eitaa logo
خط رهبری
3.7هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
3.7هزار ویدیو
148 فایل
🔰«خط رهبری»: صفحه ویژه تولیدات مربوط به رهبر انقلاب در خبرگزاری #فارس ✔️ تبیینِ شخصیت، مواضع، مطالبات و نظام فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
خط رهبری
🔰 | ایران چگونه قدرت منطقه‌ای شد؟ ✍️ محیا سادات محمدی 🔸 جیمی کارتر، در خاطراتش میگوید: "شاید شاه دیکتاتور بود، اما دیکتاتورِ ما بود" 🔹 مقایسه ایرانِ پیش از انقلاب اسلامی با ایرانِ پس از آن، داستان تغییر جایگاه است؛ عبور از موقعیت پیمانکاری آمریکا به وضعیت کنشگری در نظم منطقه. * چیزی فراتر از وابستگی 🔸 محمدرضا پهلوی در ذهنیت راهبردی واشنگتن، هرگز یک متحد به معنای واقعی کلمه نبود؛ او ژاندارم بود به معنای تفویض مسئولیت حفظ نظم منطقه‌ای تا واشنگتن با هزینه کمتر، ژئوپلیتیک دلخواه خود را تثبیت کند. 🔹 اما فاجعه آنجا بود که این ژاندارم برای بقای خود، نه بر توان داخلی که بر دستگاه اطلاعاتی-امنیتی تکیه داشت که آمریکایی‌ها چیده بودند. 🔸 برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر در گزارش محرمانه‌ای در ۱۹۷۸ به این واقعیت اذعان کرده بود که شاه فاقد پایگاه اجتماعی خودجوش است و قدرتش صرفا برآمده از اراده غرب است. تاییدیه‌ای که پهلوی دوم نیز از خود با تعبیر «دستمال استفاده شده» یاد کرده. * از جعبه‌ابزار واشنگتن تا طراح معادلات منطقه 🔹 انقلاب اسلامی گسست کامل از پارادایم ژاندارمی بود. برای نخستین بار در تاریخ مدرن ایران، قدرت منطقه‌ای نه در تانک‌ها و جنگنده‌های آمریکایی که در مقاومت تعریف شد. 🔸 این دگردیسی به تدریج چهار ویژگی اساسی را در هویت راهبردی ایران نهادینه کرد: 1️⃣ درونزایی: دستگاه محاسباتی قدرت در ایران اسلامی برخلاف پهلوی، بر مبنای خودکفایی عمل می‌کند. 2️⃣ شبکه سازی: برخلاف دکترین نیکسون که ایران را تبدیل به جعبه ابزار آمریکا کرده بود، جمهوری اسلامی در طول چهار دهه گذشته نوعی شبکه مقاومت بومی را در منطقه پرورش داده است. 3️⃣ بازدارنگی: جمهوری اسلامی علیرغم چهار دهه تحریم، به توانمندی بازدارندگی بومی در حوزه موشکی و پهپادی دست یافته که مستشاران آمریکایی در دهه پنجاه حتی تصور آموزش آن به ارتش شاهنشاهی را نداشتند. 4️⃣ قدرت تعیین رفتار: شاید مهم‌ترین تمایز قدرت ایران پس از انقلاب، توانایی «کشاندن جنگ به منطقه» و تعیین رفتار دشمن باشد. فواد حسین، وزیر خارجه عراق در مصاحبه‌ای با المیادین می‌گوید: "ایران امروز در بغداد، دمشق، صنعا و بیروت نه به عنوان یک مأمور، که به عنوان یک متحد حضور دارد." * ایران اسلامی، معمار تحولات بزرگ 🔹 ایران نویسندگی تحولات را جایگزین حضور منفعلانه کرده است. مختصات قدرت منطقه ای ایران پس از انقلاب اسلامی در چهار بعد ارزش افزوده دارد: الف. استقلال راهبردی: امروز هیچ مقام ایرانی برای خرید قطعه یدکی هواپیما به واشنگتن نامه نمی‌نویسد. ب. ظرفیت بازدارندگی مردمی: ارتش پهلوی، ارتشی تشریفاتی بود. اما امروز، مفهوم بسیج به مدلی برای دفاع ملی در جهان اسلام تبدیل شده است. ج. نفوذ نرم در منطقه: هیثم بن طارق، سیسی، پوتین، بن سلمان، اردوغان، بن زاید، علی‌اف و... همگی در محاسبات خود، مواضع ایران را درنظر می‌گیرند. این احترام ناشی از ترس صرف نیست؛ محصول اعتباری است که ایران طی چهار دهه با ایستادگی در برابر طوفان‌ها به دست آورده. د. قدرت وتوی نظم آمریکایی: محوری ترین عنصر قدرت امروز ایران، توانایی وتوی میدانی طرح‌های آمریکا در غرب آسیاست. 🔸 هنری کیسینجر در گفتگویی تاریخی با نشریه فارن افرز گفت: "مشکل آمریکا با ایران این است که ایرانی‌ها یاد گرفته‌اند چگونه بدون ما، بلکه علیه ما، قدرت بسازند" این جمله، عصاره تمام تفاوت‌های این دو دوره است. 🔹 قدرت پهلوی، عاریتی بود و با خروج مستشاران، فرو ریخت. قدرت امروز اما درونزاست. ➕ متن کامل را اینجا بخوانید @rahbari_plus
نسخه استوری
🖼 | از استبداد به حکومت اسلامی و مردمی @rahbari_plus
خط رهبری
🔰 | سرزمینی با دو خورشید! ✍️ زینب نجیب * ۶ میلیون بشکه‌ای که زنگار شد 🔸 دهه ۱۳۵۰ بود. پالایشگاه آبادان نفس‌نفس می‌زد و بشکه‌های نفت چون رودی بی‌پایان، راهی می‌شدند. هر روز، گنجی برابر با شش میلیون بشکه از خاك جنوب می‌رُفت تا «تمدن بزرگ» را بسازد. اما گویی طلای سیاه، افسونی وارونه داشت: ثروتی که می‌بایست ملت را توانگر کند، جامع‌ای دوپاره آفرید. 🔹 پول نفت، در چرخه‌ای بسته می‌چرخید: از چاه‌های خوزستان به حساب‌های بانکی سوئیس و از آنجا، به پروژه‌های عظیم و اغلب نمایشی باز می‌گشت. ➖ جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، نماد این اسراف بود: "به‌دستور شاه در این جشن‌ها ۶۲ چادر در یک محوطه لم‌یزرع برافراشته شد و درون هر کدام را نیز با پرده‌های مخمل بنفش، چلچراغ‌های برنز مطلا و میز سنگ مرمر صورتی، تزیین کردند تا مورد استفاده مدعوین قرار گیرد. برای تأسیسات مورد نظر جشن‌های ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی از یک سال قبل، کاروان کامیون‌ها، وسایل مورد نیاز را به محل برگزاری آن حمل کردند و چون همه سران کشورها به جشن دعوت شده بودند، برای پذیرایی از آن‌ها ۱۶۵ سرآشپز و پیشخدمت و گارسن را مستقیماً‌ از رستوران «ماکسیم» پاریس با هواپیما به ایران آوردند، و ۲۵۰۰ بطری شراب درجه‌یک نیز به فرانسه سفارش دادند که قیمت هر بطری آن سر به یکصد دلار می‌زد." [مینو صمیمی، پشت‌پرده تخت‌طاووس] جالب این‌جاست، در همان دورانی که شاه بین ۶۵۰ تا ۸۰۰ میلیون دلار صرف جشن‌ ۲۵۰۰ساله پادشاهی کرد، ۳۵ درصد از جمعیت ایران دچار سوءتغذیه بودند. ➖ خرید تسلیحات، حلقه دیگر این چرخه بود: ایران به بزرگ‌ترین خریدار سلاح آمریکا تبدیل شد، در حالی که یک بیمارستان مجهز در اکثر شهرها، رویایی دست‌نیافتنی بود. حجم بالای ارز در این دوره می‌توانست فرصتی باشد که دولت با واردات ابزارآلات کشاورزی و تسهیل تولید در کشور، قدرت اقتصادی ایران را افزایش دهد و متعاقب آن با حمایت از زیست‌بوم‌های تولیدی آن زمان که عمدتاً روستا پایه بودند، حجم نابرابری را کاهش دهد و محیط اجتماعی را عادلانه‌تر گرداند. اما به دلیل ترس از حمله‌ی عراق یا با دیدن جنگ اسرائیل با اعراب و همچنین به دلیل علاقه به پورسانتی که در هر معامله نصیبش می‌شد، به شکل جنون‌آمیزی مشغول خرید انواع تسلیحات نظامی از آمریکا بود. بدون اینکه به دنبال ایجاد زیرساخت‌های مناسبی برای تولید سلاح باشد. ➖ فساد ساختاری، رگ‌های این پیکر را فرسوده می‌کرد: بر اساس گزارش‌های نزدیکان دربار مانند حسین فردوست، رانت و اختلاس چنان نظام‌مند بود که بخش بزرگی از درآمدها پیش از رسیدن به خزانه ملی، در شبکه‌ای از اقوام و اطرافیان شاه جذب می‌شد. بر اساس گزارش‌ها، محمدرضا پهلوی و همسرش حدود ۳۵ میلیارد دلار سرمایه شخصی در اختیار داشتند و بین ۳۰ تا ۵۰ درصد سهام بانک‌های خصوصی را به خود اختصاص داده بودند. حسین فردوست در خاطرات خود می‌نویسد تنها عایدات املاک شمال کشور سالانه ۶۲ میلیون تومان بود و شاه در ولخرجی‌های شخصی گاه برای یک شب، یک میلیون تومان هزینه می‌کرد. ➖ سهم بخش کشاورزی از تولید ناخالص ملی از حدود ۳۰٪ در دهه ۴۰، به کمتر از ۱۰٪ در میانه دهه ۵۰ رسید. ➖ مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها، چنان موجی ساخت که تهران در کمتر از دو دهه، جمعیتش سه برابر شد و حلبی‌آبادهای اطرافش، نگارخانه‌ی فقر شدند. ➖ تورم افسارگسیخته ناشی از تزریق درآمدهای نفتی، قدرت خرید قشر متوسط و کارگر را تحلیل برد، در حالی که دلالان و رانت‌خواران ثروت‌های افسانه‌ای انباشتند. * نتیجه، سرزمینی بود با دو خورشید: · خورشید شمال تهران: که بر استخر ویلاها، دانشگاه‌های آمریکایی‌شکل و مراکز خرید لوکس می‌تابید. در اینجا، «تمدن بزرگ»، نمایشی از مد روز اروپا و زندگی اشرافی بود. . و خورشید سوزان کویر و حاشیه شهرها: که بر خانه‌های فرسوده و کوچک، مدارس بی‌امکانات و کپرها می‌تابید. توسعه، ناموزون بود. آسفالت، برق و آب لوله‌کشی، مُهر «شهرنشینی» بود و روستاها از این موهبت محروم: «از لحاظ اجتماعی و وضعیت فقیر و غنی، كشور به شدّت مفلوك بود. هزاران، بلكه دهها هزار روستا در این كشور بود كه برق و آب تصفیه شده و امثال این‌ها را نه دیده بودند، نه امیدش را داشتند! فقط به تهران و چند شهر بزرگ می‌رسیدند؛ آن هم به آن شكلی كه همان روز تهران یكی از كثیف‌ترین و زشت‌ترین پایتختهای دنیا محسوب می‌شد! فقط به خودشان می‌رسیدند؛ هرجا خودشان جا پایی داشتند، آنجا فرودگاه هم بود، وسایل راحتی هم بود؛ اما آنجایی كه مربوط به خودشان نبود، به‌كلّی رها شده بود! شكاف طبقاتی در اعلی درجه‌ی خود بود.» ۱۳۷۸/۰۷/۰۹ @rahbari_plus
🔰 | قالیباف: برداشت از صندوق توسعه ملی با اجازه رهبر معظم انقلاب انجام می شود 🔸 رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به نماینده تهران درباره برداشت از صندوق توسعه ملی، تاکید کرد که این اقدام با نامه درخواست رئیس جمهور به رهبر معظم انقلاب و اجازه ایشان انجام می‌شود. 🔹 وقتی گرفته می‌شود، عین آن مجوز قانون محسوب می‌شود و دولت مکلف است هزینه را در همان محلی که مجوز گرفته است، انجام دهد. @rahbari_plus
🔰 | جمهوری اسلامی چون متکی به مردم است از آمریکا واهمه‌ای ندارد @rahbari_plus
🔰 | بازدارندگی‌ای که از بمب اتم هم کارآمدتر است! ✍ عارفه بنکدارزاده 🔸 ۳۶ میلیون لانچر مجهز به موشک‌های قاره‌پیما و فراقاره‌ای در خیابان‌های اصلی شهرهای ایران به میدان آمده‌اند…" این جمله از بدو ورودم به خیابان آزادی در ذهنم تکرار می‌شد. شعارها مثل از زمین کنده می‌شدند و به آسمان می‌رفتند. مردم آمده بودند تا بازدارنده باشند؛ حضوری که منطق تهدید را نه در پایگاه‌های نظامی، که در کف خیابان بازتعریف می‌کرد. بازدارندگی را سال‌هاست که دیده‌ایم. 🔹 زمانی شکل می‌گیرد که طرف مقابل به این جمع‌بندی برسد که با یک جامعه‌ی زنده طرف است. و مردم هم برای همین آمده بودند. تا در بزنگاه واکنش داشته باشند، صف ببندند و وزن خود را به معادله تحمیل کنند. این همان نقطه است. نقطه‌ای که مردم، بی‌آنکه یونیفورم نظامی پوشیده باشند، وارد معادلات امنیتی شده‌اند. * بازدارندگی مردمی، راهبرد همیشگی جمهوری اسلامی ایران 🔸 در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب، کشور هنوز در حال تثبیت ساختارهای سیاسی و اداری بود. طبیعی بود که بازیگران خارجی و جریان‌های معارض داخلی، این دوره را فرصتی برای آزمون ظرفیت‌های نظام تازه بدانند. ناامنی‌ها، ترورها، شورش‌های مسلحانه و بی‌ثباتی‌های پراکنده، همه بر یک فرض مشترک بنا شده بودند که این جامعه خسته و متزلزل می‌شود. اما آنچه این معادله را به‌تدریج برهم زد، صرفاً تصمیم‌های رسمی یا برخوردهای امنیتی نبود. حضور اجتماعی، و مهم‌تر از همه شکل‌گیری یک احساس جمعی از دفاع از کلیت نظام بود. * جنگ تحمیلی، نقطه‌ی اوج پیوند جامعه و بازدارندگی 🔹 آنچه جنگ را از یک تقابل کلاسیک به یک برای عراق تبدیل کرد، فقط تاکتیک‌های نظامی نبودند. حضور گسترده‌ی مردمی، بسیج نیروهای داوطلب و شکل‌گیری یک اراده‌ی عمومی برای مقاومت بود. * فتنه‌ها و ناآرامی‌ها؛ نبرد بر سر تصویر جامعه 🔸 در دهه‌های بعد نیز الگوی مشابهی تکرار شد؛ هرچند در قالب‌هایی متفاوت. فتنه‌ها و ناآرامی‌های سیاسی با هدف اولیه ایجاد یک تصویر طراحی می‌شوند و سپس قصد تضعیف ظرفیت‌های امنیتی و اجتماعی را دارند. این فرایند از ایجاد شکاف‌های عمیق آغاز می‌شود و به بی‌ثباتی مزمن می‌رسد و در نهایت به می‌انجامد. در این پروژه‌ها خیابان نه صرفاً میدان اعتراض بلکه صحنه‌ی تولید ادراک است. 🔹 هرجا که بخشی از جامعه به‌صورت فعال وارد میدان شده، هزینه‌ی بالا رفته است. بازدارندگی در اینجا یعنی دشمن نمی‌تواند مطمئن باشد که سرمایه‌گذاری بر بی‌ثباتی، به نتیجه‌ی مطلوب خواهد رسید. * ۲۲ بهمن، رویدادی که بیرون از مرزها خوانش دیگری دارد 🔸 در چنین زمینه‌ای، راهپیمایی ۲۲ بهمن صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست. در داخل، آیین یادآوری یک واقعه‌ی تاریخی است اما در بیرون مرزها بیشتر به‌عنوان سنجش دیده می‌شود. رسانه‌ها، تحلیل‌گران و سیاست‌گذاران خارجی سال‌هاست که این رویداد را رصد می‌کنند. 🔹 در سیاست بین‌الملل، هیچ تصویر بزرگی بی‌اثر نیست. حتی لحن‌ صحبت‌های دشمنان نیز می‌توانند بازتاب همین تغییرات ادراکی باشد. وقتی انتظار غالب بر فرسایش اجتماعی بنا شده باشد، مشاهده‌ی نشانه‌های خلاف آن می‌تواند به واکنش‌های تند، عصبی یا دست‌کم تدافعی منجر شود. این نه الزاماً به معنای تغییر سیاست بلکه نشانه‌ی است. * بازدارندگی اجتماعی، همان ضلع کمتر گفته‌شده 🔸 بازدارندگی مؤثر، همیشه است زیرا که جنگ نیز ترکیبی است. توان نظامی، هزینه‌ی اقدام سخت را بالا می‌برد و انسجام اجتماعی دامنه‌ی نااطمینانی را گسترش می‌دهد. کشوری که فقط قدرت سخت داشته باشد، بازدارندگی ناقص دارد. کشوری که فقط انسجام اجتماعی داشته باشد نیز در معرض آسیب است. اما ترکیب این دو، محاسبات را بسیار پیچیده می‌کند. 🔹 حضور مردم در صحنه‌های ملی به ویژه در شرایط فشار خارجی پیامی درباره‌ی ظرفیت تاب‌آوری و ارسال می‌کند. پیامی که مستقیماً بر ادراک تهدید اثر می‌گذارد و محاسبات را تغییر می‌دهد. تا حدی که می‌تواند طرف مقابل را برای امضای تصمیم یک جنگ تمام عیار و شبه جهانی دچار تردید کند. * پیام رهبری، صیانت از معنای یک حضور 🔸 وقتی رهبر معظم انقلاب از این حضور صیانت و بر آن تأکید می‌کنند، در واقع یک کنش اجتماعی را به سطحی راهبردی ارتقا می‌دهند. این نوع موضع‌گیری، هم در داخل اثر تثبیتی دارد و هم در خارج حامل پیام است. پیامی که از انسجام اجتماعی به عنوان یک متغیر فعال سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که حضور مردمی همچنان بخشی از است. شاید مهم‌ترین نکته همین باشد که بازدارندگی فقط در برد موشک‌ها خلاصه نمی‌شود. گاهی در برد تصویرها و در عمق ادراک‌ها شکل می‌گیرد. @rahbari_plus