📩 پیام ناشناس جدید
درد ما ریاضیارو کی میفهمه؟😭
--
ریاضیارو خدا زده. همین که روانتون فعلا سالمه خداروشکر کنید😔🤣 (شوخی میکنم)
📩 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/randooom/29084
یادش بخیر ما یه دبیر دفاعی داشتیم اطلاعاتی بود
و کاملا جدی ما نفس کم میاوردیم سر کلاسش بس که مارو میخندوند
خیلی آدم باحالی بود
محشر بود این بشر
واقعا تا آخر عمرم هیچ وقت یادم نمیره خاطرات کلاسشو
حتی یه بارم کتابو باز نکردیم خودشم میگفت این کتاب به درد نمیخوره ولی کلی اطلاعات نظامی هم بهمون میداد
--
حالا معلم ما اینجوری بود که اگر سر کلاسش حرف میزدیم مجبورمون میکرد به کل بچه ها جلسه بعدی بستنی بدیم. اونم نه بستنی معمولی، سالار و مگنم
یزیدی بود واسه خودش
یه دنیای رندوم؛
📩 پیام ناشناس جدید https://eitaa.com/randooom/29084 یادش بخیر ما یه دبیر دفاعی داشتیم اطلاعاتی بود
تو هروقت سالار و مگنومتو دادی بعد بگو 😂
یه دنیای رندوم؛
تو هروقت سالار و مگنومتو دادی بعد بگو 😂
یبار دادیم که یزید.
نزدیک امتحاتا بود
ولی معلمه رو راضی کردیم سالار ندیم بجاش یه بستنی دیگه دادیم
📩 پیام ناشناس جدید
واهای زکی چقد دلم خواست ک معارف بخونم
واقعا شیرینهههههه، چیزایی ک درمورد دین هست میخونی و لذت میبری
ولی خودمم عاشق رشتمم🤌
ولی متاسفانه هنرستانی ام و از الان برای فردا ک قراره برم مدرسه عزا گرفتم😍 واقعا متنفرم از بچهای هنرستان
لعنت بهشون
--
وای دقیقااااا
من عاشق اطلاعات دینی و این چیزام😭
اوه اوه هنرستان🤣
📩 پیام ناشناس جدید
زکی یک چیزی بگم؟
من آدم مذهبی نیستم ولی وقتی اومدم چنلت واقعا روم تاثیر داشته
شاید نباید اینو میگفتم نمیدونم
--
الحمدلله خداروشکر🫶🏼
از چه نظر تاثیر داشته؟
یه دنیای رندوم؛
📩 پیام ناشناس جدید درد ما ریاضیارو کی میفهمه؟😭 -- ریاضیارو خدا زده. همین که روانتون فعلا سالمه خدا
بابا ریاضی به این خوبی چه دردی؟
*زر میزنم زمان امتحانا که بشه...
یه دنیای رندوم؛
بابا ریاضی به این خوبی چه دردی؟ *زر میزنم زمان امتحانا که بشه...
زینب زمان امتحانا انقدر خنده دار میشد🤣
📩 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/randooom/29093
آخر سال معاون مجبورش کرد ازمون امتحان بگیره
بعد سر جلسه خودش و معاون مراقب بود
به معاون گفت یه لحظه برو فلان جا یه چیز برا من بیار...
معاون که از جلسه رفت بیرون یهو گفت صحیح غلط غلط صحیح
کل سالن از خنده رفت رو هوا
بعد داد زد زهرمار زود بنویسید میخوام برم تو دفتر دبیرا صبحونه بخورم
بعدش پنج شیش تا دیگه سوالارم رسوند
بعد معاون اومد دیگه نتونست برسونه
خودش تعریف میکرد میگفت تو خونه برگه هاتونو میدادم دست دو تا دخترام بهشون میگفتم هر چی ننوشته شبیه دست خط خودش بنویس😂
اصن عالی بود این بشر