eitaa logo
کبوتر سحرگاه؛
28 دنبال‌کننده
55 عکس
1 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/ShafaghtheAr/9237 خیلی لطف کردی، امیرالمومنین حیدر یارت :))
ذره‌های نور، با نخی از زمان، بر مدار زندگی‌ها می‌چرخند. هربار که نوبت ذره‌ای نو می‌‌رسد، یک جرقه می‌زند و وصلتش با سرنوشت جاری می‌شود. نمی‌دانم، اصلا قدرت درک حکمت خدا را ندارم؛ اما می‌دانم تحمل دانستنش در ظرف کوچک تفکّر من جای نمی‌گیرد. هرگاه اندکی سعی، در پی دیدن کمی از این رشته‌ نور‌های کوچک می‌کنم، سردرد می‌گیرم. فقط می‌دانم این روزهای من، نتیجه‌ی جرقه‌ی یک نور‌ پیوسته و طویل است.
خدا برای من خواست، آره... .
هدایت شده از اسرا.
سامرا، رویایی شده بود.
خیر و شر در وجود من، برخلاف یکدیگر می‌وزند و گویی این میان، من در فشاری از جنس ابدیت ایستاده‌ام. می‌گویم ابدیت، چون جو سنگین است. تماس این دو شکل از هوا، مه غلیط می‌سازد. گاهی آنقدر گم می‌شوی که فکرت هرجا را که مه کمتر شود درست می‌داند، اما از کجا معلوم؟ این راه، همیشه مستقیم بوده؛ حرف خداوند ثابت است.
همانطور که در نشانه‌ی ششم گفت: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ»
امشب یاد آن بانویی در دلم تازه شد که چراغ خانه بود، نور خانه در دستان او بود، اصلا او تمامش نور و نور بود. نور علی بود، او همه چیز علی بود.
آغاز من تو بودی، خودت بودی، آغوش خودت بود، عطر خودت بود! با یک پاره از دامن‌ت، می‌شود در شعله‌ی نور پیچیده شوی. آخر مگر عترتت چیزی جز معجزه‌است؟
آغاز من همان یا فاطمة الزهرا، یا بنت رسول الله بود... .
۱۴۴۸/۲/۲۰ قمری ۱۴۰۵/۵/۱۳ شمسی {اربعین حسینی}
هدایت شده از چای و ایوانِ سحر
به قول آنه.. امان از اون آه. آه. از آن ماتم. و عجب.. از آن صبر.