eitaa logo
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
213 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
223 ویدیو
16 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
پرسید: یاعلی! زهد را در یک جمله برای من تعریف کن. فرمود: زاهد کسي است که برای آنچه از خوشي‌هاي زندگي نصيب او مي‌شود، خودش را نبازد و آنچه از ناخوشي‌ها نصيب او مي شود، به ناله و زاري نيفتد. @alaviaat | خُطبه‌سلونی
پارسال همچین روزی، غروبش لباس قشنگامونو پوشیدبم و رفتیم تو خیابون امام رضا لا به لای موکبا قدم زدیم و خودمونو رسوندیم حرم آقا زیارت و عرض تبریک ولادت... شبش داغون و مضطرب و اشک آلود تا صبح بیدار بودیم... صبحش با اشک لباس مشکی‌مونو پوشیدیم رفتیم تو خیابون امام رضا وسط موکبا و ریسه های رنگی، به سر و سینه زدیم که عزا عزا ست امروز روز عزاست امروز....... خیابون امام رضا توی روز میلاد آقا، از جمعیت سیاهپوش لبریز بود ... میله های وسط خیابون رو برداشته بودن که نکنه کسی بخاطر فشار جمعیت لای میله ها آسیب ببینه..... هرچی به حرم نزدیکتر میشدیم، فشار جمعیت بیشتر میشد.. چه روزی بود سید... برای ما دهه هفتادی‌های انقلاب ندیده، جنگ تجربه نکرده، ترور پشت سر هم بزرگان انقلاب رو نچشیده و فوت امام ندیده، چه غم بزرگی بود و چقدر سینه هامون برای تحملش کوچک.. به قول رفیقی اگر دنیا به کاممون بود، الان باید مجددا درگیر تبلیغات ستادت می‌شدیم آقا سید.. در نامۀ ما سیاه‌رویان امضای عنایت علی سبز....
اولین جشن غدیر ۲۸ سال بعد از واقعه ی غدیر توسط خود مولا علی گرفته شد که به خلافت رسیده بودن.. روایت هست که حضرت اطعام کردن، لباس نو پوشیدن و به مردم انگشتر عقیق و لباس هدیه دادن. چندین سال بعد، آقا علی بن موسی الرضا هم دومین جشن غدیرو گرفتن و همینطور به بقیه هدیه دادن.. این سنت های قشنگ رو ادامه بدیم.. فقط مخصوص سادات نیست!
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای خدا فقط تلاش تو مهمه ! نه خوبی ها و بدی های تو... + کی خوبه ؟ - اون که خارج از ملکاتش، سعی کرده :) + در ادامه‌ی بحث خافضة رافعة..
هدایت شده از خیریه‌ی هَمّ
____ خانم سرپرست خانواری در یکی از روستاهای شهر آمل زندگی می‌کنن. ایشون مادر یک پسر معلول بهزیستی و یک دختر هستن. برای تامین مخارج زندگی، بازار فروشِ بازارهای محلی شهرشون رو بررسی کردن. تصمیم گرفتن یک دستگاه جوجه‌کشی تهیه کنن و جوجه‌ها رو بفروشن. ما نیت کردیم برای این ماه، انشاءالله با مشارکت شما عزیزان دستگاه جوجه‌کشی رو براشون تهیه کنیم.🤝 ✨حجت‌های ما برای کمک به این خانم: 1️⃣ سرپرست خانوار هستن. 2️⃣ یک دختر و یک پسر معلول دارن. 3️⃣ با فروش جوجه‌ها قصد تهیه مخارج اولیه زندگی رو دارن. 4⃣ ایشون به عنوان یک مادرِ سرپرست خانوار، برای گذران زندگی وابسته به کمک‌های مردمی هستن. اگر بتونن کارآفرینی کنن و رو پای خودشون بایستن، عزت‌نفس و امید به خودشون و فرزندانشون برمی‌گرده. شماره کارت جهت مشارکت شما: 💳
6063731249885725
✨تکلمه: این مادر با دو فرزند، داخل یه خونه خیلی کوچیک زندگی می‌کنن. انقدر کوچیک که برای راه‌اندازی کارشون جا ندارن و قراره دستگاه رو به خونه خواهرزاده‌شون ببرن و اونجا شروع کنن. و اما مادر پرتلاش و زحمتکش‌مون، پیش‌پیش یه نیت ارزشمند کردن. اگر با این کارآفرینی، گره‌های مالی زندگی‌شون باز شه، خودشون هم به این پویش امام‌ زمانی ملحق می‌شن.😇 اینجوری پولی که این ماه به کمک شما عزیزان جمع می‌شه، دوباره به این زنجیره برمی‌گرده. @mosharekat_tolid
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
﷽ ____ #ماه_سوم #مورد_سوم خانم سرپرست خانواری در یکی از روستاهای شهر آمل زندگی می‌کنن. ایشون مادر ی
بچه‌ها :) این شما و این موردِ خرداد ماه‌ِمون برای مشارکت در تولید با یک درصد های شما❤️ نیتشون خیلی قشنگ نیست ؟ :)
چه بخوانی، چه برانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانى نه من آنم که برنجم نه تو آنی که بمانی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشستم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی، چه نخواهی باز کن در، که جز این خانه، مرا نیست پناهی✨🤍
علی! برای من چهارم خردادِ هزار و چهارصد و چهارِ هجری شمسی، شروع کتابِ جدیدی از زندگی‌ام است که قلبم را گرم‌تر، عقلم را مشغول‌تر، روحم را نازک‌تر، ظرفیتم را وسیع‌تر و اتصالاتم را بیشتر می‌کند. از صاحب اسمت می‌خواهم من را در این امانت‌داری یاریِ ویژه‌ای کند تا یآر شوی برای پیاده کردن سنت‌های الهی :)🌱♥️ + یکشنبه‌، ۲۷ ذی القعده‌ی ۱۴۴۶، ۱۴۰۴/۰۳/۰۴
چه پسر بچه‌ها که یک شبه در مکتب تو مرد میدان شدند جناب روح الله :) + مامانم برگه های دانش آموزانشو آورده بود تصحیح کنه. گفتم بیا پیش مامان بزرگت بخواب من به کارام برسم :)
یَا مُمْسِکَ یَدَیْ إِبْرَاهِیمَ عَنْ ذَبْحِ ابْنِهِ بَعْدَ کِبَرِ سِنِّهِ وَ فَنَاءِ عُمُرِهِ.......💔 + روضه بخون.. - ای همه‌ی دار و ندارم نای برگشتن به خیمه رو ندارم زیر پا موندی چرا ای پاره پاره‌م؟ علی... اینهمه صدات زدم رومو زمین نزدی علی..