نـظــࢪےڪن
بـہدلمــ
حـــالدلمـــ💔
خـــوبشــود
حــآلو
احـــوآل
ࢪفیقـت
بــہخٌـــدآ
جـــآلبنـیسـت...😔🥀
❤❤❤❤
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
☑️اگر هیچوقت نپری تو آب،
هیچوقت هم شنا کردن یاد نمی گیری!
✔️جرأت کن
✔️ریسک کن
✔️شجاعت داشته باش
✔️به اهدافت متعهد باش.
👈موفقیت مانند سایه به دنبال "پشتکار" است.
#ايمان
داشته باش
#باور كن میشه
🌑حتی تاریک ترین شب نیز پایان
خواهد یافت 🌗و خورشید خواهد درخشید ...🌕
اگر راهتو روشن ببينى
و براى رسيدن به اون نور و روشنايى تلاش كنى
💫💫💫💫
رفیق برا شهادت باید تلاش کنیم
❤️❤️❤️❤️❤️❤️
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
#شهیدان ♥️
✍ : حاج حسین یکتا : شهیدان چشم به راهند تا ما سر به راه شویم
و از راهی ڪه رفتهاند برویم و رو به راه شویم
این چشمها
چشمههای نورند
چشم انتظار جوشش ما برای پیوستن به لشگریان ظهور
چشمهای پاڪی ڪه
چشم از حرام بستهاند و در حرم یار چشم گشودهاند
چشمهایی ڪه
بازماندگان را ندا میدهند ڪه نه خوفی هست و نه حزنی
از شیطان نهراسید و در ابتلائات غم به دل راه ندهید
فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
❤️❤️❤️❤️
@ebrahimh
❤️❤️❤️❤️❤️
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
کانال شهیدابراهيم هادی ❤️رفیق شهیدم❤️
【-ڪاش ... خنثیڪردنِنفسراهم ، یادمــــانمےدادیـد🥀 مےگوینــــد : آنجاڪھنفسمغلوبباشد عاشــــق
『منزلوصلپسازردشدنازخویشتناست
وصلاگࢪمیطلبےرویخودتپابگذار』
@ebrahimh
❤️❤️❤️❤️❤️
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
خدایا مرا به خاطر گناهانے
ڪه در طول روز
با هزاران قدرت عقـل
توجیهشان مےڪنم ببخش!
+🌿شهیدچَمران』
@ebrahimh
❤❤❤❤
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
یه موتور گازی داشت که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و قارقارقارقار باش میومد مدرسه و برمیگشت .
یه روز عصر که پشت همین موتور نشسته بود و میرفت ، رسید به چراغ قرمز .
ترمز زد و ایستاد .
یه نگاه به دور و برش کرد و موتور رو زد رو جک و رفت بالای موتور و فریاد زد :
الله اکبر و الله اکــــبر ...
نه وقت اذان ظهر بود نه اذان مغرب .
اشهد ان لا اله الا الله ...
هرکی آقا مجید و نمیشناخت غش غش میخندید و متلک مینداخت و هرکیم میشناخت مات و مبهوت نگاهش میکرد که این مجید
چش شُدِه ؟!
قاطی کرده چرا ؟ !
خلاصه چراغ سبز شد و ماشینا راه افتادن و رفتن و آشناها اومدن سراغ مجید که آقااا مجید ؟ چطور شد یهو ؟ حالتون خوب بود که !
مجید یه نگاهی به رفقاش انداخت و گفت :
"مگه متوجه نشدید ؟
پشت چراغ قرمز یه ماشین عروس بود که عروس توش بی حجاب نشسته بود و آدمای دورش نگاهش میکردن .
من دیدم تو روز روشن جلو چشم امام زمان داره گناه میشه . به خودم گفتم چکار کنم که اینا حواسشون از اون خانوم پرت شه . دیدم این بهترین کاره !"
همین!
"برگی از خاطرات
*🌷شهید مجید زین الدین🌷*
@ebrahimh
❤️❤️❤️❤️