7.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمی خوای بیای هوامونو داشته باشی
دخترامون دارن از ناامنی میترسن
حاج قاسم جات خیلی خالیهههههه😭
@rafiq_shahidam
وَقتۍبـٰاچادُر
شَـبیہِمٰـادرِسـآدٰاتمیشَـو؎
نـیٰاز؎بِہتَعریِـفاَزآننِـیست ..
دُختَرهَمیـشہنِگاهَـش
مَعطـوفِبِہمادَراسـت😌
📘⃟🖇¦◖↫ #حجاب
@rafiq_shahidam
📸 شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند...
💔همه دلتنگ سرداریم...
#لبیک_یا_خامنه_ای #ایران #حجاب
#شاهچراغ #ایران_تسلیت #سپاه
#شیراز_تسلیت
@rafiq_shahidam
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
📣 به اطلاع میرساند حسب نظر و درخواست خانواده مکرم شهید عزیز آرمان علی وردی مراسم وداع، تشییع و خاکسپاری پیکر مطهر شهید به شرح ذیل انجام میگیرد:
🏴 مراسم وداع با پیکر مطهر شهید مدافع دین و امنیت آرمان علی وردی
🔰سخنران:استاد میرهاشم حسینی
⏰زمان: شنبه ۷ آبان/از اذان مغرب و عشاء
🕌مکان: حوزه علمیه آیتالله مجتهدی (ره)
◼️ مراسم تشییع پیکر مطهر
⏰زمان: یکشنبه ۸ آبان/ همزمان با نماز ظهر
🕌مکان: مسجد امام علی علیه السلام شهران
#شهادتت_مبارک
@rafiq_shahidam
10.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫هم اکنون حضور پر شور مردم نیشابور در محلی که اغتشاشگران امروز فراخوان آشوب داده بودند
✅قابل توجه مومنان در سراسر ایران اسلامی که بهترین راه برای تار و مار کردن اغتشاشگران و حرامیان بدتر از داعشی، همین حضور میدانی بصورت همگانی میباشد.
مارا در فضای مجازی دنبال کنید
⤵️⤵️⤵️⤵️
@rafiq_shahidam
❤️ روایتی از مردی که فرزندش مقابل چشمانش شهید شد:
♦️بخش کودکان بود، وارد اتاق شدم، این مرد رو دیدم، تعجب کردم. از روبالشتی زیر سرش هم مشخصه. روی تخت بغلی هم بچه سه سالهای دراز کشیده بود (علم غیب ندارم، پدرش گفت) بچه همین آقایی بود که اینجا با تیر تو بدن و وضعیت روانی نامطلوب، حتی از خالی شدن اتاق هم ترس داشت. ماجراش رو، مثل قبلیها، بی کم و کاست از زبون خودش مینویسم:
♦️« موقع اذان مغرب بود، دور ضریح خلوتتر از باقی اوقات، فرصت مناسب بود برای عکس گرفتن. از سیرجون اومدیم با خونواده، بچهها رو جلو ضریح گذاشتم، گفتم دستتون رو بذارید رو پنجرههای ضریح آقا، به گوشی نگاه کنید من عکس بگیرم. داشتم آماده میشدم که ازشون عکس بگیرم، یکدفعه صدای جیغ و داد همهجا رو برداشت. فقط جیغ و اینکه میشنیدم فرار کنید. گیج شدم، نمیدونستم چیشده تا اینکه صدای تیراندازی نزدیکتر شد. بچه بزرگم ۸ سالش بود، دستشو گرفتم و این کوچیکه رو هم بغل کردم دویدیم. رفتیم پشت یکی از این کولرگازیهای ایستاده، پناه بگیریم. بچهها رو خوابوندم زمین و خودمو انداختم روشون که تیر نخورن. اون نامرد ما رو دید و شروع کرد تیراندازی، هی داد میزدم نزن بچهست، نزن، ولی کارشو کرد. پسر بزرگم یک لحظه سرشو از زیر بدن من اورد بالا ببینه چیشده که تیر خورد بهش و ...»
♦️بعد از گریه مفصلش گفت زنش رو هم از دست داد و حالا خودش مونده و این بچه سه سالهش که هردو مجروحن. پسرش حرف نمیزد، ترس و تنهایی همه وجودش رو گرفته بود. پرسیدم تونستی آخرین عکس رو از پسرت بگیری یا نه که بغض هردومون ترکید.
@rafiq_shahidam