مسألهٔ نامها
آمار دقیقی به دست من نیست، ولی احتمالاً از هر ده اسم "تازه"ای که در ایران امروز اختراع میشود نه اسم آن بیمعنی است. نامهای امروز، مخصوصاً در نام دختران، بسیاری حاصل ترکیب دو یا چند هجای بیمعنی یا حاصل کج و کوله کردن نامهای قدیم است: اسمهایی مانند آناشید، فربد، مهبد، فرداد، و رادمهر، که به خیال واضعان نامهایی هستند معنیدار، همه مهملند. از این مهملات میتوان پی به درجهٔ مهملی نامهای بیحسابوکتابتر برد.
تعدادی نام هم هست که مطلقاً فرنگی یا روسی است و به اسم نامهای ایرانی به خورد مردم داده شده.
گروهی نیز صورت یونانی و لاتینی و فرانسوی و انگلیسی نامهای کهن ایرانی است که به توسط مترجمان ناآگاه یا بیسواد از صد و چند سال پیش وارد فارسی شده و به گمان مردم ایرانی است.
گروهی از نامها نیز صورت اصلی عبری نامهای مأنوس عربی است که نهادن آنها بر فرزندان این نسل عقبماندگی تلقی شده، چنانکه الیاس نشان عقبماندگی شده و ایلیا نه، یونس نشان امّلی است و یونا(ه) نه.
تعدادی نیز بکلی ساختگیند و سازندگان آنها با رندی اینها را به خورد سازمان ثبت احوال دادهاند یا آن سازمان به هر دلیل که من نمیدانم آنها را پذیرفته. در توجیه همهٔ این نامها وجه اشتقاقهای مضحکی ساختهاند که مرغ پخته را به خنده میآورد. تقریباً هر چه در فضای مجازی دربارهٔ اشتقاق این نامهای نوظهور هست مزخرف است و کل مسیری که ملت ایران اخیراً در انتخاب نام میرود نشان جهل و نادانی است و بیسوادی در سر تا سر آن جلوهگر است. اگر کسی اندکی با نامهای ممالک دیگر آشنا باشد و در آن نامها تحقیق ولو جزئی کرده باشد میداند که هیچ مملکتی در انتخاب نام این اندازه بی در و پیکر نیست که ما در ده بیست سال اخیریم. خواهند گفت این عکسالعملی است به افراط در اختیار نامهای عربی در سی چهل سال گذشته که بسیاری از آنها نیز معنای خوبی نداشتهاند یا اصلاً موهن بودهاند. این پاسخ هم نشان نادانی است. مگر هر غلطی را باید با غلط بزرگتر پاسخ داد؟
باری همان طور که ذائقهٔ موسیقایی و ادبی این قوم کور شد و چون بیماران از دریافتن مزهٔ بد و خوب بازماند و محصولات بیماران را به عنوان به قول خودشان "موسیقی فاخر" و "ادب فاخر" پذیرفت، در این جا نیز ذوق بیماران بعد از چند سال حکم معیاری خواهد یافت (و تا کنون نیز تا حدی یافته) که اندک کسانی را هم که دچار بیماری نشدهاند با آن خواهند سنجید. کار مملکتی که کاربدستانش نیز چون مردم کوچه و بازار عامی هستند و آدم درسنخوانده در طايفهٔ روشنفکرانش کم نیست همین است.
https://t.me/YaddashtQaemmaqami
📜 مشاغل شیعیان متقدم
🔸مرحوم كلينی در گزارشهایی تاكيد اهل بیت(ع) بر کسب درآمد حلال را منعکس کرده است.
📚 الکافی: ۵، ۸۰-۸۱.
🔸شیعیان با تأسی به آموزههای امامان، به داشتن شغل اهمیت ویژهای میدادند و با اینکه برخی از آنان دارای منصب حکومتی و یا مستمری از بیت المال بودند، از کار کردن خودداری نمیکردند.
🔺مرحوم کلینی در گزارشی آورده که سلمان فارسی، وقتی حاکم مدائن بود، به کار حصیربافی اشتغال داشت(عاملی). مستمری سلمان، از بیت المال پنج هزار درهم بود که آن را صدقه میداد و از دسترنج خود استفاده میکرد.
📚الکافی: ۵، ۳۲.
🔸برخی از راویان مورد اعتماد امامان، افزون بر نقل روایات، به مشاغل مختلف نظیر تجارت، پارچه فروشی، روغن فروشی و...مشغول بودند که اغلب در پسوند نامشان نیز هویداست.
📚رجالنجاشی: ۱۹۳.
https://t.me/chsiqs
هدایت شده از رسانه سید جمال | پژوهشگر
🔺قانون جذب را کجای دینمان بگذاریم؟
◀️نقدی بر انحرافاتِ روحانینمایان و هشدار دربارهٔ آسیب به دین، جامعه و سلامت روان و جسم!
🖊 سید جمال حسینی
اخیراً کلیپی از فردی ملبس به لباس روحانیت دیدم که در آن ادعاهایی دربارهٔ «قانون جذب» مطرح میکرد؛ ادعاهایی که نه در آزمایشگاهها قابل آزمون است و نه در متون معتبر دینی ریشه دارد. واقعاً چگونه ممکن است طلبهای که سالها در حوزه درس خوانده، امروز مبلغِ خرافهای به نام «قانون جذب» و «هالهبینی و هالهشناسیِ اسلامی» شود و مصرانه تأکید کند که اینها اسلامیاند؟
اسلام با تأکید بر مسئولیتپذیری فردی و تعقّل، انسان را به برنامهریزی واقعبینانه و تلاش هدفمند فرا میخواند. در برابر، خرافه «قانون جذب» با شعار فریبندهٔ «فکر کن تا آرزویت برآورده شود» بارِ مسئولیت را از دوش افراد برمیدارد و آن را به دوش «کائنات» میاندازد.
برخی نیز به گمان باطل میپندارند اگر بهجای «کائنات» بگویند «خداوند»، مسئله اسلامی میشود؛ حال آنکه تغییر نام، ماهیت غیرعقلانی و غیرشرعی این ادعا را دگرگون نمیکند و تنها راهِ فرار از پاسخگویی و اقدامِ واقعی را هموار میسازد.
رواج چنین باوری نخست ارادهٔ فردی و جمعی را فرسوده میکند. وقتی حل مشکلات به «جریان کیهانی» سپرده میشود، انگیزه برای کوشش پیگیر، برنامهریزی عقلانی و مشارکت مسئولانه در بهبود شرایط اجتماعی کاهش مییابد. مردم بهجای ساختن آینده با عمل و تدبیر، به انتظار مینشینند تا آنچه میخواهند «جذب» شود، و این انتظارِ منفعلانه سرمایه اجتماعی را تهی و حرکتهای اصلاحی را کند میکند.
در گام بعد، تصمیمگیریهای غیرعقلانی جایگزین راهحلهای سنجیده میشود. کسی که مسائل مالیاش را با نشستن و تمنای «ارتعاش مثبت» پی میگیرد، از یاد میبرد که سامان اقتصادی با مهارت، تلاش و انضباط ممکن است. بیماری که بهجای مراجعه به پزشک حاذق، چشمبهراه «جذبِ شفابخش» میماند، زمان طلایی درمان را از دست میدهد. این جابهجایی خطرناکِ معیارها، عقل را از مدار تصمیم بیرون میراند و خسارتهای شخصی و عمومی میآفریند.
همزمان، آمیختگی عرفاننمایی بازاری با پزشکیِ کاذب، میدان را برای سوء استفادهگران هموار میکند. افرادی که خود را «حکیم» و «ملا» مینامند، با روایتهای تحریفشده از سنت و وعدههای شبهعلمی، مخاطبان ساده خود را به دام میاندازند و حتی در حاشیهٔ برخی محافل دینی نفوذ میکنند.
جامعهای که در بحرانها بهجای دینگرایی و عقلانیت، منتظر «جذبِ معجزهآسا» مینشیند، در برابر تکانههای واقعی ضعیف میشود و به افول تدریجی تن میدهد.
آنچه گفته شد، تنها مشتی از خروار است. پاسداران دین باید هوشیار باشند؛ سوداگرانی بسیار از آنسوی دنیا بستههای فکری خود را با نام مقدس اسلام عرضه میکنند و بر سفرهٔ ایمان مردم مینشینند. راهِ مقابله، روشنگری علمی، بازگشت به منابع معتبر دینی، آموزش تفکر انتقادی و ترویج اخلاقِ مسئولیتپذیر است؛ یعنی همان چیزی که دین و عقل به آن فرا میخوانند.
والسلام على من اتبع الهدى
@seyyedjamalhosseinisalamat
خزّاز گوید: شنیدم امام رضا علیه السلام میفرمود: عیسی بن مریم علیه السلام به حواریون فرمود: «بر آنچه از دنیا از دستتان رفته افسوس نخورید اگر دینتان سالم باقی مانده است، همانطور که اهل دنیا بر آنچه از دینشان از دست رفته افسوس نمیخورند اگر دنیایشان سالم باقی مانده باشد»
ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ ابْنِ أَبَانٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْخَزَّازِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام یَقُولُ قَالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ علیه السلام لِلْحَوَارِیِّینَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ مِنْ دُنْیَاکُمْ إِذَا سَلِمَ دِینُکُمْ کَمَا لَا یَأْسَی أَهْلُ الدُّنْیَا عَلَی مَا فَاتَهُمْ مِنْ دِینِهِمْ إِذَا سَلِمَتْ دُنْیَاهُمْ | الأمالی للصدوق، ص ۲۹۷
@kholase_afkar
📜دفن شبانه حضرت زهرا(س) در منابع فریقین
🔹بخاری و مسلم، شیخین در حدیث، ضمن نقل جریان اعتراض حضرت زهرا(س) به اقدام و عملکرد ابوبکر در مورد فدک و ارث رسول خدا(ص) به دفن شبانه و مخفیانه فاطمه(س)، اشاره میکنند.
📚صحیح بخاری: ۵ ،۱۸۲؛ صحیح مسلم، ۵، ۱۵۴.
🔸بَلاذُری، عالم نسبشناس قرن سوم، گزارش میکند که پس از رسول اکرم، فاطمه دیگر خندان دیده نشد تا فوت کرد و شوهرش او را شبانه بدون اطلاعدادن به ابوبکر و عمر به خاک سپرد.
📚جمل فی انساب الاشراف: ۲، ۱۴۵.
🔹 یعقوبی، مورخ شیعه قرن سوم، به مخفیانه بودن مراسم تشییع اشاره کند و تنها حاضران این مراسم را ابوذر و سلمان میداند.
📚 تاریخ یعقوبی:۲، ۱۱۵.
🔸حاکم نیشابوری، عالم شافعی قرن پنجم، نیز مسئله تدفین شبانه را بیان میکند.
📚المستدرک فی الصحيين: ۳، ۱۶۲.
🔹ابن عبدالبر اندلسی، عالم سنی قرن پنجم، بر این باور است که فاطمه، به علی سفارش کرده او را شبانه دفن نماید.
📚 الاستيعاب فی معرفه الأصحاب: ۴، ۳۷۹.
🔹ابن ابی الحدید معتزلی به صراحت تأکید میکند که مخفیانه بودن خاکسپاری و حتی قبر مثل روز روشن و واضح است.
📚شرح نهج البلاغه: ۱۶، ۲۸۰.
🔺در منابع فریقین، افراد زیادی به صراحت بـه تشییع مخفیانه پیکر حضرت زهرا(س)اشاره کردهاند.
https://t.me/chsiqs
📜جایگاه فاطمه(س) در منابع اهلسنت
🔸به باور ابن ابی شیبه، محدث و فقیه اهلسنت، لقب سیده نساء العابدین برای فاطمه(س) بوده و پیامبر(ص) به ایشان این لقب را داده است.
📚المصنف فی الاحادیث و الآثار: ۷، ۵۲۷.
🔹 ابن حجر عسقلانی، محدث و مورخ اهل سنت، تصریح میکند نسل پیامبر(ص) از طریق فاطمه زهرا(س) تداوم یافته است.
📚الاصابة فی تمییز الصحابة، ۸، ۲۶۳.
🔸ترمذی، عالم و فقیه اهل سنت، روایت رسول خدا(ص) در مورد آزار فاطمه(س) را گزارش کرده است.
🏷«اِنَّما فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی، یُؤْذِینِی ما آذاها وَ یَنْصَبُنِی ما نَصَبَها.»
📚صحیح ترمذی: ۲، ۳۱۹.
https://t.me/chsiqs
🔶 آیا حضرت یوسف (ع) مردم مصر را در دین الهی وارد کرده و آثار شرک را از آن سامان محو کرد؟
💠 بنابر قرآن و سنت، حضرت یوسف(ع) رسالت داشت که مردم مصر را به آیین توحید فرابخواند. اما در دوران ایشان هم اغلب مصریان به دعوت توحید نگرویدند. سوره يونس در آیه ٩٨ میفرماید که از بین اقوامی که مخاطب وحی قرار گرفتند، تنها قوم یونس (ع) بود که ایمان آورد و ایمانش سود بخشید. (توبه ایشان در زمانی نبود که دیگر فرصتی برای توبه باقی نمانده باشد.)
فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَىٰ حِينٍ
💠 همچنین مومن آل فرعون (بنابر آیه ۳۴ از سوره غافر) خطاب به قومش صریحا بیان میکند که یوسف برای شما دلایل روشنی آورد ولی پیوسته در تعالیم او تردید داشتید تا اینکه از دنیا رفت و شما گفتید خدا دیگر پس از او پیامبری نخواهد فرستاد.
وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ
💠 همچنین حضرت یوسف پس از سالها از دوران قدرتش، قوانین غالب در مصر فرعونی را تغییر نداده است ولی برای نگه داشتن برادرش، از تدبیر خاصی استفاده میکند که در قوانین مستقر مصر، ممکن نبود:
يوسف - آیه ٧۶:
فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِنْ وِعَاءِ أَخِيهِ ۚ كَذَٰلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ ۖ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ ۚ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ ۗ وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ
💠 این تصور که حضرت یوسف (ع) به ماموریت الهی، در راستای نجات و کمک به مردم تلاش کردند یا به عنوان یک رسول الهی، وظیفه دعوت به دین حق داشتند البته درست است اما این تصور که قوم را وارد در دین ابراهیم (ع) کرده باشد یا آثار شرک را زدوده باشد و کلیت ساختار مصر را تغییر داده باشد شاهد روشنی از قرآن و سنت ندارد. همچنین پیامبران الهی وظیفه نداشتند که مردم را جبرا وارد در دین توحیدی کنند. قرآن کریم بارها بر وجود این آموزه تاکید کرده است. مثلا از حضرت نوح میخوانیم که چنین فرمودند:
هود - آیه ٢٨:
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ
(نوح) گفت: «ای قوم من! اگر دلیل روشنی از پروردگارم داشته باشم، و از نزد خودش رحمتی به من داده باشد -و از دید شما به دور مانده- (آیا باز هم رسالت مرا انکار میکنید)؟! آیا ما میتوانیم شما را به پذیرش این دلیل روشن مجبور سازیم، با اینکه شما کراهت دارید؟!
💠 روشن است که از بین بردن آیینهای شرک آلود، برای این پیامبر الهی مطلوب بوده است. ولی ایشان بر اساس توان و زمینههای دورانش به انجام وظایف پرداخته است. از جهت تاریخی هم میتوان شواهدی از وجود گرایشات توحیدی در مقاطعی از تاریخ باستانی مصر نشان داد اما اثری از چنین تحول بزرگی در بین نیست تا زمانی که مسیحیت در مصر غلبه کرد. و نسبت دادن چنین وقایعی به کتاب و سنت، زمینه تشکیک در اصل واقعیت تاریخی این پیامبر بزرگ (در گزارش اسلامی) خواهد شد
#بررسی_ها
@Hekmatenabavi کانال تلگرامی