هدایت شده از هیمو
آدم عجیب غریبی هستم.
گاه آنقدر شاد که کسی حریف خنده هایم نمیشود
و گاه آنقدر غمگین که حتی دلقک ها حریف غم هایم نمیشوند
گاه پر حرف و گاهی ساکت ساکت
گاه در حد ساعت ها مشتاق صحبت کردن و گاه در حد یک ثانیه بیزار از هم صحبتی
من نمی دانم این تضاد عادی است؟
یا نه من دیوانه ام؟
یه نفر یه چیز جالبی بهم گفت، میگفت هیچکس نمیتونه خونه تو بهم بریزه مگر اینکه خودت بهش کلید داده باشی.
اینکه شما تایپتون رو بگید با اینکه به یسری ادما توهین کنید فرق داره
مثلا «من موی بور دوست ندارم و تایپم نیست» با «موی بور به درد نخوره همشونو باید ریخت تو دریا» متفاوته.
یسریها مثل گوشه ناخن میمونن، نه وصل میشن نه کنده میشن، اگه بذاری بمونن هر روز دردشون بیشتر میشه، اگه بِکنیشون قلبت درد میگیره؛ اینارو از ریشه بِکنید، میدونم درد داره، خون میاد، بغض میکنی، ولی یه روزی تموم میشه و زخمش هم خوب میشه
بچه ها بیاید چالش.
یه ترس عجیبی ک دارید چیه؟
مثلا من صدای دعوا میشنوم به شدت میترسم تپش قلب میگیرم.(خیلی رندوم)
تو ناشناس بگید:
https://daigo.ir/secret/p-a315d1f6
یه دنیای رندوم؛
بچه ها بیاید چالش. یه ترس عجیبی ک دارید چیه؟ مثلا من صدای دعوا میشنوم به شدت میترسم تپش قلب میگیرم.(
📫 پیام ناشناس جدید
مامانم یه روز نباشه واقعا هر شب با تصورش گریه میکنم
+
این ترسو همه دارن فکر کنم