⚫️چرا به امام حسن مجتبي (عليه السلام )، كريم اهل بيت گفته مي شود؟
🔎 امام حسن مجتبي عليه السلام نسبت به دردمندان و تيره بختان جامعه قلبي رئوف داشتند و با خرابه نشينان دردمند و اقشار مستضعف و كم درآمد همراه و همنشين مي شدند و دردِ دلِ آن ها را با جان و دل مي شنيدند و به آن ترتيب اثر مي دادند، و در اين حركت انسان دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند. همچنين هيچ گاه هر ضعيف، ناتوان و درمانده، نااميد از درب خانه آن حضرت برنمي گشت، حتّي خود ايشان به سراغ فقرا مي رفتند و آن ها را به منزل دعوت مي كردند و به آن ها غذا و لباس مي دادند.
🔎امام حسن ـ عليه السّلام ـ تمام توان خويش را در راه انجام امور نيك و خداپسندانه به كار مي گرفت و اموال فراواني در راه خدا مي بخشيد، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگاني پر افتخار ايشان، بخشش هاي بي سابقه و انفاق هاي بسيار بزرگ و بي نظيري ثبت كردهاند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارايي خود را در راه خدا خرج كردند و سه بار نيز ثروت خود را به دو نيم كردند و نصف آن را براي خود و نصف ديگر را در راه خدا به فقرا بخشيدند؛ از اين رو ايشان را كريم اهل بيت عليهم السلام مي نامند.
📗حقايق پنهان،ص ٢٦٨
📗منتهي الآمال، ج ١، ص ٤١٧
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
برصبر حسن و خوی احمد صلوات🖤
براختر دوم امامت صلوات🖤
بر ضامن آهو وغریب الغرباصلوات🖤
خواهی که خداوندببخشد همه عصیان تورا 🖤
بفرست براین امام، بی حد صلوات🖤
🖤اللّهُمَّصَلِّعَلي
🖤مُحَمَّدوَآلِمُحَمَّد
🖤وَعَجِّلفَرَجَهُــم
*﷽*
🌹
*{🥀درسـღـوگ.جـღـانان.ir🥀}*
🏴🎪
خورشید به سوگ مصطفی(ص)می گرید
مهتاب بحال مجتبی (؏)می گرید
در مشهدِ دل چه کربلایی برپاست
شیعه به شهادت رضا (؏) می گرید
🏴🎪 🏴🎪
*أَللّهُمَّ صَلِ؏ـَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ؏َـجِّلْ فَࢪَجَهُمْ*
*صَلَّىْ.ألٰلّهُ؏َـلَیْکَٔ.یٰاْ.رَسوُلْ.أَللهْ.یٰاْمُحَمَّدْ.ir(ص)*
*صَلَّى.ألٰلّهُ؏َـلَیْکَ.یٰاْ.اَبٰاْمُحَمَّدْیٰا.حَسَنِ.بِنِ.عَلّْیٖ.ir(؏)*
*صَلَّى.ألٰلّهُ؏َـلَیْکَ.یٰاْعَلّیٖ.بِنَ.مُؤسَیٰ.أَلْرِضٰاْ.ir(؏)*
🚩🌹🌴🌹🚩
*﷽*
🌹
*{🥀یٰاْحَــღــسَنِ.بْنِ.عَلْیٖ.ir🥀}*
قــღــبر بي زائرت شد سند غربتت
اشک مهدي روان در حــღــرم خلوتت
شيعه گويد مدام به مزارت ســღــلام
يا حسن يا حسن امام مــღــظلوم
🏴🎪 🏴🎪
*أَللّهُمَّ صَلِ؏ـَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ؏َـجِّلْ فَࢪَجَهُمْ*
*صَلَّىْ.ألٰلّهُ؏َـلَیْکَٔ.یٰاْ.رَسوُلْ.أَللهْ.یٰاْمُحَمَّدْ.ir(ص)*
*صَلَّى.ألٰلّهُ؏َـلَیْکَ.یٰاْ.اَبٰاْمُحَمَّدْیٰا.حَسَنِ.بِنِ.عَلّْیٖ.ir(؏)*
*صَلَّى.ألٰلّهُ؏َـلَیْکَ.یٰاْعَلّیٖ.بِنَ.مُؤسَیٰ.أَلْرِضٰاْ.ir(؏)*
🚩🌹🌴🌹🚩
☫
💌 #ڪــلامشهـــید
🌷شهــید امـیر حاج امــینی:
اصلاً دنبال #شهــرت نبود به اين
اصل خيلے اعتقاد داشت ڪہ اگه
واقعاً ڪاری رو برای خــــود خدا
بکنی #خــودش عــزيزت میکنه.
آخرش هم همين خصلتش باعث
شد تا عڪس شهادتش اينطــور
معــروف بشه.
🚩برگه تفحص شهید غلام خونی : شهید غلام خونی در عملیات خیبر با رمز عملیات یا رسول الله به شهادت می رسد و حالا در روز شهادت حضرت رسول الله تدفین می شود.
#محرم
#پروفایل_محرم
#پروفایل
#واکسن
#رئیسی
#پروفایل_شهدایی
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
❤️❤️❤️❤️
@rafiq_shahidam96
🌹🌹🌹
@rafiq_shahidam
❤️❤️❤️❤️
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
✦مطھره خورشیدی✦:
اسمش عبدالله بود . .
تو شهر معروف بود به عبدالله دیوونه
همه میشناختنش!
مشکل ذهنی داشت
خانمش هم مثل خودش بود ... وضع مالی درست و حسابی نداشت
زوری خرج شکم خودش و خانمش رو میداد
تو شهر این آقا عبدالله دیوونه، یه هیئتی بود
هر هفته خونه یکی از خادمای هیئت بود
نمیدونم کجا و چطور ولی هرجا هیئت بود عبدالله دیوونه هم میومد . .
یه شب بعد هیئت مسئول هیئت اعلام کرد که هرکی میخواد هفته بعد هیئت خونه اش باشه بیاد اعلام کنه
دیدن عبدالله دیوونه رفت پیش مسئول هیئت
نمیتونست درست صحبت کنه
به زبون خودش میگفت . . . حسین حسین خونه ما💔
مسئول هیئت با خادما تعجب کرده بودن
گفتن آخه عبدالله تو خرج خودتو خانمت رو زوری میدی
هیئت تو خونه گرفتن کجا بود این وسط . . !'
عبدالله دیوونه ناراحت شد
به پهنای صورت اشک میریخت میگفت آقا ؛ حسین حسین خونه ما💔. .
خونه ما 💔💔
بعد کلی گریه و اصرار قبول کردن
حسین حسین خونه عبدالله باشه . .
اومد خونه
به خانمش گفت ، خانمش عصبانی شد گفت عبدالله تو پول یه چایی نداری
خونه هم که اجاره ست ... !!
چجوری حسین حسین خونه ما باشه
کتکش زد . .
گفت عبدالله من نمیدونم
تا هفته دیگه میری کار میکنی پول هیئت رو در میاری . .
واِلا خودتم میندازم بیرون از خونه
عبدالله قبول کرد
معروف بود تو شهر ، کسی کار بهش نمیداد هرجا میرفت قبول نمیکردن که
هی میگفت آقا حسین حسین قراره خونه ما باشه💔 . .
روز اول گذشت ، روز دوم گذشت ... تا روز آخر
خانمش گفت عبدالله وقتت تموم شد هیچی هم که پول نیاوردی
تا شب فقط وقت داری پول آوردی آوردی نیاوردی درو به رو خودت و هیئتیا باز نمی کنم . .
عبدالله دیوونه راه افتاد تو شهر هی گریه میکرد میگفت حسین حسین خونه ما💔💔💔
رفت؛ از شهر خارج شد
بیرون از شهر یه آقایی رو دید
آقا سلام کرد گفت عبدالله کجا ؟ مگه قرار نبود حسین حسین خونه شما باشه ؟!
عبدالله دیوونه گریش گرفت
تعریف کرد برا اون آقا که چی شد و . . .
آقا بهش گفت برو پیش حاج اکبر تو بازار فرش فروشا
بگو یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بهت بده ، بفروش خرج حسین حسین خونه رو بده💔
عبدالله خندش گرفت دوید به سمت بازار فرش فروشا
به هرکی میرسید میخندید میگفت حسین حسین خونه ما . . خونه ما💔
رسید به مغازه حاج اکبر
گفت یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بده!
حاج اکبر برق از سرش پرید عبدالله دیوونه رو میشناخت
گریش گرفت چشمای عبدالله رو بوسید عبدالله ...!!!
امانتی یابن الحسن رو داد بهش
رفت تو بازار فروخت با پولش میشد خرج ۱۰۰ تا حسین حسین دیگه رو هم داد . .
با خنده دوید سمت خونه نمیدونم گریه میکرد، میخندید میگفت حسین حسین خونه ما 💔
رسید به خونه شب شده بود . .
دید خادمای هیئت خونه رو آماده کردن
خانم عبدالله رفت چایی و شیرینی گرفت
چه هیئتی شد اون شب 💔
آره یابن الحسن خرج هیئت اون شب خونه عبدالله دیوونه رو داد🚶🏻♂
عبدالله خودش که متوجه نشد
ولی دیگه عبدالله دیوونه نبود، خیلی خوب صحبت میکرد
آخه یابن الحسن رو دیده بود💔😍
میخوام بگم مولاجان شما حواستون به عبدالله بود
حواست بود خرج هیئتت رو نداره
اینجوری هواشو داشتین
آقا حتما حواستون هست نوکرات دلشون براتون تنگه💔 ...
مولاجان😭ممکنه سال دیگه حسین حسین بین الحرمین باشیم با شما؟😭😭😭
کانال شهیدابراهيم هادی ❤️رفیق شهیدم❤️
✦مطھره خورشیدی✦: اسمش عبدالله بود . . تو شهر معروف بود به عبدالله دیوونه همه میشناختنش! مشکل ذهنی
یا ابا صالح المهدی آقا جان میشه به این نوکر خسته حال هم یه نگاه کنی😭
آقا جان اصلا من لایق نگاه شما نیستم میشه فقط یه لحظه صدام کنید😔🥺
نمیگم دست بکشید روی سرم که لایق نیستم ولی میشه تو نماز شب دعام کنید😭
ارباب میشه به ما هم سر بزنید😭