eitaa logo
ورزش و سلامت روح و تن
68 دنبال‌کننده
345 عکس
1.7هزار ویدیو
18 فایل
این جا مکانیست برای به اشتراک گذاری ورزشهای خانگی و مطالب مرتبط با سلامت روح و جسم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ایران ما
5.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خرج اینها رو کی میده؟ رأی بی رأی دیگه ... ✌️
8.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 خاطراتی شنیدنی از دغدغه و اصرار شهید محمودنژاد درباره انتخابات! 🎙 روایتگری حسین کاجی در حرم مطهر 🔷🔸💠🔸🔷 https://eitaa.com/joinchat/4045733908C710c8085de
8.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌بی عصا آمدن ، نشان از اقتدارش است..🇮🇷 ┄┅═✧☫@TABEIN_14
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
حدیث : 🌺 گنج های نیکوکاری 👈 امام صادق علیه السلام می فرماید: چهار چيز از گنج هاى نيكوكارى است: - پنهان كردن حاجت - پنهان داشتن صدقه - پنهان نمودن درد - مخفى داشتن گرفتارى. 👇متن عربی قال الصادق علیه السلام: أَرْبَعٌ مِنْ كُنُوزِ اَلْبِرِّ: كِتْمَانُ اَلْحَاجَةِ وَ كِتْمَانُ اَلصَّدَقَةِ وَ كِتْمَانُ اَلْوَجَعِ وَ كِتْمَانُ اَلْمُصِيبَةِ 📖 بحارالانوار، ج78، ص208 https://eitaa.com/Alsagalain
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اتفاقی که این روزها قلب حجت‌بن‌الحسن را به درد آورده است! ❌ این روزها حواس‌مان از این مسئله پرت نشود... 🔰 برشی از سخنرانی در برنامه 💠 اندیشکده راهبردی سعداء 🆔 @soada_ir
23.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀مادر شهید محمد معماریان 🌷شهید ۱۶ ساله ای که پس از شهادت برای شفای پای مادرش ؛ پارچه حرم امام حسین علیه السلام را در خواب (مکاشفه) به پای او بست و مادر پس از بیداری شفا گرفت و درکمال تعجب دید سوغات فرزندش همچنان به پایش متصل است!!! و این پارچه معطر همچنان در کنار مادر است!!! 📽 برنامه ماه من https://www.aparat.com/v/s50cqbe
20.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀خانم اشرف السادات منتظری مادر شهید محمد معماریان در برنامه مخاطب خاص 📃 قرائت یادداشت مقام معظم رهبری در مورد کتاب * تنها گریه کن* توسط مجری 📚 کتاب *تنها گریه کن* میتوانید زندگینامه شهید معماریان و خدمات و مبارزات مادر شهید را مطالعه کنید که واقعا زیبا و دلنشین است. کتابی جذاب و خواندنی که در عرض یکسال به چاپ هشتادم رسید. کتابی که رهبر انقلاب می‌فرمایند:" با شوق و عطش این کتاب شگفتی‌ساز را خواندم و چشم و دل را شستشو دادم. همه چیز در این کتاب عالی است". 📽حتما ببینید ۷ بهمن ۱۴۰۰ شبکه ۳ برنامه مخاطب خاص https://telewebion.com/episode/0x1beb6b9
👆شفای شهید محمد معماریان عنایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) محمد هجده ماهه بود. چند روز بود که تب شدیدی داشت و پائین نمی آمد. مادر بَرش داشت آورد بیمارستان. دکترها پس از معاینه و آزمایشات، گفتند که بچه شما مننژیت مغزی دارد و تنهاترین راه درمانش برداشتن آب نخاع برای تحقیق بیشتر است. در این صورت هم احتمال سلامتی خیلی پائین است و ممکن است بچه فلج شود. مادر تنش گُر گرفت. نمی توانست بچه فلج را نگه دارد. گفت: نه نمی خواهم. دکتر عصبانی شد و گفت: اگر بخواهی بچه را از این بیمارستان بیرون ببری، زیر پرونده اش می نویسم هیچ بیمارستانی قبولش نکند. مادر گفت: آنکه درد داده درمان هم می دهد. هر چه می خواهی بنویس. ما که بی صاحب نیستیم. محمد را آورد خانه و رختخوابش را روی قبله انداخت. شش روز بود که محمد روی به قبله داشت. بدنش داشت کم کم خشک می شد و سرش به عقب برگشته بود. (مادر) دیگر طاقت نیاورد. محمد را بُرد بالای پشت بام و سجاده اش را انداخت و شروع کرد خواندن نماز توسل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم). و شروع کرد به عرض حاجت. در همان حال اسب سواری را دید که دور سجاده اش می چرخید. بی اختیار بلند شد و گفت: یا رسول الله! من بچه ام را از شما می خواهم؛ اما سالم. اگر ماندنی است از خدا بخواه سالم به من بَرش گرداند. از پشت بام که آمد پائین به مادرش گفت: همین امروز این بچه یا خوب می شود یا می میرد. اگر غیر از این باشد از سادات نیستم. محمد را در رختخوابش خواباند. پس از مدت زمانی کم کم چشم های محمد باز شد. بلند شد و خندید. فردا صبح با محمد رفت بیمارستان. دکتر تا دیدش، گفت: آمدی که التماس کنی؟ گفت: نه آمده ام بگویم رفتاری که با من کردی با دیگران نکن. بچه من به عنایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) صحیح و سالم است. دکتر معاینه اش کرد. سالم سالم بود. راوی: مادر شهید مجموعه از او؛ کتاب قصه شال ؛ خاطرات شهید محمد معماریان. نویسنده: نرگس شکوریان فرد. ناشر: عهد مانا. نوبت چاپ: هفتم-۱۳۹۶٫ صفحات ۷-۱۶٫ https://www.boreshha.ir/%D8
تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۴۰۱ - ۰۸:۴۱ 👆شهید ۱۶ ساله‌ محمد معماریان که با دستان مادر تلقین شد/ محمد گفت: تنها گریه کن. تهران- ایرنا- محمد معماریان نوجوان ۱۶ ساله ای است که در نهرخین شلمچه عملیات کربلای ۴ به فیض شهادت نائل شد و پس از هفت روز که مادرش می‌خواست او را در قبر بگذارد خونش همچنان تازه بود و دست مادر را رنگی کرد. شهید محمد معماریان در بیستم مرداد ۱۳۴۹ در قم به دنیا آمد، در ۱۲ سالگی به بسیج پیوست و حدود ۱۳ سال سن داشت که پایش به جبهه باز شد و در کربلای ۴ وقتی از بین هزار نفر نیاز به خط‌شکنی ۳۰۰ نفر بود، او نام‌نویسی کرد تا اینکه سرنوشت شهادت او در نهرخین شلمچه رقم خورد. مادر این شهید نوجوان در گفت وگو با خبرنگار ایرنا بیان کرد: جنازه محمد سه روز در نهر خین در شلمچه و سه روز هم در معراج‌الشهدا مانده بود تا پدرش از جبهه برگردد یک روز هم طول کشید تا کارهای تشییع و تدفینش انجام شود. کاسه سر پسرم خالی بود و فقط صورت داشت. توی کاسه خالی سرش با پنبه پر شده بود و دندان‌ها و زبانش لابه‌لای پنبه‌ها بود. نشستم کنار پیکر محمد و رویش را باز کردم. خیلی سریع بوسه‌ای به پیشانی‌اش زدم و دست کشیدم روی چشم‌هایش و گفتم: خوش به حالت مادر حال تو که گریه کردن ندارد و به بی بی گفتم: بالاخره روزی که این همه منتظرش بودم رسید. به پسرم گفتم: محمد جان! دیدی آخرش تو جلو زدی و رفتی؟ به حاضران گفتم می‌خواهم خودم محمد را داخل قبر بگذارم دو سه نفر مخالفت کردند، اما تا شنیدند خواسته محمد بوده، تسلیم شدند جوانم را کفن پیچیده گذاشتند روی دستم، پلاستیک روی صورتش را باز کردم. دست به صورت محمد زدم و به سر و صورتم کشیدم این آخرین دیدارم با محمد بود. دست‌هایش را گرفتم توی دستم. بی‌اختیار لبخند زدم زیر لب گفتم: عزیز دلم، سربلندم کردی. پیش خدا مقام داری، دعایم کن. دلم نمی‌خواست از محمد دل بکنم، ولی چاره‌ای نبود.جنازه را خودم توی قبر گذاشتم و تلقینش را خواندم وقتی دستم را از زیر سرش برداشتم، خون تازه دستم را رنگین کرد؛ دستم را به جمعیت نشان دادم و گفتم: ببینید بعد از هفت روز خون تازه از سر محمدم جاری است اما گریه نکردم محکم و استوار همه کارهایش را انجام دادم و از قبر بیرون آمدم بعد هم روی قبر ایستادم و با استعانت از عمه‌ام حضرت زینب (سلام الله علیها) سخنرانی کردم به این امید که خانم از ما راضی باشد. اشرف‌السادات منتظری با بیان اینکه محمد قبل از آخرین اعزام به جبهه به دامادم گفته بود که این قبر من است و دقیقا در همان نقطه به خاک سپرده شد، افزود: شب قبل از اعزام پسرم به من گفت که اگر شهید شدم و راضی بودی، آن کفنی را که از مکه برای خودت آورده‌ای و با آب زمزم شست‌وشوی دادی، به تنم بپوشان و شال سبزی را که از سوریه آورده‌ای را به گردنم بیاویز. گریه نکن و اگر گریه کردی جلوی چشم دیگران نباشد. در تنهایی هر چه خواستی گریه کن. شفای مادر در خواب با پارچه متبرک از حرم امام حسین (علیه السلام): مادر شهید معماریان می گوید: محرم سال ۱۳۶۵ بر اثر حادثه‌ای از ناحیه پا به شدت آسیب دیدم و از اینکه نتوانستم به نحو شایسته در مجالس عزاداری اباعبدالله الحسین(علیه السلام) شرکت کنم، به درگاه خداوند ابراز ناراحتی و طلب شفا کردم صبح روز عاشورا بعد از قرائت زیارت عاشورا در عالم رؤیا دیدم چند نفر از شهدا از جمله فرزندم محمد در مسجد المهدی قم به دیدار من آمدند و پسرم پس از گفت‌وگو شال سبزی را که از حرم سالار شهیدان آورده بود، روی پایم قرار داد از خواب که بیدار شدم در کمال شگفتی باندها را دیدم که از پایم گشوده شده و شال سبز روی پایم قرار داشت و دیگر دردی احساس نمی‌کردم. کرامت امام حسین (علیه السلام) و شهید معماریان برای شفای بیماران: منتظری ادامه داد: قطعات کوچکی از شال سبزی که بر روی پای من بسته شده بود را به برخی از مردم دادم پس از آنکه خبر این ماجرا به محضر آیت‌الله گلپایگانی(ره) رسید و پس از شرح آن موضوع شال خوشبوی معطر به عطر حسینی(علیه السلام) مورد تصدیق ایشان قرار گرفت، ایشان گفت: این امانتی در دست شما بوده و نباید آن را به دیگران هدیه می دادید پس از آگاهی از این مساله به سراغ دریافت کنندگان قطعات پارچه رفتیم اما در کمال ناباوری متوجه شدیم تمام آنها غیب شده اند. وی تاکید کرد: خدا را شاکریم که این ماجرا سندی برای اثبات زنده بودن شهدا است و منزل شهید سالها پایگاهی برای آرمان‌های اسلام و انقلاب قرار گرفته است. مادر شهید معماریان با بیان اینکه شال مورد نظر اکنون داخل یک شیشه ۱۰ سانتی نگهداری می شود و بوی عطر مخصوص آن باقیمانده است، گفت: آیت الله گلپایگانی کمی از تربت امام حسین (علیه السلام) را به من داد و گفت یک سانت از این شال را برش بزنید و در داخل بطری به همراه آب و تربت قرار دهید من نیز این کار را انجام دادم و زمانی که مردم برای رفع
بیماری و مشکلات خود از من پارچه را طلب می کنند آب این شیشه را در یک بطری کوچک دیگر می ریزم و به آنها می دهم تا با نوشیدن آن شفا یابند. کمک مادر شهید معماریان به ۶۰۰ خانواده محروم ؛ حالا بعد از این همه سال، همان شال سبز در منزل شهید منتظری قرار دارد و مردم با اطلاع از ماجرای شهیدی که مادرش را شفا داد، برای دریافت پارچه به در خانه آنها مراجعه می‌کنند منزل این شهید والامقام در محله بلوار امین قم به مکانی برای کارهای خیری تبدیل شده است و مادر محمد با حمایت خیران مختلف ۶۰۰ خانواده کم‌برخوردار و محروم را زیر پوشش قرار داده است. https://www.irna.ir/news/84937423