یه دنیای رندوم؛
قشنگترین و بهترین روز زندگیتون چه روزی بوده؟ یا به عبارتی روز مورد علاقتون چه روزی بود و چه اتفاقی
همه ناشناس های مربوط به این پیام رو میذارم حتی اگر یه هفته طول بکشه.
هدفمم اینه که برای هممون یادآوری بشه که روزای خوب تو زندگی کم نیست🫶🏼
یه دنیای رندوم؛
قشنگترین و بهترین روز زندگیتون چه روزی بوده؟ یا به عبارتی روز مورد علاقتون چه روزی بود و چه اتفاقی
📫 پیام ناشناس جدید
خب روزی که لیوان شکسته ها رو تبدیل کردم به یه اثر هنری و تموم خلاقیتم رو جمع کردم تا یه تندیس بسازم که از دل تجمعات حس ایران و مقاومت بده
و به اون خادمی که بهم گفت این لیوان شکسته برای چیته ثابت کنم همه چیز رو میشه تبدیل کرد به یه اثر هنری >>>
--
واووووو
چقدر من با پیامت ذوق کردممم
حس خیلی قشنگی بهم دست داد
یه دنیای رندوم؛
قشنگترین و بهترین روز زندگیتون چه روزی بوده؟ یا به عبارتی روز مورد علاقتون چه روزی بود و چه اتفاقی
📫 پیام ناشناس جدید
اقدر روز خوبی بود که یادم نیستش
--
فکر کنید بچه ها فکر کنید
روزای خوب زیاد هست..
هدایت شده از نازنینباطعمچای﹏
نمیدونم الان دقت کردم دیدم چرا هیچ روزی رو برتر قرار ندادم
یه دنیای رندوم؛
نمیدونم الان دقت کردم دیدم چرا هیچ روزی رو برتر قرار ندادم
الان اگر میپرسیدم بدترین روز زندگیتون چه روزی بود، همتون طومار مینوشتید XD
به راستی چرا؟
میدونید چرا مغزمون روزای بد رو بیشتر تو خاطرش نگه میداره؟
واسه اینکه از اون خاطره بد، یه درس بگیره.
مثلا اگر یه روز درس نخوندید و معلم تحقیرتون کرد، این خیلی بیشتر تو خاطرتون میمونه تا اون روزی که معلم بخاطر بلد بودن یه درس تشویقتون کرد.
برای اینکه مغز میره تو حالت دفاعی، برای اینکه یادش بمونه اگر درس نخونه، یا فلان اشتباه رو بکنه، فلان اتفاق بد براش میفته.
نمیدونم متوجه منظورم میشید یا نه.
واگرنه تو زندگیمون روزای خوب خیلی بیشتر از روزای بده، ولی مغزمون خاطرات بد رو پررنگ تر میکنه.
پس بیاید به این فکر کنید که بهترین روز زندگیتون چه روزی بود،
برای اینکه یادتون بیاد زندگی همیشه روزای خوب هم داشته،
برای اینکه یادتون بمونه زندگی با تموم سختیاش قشنگه..
اگر بخواید، حتی میتونید یه اتفاق بد رو تبدیل به یه خاطره خوب کنید..
مثلا من همیشه از روزی که رابطم با یسری از دوستام بهم خورد، به عنوان یه خاطره خوب یاد میکنم.
برای اینکه متوجه یسری از حقایق شدم.
برای اینکه شخصیتم ارتقا پیدا کرد، برای اینکه قوی تر شدم، برای اینکه پخته تر شدم، برای اینکه فهمیدم خودمو خرج آدمای الکی نکنم، برای اینکه فهمیدم نباید جایگاه خودمو تو جمع یسری آدما پایین بیارم..
https://eitaa.com/nazaninentjj/19397
من هم وقتی گاهی اوقات بهش فکر میکنم اذیت میشم، ولی در نهایت به عنوان یه خاطره خوب ازش یاد میکنم.
چون باعث شد من ارتقا پیدا کنم
هدایت شده از .moon.
روز قشنگ زیاد داشتم.
ولی خب چیزی که الان یادم میاد اینه، بعد حدود ۴ سال تمرین کردن و تو زمین نرفتن، بالاخره به عنوان یکی از اعضای فیکس واسه زمین انتخاب شدم و رفتم بازی کردم.
وای یادمه حدود ۷۰ تا سرویس زدم تو ۴ ست که بازی کردیم و خب چون سرویسام اکثرا میخوابید هی پشت سر هم میزدم تو زمین. دستم شکست رسما، ولی خیلی خوب بود.تیم ما برد و قرار بود مسابقه های بعدی رو تو سالن بازی کنیم و همه بچه ها هم بیان، ولی جنگ شد و هیچ وقت نشد.✨✨🥲
اون روز استرس نداشتم و خیلی خوب بازی کردم و خب همون روز شد آخرین روز و بعدشم تموم.
مدرسه
سال دوازدهم
هدایت شده از .moon.
ما تیم قوی خیلی داشتیم توی مدرسمون.برای همین دهم و یازدهم که بودم تو زمین بازی نمیکردم. قبلشم تو کلاس والیبال مربی من و نمیبرد توی زمین. بازیم خوب بود و دلیلش و نمیدونستم.
ولی خب تو مدرسه حتی نهمم هم نشد برم مسابقه(رفتم ولی تو ذخیره ها بودم و تشویق میکردم).
دوازدهم که بودیم، دیگه ما ارشد شده بودیم و بهتر میتونستیم بازی کنیم. سخت گیری مدیر هم بود، چون ما مدرسمون کنار خیابون بود میگفت توپ میره تو خیابون، ولی خب بازی میکردیم ما.
حتی یه بار با سنجاق قفلی در اتاق ورزش و باز کردیم و رفتیم توپ برداشتیم😀.
یا بعضیوقتا یه پنجرهی اتاق ورزش و باز میزاشتیم، زنگای تفریح از اون پنجره میرفتیم تو و توپ برمیداشتیم واسه بازی.
اره دیگه سال آخر والیبال واقعا حال داد.
البته من خیلی بلد نیستما، ولی خب اون روز خیلی حال داد.