یه دنیای رندوم؛☫🇮🇷
سلام بر گلودرد و آبریزش بینی و کیپ شدن گوش و سوزش چشم😍😍😍🥳🥳🥳 درود بر پاییز🎀
خب دوستان عالیه بنده هم اکنون به شدت مریض شدم و دارم میمیرم✅
ولی همچنان درود بر پاییز🎀
من قبلا از تخم مرغ متنفر بودم... همه نوع هاش😀
ولی الان عاشق تخم مرغم جوری که دلم میخواد هر وعده تخم مرغ بخورم🍳
خیلی از غذا هایی که ازشون بدم میومد هم الان دوست دارم. مثل کشک بادمجون یا خورشت بامجون😀
چه تغییری داره توی من انجام میشهههه😀
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاد براندازای سال ۱۴۰۱ افتادم که خوندن و نوشتن هم بلد نبودن😂
هیچوقت درک نکردم که چطور ممکنه یکی بهت پیام بده و تو همون ثانیه جواب بدی ولی طرف بره تا فردا بمیره.
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روبیک که نبود، غول بود!
حتی با دیدنش انگشتام درد گرفت😭
بعضیا که گناه زیاد دارن، میگن: ینی خدا منو میبخشه؟!
و نمیدونن وقتی به این حالت میرسن، ینی اینکه بخشیده شدن!
مرحوم حاج اسماعیل دولابی
وای خدایاااا چقدر باحال بودددددد😭
هدایت شده از کانال بستجی♨️
🍉
♦️زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یک روز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.
یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم می زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت. دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخری رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت اما داماد از جایش تکان نخورد او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم؟
همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد. فردا صبح یک ماشین بی ام و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بود، که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! ازطرف پدر زنت».
U will Love Us @Postchi1