10.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌پیرمردی که میگفت شعر«شهریار» یه بیتش ناقص هست
آیتاللهجوادیآملی
@ranggarang
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_شصت_هفتم🎬:
از زمین و آسمان نهرهای آب با شدت و همراه با طوفانی شدید روان بود و کشتی نجات نوح، همان که در پناه حصن حصین خداوند که چیزی جز همان کلمات مقدسی که باعث پذیرش توبه حضرت آدم نبود، در حرکت بود، حالا هر آنکس که اهل نجات بود در این کشتی عظیم سوار شده بود.
این کشتی بیش از ششصد متر طول و چهارصد متر عرض و چهل متر ارتفاع داشت، کشتی بزرگی که به مثابه شهر زندگان روی زمین بود و با توسل به کلمات مقدس و ذکر«بسم الله مجراها و مرساها» ی حضرت نوح حرکت می کرد و جهت آن مشخص می شد.
در حدیث است که بیش از چهل روز درهای آسمان و چشمه های جوشان زمین باریدن گرفته بود، بیش از چهل روز خورشید و ماه پوشیده شده بود و جز ظلمت و تاریکی چیزی قابل مشاهده نبود، حضرت نوح دو دانهٔ درخشان و نورانی همراه داشت که یکی به نشانه خورشید و یکی به نشانه ماه بود و از روی نور این دو دانه اوقات شب و روز و وقت نماز را مشخص می کرد.
کشتی با سرعت در تاریکی در میان موج های سهمگین به پیش می رفت، گاهی با موجی کج میشد و دوباره با ذکر کلمات مقدس تعادلش را به دست می آورد، چهل روز تاریکی و بارش رودهای خروشان از آسمان و زمین باعث شده بود که گروه نجات یافته در کشتی مدام در اضطرار باشند و یکسره ذکر خدا را بر لب داشته باشند گویی این اضطرار و توسل به حصن حصین می بایست باشد تا در حافظه بشریت باقی مانده در روی زمین، حک شود که قدرت مطلق فقط و فقط از آن خداوند است و نجات هم در سایه توسل به انوار الهی که کسی جز پنج نور مقدس نبودند صورت می گرفت.
آنقدر آب از آسمان باریده و از زمین جوشیده بود که تمام سطح زمین، حتی کوه های مرتفع و سربه فلک کشیده زیر عمق عظیمی ازآب فرو رفته بودند و کشتی نجات به آسمان رسیده بود و در این هنگام بود که ابلیس هم با ترفندی وارد کشتی شد و در پشت حیوانات پناه گرفت تا زنده بماند، یعنی هیچ نوع موجودی به جز برخی آبزیان، در روی زمین زنده نمی ماند حتی ابلیس که از اجنه بود.
کشتی پیش میرفت تا اینکه به بکه رسید و مردم همگان دیدند زمین مملو از آبهای طغیان گر بود به جز نقطه ای از زمین که آن را«بیت عتیق» یا همان کعبه می نامیدند، آب از چندین متر مانده به کعبه موج میشد به جهت مخالف کعبه بر میگشت و دور تا دور خانه خدا خالی از آب بود و این معجزه ای بود تا منزلت خانه خدا به چشم همگان کشیده شود، کشتی نوح چندین بار خانه کعبه را طواف کرد، گویی این مناسک باید همیشه و هر زمان انجام شود و ما فراموش نکنیم که جز گرد خانه خدا گرد هیچ اله و بتی دیگر نگردیم.
کشتی نجات، کعبه را طواف نمود و سپس دوباره در بین موج ها گم شد و به راهی که خداوند اراده کرده بود به پیش می رفت تا مومنین الفبای ایمان را به ترتیبی که خداوند می خواست به چشم ببینند.
ادامه دارد...
📝به قلم: ط_حسینی
@ranggarang
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_شصت_هشتم🎬:
از زمین و آسمان آب می جوشید و گویی این جوشش را پایانی نبود، زمین و آسمان تار شده بود و کور سو نوری یافت نمی شد، ناگهان در این هنگامه کشتی در دام گردابی سهمگین افتاد، انگار آبها بی قرارشده بودند و بی قرارتر از همیشه به بدنه کشتی می خوردند و این امواج ترس و وحشتی شدید را در دل ساکنان کشتی انداخته بود، گویی آبها نوید قیامت را میدادند، مردم به این سو و آن سو میدویدند و از ته قلب خدا را به یاری می طلبیدند اما آبها آرام نمی گرفتند و شاید می خواستند عمق بغضشان را به چشم بنی بشر بکشند.
مردم هراسان به دور نوح جمع شدند و دست به دامان نوح انداختند و یکی از میان جمع با ترسی در صدایش فریاد برآورد: ای نبی خدا! این زمان آبها را چه شده؟! چرا چنین طغیان کرده اند؟! شما را به خدا قسم، دوباره آن رمز و راز مقدس را بر زبان جاری کنید، تا کشتی آرام گیرد.
نوح به روی عرشه کشتی آمد و با زبان سریانی به خدا عرضه داشت: یارحمان اتقن(ای خدا! رحم کن)
در این هنگام به اذن خدا، جبرئیل با لباس مشکی عزا بر روی عرشه کشتی فرود آمد و فرمود: ای پیامبر خدا! می دانید چرا آبها چنین در اضطرابند؟! براستی شما در بالای سرزمینی قرار دارید که «کربلا» نام دارد، در این مکان طوفانی عظیم تر از طوفان تو به پا خواهد شد و فرزند رسول خدا را تشنه لب می کشند و به جای آب، خون خداست که در این سرزمین می جوشد.
نوح که قبلا در زمان ساخت کشتی از این واقعه با خبر شده بود، بر سر و سینه زنان در حالیکه باران اشک چشمانش به شدت هر چه تمام باریدن گرفته بود رو به مؤمنین کرد و فرمود: ای قوم نجات یافته من! آیا می دانید چرا در این زمان و این مکان آبها بی قرارند؟! گویی می خواهند ما را از واقعه ای بزرگ خبر دار کنند
مردم همه سراپا گوش شده بودند تا بدانند دلیل این تلاطم چیست و نوح اینچنین ادامه داد: نام سرزمینی که بر فراز آن قرار داریم نینواست و آنجا را کربلا می خوانند، بدانید که آخرین پیامبران ، همو که خود و اهلش همان کلمات مقدسی هستند که در همه حال باعث نجات بنی بشرند، محمدبن عبدالله است از نسل او دوازده نور مقدس به وجود می آید که هادیان و امامان تمام بشریتند و اما مردم آن زمانه هم گاهی بی وفا می شوند و اهل عذاب...
نواده محمد که نامش حسین است را در همین سرزمین، درحالیکه از وطنش دور است و کنار دو نهر آب در حالیکه تشنه لب است او را می کشند و به همین قناعت نمی کنند و این نور مقدس قبل از شهادتش، کشته شدن تک تک یاران و فرزندان و اهلش را به چشم خویش می بیند، او باید بدن ارباً اربای فرزند جوانش را بر روی دست خویشتن ببیند، او باید با دست مبارک تیر از چشم برادر نازنینش در آورد او دستان بریده علمدار سپاهش را به دور از تن او می بیند، او صدای العطش طفلانش را باید بشنود و برای جرعه ای آب، کودک شش ماهه اش را در جلوی سپاه دشمن به روی دست بالا می آورد و دشمن سنگدل به جای آب، تیر سه شعبه به گلوی فرزند شیره خواره حسین می زند، نوح روضه حسین و یارانش را می خواند و مومنین بر سر و سینه زنان برای نواده رسول آخرین عزاداری می کردند.
نوح گفت و گفت و گفت و رسید به آنجا که فرمود: ای مردم بدانید که نواده رسول خاتم، همان که پنجمین کلمه از کلمات مقدس است را در حالیکه زنده است از قفا سر می برند، او زنده زنده ذبح می شود...
نوح به اینجای روضه که رسید گویی زمین و آسمان تاب شنیدن این مصیبت، از کف داده بود، امواج متلاطم تر از قبل نمود می کرد و مردم بی توجه به موج های سهمگین، بر حسین اشک میریختند و ناگهان صدایی از جمع بلند شد: بس است یا نبی خدا! ما را طاقت شنیدن نیست...ما که سنگ و چوب خوردن شما را دیدیم....ما که بیهوشی و خون پاک شما را که از بدنتان جاری شده بود دیدیم، گمان نمی کردیم مصیبتی بالاتر از این باشد و اینک تاب شنیدن اینهمه مصیبت و روضه را نداریم...خدا به داد دل مادر حسین برسد خدا به داد دل اهل بیت حسین برسد خدا به داد دل زینب برسد که از بالای آن تل باید دست و پا زدن امامش، عشقش ، برادرش و تمام هستی اش را ببیند.
روضه جان گرفته بود و حالا نه تنها نوح روضه می خواند بلکه هر کدام از مومنین برای خود روضه خوان شده بودند، صدای« یاحسین» از عرشه کشتی به آسمان بلند بود و در این هنگام گرداب آرام گرفت و آب از تلاطم افتاد.
حالا تمام اهل کشتی می دانستند که کل اتفاقات این عالم، توسط همان پنج نور مقدس رقم می خورد، درست است که این کشتی، کشتی نجات است اما همگان می دانند که علت نجاتشان چیزی جز محمد و آل محمد نمی باشد.
ادامه دارد...
📝به قلم:ط_حسینی
@ranggarang
✳️ دقت ویژۀ امام در رعایت حقالناس
🔻 نقل شده كه امام خمينی (ره) در شهر نجف برای سخنرانی دعوت بودند. جمعيت زیادی قبل از حضور امام در جلسه حاضر بودند. امام (ره) وقتی خواستند وارد شوند، ملاحظه میکنند هيچ جايی برای پاگذاردن نيست و هرجا پا بگذارند، روی كفش افراد پا گذاشتهاند. ايستادند و در حدی كه نظم كفشها بههم نخورد، کفشها را جابهجا کردند تا در بين كفشها يك راه بهاندازهٔ جای پايشان باز كنند، چون تا این حد مواظب بودند تجاوزی به حقوق ديگران نشود. چون امام خمينی (ره) خوب میفهمند تجاوز به حق ديگران، حتی در حد پا گذاشتن روی كفش افراد، راه ارتباط با آسمان را از انسان میگيرد.
👤 #استاد_اصغر_طاهرزاده
📚 کتاب «فرزندم اینچنین باید بود» ج۱
#⃣ #سلوک
پ.ن: عکس تزیینی و مربوط به جماران است.
✅ اینجا #حرف_حساب بخوانید؛ (برشهای ناب از کتابهایی که خوانده و سخنرانیهایی که شنیدهایم)
@ranggarang
#تدبر_در_قران
✍ در سوره عنکبوت دو معجزه زیبا وجود دارد :
1️⃣ اول
چرا عنکبوت در قرآن به صیغه مونث ياد شده در حالی كه عنكبوت مذكر است⁉️
📖آيه ميگويد مثل الذين اتخذوا من دون الله اولياء كمثل العنكبوت اتخذت بيتا (العنكبوت 41)
آيا متوجه،،، تاء،، مونث در كلمه ،،،اتخذت،،، شديد⁉️
🕷عنكبوت مذكر يا مونث است؟آيا هذا عنكبوت يا هذه عنكبوت گفته ميشود؟
درست هذا عنكبوت است چون مذکر است پس چرا تاء مونث دركلمه اتخذت امده؟؟
منكرين و شكاكان به قرآن ايراد گرفتند و گفتند كه اين خطايی از قرآن است العياذ بالله
گفتند كه بايد كمثل العنكبوت اتخذ بيتا گفته بشه چونکه عنکبوت مذکره
ولی پروردگار اراده کرد معجزه ای در این مورد بیاورد، نشانه ای برای تقویت قلبمان، و کافران را ذلت خواری بیفزاید.
🔬 تکنولوژی امروزی ثابت كرد كه فقط عنكبوت ماده ميتواند تار بتند، در حالي كه عنكبوت مذكر(نر) از تارهای خود فقط برای جابجايی بين درختان و اماكن استفاده ميكند و قادر به تنيدن تار نيست
اگر خداوند متعال در آیه خود می فرمود کمثل العنكبوت اتخذ بيتا، آيه از نظر علمی خطا واشتباه است ولی خداوند متعال تاء مونث را در آيه آورد تا ايمان در دلهايمان تقويت گردد و بدانيم كه كلام حق است
💠❄️2️⃣ دوم
🕷عنكبوت مونث بعد از به دنيا آوردن فرزندان، عنكبوت مذكر را ميكشد و به خارج از منزل می اندازد‼️
و بعد از اينكه فرزندان عنكبوت بزرگ شدن، مادر خود را مي كشند و به خارج از خانه می اندازند‼️
خانواده عجيبی ست از بدترين خانواده ها به معنای واقعی ست‼️
📝خداوند در قرآن كريم وصف كرده خانواده را
(وان اوهن البيوت لبيت العنكبوت لو كانوا يعلمون)
✅منظور سوره از ذکر داستان خانواده و تار عنکبوت این است که فتنه ها همچون تار عنکبوت پیچیده و گرفتار کننده هستند و اهل فتنه خودشان قربانی می شوند.
👑فتبارک الله احسن الخالقین
نشـرپـیامصـدقهجـاریهاست
@ranggarang
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👌توی دنیا به دو نفر حریص باش
@ranggarang
چه کسی می گوید
بهشت همیشه باید سرسبز باشد
اینجا بهشت خاکی ست
خاکی خاکی ....
مثل چادر مادرمان ....
#شلمچه
#مردان_بی_ادعا
#عملیات_کربلای_پنج
@ranggarang
برف که میبارد
یاد تو را هم میآورد ...
۲۷ دیماه ۱۳٦٦
منطقه ماووت عراق
عملیات بیت المقدس۲
پیکر قهرمان آرمیده روی برف
شهید محمد کولیوند
#یاد_کنید_شهدا_را_باصلوات
@ranggarang