eitaa logo
یه دنیای رندوم؛☫🏴
779 دنبال‌کننده
3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
12 فایل
هیچ انتظاری از ما نداشته باشید، خودمونم نمی‌دونیم بعدی چیه. اینجا همه چیز رندومه!🦦 سنجاق اول کانالو چک کنید🙏🏼 @madahi_random لینک ناشناس📪👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ft2yx6 حرفاتو بگو،ولی مسئولیت عواقبش با خودته ‌ಥ‿ಥ‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/randooom/21295 فایده نداره هرچی بگم اصلا اسمت زکی تو شناسنامه هم زکی من اینجوری فکر میکنم حداقل بگو زکی چیهههه من نمیدونم چیه -- زکی یه بخشی از فامیلیمه😂 و بخاطر همین همه دوستام حتی معلما زکی صدام میکنن
https://eitaa.com/randooom/21304 زن زندگی ناراحت میشه هااا -- چرا باید ناراحت بشه؟😔 یعنی نمیتونه با هوو کنار بیاد؟؟؟
https://eitaa.com/randooom/21301 چیبگم والا یادم نمیاد چیشد عضو شدم و اینکه بنظرم دلقک خوبی هستی 🤣🙏🏻ناشناسات و کلا فعالیتت خیلی خوبه دیگه نمیای پونی تون بریم روضه برگذار کنیم اگه خواستی تو گپ پونی قد بگو (سانسور) اینم ایدیمه اگه کارم داشتی (اگه تو کانالت خواستی بذاری سانسور کن بوث) -- خیلی ممنونم🤣 حله یه روز میگم بریم
خب دیگه کاری ندارید برم بخوابم؟🦦
و اینکه ناشناسارو پاک کنم یا نه؟
یه دنیای رندوم؛☫🏴
و اینکه ناشناسارو پاک کنم یا نه؟
اکثرا‌ با تهدید و خشونت گفتید پاک نکن🤣 باشه پاک نمیکنم.
-بسم جلیل سلام زکی. این نامه قرار بود درباره ی "چیزی" باشد. اما هرچه کردم نتوانستم آن "چیزی" را انتخاب کنم. هرچه انتخاب میکردم، به ذهنم میامد حق نامه ی نخستین از آن بیشتر است. نمیدانم نامه ام را از کجا باید شروع کنم. آدم وقتی موضوعی برای گفتن ندارد، تازه میفهمد چقدر حرف روی هم تلنبار کرده. راستش اصلا نمیدانم قرار است این نامه را بخوانی و به آن توجه کنی یا نه. شاید همین ناشناس بودن باعث شده جرئت کنم تا بنویسم. این نکته درباره ی من هم زیادی عجیب است. برای کسانی که خوب میشناسم سخت مینویسم و_ --
_روی کلمات حساس میشوم، ولی برای غریبه ها دست بر قلم میبرم و، هرآنچه حاصل رقصِ کاغذ و قلمم باشد را به پای کبوتر نامه رسان میبندم. اوایلی که نامه مینوشتم، فکر میکردم نامه حتما باید مقصد مشخصی داشته باشد. و کسی که برایش مینویسم را کامل بشناسم. ولی حالا بعد از مدت ها نوشتن، یک اسم برایم کافیست. حالا میدانم گیرنده یک بهانه است و گاهی خودِ نوشتن مقصد است. خب... تا اینجا که تو هنوز هیچ تصوری از "من" نداری. نمی‌دانی قهوه‌ام را تلخ می‌خورم یا شیرین. موقع فکر کردن ناخنم را می‌جوم یا خودکارم را. شایدم_ --
_هم هیچکدام.؟ یا وقتی از چیزی ناراحتم، بیشتر می‌نویسم یا کمتر. و یا، و یا، و یا... و شاید همین ندانستن، بهترین جای ممکن برای شروع یک نامه باشد. البته نه از آن شروع های کلیشه ای از نداستن. همیشه موقع آشنایی از آدم‌ها ندانسته های مسخره ای را میپرسند. می‌پرسند شغلت چیست، چند سال داری، اهل کجایی.؟ هیچ‌کس نمی‌پرسد آخرین باری که بی‌دلیل خندیدی کی بود؟ وقتی زیاد فکر میکنی چهره ات چه شکلی میشود؟ یا وقتی «درحال نوشتن یک نامه برای زکی هستی که یک کلمه درمورد زندگی اش نمیدانی» چه حسی داری؟ اصلا مینویسی؟_ --