eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی(علمدار کمیل)
1.4هزار دنبال‌کننده
14هزار عکس
8.7هزار ویدیو
88 فایل
🌻مشڪݪ ڪارهاے ما اینست ڪہ بـراے رضاے همہ ڪار میڪنم اݪا رضاے خدا . @rafiq_shahidam #شهید_ابراهیم_هادی #رفیق_شهیدم ارتباط با خادم کانال 👇👇 @Zsh313
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹بســــــــــم الله الرحــمن الرحیـــــــم🌹 🌺 فردا روز جمعه است برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان عج 🎁هدیه به روح مطهر امام ره و شهدا سلامتی رهبر عزیزمون و هدیه به تمامی شهدا و شهدای گمنام حاجت روایی عزیزان و هدیه به تمامی اموات عالم و پدران و مادران شهدا و اموات کانال و هدیه به روح پدر بزرگوارم و به نیت ازدواج جوانان و فرزند دار شدن پدر و مادر ها 🍀 هدیه به امام حسین ع و شهدای کربلا و امام حسن ع و سالگرد شهادت شهیدانی که در این ماه به شهادت رسیدند. 🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻 🕊سالروز شهادت شهید مدافع حرم‌امیرالمؤمنین داود اسماعیلی محل شهادت نجف اشرف در مبارزه با نیروهای آمریکایی متجاوز سرلشکر شهید خلبان حسین لشگری شهید مدافع حرم سجاد باوی شهید مدافع حرم حسین دارابی 🌻🍀🌻🍀🌻🍀🌻🍀 مهلت قرائت تا جمعه هفته آینده. 🌼🍀🌼🍀🌼🍀 برای گرفتن جز مورد نظر به آیدی خادم کانال پیام بدهید . 👇👇👇👇👇 @Zsh313 ﷽📖جزء۱ ﷽📖جزء۲. ﷽📖جزء3. ﷽📖جزء4. ﷽📖جزء5⇦ ﷽📖جزء6. ﷽📖جز7 ﷽📖جزء8⇦ ﷽📖جزء9⇦ ﷽📖جزء10⇦ ﷽📖جزء11 ✅ ﷽📖جزء12 ✅ ﷽📖جزء13 ✅ ﷽📖جزء14✅ ﷽📖جزء15 ✅ ﷽📖جزء16⇦ ✅ ﷽📖جزء17. ✅ ﷽📖جزء18⇦ ✅ ﷽📖جزء19✅ ﷽📖جزء20 ✅ ﷽📖جزء21 ﷽📖جزء22⇦ ﷽📖جزء23⇦🌼 ﷽📖جزء24⇦ ﷽📖جزء25 ﷽📖جزء26 ﷽📖جزء27⇦ ﷽📖جزء28⇦ ﷽📖جزء29⇦ ﷽📖جزء30 اجر همه شما بزرگواران با حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام جهت اطلاع از جزء های باقي مانده به کانال شهید بقایی مراجعه کنید 👇👇👇👇 @farmandemajid ⤵️⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/2782331172C961681c03d
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مزار یاد بود شهید گمنام ابراهیم هادی
🌼هدیه سوره قدر در شب جمعه به امام زمان🌼 🔵 آیت الله سید علی قاضی (ره): 🔴 شب جمعه صد مرتبه سوره قدر را بخوانید و به امام زمان علیه السلام هدیه کنید.که این عمل در صفا و جلاء دادن قلب اثر بسیار زیادی دارد. @rafiq_shahidam
▪️امام صادق علیه السلام: 🔺أَنَّ زَائِرَهُ لَیَخْرُجُ مِنْ رَحْلِهِ فَمَا یَقَعُ فَیْئُهُ عَلَی شَیْ‏ءٍ إِلَّا دَعَا لَهُ، فَإِذَا وَقَعَتِ الشَّمْسُ عَلَیْهِ، أَکَلَتْ ذُنُوبَهُ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَب‏ وَ مَا تُبْقِی الشَّمْسُ عَلَیْهِ مِنْ‏ ذُنُوبِهِ شَیْئاً، فَیَنْصَرِفُ وَ مَا عَلَیْهِ ذَنْب‏ 🔺زائرِ حسین(ع) وقتی به قصد زیارت از خانه‏‌اش خارج می‌شود، سایه‏‌اش بر چیزی نمی‌افتد، مگر اینکه آن چیز برایش دعا می‌کند و هنگامی که بر او بتابد، گناهانش را از بین می‌برد، همان‌طور که آتش هیزم را از بین می‌برد. کامل الزیارات، صفحه ۲۷۹
.حاج آقای ‍ قرائتی فرمود: پدرم در سال چهل از دنیا رفت و من شش ماه بعد از وفاتش بدنیا آمدم ، در شش سالگی که کمی خواندن و نوشتن آموختم تازه فهمیدم که آن شعری که پدرم وصیت کرده بود تا بر سنگ قبرش بنویسند مفهومش چیست ( در بزم غم حسین، مرا یاد کنید ) بعدها و در جوانی همیشه کنجکاو بودم که آیا پدرم حقیقتا حسینی بوده ؟؟ روزی در سن حدودا بیست سالگی در کوچه میرفتم که مردی حدودا پنجاه ساله که نامش حسین بود و فهمیده بود من پسر حاج عباسعلی هستم ناگهان مرا در آغوش گرفت و سر بر شانه ام گذاشت و گریست و گریست !!! وقتی آرام شد  راز گریستن خودش را برای من  اینگونه تعریف کرد : در جوانی چند روز مانده به ازدواجم  گرچه آهی در بساط نداشتم ولی دلم را به دریا زدم و با نامزد و مادر زنم به مغازه زرگری پدرت رفتیم و یواشکی به پدرت ندا دادم که پولم کم است لطفا سرویسی ارزان و کم وزن به نامزدم نشون بده طوری که مادر زن و همسرم متوجه نشوند از قضا نامزدم سرویس زیبا و‌ بسیار گرانی را انتخاب کرد ، من که همینطور هاج و واج مانده بودم که چکار بکنم ناگهان  پدرت گفت : حسین آقا قربان اسمت ، با احتساب این سرویس طلایی که نامزدت برداشت  الباقی بدهی من به شما از بابت اجرت بنایی که در خانه مان کردی صد تومان است و سپس (به پول آن زمان ) صد تومان هم از دخل در آورد و به من داد من همینطور هاج و واج پدرت را نگاه میکردم و در دلم به خودم میگفتم کدوم بدهی؟ کدوم بنایی ؟ من طلبی از حاجی ندارم !! بالاخره  پدرت پول طلا را نگرفت که هیچ ، بلکه صد تومان خرج عروسی ام را هم داد و مرا آبرومندانه راهی کرد گذشت و گذشت تا اینکه بعد از مدتها شنیدم حاجی عباسعلی در سن چهل و یک سالگی پس از آمدن از سفر کربلا از دنیا رفته آمدم خانه خیلی گریه کردم و برای اولین بار به زنم راز خرید طلای عروسیمان را تعریف کردم وقتی همسرم شنید که حاجی طلاها را در موقع ازدواجمان مجانی به او داده  زد زیر گریه و آنقدر ناله کرد که از حال رفت وقتی زنم آرام شد از او پرسیدم تو چرا اینقدر گریه میکنی و همسرم با هق هق اینگونه جواب داد : آنروز بعد از خرید طلا  چون چادر مادرم وصله دار بود حاجی فهمید که ما هم فقیریم ، شاگردش را به دنبال ما فرستاد تا خانه ما را یاد گرفت و چون شب شد دیدیم حاجی به در خانه ما آمده و در میزند ، من و مادرم رفتیم و در را باز کردیم و حاجی بی آنکه به ما نگاه کند که مبادا ما خجالت بکشیم پولی در پاکت به مادرم داد و گفت خرج جهاز دخترتان است حواله ی آقا  امام حسین  علیه السلام  است ، لطفا به دامادتان نگویید که من دادم !! تا همسرم این ماجرا را تعریف کرد باز هر دو به گریه زار زدیم که خدایا این مرد چه رفتار زیبایی با ما کرده ، بگونه ای که آنروز  پول طلا و خرج عروسی مرا طوری داد که  زنم نفهمید و خرج جهاز زنم را طوری داد که من نفهمیدم !!! وقتی این ماجرا را در سن بیست سالگی از زبان حسین آقای کهنه داماد شنیدم فهمیدم که پدرم همانگونه که در عزای امام حسین علیه السلام بر سر می زده  دست نوازش بر سر یتیمان هم می کشیده ، همانگونه که در عزاء  بر سینه میزده مرهمی به سینه درد مندان هم بوده ، و همانگونه که برای عاشورا سفره نذری مینداخته  هرگز دستش به مال مردم آلوده نبوده و یک حسینی حسینی راستین بوده است  ..... اللهم ارزقنا توفيق خدمة الحسين عليه السلام في الدنيا و الآخره اگر لذت بردید به اشتراک بگذاريد!🌷🌷🌷🌷🌷🌷با ذکرصلواتی هدیه به خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها🍃🌸🍃╯
┊ ┊ ┊ ┊ ┊ ┊ ┊ ☘ ┊ ┊ ☘ ┊ ☘ ☘ ⊰ به ماه نگاه کن، خیلی شبیه توئه با اینکه ظلمات تاریکی احاطه‌اش کرده اما هنوز داره میدرخشه نوری که خدا به واسطه‌ی خورشید بهش بخشیده و این چنین دلربایی میکنه✨ ⇦مثل تو که وقتی تو ظلمات گناه داری غرق میشی، اما خداوند اهل بیت رو به دنیات میبخشه تا نور وجودت رو بگیره و روشنی راهت بشن ツ
6.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من طبق عادت کوله بار خویش را بستم از این به بعد ماجرای این سفر با تو تا 💔🥀 🌷