eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی(علمدار کمیل)
1.4هزار دنبال‌کننده
14هزار عکس
8.7هزار ویدیو
88 فایل
🌻مشڪݪ ڪارهاے ما اینست ڪہ بـراے رضاے همہ ڪار میڪنم اݪا رضاے خدا . @rafiq_shahidam #شهید_ابراهیم_هادی #رفیق_شهیدم ارتباط با خادم کانال 👇👇 @Zsh313
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
○°💔 • • ** 🌺شهید ابراهیم هادی مثال قشنگی میزد و می گفت: ** مثل میوه ای است که وقت چیدنش شده. اگه میوه رو نچینی، خراب میشه و مزه اولیه رو نداره. 💐 همیشه سعی کن هایت، در هر شرایطی *اول وقت* باشه. خدا هم تو گرفتاری های زندگی قبل از اینکه حرفی بزنی کارت رو ردیف می کنه. 📚 کتاب خدای خوب ابراهیم، خاطره ۱۰. * 🤲* **🤲🏻 *🌷اللهم ارزقنا شهادت🌷* ╰┄═•🍃🌸🌹🌸🍃•═┄╯ ╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam @rafiq_shahidam 🕊️🕊️🕊️ https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9 ╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پهلوان كسى نيست كه بر مردم چيره شود، بلكه پهلوان كسى است كه بر نفْس خود چيره شود. [تنبيه الخواطر : 2/10.] وقتی مقتدای یک پهلوان(حسن یزدانی) پهلوانی ديگر(سید ابراهیم) شد یعنی راه و مرام پهلوانی هنوز زنده است کاش شاهد باشیم،همه مثل پهلوان حسن یزدانی هوای فرزندان شهدا را داشته باشند. در پناه قهرمان کربلا ابالفضل العباس علیه السلام محفوظ و پایدار باشید @hasan__yazdaniiii_73 @hasan_yazdani73 @shahid__mostafa_sadrzadeh1 @shahid__mostafa_sadrzadeh2 1400/10/10 https://www.instagram.com/p/CYJjGqgh1QK/?utm_medium=share_sheet
🅾امام صادق(ع): مهدی بین مردم رفت و آمد می کند، در بازارهای ایشان راه می رود، و روی فرشهای آنان قدم میگذارد.. ولی او را نمی شناسند…😔 یَتَرَدَّدُ بَینَهُم وَ یَمشی فی اَسواقِهِم وَیَطَا فُرُشَهُم وَلایَعرِفُونَهُ ╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam @rafiq_shahidam 🕊️🕊️🕊️ https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9 ╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
رفته بودند جنوب، توی فکه، یکی از رفقایش مداحی‌ می کرد و روضه میخواند..! یکدفعه روح الله بلند شد و گفت: سید، رسیدی به گوشواره... از رقیه بخون از بیابون های داغ، پای برهنه، دست های سنگین دشمن... میگفت و بلندبلند گریه می‌کرد از خود بی‌خود شده‌بود...! همه با دیدن حالِ روح الله به گریه افتادند عاشق حضرت رقیه سلام الله بود! همین که شنیده بود تکفیری ها تا حرم حضرت رقیه سلام الله رسیده بودند، دیوانه می شد..! حتی نمی توانست غذا بخورد میگفت: من نباید الان اینجا باشم و اون حرومی ها برسند نزدیک حرم حضرت رقیه...! شهید روح الله قربانی🌷 ╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam @rafiq_shahidam 🕊️🕊️🕊️ https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9 ╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
گفتگو با راننده ی حاج قاسم در بدون تعارف شبکه ی ۲ هم اکنون 👆👆👆👆
♥️ پهلوون یعنی حسن یزدانی و امیر حسین زارع که داخل میدون نمیذارن رقیب خاکشون کنه ولی در مقابل فرزند شهید صدرزاده خودشون خاک میشن که دل فرزند شهید را شاد کنن👌👏😍😍 ╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam @rafiq_shahidam 🕊️🕊️🕊️ https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9 ╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
🔴اینجا منزل شهید مدافع حرمه که آقای رئیسی در قم رفتن 🔺اونایی که میگفتید؛ مدافعان حرم برای پول میرن سوریه! پس اون پولا چی شد؟ چرا خونه اینا یه خونه معمولی با دیوارای سفید نشده هست؟! ╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam @rafiq_shahidam 🕊️🕊️🕊️ https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9 ╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
.. 🔴 اگر بصیرت مردم ایران در ۹ دی را مردم مدینه پس از شهادت رسول الله داشتند؛ 👈دختر پیامبر سیلی نمی‌خورد و دست جانشینش بسته نمی‌شد... .. ╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam @rafiq_shahidam 🕊️🕊️🕊️ https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9 ╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
✿❀ ﴾﷽﴿ ❀✿ ✿❀رمان ✿❀ ✿❀نیمہ ݐــنہان ماه ۱۵ ✿❀قسمت نتایج دانشگاه که اعلام شد، ایوب بستری بود. خریدم و رفتم بیمارستان. زهرا بچه ها را آورده بود ملاقات. دست همه بود حتی ایوب. خودش گفته بود دیگر برایش کمپوت نبرند. کاکائو بیشتر دوست داشت. روزنامه را از دستم گرفت و دنبال اسمم گشت چند بار اسمم را بلند خواند. انگار باورش نمی شد، هر دکتر و پرستاری که بالای سرش می آمد، روزنامه را به او نشان می داد. با ایوب هم دانشگاهی شدم. او ترم آخر مدیریت دولتی بود و من مدیریت بازرگانی را شروع کردم. روز ثبت نام مسئول امور دانشجویی تا من را دید شناخت: _"خانم غیاثوند؟درست است؟" چشم هایم گرد شد: _"مگر روی پیشانیم نوشته اند؟" _نه خانم، بس که آقای بلندی همه جا از شما حرف می زنند. ... می نشیند می گوید شهلا،... بلند می شود می گوید شهلا ... من هم کنجکاو شدم.... اسمتان را که توی لیست دیدم، با عکس پرونده تطبیق دادم.... خیلی دوست داشتم ببینم این خانم «شهلا غیاثوند» کیست که آقای بلندی این طور از او تعریف می کند. کلاس که تمام شد ایوب را دم در دیدم، منتظر ایستاده بودم برایم دست تکان داد. اخم کردم: _"باز هم آمده ای از وضع درسیم بپرسی؟ مگر من بچه دبستانی ام که هر روز می آیی در کلاسم و با استادم حرف می زنی؟؟" خندید: _"حالا بیا و خوبی کن، کدام مردی آنقدر به فکر عیالش است که من هستم؟ خب دوست دارم ببینم چطور درس میخوانی؟ استاد ایوب را دید و به هم سلام کردند. از خجالت سرخ شدم. خیلی از استادهایم استاد ایوب بودند، از حال و روزش خبر داشتند. می دانستند ایوب یک روز خوب است و چند روز خوب نیست. وقتی نامه می آمد برای استاد که: _"به خانم بلندی بگویید همسرشان را بردند بیمارستان" می گذاشتند ، کلاس را ترک کنم به روایت همسر شهید بلندی شهلا غیاثوند