🌈 #قسمت_صد_وسیوسوم
🌈 #هرچی_تو_بخوای
داشتم به وحید نگاه میکردم...
دلم خیلی براش تنگ شده بود.یازده ماه بود که از کار جدید وحید میگذشت.تو این یازده ماه،وحید رو اونقدر کم دیده بودم که دلم برای تماشا کردنش هم خیلی تنگ شده بود.☺️💓
فرداش وحید گفت:
_آماده بشین بریم بیرون.
همه آماده شدیم.رفت خونه آقاجون.به من گفت:
_تو ماشین باش،الان میام.
بچه ها رو برد تو خونه.بعد اومد.ناراحت بود و حرفی نمیزد.رفت امامزاده.یه جایی،تو صحن امامزاده نشستیم.گفت:
_زهرا،از ازدواج با من پشیمونی؟😊
گفتم:
_نه.😇
-تمام مدتی که دنبالت میگشتم،اون موقعی که اومدم خاستگاریت،اون مدتی که منتظرت بودم همیشه دلم میخواست کنار من خوشبخت باشی.☝️هیچ وقت دلم نمیخواست اذیتت کنم،آزارت بدم دم یا تنهات بذارم ولی عملا همه ی این کارها رو کردم..😒چند وقته هرچی فکر میکنم، میبینم روزهای تنهایی و نگرانی تو خیلی بیشتر از روزهای باهم بودنمون بوده.. زهرا من اگه یک درصد هم احتمال میدادم زندگیت با من اینجوری میشه هیچ وقت بهت پیشنهاد ازدواج نمیدادم.😔
-وحید،من خیلی دوست دارم..من از زندگیم راضیم..☺️کنار شما خوشبختم.. اگه به گذشته برگردیم بازهم باهات ازدواج میکنم.😍
-...کارم خیلی سخت شده ولی اصلا تمرکز ندارم.😒همش فکرم پیش تو و بچه هاست.چند بار بخاطر حواس پرتی نزدیک بود،جان نیرو هام رو به خطر بندازم.😔خیلی تو فشارم.نه به کارم میرسم،نه به زندگیم.درسته هیچ وقت گله نمیکنی، غر نمیزنی،شکایت نمیکنی.. درسته که در دیزی بازه ولی این گربه حیا سرش میشه.😒
از حرفش خنده م گرفت.😁گفتم:
_قبلا دو بار بهت تذکر دادم درمورد همسرمن درست صحبت کن.یه کاری نکن عصبانی بشم که کاراته بازی میکنم ها.😆👊
لبخند زد ولی خیلی زود لبخندش تموم شد.
-زهرا،من شرمنده م.نمیدونم باید چکار کنم.😓
-ولی من میدونم...وحید سابق نباش.😌
سؤالی نگاهم کرد.گفتم:
_قبلا وقتی از سرکار میومدی خونه،فقط به ما فکر میکردی،وقتی میرفتی سرکار به کارت فکر میکردی.اما الان مسئولیت آدم های دیگه رو هم داری.پس مجبوری همیشه به اونا فکر کنی حتی وقتی خونه هستی...وحید،من انتظار ندارم که همیشه کنارم باشی ولی ازت میخوام از اینکه کنارت هستم ناراحت نباشی.😊همه ی دلخوشی من اینه که #توسختی_ها کنارت باشم.من میخوام باعث #آرامشت باشم نه عذاب وجدانت.من از اینکه ناراحت باشی،کار سختی داری یا زخمی میشی ناراحت نمیشم.اتفاقا وقتی تو همچین مواقعی بتونم بهت آرامش بدم احساس #مفید بودن میکنم.من وقتی کنارت احساس مفید بودن کنم، خوشبختم.😊
تمام مدت وحید به زمین نگاه میکرد ولی بادقت به حرفهای من گوش میداد. حرفهام تموم شده بود ولی وحید هنوز فکر میکرد.مدتی گذشت.
-وحید😍
منتظر بودم به من نگاه کنه.بدون اینکه به من نگاه کنه لبخند زد و گفت:
_منم خیلی دوست دارم..خیلی.
بعد به من نگاه کرد.هر دو مون لبخند زدیم.☺️☺️
رفتیم ناهار جگر خوردیم؛دو تایی.😋😋بعد رفتیم دنبال بچه ها.
از اون روز به بعد وحید تقریبا هر شب میومد خونه.دیر میومد ولی میومد. وقتی هم که میومد گاهی با تلفن صحبت میکرد.میگفت یکی از نیرو هام مأموریته کار واجبی براش پیش میاد،لازمه باهام مشورت کنه.حتی موقع خواب هم گوشیش دم دستش بود...
یه روز تعطیل رفتیم پیک نیک...🌴🌳
وحید داشت وسایل رو از صندوق عقب ماشین درمیاورد.منم کنار ماشین مراقب بچه ها بودم...
جوانی به ما نزدیک میشد.همسرش دورتر ایستاده بود.احتمال دادم برای کمک به وحید داره میاد.وحید سرش تو صندوق عقب بود.جوان کنارش ایستاد و احترام نظامی گذاشت و بلند گفت:
_سلام قربان.😊✋
وحید جا خورد،خواست بلند بشه سرش محکم خورد به در صندوق عقب.😣من به سختی جلوی خنده مو گرفته بودم.🙊 جوان بیچاره خیلی ترسید.گفت:
_جناب سرهنگ،چی شد؟😨
وحید سرشو از صندوق عقب آورد بیرون.خنده شو جمع کرد،🙊😠خیلی جدی گفت:
_رسولی دو هفته میری مرخصی تا نبینمت.فهمیدی؟😠
جوان که اسمش رسولی بود خیلی ترسید.گفت:
_قربان ببخشید من...😰
وحید پرید وسط حرفش و گفت:
_اگه یکبار دیگه بگی قربان من میدونم و تو.😠
من حسابی خنده م گرفت.آقای رسولی هم حسابی ترسید و نگران شد.گفت:
_جناب سرهنگ میخواستم...😢😰
دوباره وحید پرید وسط حرفش و محکم گفت:
_رسولی،یک ماه میری مرخصی.😠☝️
وحید با همکاراش طوری رفتار میکرد و از عشق به کار میگفت که برای همه شون مرخصی تنبیه بود.✌️
طفلکی آقای رسولی...
ادامه دارد...
📚 نویسنده : بانو مهدییار منتظرقائم
رفیق شهیدم ابراهیم هادی 🌹
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
هدایت شده از ❤️کانال شهید مصطفی صدرزاده❤️
🖤🖤🖤🖤🖤🖤
👧🏻 فـردا... صبح زود...زود...زود بیاد... 😔😭
👧🏻 😭😭😭😭😭
🧕🏻گـریـہ نڪن...عزیزم
👧🏻 مـن...
نمیتونم...
شـب بـخـوابـم...😭
🧕🏻چـرا...؟؟
🧕🏻چرا نمیتونی شب بخوابی؟
👧🏻 چون دلـم براے بابا تنگ میشہ😔
👧🏻 همش میگـہ زود میام بعد دیر میاد...😭
🧔🏻سـلام....
دختر گل...👧🏻
نفس...❤️
جیگـره...❤️
عزیز بابایی
🦋🦋🦋
🧔🏻بابا واقعا دلم برات تنگ شده بود ڪی میشہ بیاے ؟؟
مـن..
+هرچه پای روضه ها اشک ریختیم؛
آن ها لمسش کردند....
دخترکانِ شهدا دلتنگی را از عمقِ وجود فهمیدند......
"سالروز شهادتِ نازدانه ارباب(ع)"
🗓️ 1400/6/21
@shahid__mostafa_sadrzadeh1
@rafiq_shahidam96
🖤🖤🖤🖤🖤
#شهید_مصطفی_صدرزاده #شهیدمدافع_حرم #شهید_حسین_معز_غلامی #شهید_بیضائی #شهید_عباس_دانشگر #دختر #دخترا_بابایین #حضرت_ام_البنین #حضرت_زهرا #حضرت_رقية #حضرت_زینب #شام #شهادت #مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی #فرهنگی_مجازی_هادی_دلها #خرابه_شام #داداش_مصطفی❤️ #رفیق_شهیدم #شهید_ابراهیم_هادی #شهیدان_مدافع_حرم #شهید_بابک_نوری #شهید_احمد_مشلب #شهید_مهدی_زین_الدین #مهدویت #جمکران #امام_زمان_عج #مسجد_جمکران #شهادت_حضرت_رقیه #سیدجوادذاکر #اربعین
https://www.instagram.com/p/CTuqsasoiA2/?utm_medium=share_sheet
شاید اگه تو هنوز بودی
اربعین کربلامون قطعی میشد.
🌷خواهر عزیزم🌷
هرگاه خواستی از پوشش فاطمی ، خارج شوی و لباس اجنبی را بپوشی به یاد آور که اشک امام زمانت را جاری میکنی و به خونهای پاکی که ریخته شده برای حفظ این ارزش ، خیانت میکنی..
به یادآر که با این عملا ، غرب را در تهاجم فرهنگیش یاری میکنی و فساد را منتشر میکنی و توجه جوانانی را که صبح و شب سعی کرده است تا نگاهش را حفظ کند ، جلب میکنی.
به یاد آر حجابی که بر تو واجب شده
تا تو را در حصن نجابت فاطمی حفظ کند را از بین بردهای
دوست من ،هدف اسلام از زندگی ،چیزی جز رسیدن به کمال و سعادت دنیوی واخروی نبوده و بر همین اساس است که یکی از فرامین مهم این دین مبین توجه به فلسفه حجاب و عفاف برای در امان ماندن از گناه و لغزش است.درحالیکه
امروزه دنیای غرب جایگاه زن را در حد کالا تنزل داده و آن را متاعی برای لذت مردان و ترویج شهوات میداند و کرامت مادری و انسانی او به غارت برده است.
🌹شهید علاءحسننجمه🌹
#محرم
#پروفایل_محرم
#پروفایل
#واکسن
#رئیسی
#پروفایل_شهدایی
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
❤️❤️❤️❤️
@rafiq_shahidam96
🌹🌹🌹
@rafiq_shahidam
❤️❤️❤️❤️
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
«بارگاه سه ساله» و دلى سوخته ...
مگر رهايت مىكند کابوسهای شبانهی شعله، عطش و گهواره؟! ...
«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنا رُقَیَّهَ»
📸 عکسنوشت: شهيدان مرتضى عطايى (ابوعلى) و سجاد عفتى، حرم مطهر حضرت رقيه (عليهاالسلام)
🕊🕊🕊
#محرم
#پروفایل_محرم
#پروفایل
#واکسن
#رئیسی
#پروفایل_شهدایی
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
❤️❤️❤️❤️
@rafiq_shahidam96
🌹🌹🌹
@rafiq_shahidam
❤️❤️❤️❤️
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
روضه روز بیستم و پنجم
🗓روز شمار چله جهانى استغاثه فرج
📕چهل روز قرائت زیارت عاشورا
🚩از عاشورا تا اربعین
روضه خستگی
روضه خوان: حاج محمد نوروزی
از عاشورا تا اربعین🚩
به عشق حسین❤ ؛ به سوی مهدی💚
به نیابت از قمرالعشیرة ابالفضل العباس علیه السلام
▫️یک صلوات به نیت تعجیل در فرج امام زمان (عج) بفرستین🌱
*لطفا امشب به نیت شفای همه بیماران خصوصا بیماری که براشون التماس دعا گفتن حمد شفا بخوانیم🤲*
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
🖤🖤🖤🖤
@rafiq_shahidam96
🥀🥀🥀🥀
@rafiq_shahidam
🖤🖤🖤🖤
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
سه ساله کودک و این اوج عزّت؟
مدال مرحبا دارد رقیه