eitaa logo
انتشارات راه یار
1هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
630 ویدیو
25 فایل
انتشارات راه‌یار؛ نشر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تهران،میدان انقلاب،خ ۱۶آذر، حسینیه هنر 02142795454 rahyarpub.ir بله: ble.ir/rahyarpub اینستاگرام: instagram.com/raheyarpub.ir باشگاه مخاطبان: ble.ir/join/NWFhMjk2N2 ارتباط با ما: @Rahyar97
مشاهده در ایتا
دانلود
انتشارات راه یار
🔴به احترام همه آن معلم‌های ناحسابی 🛑غبارروبی از نهضت فراموش‌شده ✍️مریم حنطه‌زاده|نگاهی به کتاب «معل
⭕️تو کِی معلم حَسابی می‌شی؟! زمستان 65 و تابستان 66 که مسیر سه‌کیلومتری را تا کلاس پیاده می‌آمدم، طاقتم تمام می‌شد. با سرما مشکل چندانی نداشتم. اما گرما همیشه کلافه‌ام می‌کرد. هر روز صبح، نیم کیلومتر تا خانۀ مادرم می‌رفتم و بچه‌ها را پیشش می‌گذاشتم. بعد دوباره موقع برگشتن می‌رفتم پیش مادرم. مادر در را که باز می‌کرد، بچه‌ها می‌آمدند پیشم. می‌خواستم به خانه بروم که مادر می‌گفت: «هادی‌آقا که تا ساعت سه نمیاد خونه. بیا یه آب سردی هندونه‌ای چیزی بخور بعد برو.» چون می‌دانست گرمایی‌ام، می‌ترسید توی آن هوا حالم خراب شود. بعد از اینکه گلویی تازه می‌کردم، بچه‌ها را برمی‌داشتم و می‌رفتیم خانه. اما رفتن مسیر کلاس تا مدرسه همیشه ختم‌به‌خیر نمی‌شد. وقتی که به خانه می‌رسیدم، از شدت داغی هوا و آفتاب مستقیمی که توی زمین‌های کشاورزی به سَرَم می‌خورد، مریض می‌شدم و می‌رفتم زیر سِرُم... یکی از همسایه‌های قدیمی‌مان، زنی کاشانی بود به‌نام ایران‌خانوم که از همان روزهای اول زندگی مشترکمان، شاهد رفت‌وآمدهایم به کلاس‌ها بود. یک‌روز که هوا سرد بود و برف شدیدی هم می‌آمد، وسط کوچه همدیگر را دیدیم. گفت: «صدیقه جون، ننه تو کِی معلم حَسابی می‌شی؟» گفتم:«ایران خانوم‌جان من الانم معلمم.» گفت: «معلمی که تابستون می‌ره، موقعی که برف رو زمینه می‌ره، عید نوروزم می‌ره که دیگه معلم حَسابی نمی‌شه. معلم حَسابی اونه که سه ماه تابستون توی خونه باشه. عید سال نو هم بمونه خونه؛ نه مثل تو که داری تا زانو می‌ری تو برفا که بری درس بدی ننه!» 📚«معلم حَسابی» ♦️سفارش: raheyarpub.ir@Raheyarpub
انتشارات راه یار
🎥کتاب «بزرگ شدن در سپیدان» به روایت خانم زینب ایمان‌طلب؛ نویسنده کتاب 🔶شبکه کتاب| مسابقه کتاب شیرین
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥«بزرگ شدن در سپیدان» رونمایی شد 🔷آیین رونمایی کتاب داستان «بزرگ شدن در سپیدان» با حضور زینب ایمان‌طلب؛ نویسنده کتاب، یوسف قوجق؛ نویسنده و داستان‌نویس، معصومه میرابوطالبی؛ نویسنده حوزه کودک‌ونوجوان و بنت‌الهدی قابوستیان؛ مجری‌کارشناس به میزبانی خانه کتاب‌وادبیات ایران برگزار شد. 🎥فیلم کامل مراسم رونمایی: aparat.com/v/FDkBn ➕گزارش متنی: ibna.ir/news/501909 📸گزارش تصویری: ibna.ir/photo/501895 📚«بزرگ شدن در سپیدان» نویسنده: زینب ایمان‌طلب 136صفحه| مصور مناسب رده سنی: 9-14سال ♦️سفارش کتاب با تخفیف15درصد و ارسال رایگان(بالای 200هزار تومان): raheyarpub.ir @raheyar97 💠انتشارات «راه یار»: ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @Raheyarpub
📸دانش‌آموزان لاهیجان و رودبنه میزبان خانم اکرم خان‌محمدی؛ راوی «بوی خوش اسفند» شدند 🔺هشتم اسفند ۱۳۵۸ با تدبير شهيدان رجايی و باهنر، نهاد «امور تربيتی» در آموزش‌وپرورش و متناسب با اهداف نظام اسلامی بنيان نهاده شد. اهميت اين تدبير زمانی روشن می‌شود که بدانيم در آن زمان آموزش‌وپرورش و مدارس کشور، علاوه بر گرفتاری‌های ناشی از نظام تربيتی شاهنشاهی، ميدان تاخت و تاز گروه‌ها و گروهک‌های سياسی و حتی مسلّحانه بود؛ لذا اين نهاد انقلابی در دهه ۶۰ تبديل به محور فعاليت‌های تربيتی، فرهنگی و هنری در مدارس کشور شد و مربيان پرورشی، اصلی‌ترين مسئولان پيگيری تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی در مدارس بودند. 🔹کتاب «بوی خوش اسفند» خاطرات اکرم خان‌محمدی از مربیان پرورشی دهه شصت را روایت می‌کند که از سال 1358 و به صورت داوطلبانه با یک «ابلاغ فی‌سبیل‌الله» به عنوان مربی پرورشی مشغول کار شده است. ♦️سفارش کتاب با تخفیف15درصد و ارسال رایگان(بالای 200هزار تومان): raheyarpub.ir @raheyar97 💠انتشارات «راه یار»: ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @Raheyarpub
🔴«آبی نفتی» منتشر شد ⭕️اراده و تلاش ده‌ها کارگر و مهندس ایرانی که تسلیم تحریم‌ها نشدند 🔻در کنار روایت جنگ‌ها و قهرمانان حافظ مرزهای جغرافیایی، باید دانشمندان و مهندسان گمنام و خلاق را هم روایت کرد که در میدان علم و صنعت، مرزهای دانش و فناوری ایران عزیز را گسترش می‌دهند. 🔻مهندس علی عمرانی از جنس همین مهندسان و مدیران موفق صنعتی است که در دوران سخت تحریم‌های اقتصادی ایران، با تکیه بر خلاقیت، عِرق ملی و استفاده درست از ظرفیت کار تیمی، مبدأ اتفاقات بزرگ و شیرین در صنعت کشور شده است. برای رقم زدن اتفاقات بزرگ، بیش از نخبگان تک بُعدی حادثه کنکور، به متخصصان با اراده و پرتلاش نیاز داریم، آنها که با عشق و علاقه پله‌های رشد را یکی یکی بالا آمده و همه استعداد وجودی‌شان را مانند ذره‌بین در یک نقطه کانونی متمرکز کرده‌اند. پیشرفت واقعی با همین آدم‌ها اتفاق می‌افتد، گرما و زندگی همین جاها پیدا می‌شود و امید همین اطراف متولد می‌شود؛ جایی حوالی عشق و ایمان و وطن! 🔹کتاب «آبی نفتی» به عنوان نُهمین جلد از مجموعه کتاب‌های «روایت پیشرفت» انتشارات «راه یار»، دستاوردها و موفقیت‌های شرکت «پِتکو» را با محوریت مهندس علی عمرانی که به مدت 16سال، مدیریت کارخانه «پتکو» را برعهده داشته، روایت می‌کند. 🔹«آبی نفتی» فقط داستان آقای عمرانی نیست، روایت اراده و تلاش ده‌ها کارگر و مهندس ایرانی است که تسلیم عادت‌ها نشده و طرحی نو در صنعت کشور در انداخته‌اند. تحقیق: مرتضی اسدزاده تدوین: مهدی نورمحمدزاده 262صفحه 120هزار تومان ♦️سفارش کتاب: raheyarpub.ir @raheyar97@Raheyarpub
هدایت شده از هم بازی
📸 سر سفره همه، آخر سفره ننه؟! 🥙 یک روز بعد از ناهار، همه غذایشان را خوردند و رفتند. همه‌شان را صدا زدم و گفتم: «بچه‌ها، بیاین!» آمدند تا ببینند چه کارشان دارم. گفتم: «سر سفره همه، آخر سفره ننه؟!» همگی زدند زیر خنده و هرکدامشان مشغول کاری شدند. یکی ظرف‌ها را جمع کرد و یکی سفره را تمیز کرد. فاطمه ظرف‌ها را شست. بعد از آن روز، ورد زبانشان شده بود. تا دور هم غذا می‌خوردیم، می‌گفتند: «سر سفره همه، آخر سفره ننه؟!» ➕ از خاطرات مادر شهید محمد مسرور 😊 برای دیدن بقیه خاطرات سری بزنید به کتاب منم یه مادرم؛ سبک تربیتی والدین شهدا 📬 مهلت شرکت در مسابقه: ۶ دی ماه 📌 تهیه کتاب با تخفیف ویژه و شرکت در مسابقه کتابخوانی منم یه مادرم کلیک کنید👉 🍏 @hambazi_tv
انتشارات راه یار
🎬 مسابقه بزرگ تلویزیونی «کتابِ شیرین» با محوریت کتاب‌ «بزرگ شدن در سپیدان»برگزار می‌شود 📌هر روز ۱۰
⭕️سفر به دنیای آدم کوچولوها ✍️احمد کفیل الناس| مروری به کتاب «بزرگ شدن در سپیدان»- روزنامه جام‌جم داستان «بزرگ شدن در سپیدان» اثری تخیلی به قلم زینب ایمان‌طلب است. این کتاب که اولین اثر مکتوب نویسنده به‌شمار می‌رود، روایتگر داستانی تخیلی از زبان یک خواهر و برادر در منطقه فوعه و کفریای سوریه است. منطقه‌ای که سه سال توسط داعش محاصره شده بود. تصورش را بکنید. سه سال محاصره. قطعا شرایط سختی بر خانواده‌های این شهر حاکم بوده. جدا از رعب و ترس ناشی از بمب‌گذاری، جنگ، شهادت و جراحت، محاصره شهر قحطی وحشتناکی را برای ساکنان آن رقم زده. مصیبت‌هایی که در زمان آشوب‌های کشور سوریه و عملیات تروریستی گروه‌های تکفیری کم و بیش از آن مطلع شده بودیم. این بار اما زینب ایمان‌طلب راوی داستانی از دل قحطی و محاصره و جنگ و خشونت است.قصه‌ای که از زبان دو کودک روایت می‌شود. راستی کودکان چه تصوری از جنگ دارند؟ این‌که از زبان کودکان بنویسی و مخاطبت هم کودکان باشند، کار ساده‌ای نیست. سختی قضیه آنجاست که باید از جنگ و خشونت بنویسی، از قحطی بنویسی، از رعب و وحشت بنویسی،از مقاومت و صبر و ایستادگی بنویسی، از جریان زندگی در دل جنگ بنویسی.حقیقتا ظرافت خاصی می‌خواهد.به نظرم زینب ایمان‌طلب به‌خوبی از پس ماجرا برآمده.او توانسته به زیبایی در قالب یک داستان تخیلی و جذاب،مؤلفه‌های ارزشمندی همچون مقاومت و صبر و همدلی را به مخاطب خود منتقل کند.مخاطبی که جا دارد بیشتر و بیشتر با زبان خودش با او سخن بگوییم. زبان کودکانه... 🔻بیشتر: jamejamdaily.ir/Newspaper/item/216986 ♦️سفارش کتاب: raheyarpub.ir @raheyar97@Raheyarpub
انتشارات راه یار
⭕️«تریلی تئاتر» منتشر شد 🔺آدم عاشق از ده‌فرسخی هم پیداست؛ راه‌رفتنش، حرف‌زدنش، چای‌نوشیدنش، نشست‌وب
⭕️ بچه جدید آقای عیوضی! 💠گپ‌وگفتی با رضا عیوضی، نویسنده کتاب «تریلی تئاتر»- ویژه‌نامه طنز روزنامه ایران: رضا عیوضی، متولد شهریور 1371 و ساکن شهر قم است. او علاوه‌بر نویسندگی آن هم از نوع طنز، هم کارشناس محتوا در یک شرکت فروش محصول است و هم سردبیری و نویسندگی چند برنامه تلویزیونی را در کارنامه خود دارد. عیوضی می‌گوید پنج فرزند دارد: علی‌اصغر، فاطمه‌نورا و کتاب‌های «او یافت مرا»، «دادگاه اشیاء» و «تریلی تئاتر» که آخری، تازه به دنیا آمده. به بهانه کتاب تازه متولد شده‌اش با او گفت‌وگویی شیرین داشتیم که در ادامه می‌خوانید: کتاب‌هایتان را هم جزء فرزندانتان حساب می‌کنید؟ عیوضی: بله! برای یک نویسنده، کتاب حکم فرزند را دارد. فکر می‌کنم این دوتا مثل هم هستند. انسان برای رشدشان، برای هویتشان، ایجادشان و سرنوشت‌ آن‌ تلاش می‌کند. دقیقا مثل هم. آنقدر که برای کتاب زحمت می‌کشد مثل این است که بچه‌ی اوست... درباره نورسیده‌تان، «تریلی تئاتر» بیشتر توضیح بدهید. عیوضی: این کتاب شامل زندگی‌نامه و خاطرات هنری اصغر نوبخت است. البته سعی کردم بیشتر بر فعالیت‌های طنزآمیز ایشان تمرکز کنم. انتشارات راه‌یار نیز ناشر کتاب بوده است. ابتدای امر با آقای شهبازی و سایر دوستان سوژه‌هایی را در شهر قم بررسی کردیم تا به شخصیت خاصی رسیدیم که خاطرات طنزآمیز زیادی از مبارزات انقلابی دهه پنجاه و شصت داشت. او یکی از افرادی بود که با زبان طنز با طاغوت مبارزه می‌کرد. ساعت‌ها مصاحبه انجام شد و نتیجه‌اش این کتاب شد... 🔹بیشتر: irannewspaper.ir/sp-300/12/77101 ♦️سفارش: raheyarpub.ir@Raheyarpub
💠 فراخوان ایده، طرح و فیلم‌نامه اقتباسی از کتاب‌ روایت صعود یک مجموعه دانش‌بنیان به قله دانش و فناوری 🔸در قالب‌های: (کوتاه و بلند) (مینی سریال و مجموعه بلند) ▫️مهلت ارسال: 10 دی ماه ▫️اعلام آثار برگزیده: 20 دی ماه ▫️اطلاعات بیشتر و ارسال اثر: @eshghirezvani مزایا: 🔸خرید ایده و طرح‌های برگزیده 🔸عقد قرارداد برای نگارش فیلم‌نامه @RahScreenwritingSchool 💠انتشارات «راه یار»: ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @Raheyarpub
انتشارات راه یار
🔴واقعی، خواندنی، پُرکشش و به‌موقع ✍️محسن باقری‌اصل|نگاهی به کتاب «خانه‌دار مبارز»- خبرگزاری مهر: 🔺
⭕️حاضر بودم همان لحظه جان بدهم... نوبت من که شد رفتم داخل. شروع کردند به رگبار سوال:«اسمت چیه؟ شوهرت کیه؟ پدرت کیه؟ دکتر (شریعتی) رو می‌شناسی؟ خمینی رو می‌شناسی؟ از چه زمانی فعالیت داری؟ رئیستون کیه؟» فقط می‌گفتم رفته بودم بازار برای شوهرم کت‌وشلوار بخرم برای دامادی برادرم. از این حرف‌ها هم سر در نمی‌آورم. بعد از بازجویی، همه را به ترتیب بردند برای عکس‌برداری. عکاسشان آقایی خارجی بود که بیشتر با ایما و اشاره حرف می‌زد...اشاره کرد که چادرت را بردار. لبه چادر را از روی سرم برداشتم و گذاشتم روی شانه‌ام. دوباره اشاره کرد که باید مقنعه‌ام را هم بردارم؛ ولی این کار را نکردم. اومد جلو و مقنعه را وحشیانه از سرم کشید. احساس کردم همه موهای سرم با مقنعه کنده شد. پلاکی که رویش شماره داشت انداخت دور گردنم و با همان موهای ژولیده عکسم را انداخت. حاضر بودم همان لحظه جان بدهم؛ ولی چنان عکسی از من گرفته نشود. اشکم درآمد. یاد سال ششم دبستانم افتادم؛ توی کلاس نشسته بودیم که خبر دادند بازرس اداره می‌خواهد بیاید از کلاستان بازدید کند. سریع روسری‌ام را از توی کیفم برداشتم و سرم کردم. معلممان همین که روسری مرا دید، با عصبانیت آمد سمتم و گفت:«زود باش روسری‌ت رو بردار!» گفتم:«خب خانم، بازرس مَرده.» خودش با غیظ روسری‌ام را از سرم کشید. هم‌زمان بازرس اداره آمد توی کلاس. کیفم را گذاشتم روی سرم. آن‌روز با گریه رفتم خانه و برای پدرم همه‌چیز را گفتم. گفت:«تو چرا ناراحتی دخترم؟ کارت درست بوده. حضرت زهرا(ع) هم سختی‌های زیادی به‌خاطر اسلام کشید.» 📚«خانه‌دار مبارز» ♦️سفارش: raheyarpub.ir@Raheyarpub
انتشارات راه یار
🚨 #مسابقه_ملی کتابخوانی «منم یه مادرم» ⭕️ چطور فرزندمان را شهدایی تربیت کنیم؟ 🔰 مسابقه بزرگ کتابخوا
🚨 کتابخوانی «منم یه مادرم» ⭕️ چطور فرزندمان را شهدایی تربیت کنیم؟ 🔰 مسابقه بزرگ کتابخوانی کتاب «منم یه مادرم»؛ روایت‌هایی از : ○ شهید هسته‌ای، ○ شهید مدافع حرم، ○ شهید امنیت، 🎁 : 🔹 3 کمک هزینه سفر به کربلای معلی 🔹 8 کمک هزینه سفر به مشهد مقدس 🔹72 جایزه نقدی و غیر نقدی دیگر ازجمله: پلاک طلا، کارت هدیه، بن خرید کتاب و... ♨️⏳ شرکت در مسابقه: 👈 6 دی ماه روز تکریم مادران و همسران شهدا 📌 خرید با و شرکت در مسابقه: 🌐 https://raheyarpub.ir ⭕️ برای سفارش عمده: @raheyar97 02142795454 ⭕️ انتشارات راه‌یار؛ ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی https://eitaa.com/joinchat/565510164Ce45a3a8798