eitaa logo
کانال شهیدابراهيم هادی ❤️رفیق شهیدم❤️
5هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
190 فایل
♡ولٰا تَحْسَبَّنَ الَّذینَ قُتِلوا في سَبیلِ اللِه اَمواتا بَل اَحیٰاعِندَ رَبهِم یُرزقون♡ شہـد شیـرین شـہـٰادت را کسانی مـے چشند کـہ..!! لذت زودگذر گنـٰاه را خریدار نباشند .. 💔 دورهمیم واسہ ڪامل تر شدن🍃 #باشهداتاشهادت ارتباط با خادم کانال👇👇 @Zsh313
مشاهده در ایتا
دانلود
رمان گردان سیاه پوش راوی (خواهر شهید) قسمت چهاردهم دیگه. یادته آقاجان هر وقت میخواستیم بریم مشهد، چندتا کوپه میگرفت؟ یه بار بچه ها همگی توی یه کوپه بودیم با خانجون. داشتیم غذا میخوردیم که بچه ها کلی نون ریختند کف کوپه. خانجون با لهجهی شیرین قزوینیش گفت: نریزید مورچه میزنه.« ناصر خندید و گفت: »آره این یکی رو خوب یادمه. من هم تا صبح افتاد توی دهنم و گفتم: نریزید مورچه میزنه. هر کی زمین بخوابه، مورچه ها میخورنش.« هی به خانجون میگفتم: خان ِ جون مورچه زد؟ کی میزنه؟ کجا میزنه؟ چطوری میزنه؟« ـ بندهی خدا خان جون برای اینکه بچه ها مواظب باشن و غذاشون رو نریزن، این رو گفت، ولی خودش هم پشیمون شد. تا صبح نذاشتیم بخوابه و خندیدیم. عین خودش با لهجه هی میگفتی: بچه ها چرا ریختید. مورچه زد. چقدر خان جون گفت که نریزید مورچه میزنه؟ لپ ناصر را کشیدم و گفتم: »بری سربازی جات خیلی خالی میشه. همهمون دوستت داریم داداش بانمکم.« آن روز با ناصر کلی از آرزوهاش حرف زدیم. دوست داشت تا از سربازی برگشت، برایش زن بگیریم. دختر خاصی را دوست نداشت. همیشه حرفهایش را به من میزد. کلی سعی کردم تا از زیر زبانش بکشم و ببینم که دختری را توی فامیل یا توی محل دوست دارد یا نه، ولی مطمئنم کرد که شخص خاصی را زیر نظر ندارد. گفت: »از حالا تا پایان سربازی وقت دارید تا یه دختر خوب برام پیدا کنید.« موقع رفتن کلی از کتابهای کتابخانه را هم با خودش برد. گفت: »خواهر، اینها رو که خوندید دیگه. به چه دردتون میخوره. من میخوام ببرم هدیه بدم.« به بچه های محل کتابهای شهید مطهری و شریعتی را میداد تا بخوانند و ازشان میخواست تا خالصه اش را بنویسند یا هر چه از آن فهمیدند، برای ناصر بگویند. عاشق مطالعه بود. خیلی شبها تا دیروقت زیر چراغ برق کوچه مینشست و مطالعه میکرد. یک بار یکی از همسایه ها که دیروقت ناصر را در کوچه دیده بود، کنجکاو شده بود تا بفهمد ناصر چه کتابی را در آن موقع شب در سرما میخواند. فکر میکرد ناصر کتاب بدی میخواند و به خاطر مخفی کردن از ما، دیروقت در کوچه مطالعه میکند. به ناصر نزدیک شده و اصرار کرده بود که ناصر بگوید چه کتابی میخواند. ناصر گفته بود: »اینها جزوه های استاد مطهریه. یک سری کتاب اعتقادی که خوبه آدم اونها رو بدونه. چون توی خونه زود میخوابن و اتاق تاریک میشه، مجبورم بیام اینجا، از روشنایی توی کوچه استفاده کنم.« همسایهمان پیشانی ناصر را بوسیده بود و به‌خاطر فکر بدی که راجع به ناصر داشت، ازش عذرخواهی کرد. همه در محل ناصر را دوست داشتند. از کوچک تا بزرگ به او احترام میگذاشتند. با بچه‌های کوچک هر روز نیم ساعت فوتبال بازی میکرد. همه دوست داشتند که ناصر عضو تیم آنها باشد. بعدها که انجمن اسلامی را در قزوین مدیریت میکرد، همین بچه‌ها شده بودند عضو انجمن، چون ناصر را قبول داشتند. سال 56 به‌سرعت گذشت و سال 57 ناصر به سربازی رفت. دورهی آموزشی او در عجب شیر بود. بعد از آموزشی به رضائیه منتقل شد. درست در همان سالی که انقلاب اسلامی میرفت تا پیروز شود، ناصر سرباز بود. با دوستانش در پادگان فعالیت انقلابی میکردند. به‌خاطر همین فعالیتهایش خیلی تنبیه میشد و از ادامه دارد... ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
شهیدانه تا شهادت 🕊: 🌿🌱🌿🌱🌿🌱 🌿🌱🌿🌱🌿 🌿🌱🌿🌱 🌿🌱🌿 🌿🌱 🌿 دلم میل نوشتن دارد....... دلم میل نوشتن دارد......باز دلم میل شهادت دارد... میل رفاقت دارد....رفاقت.. الان خوب نگاه دلم کنید.... یک دل سیر بی تابی دلم را ببینید...شماهم بی تاب بودید.... بی تاب شهادت....اما بی تابی من کجا.....و بی تابی شما کجا.. مثل زمین تا آسمان است.. آسمان بی تابی شماست...زیبا و پر ابهت.. بزرگ و بی انتها اما زمین بی تابی من است...بی روح ... با اندازه مشخص... خشک....خشک اما باز دلم پی شماست... پی راه شما.... پی مهربانی شما... زیرا یقینم اینه... که هستید ... که شهید زنده است... شهید مرا می بیند... و مواظب من است....مواظب بی تابی دلمه...تا روح در اون زنده بشه... سبز بشه....بال بشه.....بال پروازم..... ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهیدانه تا شهادت 🕊: وصيت نامه پرويز خياميان درود به رهبر عزيز ،قلب ملت ايران به نام الله در هم كوبنده ظلم و ستم. به نام خدائي كه به ما شعور داد تا خوب را از بد و زشت و پليد را از زيبا تميز داده و يكي را انتخاب كنيم. تقاضا دارم دخترم (صفورا) تا كلاس ششم ابتدايي فقط و فقط درس اسلامي خوانده و بعد قرآن ياد بگيرد و كاملاً اسلامي تربيت شود كه اين بزرگترين آرزوي من است. از همسرم و خانواده ام تقاضا دارم اگر در راه شهيد شدم در مرگ من گريه نكنند بلكه شادي بكنند تا روح من شاد گردد، اگر شهيد شدم جنازه مرا در اصفهان دفن كنيد. فرزند مرا نزد امام امت رهبر كبير انقلاب، پدر عزيزم خميني بت شكن ببريد تا دست بركتش را به صورت او كشيده و براي آنها دعا نمايند، والسلام ،پايدار ارتش جمهوري اسلامي ايران، پاينده ايران، و برقرار باد جمهوري اسلامی ایران شهیدانه تا شهادت 🕊: ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
⭕️ من می خواهم در آینده شهید بشوم. برای این که... که خنده اش گرفته بود، پرید وسط حرف علی و گفت: «ببین علی جان! موضوع انشاء این بود که «در آینده می خواهید چه کاره بشین.» باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی. مثلاً، پدر خودت چه کاره است؟ ... آقا اجازه ... شهید... شهیدانه تا شهادت 🕊: ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊🌷 دلمان‌ بی‌هوا‌، هوای تورا کرد... هوای دلمان‌ را‌ بی‌هوا‌ داشته باش 🌷 شهیدانه تا شهادت 🕊: ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
🌸🌿 ! آن‌ زمان‌ که‌ در‌ محشر خدا‌ بگوید‌ چه‌ داشتی؟ حســـین‌عݪیه‌اݪسلام سربݪند‌ کند‌ و‌ بگوید حسـاب‌ شده مهمــان‌ من‌ است شهیدانه تا شهادت 🕊: ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
. . . ای‌حسیـن! اۍمظلـوم‌کربلا! ای شفیـع‌ لبیک گویان! ندای هل‌ من‌ ناصرت را من‌ نیـز لبیک گفتم [به خواست‌ او] شفاعتم‌ کن‌ و مگـذار در ایـن‌ گـرداب‌ هـلاکت هـلاک گـردم‌ . . . ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
•[ ]• 🌹~حوزه علمیه~🌹 سالهای آخر قبل از انقلاب بود، ابراهیم هم بازار می‌رفت هم حوزه حاج آقا مجتهدی. تقریبا کسی نمیدانست ولی رفتار و اخلاق او عوض شده بود. رفیقش او را در حوزه دیده بود. شب به او می‌گوید: آقا ابرام طلبه شدی؟ ابراهیم می‌گوید حیف است آدم عمرش را فقط صرف خوردن و خوابیدن کند و دنبال علم نرود. او میدانست خدای خوبش دستور مهمی در این زمینه داده. اینکه از هر طایفه و گروه، حداقل یک نفر برود و علم دین را کسب کند و به دیگران منتقل کند. «...چرا از هر گروهی از آنان، طایفه ای (سفر و) کوچ نمیکند که در دین (و معارف و احکام اسلام مسلط شوند و) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آن ها را (آگاه کرده و) بیم دهند؟! شاید بترسند و خودداری کنند!» [توبه،122] ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
مۍگفت ؛🌱 اگر انسان سرش را به سمت آسمان بالا بیاورد و کارهایش را فقط برای رضای خدا انجام دهد، مطمئن باش زندگیش عوض می‌شود و تازه معنی زندگی کردن را می‌فهمد. ─┅═༅𖣔🍁𖣔༅═┅─  ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝ ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎─┅═༅𖣔🍁𖣔༅═┅─