eitaa logo
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
209 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
223 ویدیو
16 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
. حدودا ده دقیقه به یازده بود که سوپروایزر تماس گرفت که خانم نساج اتاق عمل شلوغ شده متاسفانه و باید تشریف بیارید.. در یک لحظه با خودم گفتم من که آنکال نبودم! چرا به من زنگ زدن ؟ ولی خب دیگه چون سوپر زنگ زده بود فکر کردم که لابد اینقدر شلوغ شده که علاوه بر همکار آنکال به شخص دیگه ای هم نیازه.. افکار مختلفی برام به وجود اومد. نکنه تصادف و دعوا و اینا شده باشه! خدا بخیر بگذرونه.. بدو بدو لباس پوشیدم و به اهل منزل گفتم که باید برم اتاق عمل و نفهمیدم چجوری خودمو رسوندم به پارکینگ. تازه قرار بود با خانواده پاشیم بریم پیاده روی شبانه! با نهایت سرعتی که داشتم سعی کردم رانندگی کنم ولی نمی‌دونم چرا شهر این ساعت برعکس تصورم شلوغ بود!! آخه این موقع؟ تقریبا یک ربع بعدش بیمارستان بودمو تایمکس زدمو بدو بدو رفتم سمت اتاق عمل. وارد که شدم دیدم سروصدایی نمیاد و همه چی در کمال آرامشه. خداروشکر کردم. اسکرابمو پوشیدم. همزمان با من دکتر زنان هم رسید. یدونه جراحی مغز اورژانسی درحال انجام بود، الان هم دو تا سزارین اورژانسی! به به. چه شب هیجان انگیزی :/ رفتم سمت اتاق شماره ی دو تا برای جراحی آماده اش کنم. همکارمون اومد گفت فلانی تو آنکال بودی؟ گفتم نه! گفت عه پس چرا چیزی نگفتی ؟ گفتم فکر کردم خیلی شلوغ شده که به منم زنگ زدن :/ قصه این بود که چون یهو باهم اومدن جراحیا و شلوغ شده بود اشتباه دیدن لیست اسامی رو و اشتباها به من زنگ زدن.. خلاصه توفیق اجباری شد و یه تجربه ی جدید ولی تجربه شد که از همون اول اگه شک داشتم به درستی موضوعی، حتما بپرسم و مطمئن بشم.. تقریبا ساعت یک و ربع از بیمارستان خارج شدم و برگشتم سمت خونه و توی خیابون پرنده هم پر نمیزد.. فردا هم شیفت صبحم علی برکت الله.. +احساس میکنم زمانای حضورم توی بیمارستان داره از زمانای حضورم توی خونه بیشتر میشه..😂 + یه کلیپی بود می‌گفت از مزایای اینکه یکی از اعضای خانواده کادردرمان باشه، دسترسی راحت و آسان به امکانات درمانه ولی نکته اش اینجاست که به خود آدم دیگه دسترسی ندارید😅🤌🏻 +منم قبلنا فکر میکردم که چقدر جذابه شب و نصفه شب به آدم زنگ بزنن بگن بیا بیمارستان. ولی حقیقتا چیزی که از بیرون دیده میشه با چیزی که از درون حس میشه فاصلشون از اینجاست تا کره‌ی مریخ و حقیقتا سخت تر و اذیت کننده تر از این تصورات فانتزیه. تو فکر کن دائما برنامه هات سیاله و تقریبا نمیتونی قطعی روی زمانی حساب باز کنی و همیشه باید برنامه های جایگزین و پلن a و b تا... z داشته باشی :) همین
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
انتظار فرج یعنی باور به اینکه همه‌ی نقص‌ها و سختی‌ها با کار و تلاش و توکل قابل برطرف شدن است. ۱۴۰۲/
. من اینجا به نظرم رسید چهار نکته هست: دین، خرد، علم، عزم. این چهار چیز لازم است. ✅ بنیه‌ی دینی، ✅ بنیه‌ی علمی، ✅ بنیه‌ی عقلی، ✅ و بنیه‌ی ارادی، عزمی؛ عزم راسخ، اراده‌‌ی راسخ؛ اینها را باید در خودتان قوی کنید. هر کس که در این کارها خودسازی بیشتری انجام بدهد، فردا امکان تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت بعضی‌ها به قلّه میرسند؛ بعضی‌ها ممکن است به قلّه نرسند، امّا در یک حدودی تأثیر میگذارند.. بستگی دارد به اینکه شما چقدر خودتان را آماده کنید.. 1402/01/29
جوانهای عزیز ! راهِ روشن را با جدّیّت دنبال کنید.. راه روشنِ چی؟ انقلاب و اسلام و کشور و نظام و مانند اینها.. کشور به شماها نیاز دارد.. در این راه احتیاج دارید به ✅ آرمان‌خواهی.. احتیاج دارید به ✅ امید.. احتیاج دارید به ✅ عقلانیّت... ✅ آرمان‌خواهی یعنی: همان نگاه به افقهای دور.. این اگر نباشد، حرکت امکان ندارد.. آرمان‌خواهی، موتورِ پیشرانِ حرکت است.. ✅ امید، سوختِ این موتور است.. اگر امید نباشد، این موتور حرکت نمیکند.. آرمان‌خواهی در دلش میماند و غصّه‌اش را میخورد اگر امید وجود نداشته باشد! ✅ عقلانیّت هم فرمانِ این موتور است.. باید با عقلانیّت فکر کنید و خردورزی کنید و پیش بروید.. ۱۴۰۲/۰۱/۲۹
سقف خیلی مهمه.. یه سقف هایی هست که آدم زیرشون دق می‌کنه.. + موقع انتخابِ سقف، آرمان‌گرا باشیم.. سقف تو تمام شئونات زندگی.. سقف را هرجور که میخواهی تعبیر کن :) +چرا من باید این وقت روز وسط شیفت هوس کنم کباب کوبیده با گوجه و کره و ریحون و نون سنگک تازه‌ی اطراف حرم حضرت معصومه رو بخورم ؟🚶🏻‍♂ :/
عارف بزرگ میرزا حسینقلی همدانی به عنوان آخرین توصیه به یکی از شاگردهاش میگه: هر وقت تونستی کفشِ کسانی رو که باهاشون مشکل داری جفت کنی، اون وقت آدم شدی.. :) ‌ والا که حق گفته..
همون که صائب گفته: افسوس که ایّامِ شریفِ رمضان رفت چون باد، سَبک آمد وُ چون کوه، گِران رفت..
نفس خود را از هر پَستی و زشتی نگهدار حتی اگر آن زشتی، تو را به اهدافت برساند! چون نمیتوانی به اندا‌زه‌ی آبرویی که از دست میدهی؛ ارزشی بدست آوری... ❞مولاعلی، نهج‌البلاغه، نامه۳۱ +هدف، وسیله رو توجیه نمیکنه دوست عزیز! به خودت بیا..