مدارا، نیکو شمردن رفتارهای دیگران و چشمپوشی از خطاهایشان، اصل و اساس معاشرت و همزیستی
امیرالمومنین علیه السلام در وصیتش به فرزندش محمد حنفیه فرمود: «به همهی مردم نیکی کن همانطور که دوست داری به تو نیکی شود و برای آنان همان چیزی را بپسند که برای خود میپسندی....و با مردم اخلاقت را نیکو گردان، تا آنگاه که از میانشان غایب شدی، مشتاق تو شوند و آنگاه که مُردی، بر تو بگریند و بگویند: «انا لله و انا الیه راجعون» و از کسانی مباش که در هنگام مرگشان گفته میشود: «الحمد لله رب العالمین».
بدان که سرآمد عقل، پس از ایمان به خدای عزّ و جلّ، مدارا کردن با مردم است. و خیری در شخصی نیست که با کسانی که ناچار به معاشرتِ با آنان است، به نیکی معاشرت نکند، تا آنکه خداوند راه رهایی از آن برایش فراهم سازد. پس من دریافتم همه آنچه که مردم با آن در کنار یکدیگر زندگی میکنند و معاشرتها بر آن استوار است، پیمانهای است که دو سوم آن نیکو شمردن[=حُسن ظن نسبت به رفتارهای دیگران] و یک سوم آن تغافل[=چشمپوشی از خطاهای دیگران] است»
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی وَصِیَّتِهِ لِمُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِیَّةِ قَالَ وَ أَحْسِنْ إِلَی جَمِیعِ النَّاسِ کَمَا تُحِبُّ أَنْ یُحْسَنَ إِلَیْکَ وَ ارْضَ لَهُمْ مَا تَرْضَاهُ لِنَفْسِکَ... وَ حَسِّنْ مَعَ النَّاسِ خُلُقَکَ حَتَّی إِذَا غِبْتَ عَنْهُمْ حَنُّوا إِلَیْکَ وَ إِذَا مِتَّ بَکَوْا عَلَیْکَ وَ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ وَ لَا تَکُنْ مِنَ الَّذِینَ یُقَالُ عِنْدَ مَوْتِهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ اعْلَمْ أَنَّ رَأْسَ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِیمَانِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَارَاةُ النَّاسِ وَ لَا خَیْرَ فِیمَنْ لَا یُعَاشِرُ بِالْمَعْرُوفِ مَنْ لَا بُدَّ مِنْ مُعَاشَرَتِهِ حَتَّی یَجْعَلَ اللَّهُ إِلَی الْخَلَاصِ مِنْهُ سَبِیلًا فَإِنِّی وَجَدْتُ جَمِیعَ مَا یَتَعَایَشُ بِهِ النَّاسُ وَ بِهِ یَتَعَاشَرُونَ مِلْ ءَ مِکْیَالٍ ثُلُثَاهُ اسْتِحْسَانٌ وَ ثُلُثُهُ تَغَافُلٌ | من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۷، حدیث ۵۸۳۴
#المعارف_العلویة #محاسن_الکلام #مدارا #تغافل #استحسان #حدیث #امام_علی_علیه_السلام #آداب_معاشرت #همزیستی
@kholase_afkar کانال تلگرامی
هدایت شده از دبیرخانه امور معرفتی - معاونت تهذیب حوزههای علمیه
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟢 وقتی هوش مصنوعی سه بخش اول کتاب مسئله حجاب استاد مطهری را در کمتر از هفت دقیقه خلاصه میکند (حدود یک سوم کتاب)
🔻 کانال مطالعاتی «آثار شهید مطهری» در ایتا👇
eitaa.com/tahzibmotahar
هدایت شده از قم ما
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺نمایی زیبا از بارش باران در حرم مطهر امیرالمومنین علی (ع)
┄┅═☫ همیشه با خبر، با ما ☫═┅┄
@qom_ma
پیرمردی تمام عمرش را
بین بازار و کوچه سر میکرد
هرکسی بار در دکانش داشت
پیر افتاده را خبر میکرد
او که عمری برای نان حلال
گاریاش را به هر طرف میبرد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
روزی از کوچه که به خانه رسید
همسرش گفت: درد نان داریم
از بد حادثه همین امشب
نان نداریم و میهمان داریم
سالها با غم تهیدستی
در خفایت اگرچه سر کردی
میرود آبرویمان امشب
دستخالی اگر تو برگردی
باز هم راهی خیابان شد
حجرهها را یکییکی میدید
هیچ باری نمانده روی زمین
از نگاهش عذاب میبارید
گوشهای بین کوچه و بازار
با خودش گفت کاش میمردم
خستهام دیگر از همه از بس
حسرت عمر رفته را خوردم
در همین حال بر زمین خوابید
ناگهان کودکی صدایش کرد
پیرمرد خمیده حیران شد
گیوه را تابهتا که پایش کرد
گفت جانم مرا صدا کردی
زودتر عرضه کن که کارت چیست؟
مس، ملافه، گلیم، یا قالی
حاضرم من بگو که بارت چیست
پسرک گفت: پیش آن کوچه
روضهٔ هفتگی شده برپا
دیگ را از حیاط خانۀ ما
میتوانی بیاوری آقا؟
پیرمرد از جواب او جا خورد
دیگ نذری روضه را میدید
گاریاش را جلو عقب کرد و
به سیهروزی خودش خندید
یادش افتاد عهد دیرین را
روز اول که گاریاش را برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
پیرمردی که در دوراهی بود
این طرف دیگ نذری بیمزد
آن طرف خانوادهاش محتاج
مرگ بر روزگار شادیدزد
دیگ را برد عقل او میگفت:
مزد زحمت بگیر و عاقل باش
که در این روزگار جایز نیست
تنگدستی و کار بیپاداش
دل ولی حرف دیگری میزد
عهد دیرین بهانۀ دل بود
پیرمرد از دلش حمایت کرد
بس که این پیر خسته عاقل بود
دیگ را برد مبلغی نگرفت
دست خالی به خانه برمیگشت
پیرمرد شکسته و تنها
از گذشته شکستهتر میگشت
تا به خانه رسید از بازار
ناگهان مضطرب شد و حیران
پشت در کفشهای بسیار و
داخل خانه مملو از مهمان
از لب پنجره نگاه انداخت
میوههای عجیب و رنگارنگ
عطر ناب برنج ایرانی
نالهٔ زعفران در هاونگ
همسرش که ز خانه بیرون رفت
دید مردش نشسته با حیرت
گفت: از دست پر رسیدن تو
متحیّر شدم خدا قوت
تا تو از خانهمان برون رفتی
پیرمردی شریف و گاریکش
دم در آمد و صدایم زد
گفتم از پشت نرده: فرمایش؟
بیقرارو شکسته چون مرغی
که پر و بال بر قفس میزد
عطش از چهرهاش نمایان بود
تشنه بود و نفسنفس میزد
گفت: این خوار و بار را داده است
مادری قدکمان و آزرده
ما بدهکار همسرت هستیم
دیگ نذری برایمان برده
هرکسی که ندارد عشق تو را
تازه فهمیده که نداری چیست
قصّۀ کلّ عاشقان حسین
قصۀ پیرمرد گاریچی است
✍ رضا صمدیان
🟢فرصتی برای تعلل نداریم!🟢
🔖@darvishnameh
1️⃣آتشسوزی گسترده در جنگلهای ارزشمند هیرکانی منطقه الیت–چالوس، هر ساعت بخش مهمی از این میراث جهانی را نابود میکند. اقدامات تاکنون پاسخگوی سرعت گسترش آتش نیست و هر لحظه تأخیر، به معنای از دست رفتن بخشی از تاریخ طبیعی کشور است.
2️⃣ما امضاکنندگان این کارزار، درخواست فوری اعزام هواپیمای ایلوشن را داریم تا با توان بالای آباندازی هوایی، آتش مهار و از خسارتهای غیرقابلجبران جلوگیری شود.
⭐️فقط اقدامی سریع میتواند آینده این جنگلها را نجات دهد:
https://www.karzar.net/269105
#هیرکانی_در_آتش
#محمد_درويش
📜محل قبر فاطمه(س)
🔹بنا به گزارش ابن شبه نميرى، تاریخنگار قرن سوم، از امام صادق(ع) و برخی دیگر، حضرت فاطمه(س) در خانه خود دفن شدند و آن خانه را عمربن عبدالعزیز در پی گسترش مسجدالنبی به آن ملحق کرد.
🏷 جعفر بن محمد كان يقول: قبرت فاطمة في بيتها الذي أدخله عمر بن عبد العزيز في المسجد ... أنّ عبد العزيز بن عمران كان يقول: إنها دفنت في بيتها، وصنع بها ما صنع برسول الله، إنها دفنت في موضع فراشه.
📚تاریخ المدینه المنورة: ۱ ،۱۰۷-۱۰۸.
🔺️شیخ صدوق، در گزارشی آورده که امام رضا(ع) محل دفن حضرت فاطمه(س) را در بیت خودشان میدانند. همچنین افزودهاند، این مکان در عصر بنیامیه جزو مسجد شده است.
🏷سألت أبا الحسن على بن موسى الرضا عن قبر فاطمة فقال: دفنت في بيتها فلمّا زادت بنو اميه في المسجد صارت في المسجد.
🔺️به گزارش فیض الاسلام، عالم معاصر، اینکه امام علی(ع) پس از دفن حضرت فاطمه(س)، رو به قبر پیامبر(ص) کرده و سلام دادند، یکی از مؤیدات وجود قبر فاطمه(س) در روضه مبارکه است.
📚نهج البلاغة: ٦٥٢.
🔸️اربلی، عالم امامیه قرن هفتم هجری، محل قبر حضرت فاطمه (س) را در بقیع دانسته و بر این باور است که چنین نکتهای در کتابهای تاریخی ذکر شده است.
🏷 الظاهر المشهور مما نقله الناس وأرباب التواريخ والسير أنها دفنت بالبقيع كما تقدم.
📚کشف الغمة: ۱، ۵۰۱.
🔺️مؤلف کتاب دلائل الامامة، گزارش میکند که امیرمؤمنان(ع) بر چهل قبر در بقیع آب پاشید و شبیه هفت قبـر ایجاد کرد تا قبر حضرت زهرا(س) شناخته نشود.
📚دلائل الإمامة: ١٣٣.
https://t.me/chsiqs
@chsiqs
بازیهای رایانهای؛ یک تحلیل روانشناختی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی - پست ۲ از ۶
✍️تحلیلگر: دکتر محمد ترکمان
😎 لنگهم نیست!
چون تا حالا ندیدم کسی یه تحلیل جامع در مورد بازیهای رایانهای به زبون خیلی ساده و خودمونی ارائه بکنه، خودم آستینا رو زدم بالا و یه مجموعه پست براتون نوشتم. خودشیفته نیستما، اما انصافا خودتون بعدش قضاوت کنید چند نفر مثل من توی این مملکت هست اینقدر خوب براتون بنویسه؟ ما عالی نیستیم، ممتاز هم نیستیم، بلکه ما بینظیریم! از این پستهای تحلیلی لذت نبرید! پس چی؟ خیلی خیلی لذت ببرید! خب دیگه زیاد منم منم نکنم. زیادی هندونه نذارم زیر بغل خودم. بسه. بریم سر اصل مطلب. بریم ببینیم چی پختم براتون.
🧠 غواصی در روانشناسی بازی (بخش اول)
تو اصفهان، کنفرانس بینالمللی بازیهای رایانهای قراره برگزار بشه. این کنفرانس یه محور مهم داره. بهش میگن «بُعد انسانی». اینجا دیگه حرف پول و گرافیک نیست. حرف خود آدمه. حرف مغز و روانشه. میخوان ببینن بازی دقیقاً داره با ما چیکار میکنه.
🟢 روانشناسی بازی دقیقاً چیه؟
• یعنی شخم زدن مغز کسی که بازی میکنه (گیمر).
• میخوایم بفهمیم چرا یه نفر ۸ ساعت میشینه پای بازی. اصلاً تکون نمیخوره.
• چرا وقتی میبره، انگار دنیا رو بهش دادن.
• چرا وقتی میبازه، میخواد دستگاه رو بکوبه تو دیوار.
• این علم میگه بازیها چه دکمههایی رو توی مغز ما فشار میدن.
🟡 مثال اول: چرخه پاداش (به انگلیسی: ریوارد لوپ)
• ببینید چقدر ساده کار میکنه. بازی به شما یه مأموریت کوچیک میده. مثلاً میگه «برو ۱۰ تا گرگ بکُش».
• شما میری و این کار رو انجام میدی.
• بازی بلافاصله به شما جایزه میده. مثلاً یه شمشیر خفن یا یه کم طلا.
• مغز شما درجا «دوپامین» ترشح میکنه. یه حس سرخوشی بهتون میده. حال میکنید.
• بازی سریع مأموریت بعدی رو میده. «حالا برو ۱۵ تا خرس بکُش».
• شما میدونی اگه این کار رو هم بکنی، باز اون حس خوبه میاد.
• این چرخه رو هی تکرار میکنی. به این میگن «چرخه اجبار».
• تو بازیهایی مثل «کلش آو کلنز» یا «وُرلد آو وارکرفت» این سیستم بیداد میکنه.
• شما دیگه شاید واسه داستان بازی نمیکنی. شما معتاد اون حس گرفتن پاداش شدی.
🔵 مثال دوم: فرار از واقعیت (به انگلیسی: اِسکیپیسم)
• قبول کنیم دنیای واقعی گاهی سخته.
• ممکنه مشکل کار باشه. مشکل پول باشه. رئیست رو مخت باشه. درس سخت باشه.
• یه نفر ممکنه تو دنیای واقعی، حس کنه «هیچی» نیست.
• ولی وقتی میاد تو بازی، تبدیل میشه به قهرمان.
• میشه شخصیت «اِسکایریم». میشه «ویچر». میشه خفنترین آدم دنیا.
• توی بازی همه بهش احترام میذارن. قدرت داره. کنترل همهچی دست خودشه.
• این اسمش فراره. فرار از دنیای واقعی به جایی که تو «کسی» هستی.
• این همایش میخواد بدونه این فرار تا کجاش خوبه؟ از کجا به بعدش میشه آسیب و بیماری؟
در پست بعدی، ادامه بُعد انسانی رو میشکافیم و میریم سراغ «سلامت روان» و «هویتسازی» در بازیها. منتظر پست بعدی باشید.
با احترام
دکتر محمد ترکمان
https://t.me/drtorkamannezam
خدایا
در روزگاری که انسان را نه با ترازو،
که با دادهها میسنجند،
و روح را با الگوریتمِ رفتارشناسی میخوانند،
به تو پناه میآورم.
در جهانی که هوشِ مصنوعی
به جای قلب سلیم نشسته،
در جهانی که چشمها میبینند
اما نمیفهمند،
و گوشها میشنوند
اما نمیپرسند،
دستم را بگیر.
خدایا
من در عصرِ شلیکِ بیصدا زندگی میکنم،
در روزگارِ جنگهای روانی،
ادراکی،
شناختی.
در زمانی که آدمها را نه با نیزه،
که با خبر،
نه با گلوله،
که با تصویر،
نه با زندان،
که با شبکهها شکار میکنند.
در دنیایی که حقیقت
نه کشف میشود و نه گفته،
بلکه «طراحی» میشود.
در این مهِ غلیظِ سردرگمی،
راهی نشانم بده.
خدایا
در روزگار جهانیشدنِ بیجهانی،
که مرزها فرو ریخته،
اما به دور دلها دیوار کشیده،
که انسان از انسان دور شده،
و نزدیکترین مسئلهٔ هر کس
سایهٔ خودش است،
من هنوز میخواهم
«انسان» بمانم.
نه ابزار،
نه داده،
نه کاربر،
نه محصول.
به من قدرتِ ایستادن بده؛
در برابرِ موجهایی
که مرا به سمتِ «بیخودی» میبرند.
به من توانِ شنیدنِ صدای خودم را بده
در هیاهوی نوتیفیکیشنها،
و توانِ دیدنِ حقیقت را
در میانِ میلیونها فریمِ ساختگی.
خدایا
در جهانی که سرعت،
جای معنا را گرفته،
و مصرف،
جای عشق را،
و بقا،
جای رهایی را،
مرا به خودم بازگردان.
خدایا
در میانِ این همه «هوشمندی»،
به من «حکمت» عطا کن.
در میانِ این همه «اتصال»،
به من «وصل» بده.
در میانِ این همه «داده»،
به من «دیده» بده.
و در میانِ این همه «جهان»،
به من «جهت» بده!
#بزرگراه_نیایش
https://t.me/HosseinGhatib
خدایا
در روزگاری که انسان را نه با ترازو،
که با دادهها میسنجند،
و روح را با الگوریتمِ رفتارشناسی میخوانند،
به تو پناه میآورم.
در جهانی که هوشِ مصنوعی
به جای قلب سلیم نشسته،
در جهانی که چشمها میبینند
اما نمیفهمند،
و گوشها میشنوند
اما نمیپرسند،
دستم را بگیر.
خدایا
من در عصرِ شلیکِ بیصدا زندگی میکنم،
در روزگارِ جنگهای روانی،
ادراکی،
شناختی.
در زمانی که آدمها را نه با نیزه،
که با خبر،
نه با گلوله،
که با تصویر،
نه با زندان،
که با شبکهها شکار میکنند.
در دنیایی که حقیقت
نه کشف میشود و نه گفته،
بلکه «طراحی» میشود.
در این مهِ غلیظِ سردرگمی،
راهی نشانم بده.
خدایا
در روزگار جهانیشدنِ بیجهانی،
که مرزها فرو ریخته،
اما به دور دلها دیوار کشیده،
که انسان از انسان دور شده،
و نزدیکترین مسئلهٔ هر کس
سایهٔ خودش است،
من هنوز میخواهم
«انسان» بمانم.
نه ابزار،
نه داده،
نه کاربر،
نه محصول.
به من قدرتِ ایستادن بده؛
در برابرِ موجهایی
که مرا به سمتِ «بیخودی» میبرند.
به من توانِ شنیدنِ صدای خودم را بده
در هیاهوی نوتیفیکیشنها،
و توانِ دیدنِ حقیقت را
در میانِ میلیونها فریمِ ساختگی.
خدایا
در جهانی که سرعت،
جای معنا را گرفته،
و مصرف،
جای عشق را،
و بقا،
جای رهایی را،
مرا به خودم بازگردان.
خدایا
در میانِ این همه «هوشمندی»،
به من «حکمت» عطا کن.
در میانِ این همه «اتصال»،
به من «وصل» بده.
در میانِ این همه «داده»،
به من «دیده» بده.
و در میانِ این همه «جهان»،
به من «جهت» بده!
#بزرگراه_نیایش