادات دانشجوها را زیر سوال می برد.
مثل آن استادی که سر کلاس، محبت داشتن مردم به #امام_حسین و ایام #محرم را محبت بی ریشه ای معرفی کرد.
ایوب #دادوبیداد راه انداخت و کار را تا کمیته انضباطی هم کشاند.
از استاد تا باغبان دانشگاه ایوب را می شناختند...
با همه احوال پرسی می کرد، پی گیر مشکلات #مالی آنها می شد. بیشتر از این دلش می تپید برای سر و سامان دادن به #زندگی دانشجوها.
#واسطه_آشنایی چند نفر از دختر پسرهای دانشکده با هم شده بود.
#خانه ما یا محل #خواستگاری های اولیه بود یا محل #آشتی دادن زن و شوهرها.
کفش های پشت در برای صاحب خانه بهانه شده بود. می گفت:
_"من خانه را به شما اجاره دادم، نه این همه آدم"
بالاخره جوابمان کرد.
با وضعیتی که ایوب داشت نمی توانست راه بیفتد و دنبال خانه بگردد.
کار خودم بود. چیزی هم به #کنکور_کارشناسی نمانده بود.
شهیده و زهرا کتاب های درسی را که یازده سال از آنها دور بودم، بخش بخش کرده بودند.
#جزوه های کوچکم را دستم می گرفتم و در فاصله ی این بنگاه تا آن بنگاه درس #می_خواندم.
به روایت همسر شهید بلندی شهلا غیاثوند
■ #حرفحق😎🌸
___
👌اگه یه بدی در وجودته یا یه چیزی در وجودته که زشته...اونو برای امام حسین قربانی کن...
یعنی اونجا ثابت کن که دوستش داری
میگیری چی میگم ؟
من نمیدونم شهوته،خشمه،حسادته،عصبانیته، چیه ...
ولی ببین چیه که تو زندگیت اذیت میشی...
همونو برای امام حسین قربانی کن💚
#دوستداشتنتوبهاقاثابتڪن😊
😎خودسازی+دینداریِ لذت بخش✌️