eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
اسراء 26.mp3
زمان: حجم: 13.96M
🔅🔅🔅 🔹با بیانی جذاب، شنیدنی و زیبا و آسان وساده و کاربردی 🔹فرصت دارید گوش دادن سری این جلسات را از دست ندهید. 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببرید 🔹برای نشر فرهنگ دینی و آشنایی ژرف با آموزه ها ی قرآنی با پیوستن به کانال قرآنی رحیق ما را حمایت کنید. لینک زیر را دنبال فرمائید. 👇👇👇 @rahighemakhtoom
اسراء 27.mp3
زمان: حجم: 15.15M
🔅🔅🔅 🔹با بیانی جذاب، شنیدنی و زیبا و آسان وساده و کاربردی 🔹فرصت دارید گوش دادن سری این جلسات را از دست ندهید. 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببرید 🔹برای نشر فرهنگ دینی و آشنایی ژرف با آموزه ها ی قرآنی با پیوستن به کانال قرآنی رحیق ما را حمایت کنید. لینک زیر را دنبال فرمائید. 👇👇👇 @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 ✔ آشامیدنی ها در قرآن o شرب و مفاهیم آن در لغت ▫ برابر عربی آشامیدنی، «شراب» از مادّه (ش‌ر‌ب) است که در قرآن 11 بار بر انواعی از آشامیدنی‌های دنیا و آخرت اطلاق شده است. واژه شُرب که در مجموع 39 بار به شکل‌های گوناگون در قرآن دیده می‌شود، به معنای خوردن چیزی است که جویده نمی‌شود[۱] و شراب، مایعی است که نوشیده می‌شود.[۲] ▫ از همین ماده است «مشرَب» و جمع آن «مشارِب» به معنای محل آشامیدن یا برداشتنِ آب: «قَد عَلِمَ کُلّ أناس مَشرَبهم» (سوره بقره/2، 60‌؛ سوره اعراف/7، 160) که مترادف با شراب نیز آمده: «وَلهم فیها مَنفِعُ و مَشارِب»؛ و برای آنان در آن‌ها [=چارپایان] سودها و نوشیدنی‌هایی است. (سوره یس/36، 73) شِرب با کسره شین، شکل دیگری از این مادّه به معنای سهمی از آب است:[۳] «لها شِربٌ و لکم شِربُ یَوم معَلوم»؛ برای آن [ناقه] سهمی [از آب] و برای شما سهم روزی معیّن است. (سوره شعراء/26، 155) ▫ باب اِفعال این مادّه نیز فقط یک‌بار برای «محبّت شدید» استعاره آورده شده است. (سوره بقره/2، 93) دیگر واژه قرآنی این موضوع «سقی» از مادّه (س ق ی) به معنای نوشانیدن است که در مجموع 25 بار به شکل‌های گوناگون در قرآن دیده می‌شود:[۴] «و‌سَقهم ربُّهم شَراباً طَهوراً»؛ و پروردگارشان نوشیدنی پاکیزه‌ای به آنان می‌نوشاند. (سوره انسان/76، 21) ▫ باب اِفعال این مادّه به معنای فراهم کردن نوشیدنی است:[۵] «نُسقِیکم‌ مِمّا فی‌ بُطونِه مِن بَینِ فرث و دَم لَبناً خالِصاً»؛ از آن‌چه در شکم‌های آن‌ها است، از میان سرگین و خون، شیری ناب فراهم می‌کنیم. (سوره نحل/16، 66) ▫ از همین روی خداوند در همه جا اسقا (فراهم کردنِ آب) را به خود نسبت داده؛ ولی سقی (دادنِ آب به دیگری) را به خود نسبت نداده است مگر در مورد ابرار در بهشت. (سوره انسان/76، 21) «سقایه» به معنای ظرفی که از آن آب نوشیده می‌شود، از همین مادّه است (سوره یوسف/12، 70) و به معنای محلی که در مراسم حج از آن آب برداشته می‌شود یا به معنای «آب‌دادن» به حاجیان نیز بکار می‌رود:[۶] «أجَعَلتم سِقایَةَ الحاجِّ‌...‌» (سوره توبه/9، 19) سُقیی با ضمّه سین (مصدر) شکل دیگری از این مادّه به معنای آب دادن است:[۷] «فَقالَ لَهم رسولُ اللّهِ ناقَةَ اللّهِ و سُقیها»؛ و رسول خدا [=صالح] به آنان گفت: زنهار! ماده شتر خدا و آب دادنش را [رعایت کنید]. (سوره شمس/91، 13) ▫ با مقایسه دو واژه شرب و سقی، این تفاوت را می‌توان بیان کرد که آشامیدن یک معنای فاعلی (فراهم کردن و دادنِ آب) و یک معنای مفعولی (خوردن آب) دارد؛ آنگاه که به معنای فاعلی نظر باشد، واژه سقی و آن‌گاه که به معنای مفعولی توجه باشد، شرب بکار می‌رود.[۸] 👈 ادامه دارد... 📝 پانویس : 1. التحقیق، ج‌6‌، ص‌29. 2. المصباح، ج‌1، ص‌308، «شرب»؛ لسان‌العرب، ج‌7، ص‌64 و 65‌، «شرب». 3. مقاییس، ج‌3، ص‌267، «شرب». 4. مفردات، ص‌415، «سقی». 5. المصباح، ج‌1، ص‌281، «سقی»؛ مقاییس، ج‌3، ص‌84‌، «سقی»؛ مفردات، ص‌415، «سقی». 6. مقاییس، ج‌3، ص‌85‌، «سقی». 7. مفردات، ص‌415، «سقی»؛ لسان‌العرب، ج‌6‌، ص‌300، «سقی». 8. التحقیق، ج‌5‌، ص‌155، «سقی». 🌿🌿🌿 @rahighemakhtoom
#تک_نگاشت_های_تصویری #امام_حسین #خونبهای_امام_حسین #امام_پدر_امت #شیعه #فرزندان_امام #آیت_الله_جوادی_آملی کانال قرآنی رحیق @rahighemakhtoom
شوق ▪️ الآن اینها که به «زیارت أربعین» مشرّف می‌شوند، با شوق حرکت می‌کنند؛ این «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة»[1] که تنها ذلّت از دودمان یزید نیست! کسی که از نفْس امّاره پیروی می‌کند، او ذلیل است، او خوار است، برای اینکه در بیانات نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) هست که «كَمْ‏ مِنْ‏ عَقْلٍ‏ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَی أَمِیرٍ»،[2] اگر در قیامت عدّه‌ای می‌گویند: ﴿رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَینا شِقْوَتُنا﴾،[3] برای همین بیان نورانی حضرت امیر است که فرمود یک عدّه‌ای در جبهه جهاد درون شکست خوده هستند؛ وقتی که ما را شکست دادند، ما متوجه این صحنه نیستیم که ما با یک دشمنی روبه‌رو هستیم که این دشمن نه از ما مالی می‌خواهد و نه از ما خون، فقط اسارت می‌طلبد! چرا وجود مبارک پیامبر فرمود: «أَعْدَی عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِی بَینَ جَنْبَیك‏»،[4] برای اینکه دشمن نه می‌خوابد، نه غافل است، نه ساهی است، نه ناسی است و نه دور است، بلکه در درونِ دورن جا کرده است، بیدار است و منتظر غفلت ما است: ﴿إِنَّهُ یراكُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیثُ لا تَرَوْنَهُم‏﴾[5] هم که دامن‌گیر ما شده است؛ یک چنین دشمنی که در درون ما است، روانکاو و روان‌شناس هم هست و می‌داند که مشکل ما چه است و چه چیزی می‌خواهیم، هر کسی را با همان خواسته‌های روانی‌اش فریب می‌دهد و نمی‌خوابد و با ما در جنگ است و قصد او هم خونریزی نیست تا ما کشته بشویم و راحت بشوم، قصد او گرفتن مال نیست، او از ما آبرو و دین می‌خواهد و ما را اسیر می‌برد «كَمْ‏ مِنْ‏ عَقْلٍ‏ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَی أَمِیرٍ»، او سواری و مرکب می‌خواهد! سوگند یاد کرد: ﴿لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیتَه‏﴾، یک چنین دشمنی «أَعْدَی عَدُوِّ» است. دشمنان دیگر یا از ما خون می‌خواهند که جان ما و روح ما و دین ما محفوظ می‌ماند یا از ما مال می‌خواهند یا زمین می‌خواهند و خاک می‌خواهند؛ لذا حضرت فرمود: «أَعْدَی عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِی بَینَ جَنْبَیك‏». گر شود دشمن درونی نیست ٭٭٭ باکی از دشمن بیرونی نیست[6] ▪️ این «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» حضرت، تنها برای طرد استکبار برون نیست، برای طرد آن مستکبر دورن هم هست. ذلیل نبودن در برابر دشمن بیرون خیلی مهم نیست، عمده ذلیل نبودن در برابر «أَعْدَی عَدُوِّ» است و این «أَعْدَی عَدُوِّ» هم اسیر می‌خواهد. حالا اگر عقل کسی اسیر شد، درباره کسانی که در اوائل امر هستند این دشمن درون نمی‌گذارد او عاقل بشود، نمی‌گذارد دنبال علم برود، این یک نحو است؛ آنها هم که اهل علم هستند، می‌گوید این علم خود را ابزار کار من قرار بده. شما می‌بینید سلسلهٴ جلیله انبیا که آمدند متنبّیان کمتر از آنها نبودند، هر وقتی پیغمبری ظهور کرد، چند متنبی هم پیدا شد؛ هر وقتی امامی ظهور کرد، چند مدعی امامت هم پیدا شد؛ هر چند یک عالمی ظهور کرد، چند مدعی علمی پیدا شدند «كَمْ‏ مِنْ‏ عَقْلٍ‏ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَی أَمِیرٍ»، چنین کسی غیر از اینکه به دشمن سواری بدهد، کار دیگر نمی‌کند؛ امّا سالار شهیدان(سلام لله علیه) فرمود: ما این بنیالعباس و مانند اینها را به خاک ذلت می‌کشانیم! این سخن قوی و نیرومند زینب کبرا بود ـ چه در مجلس شام و چه در مجلس کوفی ـ در نهایت «مجلسین» دولت اموی را او بست! فرمود: «فَوَاللهِ... لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا یرْحَضُ عَنْك‏». ▪️ الآن شما ببینید هر چه خواستند جلوی این «زیارت أربعین» را بگیرند، نشد؛ این شوق است و این عشق است. بشر با شوق زنده است، با عشق زنده است، با محبّت و ارادت زنده است. علم یک گوشه‌ای از کارهای نفس و ذهن را به عهده دارد، مسئول اندیشه است و نه مسئول انگیزه، انگیزه را اراده و عزم و نیت و اخلاص رهبری میکند و این همان محبّتی است که «وَ فِی قُلُوبِ مَنْ وَالاهُ قَبْرُه‏».[7] 📚 درس اخلاق تاریخ: 1395/08/27 پانویس:📒🖌 [1] . الإحتجاج فی أهل اللجاج، ج2، ص300. [2] . نهج البلاغة(للصبحی صالح), حکمت211. [3] . سوره مؤمنون، آیه106. [4] . مجموعة ورام، ج‏1، ص59؛ عدّة الداعی و نجاح الساعی، ص314. [5] . سوره اعراف، آیه27. [6] . هفت اورنگ (جامی), سلسلةالذهب, دفتر اول. [7] . زد المعاد ـ مفاتیح الجنان، ص511. 🌿🌿🌿 🔹برای نشر فرهنگ دینی و آشنایی ژرف با آموزه ها ی قرآنی با پیوستن به کانال قرآنی رحیق از فعالیت های قرآنی حمایت کنید. 👇👇👇 @rahighemakhtoom
برشی از (8) 🔅🔅🔅 📌 بسم الله الرحمن الرحیم از غُرَر آيات ▪ در برخي روايات از (بسم الله...) به عنوان برترين آيه‌ي قرآن ياد شده است: «وأىّ آية أعظم فى كتاب الله؟ فقال: (بسم الله الرّحمن الرحيم)»[ بحار، ج89، ص238؛ تفسير عياشي، ج1، ص21.]. همچنين محمدبن مسلم از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند كه (بسم الله ...) بهترين آيه‌ي سوره‌ي حمد است: سألت أبا عبدالله (عليه السلام) عن السبع المثانى... هى الفاتحة؟ قال: «نعم». قلت: (بسم الله الرّحمن الرحيم) من السبع المثانى؟قال: «نعم هى أفضلهنّ»[ نور الثقلين، ج1، ص8.] ▪ اگرچه (بسم الله...) از غرر آيات محسوب مي شود، ليكن چون اختصاصي به سوره‌ي حمد ندارد، نمي توان آن را تنها در اين سوره از غرر محسوب داشت. چنين به نظر مي رسد كه از جهت حكمت نظري، مضمون خبري آيه‌ي مباركه‌ي (الحمد لله رب العالمين) و از جهت حكمت عملي، مضمون خبري آيه‌ي كريمه (إياك نعبد وإياك نستعين) از غرر آيات سوره حمد محسوب مي شود. 📌 خطوط كلّي معارف سوره همان گونه كه در آغاز پيشگفتار بيان شد، سوره‌ي مباركه‌ي حمد مشتمل بر عصاره‌ي معارف قرآن كريم است و از اين رو «أمّ الكتاب» و «ايمّ القرآن» نام گرفته است. معارف اين سوره از ديدگاههاي مختلف تقسيمهايي چند مي پذيرد كه به برخي از آنها اشاره مي شود: ✅ 1 ـ معارف قرآن كريم داراي سه بخش اصيل و محوري است؛ بخشي مربوط به مبدأ و توحيد ذاتي، صفاتي، افعالي و عبادي اوست؛ بخش ديگر مربوط به معاد، و سومين بخش كه تأمين كننده‌ي نياز بشر بين مبدأ و معاد است، ناظر به هدايت و ضلالت، يعني مبيّنِ وحي، رسالت و دين است. سوره‌ي حمد نيز، چنانكه گذشت، مشتمل بر عصاره‌ي بخشهاي ياد شده است. ✅ 2 ـ محورهاي اصلي معارف سوره‌ي حمد در برخي روايات «تحميد»، «اخلاص» و «دعا» معرّفي شده است كه به ترتيب اشاره به سه بخشِ اين سوره دارد:«السورة التّى أوّلها تحميد وأوسطها إخلاص وآخرها دعاء:سورة الحمد»[ تفسير عياشي، ج1، ص19.] ✅ 3 ـ مرحوم شيخ بهائي (رحمه الله) «مراتب چهارگانه‌ي حمد» را بدين شرح از اين سوره استفاده كرده است: ▫ الف: حمد محبّانه و عاشقانه كه حمد ذات و ناظر به شايستگي ذات حق براي تحميد است. براي چنين حمدي تعبير (الحمد لله) كافي است. ▫ ب: حمد شاكرانه؛ در اين مرتبه، حامدْ خداي سبحان را در برابر ربوبيّت مطلق و احسانش حمد و شكر مي كند و تعبير (ربّ العالمين) ناظر به آن است. ▫ ج: حمد تاجرانه كه تحميدي از سر رجاء، طمع و شوق ثواب است و (الرّحمن الرّحيم) بدان اشارت دارد. د: حمد بردگانه كه حمد خدا بر اثر خوف از عذاب اوست و با آيه‌ي كريمه‌ي (مالك يوم الدين) ادا مي شود.[ مفتاح الفلاح، ص762، با تصرّف.] ▪ اين لطيفه مستفاد از برخي احاديث است كه مراتب حمد را بازگو مي كند؛ مانند: «العبادة ثلاثة: قوم عبدوا الله عزّ وجلّ خوفاً، فتلك عبادة العبيد وقوم عبدوا الله تبارك وتعالي طلباً للثواب، فتلك عبادة الاُجراء وقوم عبدوا الله حبّاً له، فتلك عبادة الأحرار وهى أفضل العبادة»[ بحار، ج67، ص236.]، «إنّ قوماً عبدوا الله رغبةً، فتلك عبادة التجّار وإنّ قوماً عبدوا الله رهبةً، فتلك عبادة العبيد وإن قوماً عبدوا الله شكراً، فتلك عبادة الأحرار».[نهج البلاغه، حكمت 237.] 🍁🍁🍁 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببرید 🔹برای نشر فرهنگ دینی و آشنایی ژرف با آموزه ها ی قرآنی با پیوستن به کانال قرآنی رحیق ما را حمایت کنید. لینک زیر را دنبال فرمائید. 👇👇👇 @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 ✳️ نگاشت 11 : نگاهی کلی به تفسیر آیات 6تا14 أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ «6» إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ «7» الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ «8» وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ «9» 🔹 وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ 🔹 «10» الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ «11» فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ «12» فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ «13» إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ «14» 🔹 «فِرْعَوْنَ»: مراد فرعون زمان موسی (ع) بالاخصّ، و فرعونها و فرعونیان بالعموم است. 🔹 «ذِی‌الأوْتَادِ»: دارای میخها مراد ابنیه و عمارات عظیمی همچون کوه است که نمای آنها به شکل میخهای وارونه جلوه‌گر بود. اهرام ثلاثه مصر نمونه‌ای از آنها است . ✅۱ - خداوند، فرعون را به سختى کیفر داد. (ألم تر کیف فعل ربّک ... و فرعون) ✅ ۲ - آگاهى دقیق پیامبر(ص)، به فرجام هلاکت بار فرعون (ألم تر کیف ... و فرعون) ✅ ۳ - فرجام فرعون، درس عبرت براى همگان (و فرعون ذى الأوتاد) ✅ ۴ - خداوند، تهدیدکننده کافران عصر بعثت، به گرفتار ساختن آنان در عقوبتى نظیر فرجام قوم فرعون (ألم تر ... و فرعون ذى الأوتاد) ✅ ۵ - فرعون، داراى قدرت و ثبات در عرصه هاى سیاست و حکومت (و فرعون ذى الأوتاد) «أوتاد» (جمع «وتد») به معناى میخ ها است. 🔹 توصیف فرعون به این عبارت (داراى میخ هاى فراوان)، کنایه از استحکام قدرت او است; همان گونه که میخ هاى اطراف خیمه مایه استحکام آن است. این تعبیر ممکن است کنایه از فراوانى سپاه او باشد که براى نصب خیمه هایشان، زمین وسیعى میخ کارى مى شد. ✅ ۶ - میخکوب کردن به زمین هنگام مجازات، شیوه فرعون در سرکوب مخالفان (و فرعون ذى الأوتاد) ممکن است فرعون از آن جهت به «ذى الأوتاد» توصیف شده باشد که مخالفان خود را، به چهار میخ مى کشید و شکنجه مى داد. ✅ ۷ - وجود اهرام مصر در عصر فرعون * (و فرعون ذى الأوتاد) گفته شده است: «اوتاد فرعون»، همان اهرام ثلاثه مصر است. ✅ ۸ - قدرت شگفت فرعون، بى اثر در برابر عذاب الهى (ألم تر ... و فرعون ذى الأوتاد) 🍁🍁🍁 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 ✳ نگاشت 12 : نگاهی کلی به تفسیر آیات 6تا14 أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ «6» إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ «7» الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ «8» وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ «9» وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ : «10» 🔹 الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ «11» فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ 🔹 «12» فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ «13» إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ «14» ۱ - فرعون و قوم عاد و ثمود، در ممالک و سرزمین ها، به طغیان گرى پرداخته، در گناه فرورفتند. (الذین طغوا فى البلد) 🔹 طغیان، از حد گذراندن گناه است و هر چیز که از مقدار خود فراتر رود، طغیان کرده است . حرف «ال» در «البلاد»، براى استغراق عرفى است و مراد تمام سرزمین هایى است که براى اقوام یاد شده، دسترسى به آن امکان پذیر بوده است و مى توان گفت: اصل آن «بلادهم» بوده و حرف «ال»، جانشین ضمیر «هم» است و مراد سرزمین هایى است که در قلمرو آنان بوده است. ۲ - گناه پیشگى و طغیان گرى، عامل گرفتارى به عذاب الهى (ألم تر کیف فعل ربّک ... الذین طغوا فى البلد) ۳ - برخوردارى از امکانات مادى و قدرت، زمینه ساز طغیان و تعرض به حقوق دیگران (الذین طغوا فى البلد) ۴ - طغیان، عامل هلاکت قوم عاد و ثمود و زمینه ساز نابودى فرعون (ألم تر کیف فعل ربّک بعاد ... و ثمود ... وفرعون ... الذین طغوا فى البلد) 🔹 «الْفَسَادَ»: مراد فساد و تباهی همه جانبه، یعنی انواع کفر و شرک و ظلم و زور و فسق و فجور است. 5 - فرعون و قوم عاد و ثمود، در ممالک و مناطق خود، به فساد و ناهنجارى ها دامن زده، و آن را گسترش مى دادند. (فأکثروا فیها الفساد) 6 - تجاوز از حریم خویش و نقض حقوق دیگران، زمینه ساز افزایش فساد در جوامع است. 🔹 (الذین طغوا ... فأکثروا فیها الفساد) حرف «فاء» در «فأکثروا...»، افزایش فساد را بر طغیان (مذکور در آیه قبل) تفریع کرده است. 7 - فراوانى قدرت و امکانات مادى، زمینه افزایش فساد در جوامع انسانى است. (إرم ذات العماد ... ذى الأوتاد ... فأکثروا فیها الفساد) 🔹 «صَبَّ»: فرو ریخت. در اینجا فرو ریختن به جای فرو آوردن استعمال شده است و اشاره به عذابهای شدید و پیاپی دارد. «سَوْطَ»: تازیانه. شلاّق. 🍁🍁🍁 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. @rahighemakhtoom
@rahighemakhtoom
📌 از راه دور ▪️ یکی از برجسته ترین وظایف ما شیعیان، زیارت «اربعین» است. ذات اقدس الهی برای اهمیت بخشیدن به بعضی از مسائل، نام مبارک خود را در کنار آن [مسائل] ذکر می کند؛ اگر سخن از احترام به پدر و مادر است، می فرماید: ﴿أَنِ اشْكُرْ لی‏ وَ لِوالِدَیك‏﴾،[1] زیرا اینها مجرای فیض خالقیت هستند؛ اگر رعایت حقوق ایتام است می فرماید: ﴿وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحام‏﴾[2] و اگر گرامی داشت مقام و مقدم نبوّت و رسالت است، در بسیاری از آیات، نام مبارک خود را در کنار نام مبارک رسول گرامی (علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) یاد می کند که ﴿اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُول‏‏﴾؛[3] اما برای اینکه روشن شود تنها کسی که حرفِ نافذی در جهان دارد خداست و دیگران پیام او را می رسانند و اساس توحید آسیب نبیند، همیشه ضمیر را مفرد می آورد؛ با اینکه فرمود: ﴿اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُول‏‏﴾، نفرمود «اذا دعواکم»، فرمود: ﴿إِذا دَعاكُم﴾‏. اگر جایی دارد: ﴿مَنْ یطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُول﴾،‏[4] ضمیر را حتماً مفرد می آورد، تا روشن شود پیام ذات اقدس الهی، به وسیلهٴ رسول ابلاغ می شود، آنها پیامی از خودشان ندارند؛ در جریان زیارت هم این چنین است. ▪️ آن طوری که مرحوم صدوق (رضوان الله علیه) در کتاب شریف توحید از وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه) نقل کرد، فرمود: «قَد قَامَتِ الصَّلاةُ» یعنی چه؟ ما «حَی عَلَی الصَّلاة»، «حَی عَلَی الفَلاَح» را می فهمیم، اما «قَد قَامَتِ الصَّلاةُ» یعنی چه؟ فرمود: «حَانَ وَقتُ الزِّیارَة»؛[5] زیارتنامه خدا نماز است. بنده اگر بخواهد به حضور پروردگار بار یابد و خدا را زیارت کند، زیارت خدا نماز است: «حَانَ وَقتُ الزِّیارَة». پس زیارت از «زیارت الله» شروع می شود که انسان با او گفتگو می کند، حرف خودش را می زند، خواسته خودش را در بین می گذارد، هر چه دارد در قنوت و غیر قنوت می تواند با خدا در میان بگذارد، این زیارت خداست. ▪️ زیارت انبیای الهی و ائمه معصومین در تِلو همین زیارت الهی معنا پیدا می کند، انسان به حضور آنها مشرّف می شود. اینکه از نظر معنا زیارت از قُرب و بُعد یکسان است ـ گرچه درجات آن فرق می کند ـ برای همین است. در جریان زمان و زمین، قُرب زمینی معیار است؛ اگر کسی توانست در زیارت «اربعین» به کربلا مشرّف شود، فوز و فیض بیشتری دارد و اگر آن توفیق نصیب او نشد، زیارتِ از دور معقول و ممکن است، زیرا آنها [در] دور و نزدیک حضور دارند. اگر زیارت پیامبر در تِلو زیارت ذات اقدس الهی است و زیارت خدای سبحان قُرب و بُعدی ندارد، زیارت این خاندان هم به برکت توحید، قُرب و بُعدی ندارد، ما از نزدیک می توانیم بگوییم: «السلام علیک»، از دور هم می توانیم بگوییم: «السلام علیک». 🖌📒پانویس: [1] . سوره لقمان, آیه14. [2] . سوره نساء, آیه1. [3] . سوره انفال, آیه24. [4] . سوره نساء, آیه69. [5] . التوحید (للصدوق)، ص241. 🌿🌿🌿 🔹برای نشر فرهنگ دینی و آشنایی ژرف با آموزه ها ی قرآنی با پیوستن به کانال قرآنی رحیق از فعالیت های قرآنی حمایت کنید. 👇👇👇 @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 ✔️ آشامیدنی ها در قرآن 📌 آشامیدنی‌ها نشانه قدرت پروردگار ▪ آیات 65 تا 69 سوره نحل/16 فروفرستادن آب از آسمان، آفرینش شیر در پستان چارپایان، وجود آشامیدنی‌های نیکو در خرما و انگور و خروج عسل از شکم زنبور را از نشانه‌های قدرت خدا برای انسان‌هایی دانسته که شنوایی، تعقّل و اندیشه دارند. ▪ در دسترس بودن آب آشامیدنی و فرونرفتن آن در زمین (سوره ملک/67‌، 30) و ذخیره شدن آن (سوره مؤمنون/23، 18) و تلخ نبودن آب (سوره واقعه/56‌، 70) و پدید آمدن آب از زیر پای مریم علیهاالسلام: «...قَد جَعَل ربُّکِ تَحتَکِ سَریّاً × فکُلِی وَاشرَبِی و قَرِّی عَیناً» (سوره مریم/19، 24 و 26) و نیز وجود آب خنک و آشامیدنی برای حضرت ایوب علیه السلام: «ارکُض بِرِجلِک هذا مُغتَسَلٌ بارِدٌ و شَرابٌ» (سوره ص/38، 42) و جوشیدن دوازده چشمه برای آشامیدن قوم موسی (سوره بقره/2، 60‌؛ سوره اعراف، 7/160) همه از نشانه‌های قدرت خداوند است؛ چنان‌که ابراهیم علیه السلام هم در وصف پروردگار به قومش گفت: «والّذی هُوَ یُطعِمُنِی و یَسقینِ»؛ و [پروردگار من] کسی است که به من خوراک می‌دهد و سیرابم می‌گرداند».(سوره شعراء/ 26، 79) 📌 آشامیدنی‌های دنیا ✅ آشامیدنی‌های مباح 🌏 آب، گوارا و زداینده تشنگی: ▪ آیات فراوانی آب را نعمتی حیات بخش و خالی از هر گونه آلودگی دانسته که از آن سیراب می‌شویم: «...وَ أنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً × لِنُحیِیَ بِهِ بَلدَةً میتاً وَ نُسقیَه مِمّا خَلَقْنا أنعماً وَ أَناسِیَّ کثِیراً»؛ و از آسمان آبی پاک فرود آوردیم تا با آن سرزمینی مرده را زنده گردانیم و آن را به آن‌چه از دام‌ها و انسان‌های بسیار آفریدیم، بنوشانیم. (سوره فرقان/25، 48 و 49)، «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَکُم مِنهُ شَرابٌ»؛ خدا است کسی که از آسمان آبی فرود آورد که [آب] آشامیدنی شما از آن است. (سوره نحل/16، 10) ▫ «فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَیْنکمُوهُ»؛ و از آسمان آبی نازل و‌ شما را بدان سیراب کردیم. (سوره حجر/15، 22)، «وَ أَسْقَینکُم ماءً فُراتاً»؛ به شما آبی گوارا نوشاندیم. (سوره مرسلات/77، 27) ▫ بر پایه روایتی از امام علی علیه السلام آب بهترین آشامیدنی‌ها در دنیا و آخرت است[۹] و امام صادق علیه السلام در پاسخ کسی که از طعم آب پرسید، فرمود: طعم‌آب «طعم حیات» است.[۱۰] ▪ شیر، لذیذ و گوارا: از چارپایان، «نوشیدنی‌های» گوارایی برای انسان بدست می‌آید: «وَلَهُمْ فِیها مَنفِعُ وَ مَشارِب». (سوره یس/36، 73) از شیر خالص به شما می‌نوشانیم: «نُسقِیکُمْ مِمّا فِی بُطُونِهِ مِنْ بَیْنِ فَرْث وَ دَم لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّرِبینَ» (سوره نحل/16، 66) و نیز سوره مؤمنون23/ 21.[۱۱] ▪ عسل، شفابخش: از درون شکم زنبور عسل، «نوشینی» شفابخش با رنگ‌های گوناگون خارج می‌شود: «یَخرُجُ مِن بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ ألونُه فِیه شفاءٌ لِلنّاسِ». (سوره نحل/16، 69) ▪ آب میوه، روزی نیکو: خرما و انگور غذاهای پربرکتی هستند که خداوند، نصیب انسان‌ها ساخته است: «وَ مِنْ ثَمَرتِ النَّخِیلِ وَالأعنبِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً». (سوره نحل/16، 67) ▫ برخی «وَ مِنْ ثمرت» را در این آیه، عطف بر «مِمّا» در آیه پیش دانسته‌اند؛ یعنی به شما از نوشیدنی‌های خرما و انگور (آب میوه) نیز می‌نوشانیم. ابن‌عبّاس «سَکَراً» را به معنای خمر و مقصود از «رزقاً حسناً» را همه خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های حلال، از دو میوه خرما و انگور دانسته است؛ امّا به نظر بعضی چون خداوند در مقام امتنان بر مردم برای آنان انواع نوشیدنی‌های حلال (آب، شیر، عسل) را برشمرده، مقصود از «سَکَرَاً» نمی‌تواند خمر باشد؛ زیرا خداوند به چیز حرام منّت نمی‌گذارد.[۱۲] برخی گفته‌اند: آشامیدنی عُزیر علیه السلام که آیه «فَانْظُر إلی طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ‌یَتسنّه» (سوره بقره/2، 259) از فاسد نشدن آن خبر داده، نوعی آب میوه (آب انگور) بوده است.[۱۳] 👈 ادامه دارد... 📝 پانویس: 9. الکافی، ج‌6‌، ص‌380. 10. همان، ص‌381. 11. جامع‌البیان، مج‌10، ج‌18، ص‌21. 12. جامع‌البیان، مج‌8‌، ج‌14، ص‌182. 13. عیاشی، ج‌1، ص‌141؛ التفسیرالکبیر، ج‌7، ص‌32. 🍁🍁🍁 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. @rahighemakhtoom