⚡️⚡️
⚡️
"تازیانهی سلوک"
ماه مبارک رمضان بهار قرآن است تا آیاتی که میخوانیم در ما جوانه بزند، شکوفه دهد و به گُل بنشیند نه به گِل؛ این ماه عزیز فرصت مناسبی بود برای کنار زدن گِل و لای از روی فطرت.
ماه خودسازی و دستگیری از ایتام آل محمد نه کنارهگیریِ عرفانواره و کاذبی که اسلام به آن مرگ میفرستد چرا که انسان باید همیشه در صحنه باشد چون رشد ما مرهون زندگی جمعیست.
ماهی که به سرعت دارد از ما دور میشود، در این روزهای باقیمانده جا دارد خود را محک بزنیم تا پلی زنیم از عبداللهی به عنداللهی.
از آنجایی طبیعت آدمی اقتضا دارد در هر مسیری که قدم میگذارد بهترینها باشد لازم است خاک باغچهی دل را زیر و رو کنیم تا ببینم آیا اسکناس بندگیمان نخ دارد یا خیر.
در این ماه به تفحص و تفتیش اعتقادات، انگیزه و نیتهایم از جذب شدن به طلبگی پرداختم یادم آمد اول بار هدفم از طلبه شدن دیدار امام عصر بود، اما یک روز صبح که یکی از مسئولین مدرسه به جهت ایجاد مشکلی با تاخیر آمدند و من و همکلاسیهایم پشت در مانده بودیم، مسئول کلیددار از راه رسید و در حالی که کلید را داخل قفل میچرخاند رو کرد به من و دوستانم و گفت: طلبه که نباید پشت در معطل کلید بماند بلکه باید با ذکر یا مفتحالابواب خودش در را باز کند، این تکهی ایشان چنان بیقراری و سرگشتگی در من ایجاد کرد که دیگر نگاهم به دروس حوزه نگاه کلیدی شد و دنبال شاهکلید ذکر افتادم، دیگر کلسیم درسها برایم بالا رفت و از کشک ملول و قارایم آرزو بود و چونان تشنهکامان در جستجوی آب حیات معنوی، به زندگی عُرفا سرک میکشیدم و این تشنگی کم کم به جایی رسید که پا در نعلین معصومین کردم و به خدا گلایه که چرا مرا معصوم نیافریده و درسهایی که در این زمینه خوانده بودم و قبلا برایم حکم مسکن داشت دیگر پوچ شد و مدام از خدا میپرسیدم چرا معصوم نیافریده شدم تا اینکه با یک مشکل بزرگ در زندگی مواجه شدم و از آنجایی که حکیم مشکل مالایطاق نمیدهد علیالظاهر تاب تحملش را نداشتم، عنان از کف بریده صدای تلویزیون را تا آخرین حد بالا بردم و به زعم خود به دورترین نقطهی منزل که هیچ کسی جز خدا صدایم را نمیشنید پناهنده شدم و از ته دل داد زدم خدایا من امام حسین نیستم که اینطور بر من بلا نازل میکنی؛
که یک مرتبه دیدم اهل خانه به سمتم دویدند که چه شده، خشکم زده بود هم از اینکه صدایم را همه شنیدند و هم اینکه برایم روشن شد که چقدر ظرف وجودیام کوچک است و دیزی دهناری و تقاضای عصمت، تمسخرآمیز بود هم از خودم خجالت کشیدم و هم از اهل خانه، با صورت گل انداخته و صدای لرزان سوالشان را با سوال پاسخ دادم و گفتم: مگر صدای من بیرون آمد و آنها با دیدن حال و روزم دیگر به رویم نیاوردند که چه شده است.
چند صباحی قبل مجدداً هوای عصمت و در باز کردن با ذکر و کرامت و اینها به سرم زد و با این جملهی استاد که فرمودند: بهتر که نداده چون سخت است، بیاد خاطرهی فریاد زدنم افتادم و کلام ایشان آبی بر آتش وجودم و بهتر بگویم سیلی برق آسایی به صورت و پسگردنی محکمی بود که پاسخ تمام گلایهها، ناکامیها، نداریها، نیازها و حاجات ماست تا یادم بماند از خدا تشکر کنم بابت دادهها و ندادههایش.
آری ما مامور به وظیفهایم؛ درست است که دلمان میخواهد از جهت مادی و معنوی در اوج باشیم و باید از تلاش و تقاضا فروگذار نکنیم اما مودبانه نه کودکانه، به خداوند عرض کنیم الهی
وَ لاَ حَاجَةً هِيَ لَكَ رِضًا وَ لِيَ فِيهَا صَلاَحٌ إِلاَّ قَضَيْتَهَا
همچنین در دعای قنوت عید فطر از خدا حاجات سطحی طلب نمیکنیم چرا که بعد از یک ماه به این معرفت رسیدهام آن چیزی را بخواهم که عباد صالح خدا میخواهند و این است غایت روزه.
الهی بر فرض آتش تو را تحمل کنم، چگونه دوری تو را تحمل کنم.
الهی به این باور رسیدهام باران رحمتت تبعیض بردار نیست؛ تفاوت دریافتهای ما، متناسب با تفاوت ظرفهای ماست.
اگر عرفان اسلامی داشته باشیم یعنی اعمال صالح را طبق شریعت الهی انجام دهیم، خداوند ظرف وجودیمان را بزرگ میکند.
اگر میخواهیم به فیض و فهم بالاتری برسیم این چند روز باقیمانده از ماه مبارک رمضان را غنیمت شماریم، از خدا شرح صدر طلب کنیم تا لذتهای بزرگ را به ما بچشاند و درک کنیم چرا که طبق آیه ۱۲۵ سورهی مبارکهی انعام هرآنکه را خدا بخواهد با سرعت نور در جادهی قرب خود قرار دهد به او شرح صدر عطا میکند؛ اگر شرح صدر نداشته باشیم درجا میزنیم، سنگین میشویم.
شرح صدر نار وجود ما را نور میکند.
🖊مرضیهرمضانقاسمبنتالعلی
#عرفان_اسلامی
#عرفان_کاذب
#گُر_گرفتگی
#شرح_صدر
#عرفانواره
#عدل
🌍
╰┈➤Ⓜ️@ramezan_ghasem110